جملات زیبای کتاب پل‌های مدیسن کانتی | طاقچه
تصویر جلد کتاب پل‌های مدیسن کانتیsubscriptionAvailable

کتاب پل‌های مدیسن کانتی

نوع کتاب
۳.۹(از ۳۳۱ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
-Dny.͜.
۱۰۹
به عدسی دوربین نگاه می‌کنم تا عکس بگیرم، تو را می‌بینم. می‌خواهم مقاله بنویسم، می‌بینم دارم دربارهٔ تو می‌نویسم.
عاشق کتاب
۸۱
رؤیاهای قدیمی رؤیاهای خوبی بودند. به واقعیت در نیامدند، اما به هر حال خوشحالم که داشتمشان.
-Dny.͜.
۷۹
من زنده‌ام اما قلبم را دفن کرده‌ام. این بهترین توصیفی است که می‌توانم بکنم. قبل از تو چند زن در زندگی‌ام بودند، اما بعد از تو هیچ.
گندم
۶۰
«بوی آرامش؟ مگر می‌شود چیزی بوی آرامش بدهد؟»
-Dny.͜.
۴۹
خدایا، آخر او خیلی خواستنی است. در خودش چیز بخصوصی دارد. یک چیزی که نمی‌گذارد چشم از او بردارم.
عاشق کتاب
۴۸
«من مطمئن نیستم که تو در درون من باشی، یا من در درون تو باشم، یا مالک تو باشم. حداقل مایل نیستم مالک تو باشم. من فکر می‌کنم ما هر دو درون موجود تازه‌ای هستیم که خودمان خلقش کرده‌ایم: موجودی به نام (ما)».
عاشق کتاب
۳۵
یک بار یک غاز کانادایی دیدم که جفتش به دست شکارچی‌ها کشته شد. می‌دانی، غازها همهٔ عمر فقط یک جفت انتخاب می‌کنند. غاز نر روزها و روزها دریاچه را دور می‌زد. آخرین باری که دیدمش، تنها روی آب شنا می‌کرد و هنوز دنبال جفتش می‌گشت. گمان می‌کنم چنین تشبیه و قیاسی برای امتحان ادبیات خوب باشد، اما دقیقاً وصف حال من است.
سیّد جواد
۳۴
جهانی که وفاداری به تعهدات فردی به هر شکل آن، مفهوم خود را از دست داده و عشق به ابزار لذت و تنوع‌طلبی بدل شده
zeynab_m91
۳۱
دوباره به عکس نگاه کرد. آن را وارسی کرد. با خود فکر کرد: خوشگل بودم‌ها! و کمی با تحسین به عکس خود لبخند زد. «هرچند، قبل یا بعد از او هرگز به آن زیبایی نبودم. زیبایی از او بود»
ف مجتهدی
۱۷
اول باید تصاویر را ببینید تا بعد کلمات بیایند
ف مجتهدی
۱۴
«تحلیل کردن، تمامیت‌ها را خراب می‌کند. بعضی چیزها، چیزهای سحرآمیز، باید به صورت یک تمامیت باقی بمانند. اگر به جزئیاتشان نگاه کنی، از بین می‌روند
52HERTZ
۱۱
از شما درخواست می‌کنم او را بخشی از خانوادهٔ خودمان بدانید
شیرین
۱۰
در جهانی که به طرز روزافزونی عاری از عواطف می‌شود، همهٔ ما درون لاک‌هایی زندگی می‌کنیم متشکل از رنجش‌ها و نازک‌طبعی‌هایی که زخمی شده و به‌کرات رویه بسته و سخت شده‌اند.
امیر
۱۰
زن‌ها به نوعی از مردان می‌خواستند که در عین شوهر بودن، شاعر، تحریک‌کننده و عاشقی شوریده هم باشند.
ف مجتهدی
۹
انجام کارهای پیچیده آسان است. کار واقعی در سادگی است
zeynab_m91
۸
او یاد گرفته بود که هیچ وقت قدرت مخابرهٔ ناگهانی اخبار کم‌اهمیت در شهرهای کوچک را دست‌کم نگیرد.
