
کتاب کتاب پدران
معرفی کتاب کتاب پدران
کتاب پدران (The book of fathers)، نوشته میکلوش واموس و ترجمه سهراب طاوسی، رمانی دربارهی چند نسل از یک خانوادهی یهودی مهاجر در مجارستان است که گروه انتشاراتی ققنوس در سال ۱۴۰۳ آن را منتشر کرده است. این رمان در مجموعهی ادبیات جهان و در قالب اثری بلند، میان تاریخ، خاطره، اسطوره و زندگی روزمره رفتوآمد میکند و از دل سرگذشت یک خاندان، تصویری از جنگها، کوچها، شورشها و دگرگونیهای اجتماعی ارائه میدهد. ساختار چندنسلی و پیوند سرنوشت فردی با حوادث بزرگ تاریخی از ویژگیهای برجستهی این کتاب است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب پدران اثر میکلوش واموس
کتاب پدران رمانی از میکلوش واموس است که از خلال سرگذشت یک خانوادهی یهودی و مهاجر، تاریخ پرآشوب مجارستان را طی چند قرن دنبال میکند. داستان از اوایل سدهی هجدهم و روزگار جنگ، شورش و غارت روستاها آغاز میشود و تا جهان سایههای پستمدرنیسم پیش میآید. در این مسیر، جنگ، مهاجرت، شورشهای محلی، فروپاشی نظمهای قدیمی و شکلگیری جهان جدید در زندگی شخصیتها رسوب میکند و هر نسل ردّی از نسل پیشین را در خود دارد.
کتاب پدران بر محور خاطره، دستنوشتهها و پارشمنها شکل گرفته است؛ پدرها و پدربزرگها مینویسند و میکوشند روزگار خود را ثبت کنند و نسلهای بعدی این نوشتهها را میخوانند، بازنویسی میکنند و از نو معنا میبخشند. از باباچاکزرِ چاپچی و مهاجر تا کورنلِ نجاتیافته از کشتار و بعدها کارخانهدار شیشهگر و سپس فرزندان او، هرکدام در نقطهای از تاریخ ایستادهاند و با رؤیاها، ترسها و خاطرات نیاکان خود زندگی میکنند. میکلوش واموس این کتاب را در ۱۲ فصل نوشته است؛ فصلهایی که گاه با توصیفهای پرجزئیات از طبیعت، روستا، جنگل و آسمان آغاز میشوند و سپس به ماجراهای خانوادگی، جنگ، فقر، عشق، کار و بیماری میرسند.
خلاصه داستان کتاب پدران
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب پدران سرگذشت طولانی یک خاندان یهودی و مهاجر را از روستایی در مجارستان تا شهرها و کارخانهها و خانههای مرفه دنبال میکند. داستان با باباچاکزر، چاپچی مهاجر، آغاز میشود که در میان جنگ و غارت میکوشد خانوادهاش را نجات دهد و خاطراتش را بر پارشمن ثبت کند. نوهاش، کورنل، کودک تیزهوشی است که از کشتار روستا و فروریختن اشکفت جان سالم به در برده و در تنهایی، همراه سگی ولگرد، یاد میگیرد بخواند، بنویسد و زنده بماند.
سالها بعد، کورنل به اسطبلدار و سپس کارخانهدار شیشهگری تبدیل میشود، ازدواج میکند، فرزندانی به دنیا میآورد و مسئلهی میراث، وصیت، مسئولیت و ادامهی نام خانواده پیش میآید. در پسِ این زندگیها، جنگها، شورشها، بیماریها و بحرانها جریان دارند و هر نسل باید راهی برای معنادادن به رنجها و مکاشفههای خود پیدا کند.
