با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب پل‌های مدیسن کانتی اثر رابرت جیمز والر

دانلود و خرید کتاب پل‌های مدیسن کانتی

۴٫۰ از ۱۱۰ نظر
۴٫۰ از ۱۱۰ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب پل‌های مدیسن کانتی  نوشته  رابرت جیمز والر  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب پل‌های مدیسن کانتی

«در جهانی که وفاداری به تعهدات فردی به هر شکل آن، مفهوم خود را از دست داده و عشق به ابزار لذت و تنوع‌طلبی بدل شده، بازگفتن چنین داستان مهمی ارزش‌مند است.»

«پل‌های مدیسن‌کانتی» رمان پرفروش رابرت جیمز والر، زندگی یک زن تنها و خانه‌دار ایتالیایی را روایت می‌کند.

فرانچسکا با عکاسی به نام رابرت کین کید که برای عکس گرفتن از پل‌های روبسته مدیسن کانتی به شهر آمده رابطه‌ای مخفیانه برقرارمی‌کند و داستان حول این رابطه شکل می‌گیرد. این رمان با فروختن بیش از ۵۰ میلیون نسخه در سراسر جهان یکی از پرفروش‌ترین رمان‌های قرن بیستم شناخته شده‌است. اقتباس سینمایی این اثر به‌یادماندنی نیز با بازی مریل استریپ و کلینت ایستوود علاوه بر جلب رضایت تماشاگران، تحسین منتقدان را هم درپی داشت و مریل استریپ برای بازی در این فیلم، نامزد جایزه اسکار شد.

والر در این اثر عاشقانه که قلب انسان را لمس می‌کند نشان می‌دهد که آدمی وقتی حقیقتا شروع به اندیشیدن و حس کردن می‌کند که نخستین عشق به سراغش بیاید.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶۶)
عاشق کتاب
۱۳۹۷/۰۵/۱۴

صبر پرید..... از دلم........ عقل گریخت....... از سرم....... تا به کجا کشد مرا...... مستی بی امان تو...... فوق العاده بود.

-Dny.͜.
۱۳۹۹/۰۲/۱۷

کل کتاب در این چند جمله خلاصه میشه " زندگی کوتاه تر از اونیه که خودتو فدای دیگران بکنی ! دنبال آرزو هات برو کسی رو که دوسش داری و دوست داره رو هرگز رها نکن یه روز می فهمی

- بیشتر
بلاتریکس لسترنج
۱۳۹۷/۱۱/۱۹

من چقد موقع خوندن این کتاب عاشق بودم یادش بخیر همه چیز شبیه معجزه های کوچیک بود که بعدش خراب شد

محمد شریعتی
۱۳۹۹/۰۲/۰۹

یه داستانِ عاشقانه که ۴ روز تو دنیای واقعی و بیست و خورده‌ای سال تو فکر و احساس و روح دو تا عاشق می‌گذره! داستان خیلی خاصی نبود، داستان دو نفر که ۴ روز رو با هم می‌گذرونن و عاشق هم

- بیشتر
مباشری
۱۳۹۸/۰۹/۰۴

فکرمیکنم حدود ده سال پیش این کتاب روخوندم وهمون زمان کلی لذت بردم ازاون زمان خیلی میگذره ولی همیشه گوشه ی ذهنم داستان این کتاب همراهم بودوحالاکه دوباره دارم میخونمش سعی میکنم جوری بخونم که زود تموم نشه این کتاب

- بیشتر
امیرحسین
۱۳۹۹/۰۸/۰۸

سلام :) عالی بود! یک داستان واقعی که خب معمولی بود و شخصیت های معمولی داشت ولی در عین حال عالی بود! صمیمیتی که توی داستان بود واقعا جذاب بود و حس فوق العاده ای تداعی میکرد. البته از روی

- بیشتر
Sevda
۱۳۹۹/۰۷/۱۵

یه داستان عاشقانه ولطیف که باخوندنش بغض میکنیدوچه بسا گریه کنید!البته عاشقانه ی لطیفی که درپی یه خیانت چندروزه به وجودمیاد،که هرچند لطیف، ولی تلخه!

