کتاب اسب آذرخش استیسی گرگ + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب اسب آذرخش

کتاب اسب آذرخش

نویسنده:استیسی گرگ
دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب اسب آذرخش

کتاب اسب آذرخش نوشته‌ی استیسی گرِگ با ترجمه‌ی معصومه رستم‌زاد داستان دختری دوازده‌ساله را روایت کرده است که میان عشق به اسبش، سوگواری برای پدر و زندگی در شهری زلزله‌زده، با اختلال وسواس فکری‌ـ‌عملی دست‌وپنجه نرم می‌کند. این کتاب را گروه انتشاراتی ققنوس منتشر کرده است و فضای آن میان اسطوره‌های یونانی، مزرعه‌ای در نیوزیلند و اتاق جلسات روان‌درمانی در رفت‌وآمد است. اسب آذرخش هم رمان بقا در دل فاجعه‌ی طبیعی است، هم روایتی از رابطه‌ی عمیق انسان و حیوان و هم سفری درونی برای روبه‌روشدن با ترس‌ها و احساس گناه. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب اسب آذرخش

کتاب اسب آذرخش داستان ایوی ویولت ون‌زواننبرگ، دختر دوازده‌ساله‌ای است که در شهری کوچک به نام پارناسوس در جزیره‌ی جنوبی نیوزیلند زندگی می‌کند؛ شهری که با زلزله‌ای بزرگ و پس‌لرزه‌های پی‌درپی ویران شده است. استیسی گرِگ در این کتاب از دل تجربه‌ی یک فاجعه‌ی طبیعی، به اضطراب، سوگ، احساس گناه و تلاش برای بقا پرداخته است و همه‌ی این‌ها را در پیوندی تنگاتنگ با رابطه‌ی ایوی و اسب عربش، گاس، نشان داده است. کتاب اسب آذرخش در لایه‌ای دیگر، روایت مبارزه‌ی ایوی با اُسی‌دی است؛ اختلالی که او را وادار می‌کند همه‌چیز را بشمارد، کارها را زوج‌بار تکرار کند و باور داشته باشد اگر مراسم ذهنی‌اش را درست انجام ندهد، عزیزانش می‌میرند یا فاجعه‌ای رخ می‌دهد. جلسات او با ویلارد فاکس، روان‌شناس نوجوانان، بخش مهمی از کتاب را تشکیل داده است و در خلال گفت‌وگوهایشان، خواننده با منطق درونی وسواس، تکنیک‌های مواجهه و اضطراب شدید ایوی آشنا می‌شود. در کتاب اسب آذرخش فصل‌ها میان اکنونِ پس از زلزله و گذشته‌ی نزدیک در رفت‌وآمد است؛ از شبی که خانه‌ی ایوی فروریخت و مادرش زخمی شد تا روزهایی که او در بیمارستان، در بخش سلامت روان نوجوانان، برای نخستین‌بار نام اُسی‌دی را شنید. در کنار این خط اصلی، ارجاع‌های مکرر به اسطوره‌های یونانی ــ زئوس، پگاسوس، مینوتور و آتنا ــ به داستان بُعدی نمادین داده است و ایوی مدام خودش و اسبش را در نقش ایزدبانوی تندر و اسب بالدار تصور کرده است. کتاب اسب آذرخش با ترکیب ماجرای سفر زمینی به‌سوی کایکورا، خطرات جاده‌ی ترک‌خورده، حضور سگ بوردر کولی و گربه‌ی کورنیش رکس خانواده، و صحنه‌های مسابقات استقامت اسب‌سواری، جهانی ساخته است که هم پر از تنش و خطر است و هم سرشار از لحظه‌های رفاقت، شجاعت و امید محتاطانه.

