
کتاب اسب آذرخش
معرفی کتاب اسب آذرخش
کتاب اسب آذرخش (The Thunderbolt Pony) نوشته استیسی گرگ و ترجمه معصومه رستم زاد یک رمان معاصر در باب دختری ۱۲ساله است که میان عشق به اسبش، سوگواری برای پدر و زندگی در شهری زلزلهزده، با اختلال وسواس فکریــعملی دستوپنجه نرم میکند. این کتاب را گروه انتشاراتی ققنوس برای نوجوانان منتشر کرده است. رمان میان اسطورههای یونانی، مزرعهای در نیوزیلند و اتاق جلسات رواندرمانی در رفتوآمد است. این کتاب روایتی از رابطهی عمیق انسان و حیوان و سفری درونی برای روبهروشدن با ترسها و احساس گناه است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اسب آذرخش اثر استیسی گرگ
کتاب اسب آذرخش، به قلم استیسی گرگ، یک رمان معاصر برای نوجوانان و درمورد ایوی ویولت ونزواننبرگ، دختر ۱۲سالهای است که در شهری کوچک زندگی میکند؛ شهری که با زلزلهای بزرگ و پسلرزههای پیدرپی ویران شده است. نویسنده از دل تجربهی یک فاجعهی طبیعی به اضطراب، سوگ، احساس گناه و تلاش برای بقا پرداخته و همهی اینها را در پیوندی تنگاتنگ با رابطهی ایوی و اسب عربش نشان داده است.
رمان اسب آذرخش روایت مبارزهی ایوی با اُسیدی (OCD) یا اختلال وسواس فکریــعملی است؛ اختلالی که او را وادار میکند همهچیز را بشمارد، کارها را به تعداد زوج تکرار کند و باور داشته باشد اگر مراسم ذهنیاش را درست انجام ندهد، عزیزانش میمیرند یا فاجعهای رخ میدهد. جلسات او با ویلارد فاکس، روانشناس نوجوانان، بخش مهمی از کتاب را تشکیل داده است. فصلها میان اکنونِ پس از زلزله و گذشتهی نزدیک در رفتوآمد است. در کنار خط اصلی، ارجاعهای مکرر به اسطورههای یونانی و... به داستان بُعدی نمادین داده است.
اسب آذرخش با ترکیب ماجرای سفر زمینی بهسوی کایکورا، خطرات جادهی ترکخورده، حضور سگ بوردر کولی و گربهی کورنیش رکس خانواده و صحنههای مسابقات استقامت اسبسواری، جهانی ساخته است که هم پر از تنش و خطر است و هم سرشار از لحظههای رفاقت، شجاعت و امید محتاطانه.
خلاصه داستان اسب آذرخش
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
ایوی دختری است که باور دارد با انجامدادن مراسم وسواسیاش میتواند از زلزله، مرگ و بیماری جلوگیری کند. او پس از مرگ پدر بر اثر سرطان، خود را مقصر میداند؛ چون یکبار درِ ماشین را فقط یکبار بسته است. وقتی زلزلهی هفتوهشتدهم ریشتریْ پارناسوس را ویران میکند، این احساس گناه چندبرابر میشود. ایوی مطمئن است قدرتی شوم دارد که جهان را نابود میکند.
او در دل این آشوب باید مادر زخمی، سگ پیر، گربهی شکارچی و اسب عربش (گاس) را نجات دهد و خود را به کشتی امدادی در کایکورا برساند. همزمان خاطرات جلسات ایوی با ویلارد فاکس و تمرینهای مقابله با اُسیدی (OCD) یا اختلال وسواس فکریــعملی در ذهن او مرور میشود. رمان حاضر سفر بیرونی در جادهای ترکخورده و پر از پسلرزه را با سفر درونیِ رهاشدن از توهم کنترل و پذیرفتن محدودیتها در هم آمیخته است.
چرا باید کتاب اسب آذرخش را بخوانیم؟
رمان اسب آذرخش تصویری از ذهن نوجوانی با اُسیدی (OCD) یا اختلال وسواس فکریــعملی را نشان میدهد که در میانهی سوگ، فاجعهی طبیعی و مسئولیت مراقبت از حیواناتش گرفتار شده است. این کتاب نشان داده است اضطراب و وسواس فقط تمیزکاری افراطی نیست؛ بلکه میتواند با احساس گناه، خیالپردازی اسطورهای و عشق شدید به یک اسب گره بخورد. ترکیب صحنههای پرتنش زلزله، سفر، مسابقات اسبسواری و جلسات درمانی، خواندن این رمان را برای نوجوانان پرکشش و تأملبرانگیز میکند.