چرا باید کتاب پدران را بخوانیم؟
کتاب پدران با ترکیب تاریخ، زندگی خانوادگی و تأمل دربارهی نوشتن و حافظه، تصویری پرجزئیات از چند نسل در دل تحولات اروپا ارائه میدهد. خواننده در این کتاب، با صحنههایی بهیادماندنی از جنگ، فقر، کار، عشق، مهاجرت و پیری روبهرو میشود و درمییابد که چگونه یک خانواده، در طول زمان، دستخوش نابودی، فراموشی و یادآوری میشود.
خواندن کتاب پدران را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب پدران به علاقهمندان به رمانهای چندنسلی، دوستداران ادبیات اروپای مرکزی، کسانی که به پیوند تاریخ و زندگی روزمره علاقهمندند و همچنین خوانندگانی که از داستانهای مفصل، پرجزئیات و شخصیتمحور لذت میبرند، پیشنهاد میشود.
درباره میکلوش واموس
میکلوش واموس (Miklós Vámos) در ۲۹ ژانویهی ۱۹۵۰ در بوداپست به دنیا آمد. او نویسنده، فیلمنامهنویس، دراماتورژ، مجری تلویزیون و مدیر نشر مجارستانی است که بهسبب رمانها و آثار ادبیاش شهرت فراوانی دارد و برندهی جایزهی ادبی یوزف آتیلا نیز شده است.
او دوران دبیرستان را در بوداپست گذراند و زبان فرانسه خواند. در جوانی عضو یک گروه موسیقی بود و حتی در خارج از کشور نیز اجرا داشت. نخستین بار به دلایل سیاسی موفق به ورود به دانشگاه نشد، اما بعدتر در دانشکدهی حقوق دانشگاه الته پذیرفته شد و در سال ۱۹۷۵ مدرک حقوق گرفت. بااینحال، بهجای وکالت و کار حقوقی، به ادبیات و هنر روی آورد و سالها بهعنوان دراماتورژ فعالیت کرد.
واموش مدتی نیز در ایالات متحده زندگی کرد. او بعدها خبرنگار نشریهی The Nation شد و در کنار نویسندگی، اجرای برنامههای تلویزیونی را نیز بر عهده گرفت.
او تاکنون چندین کتاب منتشر کرده که شامل رمان، نمایشنامه و داستان کوتاه میشود. خانواده، حافظهی تاریخی و تحولات اجتماعیِ مجارستان در آثار او نقشی محوری دارند. رمان کتاب پدران پس از موفقیت در آلمان، در کشورهای متعددی منتشر شد.
بخشی از کتاب پدران
«تصویرها، شهر فرنگی زنده. چشماندازهایی آشنا، چشماندازهایی که انگار پیشتر دیده بود، مدتها پیش. شب عروسی دیگران. اولین تصویر پیکری زمخت و بدقواره است که مضطربانه سنگ سرخ گرانبهای قلاب کمربندش را با انگشتان میفشارد و کورنل میداند او پدر مرحومش است در شب عروسیاش؛ آن زن جوان با انبوه موهای فرفری کسی جز مادرش نیست، که همان لبخند ناموزون را برای کورنل به ارث گذاشت. پشت سرشان مردی است با پشت خمیده و چشم و مویی پرکلاغی، که قطعاً پدربزرگش است؛ فقط مبلمان متفاوت است، حالت چهرهها و تردیدها همان است. بعد مادربزرگش گیسلا دختر جوانی است که در تصویر روی گردنبندی میدرخشد. مرگ او بود که همهٔ موهای پدربزرگ را سفید کرد. و حالا نوبت جد بزرگ و زنش بود؛ در اتاقکهای چوبی بدساختشان بالای تپههای پوشیده از برف، شعلههای مواج آتشدانی بیحفاظ چهرههای درهمشان را روشن میکند. و همینطور ادامه مییافت، تا نیاکان و پیشینیان، و پدرانشان و پدران آنها، تا اجداد ناشناس، دوازده نسل پیش. کورنل خیره مانده بود، تصویر گذشتگان در حافظهاش شعلهور میشدند.»
حجم
۵۵۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۷۹ صفحه
حجم
۵۵۵٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۴۷۹ صفحه