خلاصه داستان اسب آذرخش

در مرکز کتاب اسب آذرخش، ایوی دختری است که باور دارد با انجام‌دادن مراسم وسواسی‌اش می‌تواند از زلزله، مرگ و بیماری جلوگیری کند. او پس از مرگ پدر بر اثر سرطان، خود را مقصر می‌داند چون یک‌بار درِ ماشین را فقط یک‌بار بسته است. وقتی زلزله‌ی هفت‌و‌هشت‌دهم ریشتری پارناسوس را ویران می‌کند، این احساس گناه چندبرابر می‌شود و ایوی مطمئن است قدرتی شوم دارد که جهان را نابود می‌کند. در دل این آشوب، او باید مادر زخمی، سگ پیر، گربه‌ی شکارچی و اسب عربش گاس را نجات دهد و خود را به کشتی امداد در کایکورا برساند. هم‌زمان، خاطرات جلساتش با ویلارد فاکس و تمرین‌های مقابله با اُسی‌دی در ذهنش مرور می‌شود. داستان، سفر بیرونی در جاده‌ای ترک‌خورده و پر از پس‌لرزه را با سفر درونیِ رهاشدن از توهم کنترل و پذیرفتن محدودیت‌ها درهم آمیخته است.

چرا باید کتاب اسب آذرخش را بخوانیم؟

کتاب اسب آذرخش تصویری نزدیک و ملموس از ذهن نوجوانی با اُسی‌دی ارائه کرده است که در میانه‌ی سوگ، فاجعه‌ی طبیعی و مسئولیت مراقبت از حیواناتش گرفتار شده است. این کتاب نشان داده است اضطراب و وسواس فقط «تمیزکاری افراطی» نیست، بلکه می‌تواند با احساس گناه، خیال‌پردازی اسطوره‌ای و عشق شدید به یک اسب گره بخورد. ترکیب صحنه‌های پرتنش زلزله، سفر، مسابقات اسب‌سواری و جلسات درمانی، خواندن آن را پرکشش و در عین‌حال تأمل‌برانگیز کرده است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب اسب آذرخش به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های پرتعلیق درباره‌ی زلزله، حیوانات و اسب‌سواری علاقه‌مندند یا می‌خواهند تجربه‌ی زیسته‌ی اضطراب و اُسی‌دی را از زاویه‌ی یک شخصیت نوجوان بشناسند. همچنین به والدین و مربیانی پیشنهاد می‌شود که در پی درک عمیق‌تری از دنیای ذهنی نوجوانان مضطرب هستند.

بخشی از کتاب اسب آذرخش

«اسم من ایوی ویولت ون‌زوانِنبِرگ است و قدرتی بسیار شوم دارم که اگر کنترلش نکنم، جهان را ویران خواهد کرد. من یک دختر دوازده‌سالهٔ عادی نیستم. از سرانگشت‌هایم رعد می‌بارد و برق در رگ‌هایم جریان دارد. من پایان روشنایی هستم. من باعث و بانیِ زلزله هستم. همراه مامان در امتداد خط آبی کف لینولئومی بیمارستان حرکت می‌کنیم، خطی که از بخش تصادفات و اورژانس عبور می‌کند، این‌جا بچه‌های تب‌دار و رنگ‌پریده بی‌سر‌و‌صدا کنار مادرهای نگرانشان نشسته‌اند. خط آبی اتاق رادیولوژی را هم پشت سر می‌گذارد... حالا در محوطهٔ پذیرش هستیم و روی تابلوی سفیدِ روی دیوار با حروف تایپ‌شدهٔ سیاه و واضح نوشته شده: «بخش سلامت روان نوجوانان.» مامان به سمت پرستار می‌رود. «ایوی ون‌زوانِنبرگ را آورده‌ام. ساعت ده صبح با ویلارد فاکس وقت دارد.» این‌جا را دوست ندارم. «بیمارستان» قرار است جایی باشد که در آن حال آدم بهتر می‌شود، اما به نظر من بیمارستان جایی است که آدم‌ها در آن می‌میرند. الآن من در همان ساختمانی هستم که بابا در آن بود. با این فرق که وقتی می‌خواستیم برویم بخشِ بابا بایست خط دیگری را دنبال می‌کردیم، یعنی خط قرمز را. خط قرمز ما را از توی پارکینگ و درهای دولنگهٔ سنگینِ در امتداد راهروهای پایینی به سمت آسانسورها هدایت می‌کرد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱۶۰٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۷ صفحه

حجم

۱۶۰٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۷ صفحه

قیمت:
۱۴۰,۰۰۰
۱۱۲,۰۰۰
۲۰%
تومان