Bahar Parsa
۱۳۹۸/۱۲/۰۷

کتاب عاشقانه بی نظیری بود. آدم هایی که توی این کتاب باهاشون آشنا شدم هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشن. میتونم با احساسات شون همزادپنداری کنم و توی لحظات مختلف تصورشون کنم. خیلی وقتها به غذایی که فرانچسکا با سبزیجات پخت

- بیشتر
zeynab_m91
۱۳۹۸/۱۰/۱۰

عاشقی کن، بیخیال وصل و هجران ای عزیز گاه گاهی جاده ها از شهر مقصد بهترند...💙 این کتاب منو یاد کتاب ملت عشق انداخت...! ولی خب یه تفاوت بارز داشت.. کتاب تاثیرگذاری بود👌 داستان هر چه جلوتر میرفت کشش بیشتری داشت..

عاطفه
۱۳۹۹/۰۸/۰۷

خیلی خوشم اومد. بسیار گریستم چون زندگیه زنه رو شبیه زندگی خودم دیدم البته بجز ماجرای عشقیش! اینکه از آرزوهام دورم و اونجایی که باید باشم نیستم.متن روان و داستان ساده هرچند آخرش بعضی جاها احساس میکردم زیاده گویی شده

- بیشتر
بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۲۲۸)
به عدسی دوربین نگاه می‌کنم تا عکس بگیرم، تو را می‌بینم. می‌خواهم مقاله بنویسم، می‌بینم دارم دربارهٔ تو می‌نویسم.
-Dny.͜.
من زنده‌ام اما قلبم را دفن کرده‌ام. این بهترین توصیفی است که می‌توانم بکنم. قبل از تو چند زن در زندگی‌ام بودند، اما بعد از تو هیچ.
-Dny.͜.
«بوی آرامش؟ مگر می‌شود چیزی بوی آرامش بدهد؟»
گندم
رؤیاهای قدیمی رؤیاهای خوبی بودند. به واقعیت در نیامدند، اما به هر حال خوشحالم که داشتمشان.
عاشق کتاب
خدایا، آخر او خیلی خواستنی است. در خودش چیز بخصوصی دارد. یک چیزی که نمی‌گذارد چشم از او بردارم.
-Dny.͜.
«من مطمئن نیستم که تو در درون من باشی، یا من در درون تو باشم، یا مالک تو باشم. حداقل مایل نیستم مالک تو باشم. من فکر می‌کنم ما هر دو درون موجود تازه‌ای هستیم که خودمان خلقش کرده‌ایم: موجودی به نام (ما)».
عاشق کتاب
یک بار یک غاز کانادایی دیدم که جفتش به دست شکارچی‌ها کشته شد. می‌دانی، غازها همهٔ عمر فقط یک جفت انتخاب می‌کنند. غاز نر روزها و روزها دریاچه را دور می‌زد. آخرین باری که دیدمش، تنها روی آب شنا می‌کرد و هنوز دنبال جفتش می‌گشت. گمان می‌کنم چنین تشبیه و قیاسی برای امتحان ادبیات خوب باشد، اما دقیقاً وصف حال من است.
عاشق کتاب
جهانی که وفاداری به تعهدات فردی به هر شکل آن، مفهوم خود را از دست داده و عشق به ابزار لذت و تنوع‌طلبی بدل شده
سیّد جواد
دوباره به عکس نگاه کرد. آن را وارسی کرد. با خود فکر کرد: خوشگل بودم‌ها! و کمی با تحسین به عکس خود لبخند زد. «هرچند، قبل یا بعد از او هرگز به آن زیبایی نبودم. زیبایی از او بود»
zeynab_m91
او یاد گرفته بود که هیچ وقت قدرت مخابرهٔ ناگهانی اخبار کم‌اهمیت در شهرهای کوچک را دست‌کم نگیرد.
zeynab_m91

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۴۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۷/۰۲
شابکundefined
تعداد صفحات۱۴۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۶/۰۷/۰۲