Yasaman
۸
«من مطمئن نیستم که تو در درون من باشی، یا من در درون تو باشم، یا مالک تو باشم. حداقل مایل نیستم مالک تو باشم. من فکر می‌کنم ما هر دو درون موجود تازه‌ای هستیم که خودمان خلقش کرده‌ایم: موجودی به نام (ما)».
کاربر ۱۲۳۸۰۵۱
۷
«آنچه او برایم به‌جا گذاشت، بیشتر از آنی بود که من برایش
Yasaman
۶
«خب، ما در واقع درون آن موجود تازه نیستیم. ما خود آن موجود تازه هستیم. ما هر دو از خود تهی شده‌ایم و چیز دیگری آفریده‌ایم، چیزی که صرفاً در هم‌بافتهٔ هر دوی ماست. خدای بزرگ، ما عاشق شده‌ایم. چنان عاشق که عمیق‌تر و درونی‌تر از آن مقدور نباشد»
منا نصرالهی
۶
خواستن تو در هر روز، هر لحظه، در ضجهٔ بی‌امان زمان، زمانی که هرگز با تو نخواهم گذراند، عمیقاً در ذهنم طنین می‌اندازد.
Mitir
۶
در جهانی که به طرز روزافزونی عاری از عواطف می‌شود، همهٔ ما درون لاک‌هایی زندگی می‌کنیم متشکل از رنجش‌ها و نازک‌طبعی‌هایی که زخمی شده و به‌کرات رویه بسته و سخت شده‌اند.
وحید قرایی
۶
کارش را ترک کرد و با خود گفت: «تو از جنس همان چیزی هستی که به وجود می‌آوری».
zeynab_m91
۵
در جهانی که وفاداری به تعهدات فردی به هر شکل آن، مفهوم خود را از دست داده و عشق به ابزار لذت و تنوع‌طلبی بدل شده، بازگفتن چنین داستان مهمی ارزش‌مند است.
zeynab_m91
۵
به عدسی دوربین نگاه می‌کنم تا عکس بگیرم، تو را می‌بینم. می‌خواهم مقاله بنویسم، می‌بینم دارم دربارهٔ تو می‌نویسم.
Azar
۵
من زنده‌ام اما قلبم را دفن کرده‌ام. این بهترین توصیفی است که می‌توانم بکنم. قبل از تو چند زن در زندگی‌ام بودند، اما بعد از تو هیچ. نه اینکه به عمد خود را متعهد به تجرد کنم، بلکه دیگر علاقه‌مند نبودم.
honeybee
۵
«من مطمئن نیستم که تو در درون من باشی، یا من در درون تو باشم، یا مالک تو باشم. حداقل مایل نیستم مالک تو باشم. من فکر می‌کنم ما هر دو درون موجود تازه‌ای هستیم که خودمان خلقش کرده‌ایم: موجودی به نام (ما)».
♡ fatm ♡
۵
آن قدر دوستت دارم که برای یک لحظه هم نمی‌خواهم مانعت شوم و محصورت کنم. اگر چنین کنم، آن حیوان نر باشکوهی را که خودت هست، از بین خواهم برد. و قدرت تو هم با او از بین خواهد رفت
♡ fatm ♡
۵
من زنده‌ام اما قلبم را دفن کرده‌ام.
فاطمه
۴
او به من گفت ما دیگر دو موجود جدا از هم نیستیم. ما تبدیل به موجود سومی شده‌ایم که متشکل از هر دوی ماست. دیگر هیچ یک از ما مستقل از آن موجود وجود نداریم.
شطرنج باز
۴
در جهانی که به طرز روزافزونی عاری از عواطف می‌شود، همهٔ ما درون لاک‌هایی زندگی می‌کنیم متشکل از رنجش‌ها و نازک‌طبعی‌هایی که زخمی شده و به‌کرات رویه بسته و سخت شده‌اند. من نمی‌دانم مرز میان رنج‌های حقیقی و احساسات مبالغه‌آمیز کجاست.