«دقیقاً نیمه شب» داستانی بلند با محوریت وقایع سال ۸۸ از حسینعلی جعفری (-۱۳۴۴) است. این کتاب داستانی با ریزپردازیهای دقیق و مستند با اندکی چاشنی تخیل است و به ماجرای شخصیتی میپردازد که طی داستان دچار تحول میشود و در مجموع تحلیلی سیاسی از وقایع سال ۸۸ در قالب رمان است:
«میخواهم خودکشی کنم. کمک میکنی؟»
صادق پیامک ناشناس را چند بار میخواند و فکری میشود که چه کسی این وقت شب دارد سر به سرش میگذارد. ساعت گوشیاش که نوکیای دوصفر یازده با سیمکارت کد دو است، ۰۰: ۰۰ را نشان میدهد.
ـ تماس رأس ساعت صفر.
ناشناس تماس گرفت و بعد از شنیدن صدای او قطع کرد و بعد این پیامک را فرستاد.
ـ کی میتونه باشه؟
آخرین فیش را میخواند: «ریچارد کاتم کارشناس ارشد مسائل ایران در سازمان سیا: هر مقالهای که مینوشتم به سرعت در مطبوعات روز بعد ایران چاپ میشد.»
ـ بیچاره دکتر مصدق!
فیشها را دسته میکند و از پشت میز که... مورموش میشود. پایش را پس میکشد که میخورد به پایه صندلی. خم میشود و زیر میز را میجورد. سوسک کوچکی گوشه پایه میز کامپیوتر کز کرده است. تهدیدش میکند: «به به! چشمم روشن! کارتون به جایی رسیده که میآیین توی اتاق خواب من؟
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب دقیقاً نیمهشب و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
عالی بود واقعا دوسش داشتم . من نسخه چاپیش رو خوندم و خیلی خوشم اومدم . شروع جذابی داشت و کسی که داستان رو ندونی نمیتونه ادامش رو راحت پیش بینی کنه . واقعا روند داستان برای توضیح وقایع اون...بیشتر
۰
mhkh
۱۴۰۲/۰۴/۲۵
هنوز خواندن کتاب را به انتها نرسانده ام.
فقط ای کاش نویسنده بک بار نوشته اش را می خواند.
مگر می شود این همه غلط نگارشی بک جا جمع شود ؟!
راوی روایت می کند، ضمیرها در همان جمله اول شخص است! نه...بیشتر
برای هر کاری فردایی هست و همین فرداها کارها را خراب میکنند.
ترنج
۵
گر همین است خطایم که تو را دارم دوست
بعد از این بیشتر از پیش خطا خواهم کرد!
Ketabkhoram
۱
خانمحسامی هم فقط یکبار، دقیقاً یکبار، به صادق میگوید: «تقلب شده حتماً.» و او آرزو میکند که ای کاش اندازه همین خانم به همه حرفهای درست و غلط خودش اطمینان داشت. ثبات میدهد به آدم. آرامش میدهد به آدم. آرامش غلط بهتر از شک درست است. این اگر و مگر و شاید آدم را میکشد. پیر میکند آدم را. میشکند آدم را. با آرامش غلط نهایتش این است که الاغ به دنیا آمدی گاو از دنیا میروی. همین.
وحید
۱
ـ همیشه نگاهی رو باور داشته باش که وقتی از اون دور میشی منتظرت میمونه....
ترنج
۱
فیمنیستترین زنها هم وقتی میخواهند با مردسالاری مبارزه کنند شکل و شمایل مردانه به خود میگیرند. غیر این است که ادای مردها را درمیآورند و دوست دارند مثل مردها باشند؟
ترنج
۰
دستش میلرزید هماهنگ با سرش. رقصی ناخواسته با ضرب آهنگی بیصدا از پنجه روزگارِ رفته.
ترنج
۰
پیرمرد کلمهای است که صادق را بیشتر یاد دکترمصدق میاندازد. یک پیرمرد معمایی. شعار مردمی میدهد و مجلس را که نماد مردمیبودن است منحل میکند. به کاشانی که به او هشدار میدهد نسبت به وقوع کودتا، جواب سربالا میدهد.
ترنج
۰
سالهاست که دیگر از هر چه فوتبال بدش میآید. آبی و قرمز هم ندارد. فوتبال پولکی دیگر رنگ و بوی هنر عشقبازی با توپ گرد را ندارد. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
ترنج
۰
عوام را شاید بشود راهنمایی کرد ولی با این روشنفکری مدعی خدایی چه میشود کرد؟ هیچ. زمین شده دهکده همین خدایان. اگر از سریر کبریایی خودشان یکی دو پله پایین بیایند شاید بشود کاری کرد. نمیآیند. هرگز نمیآیند. جز خودشان هیچکس را داخل آدم حساب نمیکنند.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
عالی بود واقعا دوسش داشتم . من نسخه چاپیش رو خوندم و خیلی خوشم اومدم . شروع جذابی داشت و کسی که داستان رو ندونی نمیتونه ادامش رو راحت پیش بینی کنه . واقعا روند داستان برای توضیح وقایع اون...بیشتر
هنوز خواندن کتاب را به انتها نرسانده ام. فقط ای کاش نویسنده بک بار نوشته اش را می خواند. مگر می شود این همه غلط نگارشی بک جا جمع شود ؟! راوی روایت می کند، ضمیرها در همان جمله اول شخص است! نه...بیشتر