خواندن کتاب اسب آذرخش را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب حاضر به نوجوانانی پیشنهاد میشود که به ادبیات داستانی قرن ۲۰ انگلستان و رمانهایی پرتعلیق دربارهی زلزله، حیوانات و اسبسواری علاقهمندند یا میخواهند تجربهی زیستهی اضطراب و اُسیدی (OCD) یا اختلال وسواس فکریــعملی را از زاویهدید یک نوجوان بشناسند. این رمان همچنین به والدین و مربیانی پیشنهاد میشود که در پی درک عمیقتر دنیای ذهنی نوجوانان مضطرب هستند.
درباره استیسی گرگ
استیسی گرگ (Stacy Gregg) نویسندهای متولد ۱۹۶۸ و اهل نیوزیلند است که ریشه در تبارهای ناتی ماهوتا، ناتی پوککو و ناتی مارو دارد. او در شهر کوچک و فرهنگی نگاروواهیا رشد کرد؛ شهری که داستان رمان چندجایزهای او (Nine Girls) در آن روایت میشود. این اثر نخستین همکاری او با نشر پنگوئن رندم هاوسِ بریتانیا و نیوزیلند بود و در فضای اجتماعی پرتنش دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ این کشور جریان دارد.
مجموعه محبوب استیسی گرگ به نام Pony Club Secrets بیش از ۱.۵ میلیون نسخهی انگلیسی در جهان فروش داشته و بعدها الهامبخش ساخت سریال تلویزیونی Mystic در شبکهی CBBC شده است که سه فصل ادامه یافت. مجموعهی Pony Club Rivals نیز بر محبوبیت آثار او افزود. نخستین رمان مستقل این نویسنده با عنوان The Princess and the Foal در سال ۲۰۱۳ منتشر شد؛ اثری براساس زندگی واقعی شاهدخت حیا بنت الحسین. استیسی گرگ برای نگارش این اثر به کاخها و اصطبلهای سلطنتی اردن سفر کرد و برای پژوهش آثار دیگرش نیز به کشورهای مختلفی ازجمله اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، آلمان، روسیه و ایسلند رفته است. استیسی گرگ با دریافت جوایز متعدد و موفقیتهای ادبی و تلویزیونی، جایگاهی برجسته در ادبیات کودک و نوجوان به دست آورده است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
استیسی گرگ هشت بار نامزد جوایز ملی کتاب نیوزیلند شده و سه سال پیاپی جایزهی انتخاب کودکان را به دست آورده و نیز دو بار جایزهی تلویزیونی WhatNow Children’s Choice Award را برای داستانهای میانردهی خود دریافت کرده است. از دیگر آثار او میتوان به مجموعههای Spellbound Ponies و Mini Whinny برای کودکان و نیز کتابهای تصویری In or Out و The Easter Bunny Hunt اشاره کرد.
Nine Girls ه قلم استیسی گرگ در سال ۲۰۲۴ توانست جایزهی کتاب سال مارگارت ماهی و جایزهی استر گلن برای داستان نوجوان را در جوایز کتاب نیوزیلند برای کودکان و نوجوانان کسب کند. پیش از این موفقیت، گرگ ۳۲ رمان میانرده را با هارپرکالینز منتشر کرده و بهعنوان سومین نویسندهی پرفروش تاریخ بخش کودک هارپرکالینز نیوزیلند پس از دیوید والیمز و دکتر سوس شناخته شد.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره کتاب اسب آذرخش چیست؟
اسب آذرخش میتواند منبعی بسیار مفید برای آغاز گفتوگو با کودکان باشد؛ بهویژه اگر با چالشهای سلامت روان روبهرو باشند. قهرمان داستان الگوی بسیار خوبی برای هر کسی است که با اضطراب دستوپنجه نرم میکند. او از این تجربهی سخت نیرومندتر و خردمندتر بیرون میآید (booksellersnz.wordpress.com).
بخشی از کتاب اسب آذرخش
«دل توی دلم نیست و میخواهم همین که آفتاب زد راه بیفتم. کشتی فردا به کایکورا میرسد و هنوز کیلومترها راه پیشرویمان است، پیشِ روی گروه سهنفرهمان. خودم را توی کیسهخوابم جمع میکنم. از جنگل که خارج میشدیم هیچ ردی از ماکسی پیدا نکردیم. هروقت توی درختها صدای خشخش میشنیدم خداخدا میکردم خودش باشد. اما حالا متوجه شدهام شانس پیدا کردنش قبل از رسیدن به کایکورا درست به اندازهٔ وقتی است که بخواهی سوزنی را توی انبار کاه پیدا کنی. منتها هنوز دلم گواهی میدهد زنده است. به گمانم ماکسی میتواند مثل گربههای وحشی زندگی کند. او زیرک است و شکارچی خوبی است. نیاز ندارد من توی ظرفش بیسکویت بگذارم و اگرچه همهاش با خودم فکر میکنم شاید دوباره ببینمش، با این حال پس ذهنم میدانم بین همهٔ حیواناتم او بیش از همه میتواند تکوتنها در طبیعت از خودش مراقبت کند.»
