
کتاب آخرین سفر زرتشت
معرفی کتاب آخرین سفر زرتشت
کتاب آخرین سفر زرتشت نوشته فرهاد کشوری و رمانی ایرانی در باب زندگی و سیر درونی زرتشت است که گروه انتشاراتی ققنوس آن را منتشر کرده است (چاپ ششم: ۱۴۰۲). این رمان زرتشت جوان را در میانهی آیینهای خونین، ترس از دیوان و جستوجوی مهربانی و دانایی دنبال و او را از خانه و شهرش تا دیدار با فرزانگان و موبدان و معبدهای گوناگون همراهی کرده است. نویسنده گفتوگوهای فلسفی، روایتهای اسطورهای و صحنههای پرتنش را در کنار هم نشان داده است. نخستین رمانی که دربارهی زرتشت نوشته شده است، پیش روی شماست. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آخرین سفر زرتشت اثر فرهاد کشوری
کتاب آخرین سفر زرتشت رمانی به قلم فرهاد کشوری است که در آن زرتشت را نه بهعنوان پیامبری تثبیتشده، بلکه بهعنوان جوانی سرگشته، پرسشگر و حساس به رنج جانوران و آدمیان تصویر کرده است. رمان از معبدی آغاز میشود که در آن گاوی را برای شادی دیوان قربانی میکنند. زرتشت در برابر این آیین میایستد. این نافرمانی او را در برابر کرپَنها، ترس جمعی از دیوان و باورهای نیاکان قرار میدهد و نخستین گسست او از دین پدرانش را رقم میزند. فرهاد کشوری زرتشت را در مسیری طولانی میان شهرها، کوهها، معبدها و خانهی فرزانگان مختلف همراهی میکند.
هر فصل از رمان آخرین سفر زرتشت دیدار با شخصیتی تازه و رویارویی با نوعی دیگر از اندیشیدن است؛ از گوشهنشینی و انکار زندگی تا ستایش آناهیتا و از شک در امکان دانایی تا تأکید بر عشق، از ترس از دیوان تا باور به پارهای از دانایی اهورا در دل آدمیان. کتاب حاضر گفتوگوهای طولانی، روایتهای اسطورهای، قصههای درونقصه و تصویرهایی از معبدها، قربانیها، سفرهای شبانه، کوهستانها و خانههای فرزانگان را کنار هم نشانده است و بهتدریج از دل این سفر بیرونی، سفری درونی بهسوی مهربانی، خرد، شادمانی و رهایی از هراس را شکل میدهد.
خلاصه داستان آخرین سفر زرتشت
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب مسیر دگرگونی زرتشت جوان را از لحظهای روایت کرده است که در معبد، شاهد شکنجهی گاوی قربانی است و در برابر شادی جمعی میایستد. این اعتراض او را در برابر وریش کرپَن و باورهای نیاکانش قرار میدهد و به جدایی از معبد و آیین قربانی میکشاند. زرتشت پس از قتل بهرام فرزانه و آشنایی با کتاب رمزی او بهپیشنهاد پدر نزد برزین میرود و از آنجا سفرش به دیدار فرزانگان و معبدهای گوناگون آغاز میشود؛ مرد گوشهگیر، مرداسب، گومات، رادان، خاشود، موبدان آناهیتاپرست و اهوراپرست و جستوجوی ماندانای نگارگر. او در این مسیر با اندیشههایی دربارهی ترس از دیوان، معنای زندگی و مرگ، خواب و بیداری، عشق، دانایی، مهربانی و نسبت انسان با ایزدان روبهرو میشود و بهتدریج راه خود را میان این صداهای متضاد پیدا میکند.
چرا باید کتاب آخرین سفر زرتشت را بخوانیم؟
نخستین رمانی که دربارهی زرتشت نوشته شده است، پیش روی شماست. آخرین سفر زرتشت سفری به دل اسطورهها، آیینها و جدالهای درونی زرتشت است و از خلال گفتوگوهای او با فرزانگان مختلف، پرسشهایی دربارهی قربانیکردن، ترس، مهربانی، عشق، دانایی و معنای زندگی پیش میرود. خواندن رمان حاضر برای همراهی با شکلگیری اندیشهی زرتشت و دیدن فرازونشیبهای فکری و عاطفی او سودمند است.
خواندن کتاب آخرین سفر زرتشت را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به دوستداران ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان اقتباسی، علاقهمندان به اسطورهها و داستان تاریخی و نیز کسانی که به پرسشهای فلسفی دربارهی زندگی، مرگ، ایمان و مهربانی میاندیشند، پیشنهاد میشود.
درباره فرهاد کشوری
فرهاد کشوری زادهی سال ۱۳۲۸ و نویسندهای باسابقه از خوزستان است که آثار داستانی و رمانهای متعددی را منتشر کرده است. او با شیوه و سبک ویژهی نگارش خود در طول سالها توانسته است مخاطبان وفاداری در عرصهی ادبیات داستانی ایران پیدا کند. بهرهگیری از فضاهای واقعگرایانه و گاه حادثهمحور و نیز آفرینش روایتهای تازه و خلاقانه از ویژگیهای برجستهی داستاننویسی این نویسندهی ایرانی به شمار میآید. رمانهای «آخرین سفر زرتشت» و «کی ما را داد به باخت» از دیگر آثار او هستند.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
رمان آخرین سفر زرتشت جایزهی ادبی اصفهان را برای رمان برگزیده (۱۳۸۷) دریافت کرد. همچنین در دورهی هفتم جایزهی ادبی مهرگان (۱۳۸۴) از رمان «کی ما را داد به باخت» به قلم فرهاد کشوری تقدیر شد و در دورههای سیزدهم و چهاردهم این جایزه (۱۳۹۱ - ۱۳۹۰ و دو سالانه) کتاب «مردگان جزیرهی موریس» (درمورد ناگفتههای رضاشاه) نوشتهی این نویسنده جایزهی بهترین رمان را دریافت کرد. نام فرهاد کشوری در دو دوره در میان نامزدهای نهایی جایزهی هوشنگ گلشیری قرار گرفت.
بخشی از کتاب آخرین سفر زرتشت
«صدای نرم پاپوشهایی را شنید. به در باز تالار نگاه کرد. موها و چهره زن جوانی و بعد قامت او از درگاه گذشت و به زرتشت نگاه کرد. دمی بعد رو به زرتشت آمد. چشمان درشت و تیره زن به زرتشت خیره بود. از کنار آتش مقدس گذشت و رودرروی زرتشت ایستاد. گفت: «پاک زی زرتشت فرزانه.»
زرتشت گفت: «شاد زی بانوی گرامی.»
زن گفت: «موها و ریشت سیم رنگ شده است. نگاره چهرهات را که در هیرکانیا دیدم، بسیار جوانتر بود!»
«نگاره من در هیرکانیا؟»
«آری در هیرکانیا.»
«اکنون دیگر پیر شدهام.»
«به نگارگر گفتم چگونه چهره زرتشت را کشیدی؟ گفت از کسی که او را در آتشکده باکتریا دیده بود پرسیدم.»»
حجم
۱۹۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۳۵۱ صفحه
حجم
۱۹۸٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۲
تعداد صفحهها
۳۵۱ صفحه