کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد نورمن دویج + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد

کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد

نویسنده:نورمن دویج
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد

کتاب مغزی که خود را تغییر می‌دهد (داستان‌هایی از موفقیت‌های مغز بشر) نوشته نورمن دویج با ترجمه نسرین طلیقی روایتی مفصل از کشف و بسط ایده‌ای است که نویسنده آن را «انقلاب انعطاف‌پذیری عصبی» می‌نامد؛ انقلابی در فهم این نکته که مغز انسان در تمام طول عمر می‌تواند ساختار و کارکرد خود را تغییر دهد. نشر الهام نور آن را منتشر کرده است. نویسنده که روان‌پزشک، روان‌کاو و پژوهشگر است از دل تجربه‌های بالینی و سفرهای علمی خود به سراغ دانشمندانی رفته که در دهه‌های اخیر نشان داده‌اند مغز نه یک «ماشین ثابت» بلکه سامانه‌ای زنده و قابل‌سازمان‌دهی دوباره است. در این کتاب، روایت‌های متعددی از بیماران و پژوهشگران کنار هم قرار گرفته است؛ از زنی که حس تعادلش را تقریباً به‌طور کامل از دست داده و با یک دستگاه عجیب مبتنی بر زبان دوباره می‌ایستد تا نابینایانی که با «بینایی لمسی» شروع به دیدن جهان می‌کنند و بیماری که پس از سکته‌ی شدید مغزی، با تمرین‌های طولانی‌مدت دوباره راه‌رفتن و نوشتن را یاد می‌گیرد. متن کتاب هم‌زمان که به مفاهیم علمی مانند انعطاف‌پذیری عصبی، جایگزینی حسی و نقد نظریه‌ی «مکان‌یابی سخت‌گیرانه‌ی عملکرد مغز» می‌پردازد، داستان زندگی و کشف‌های دانشمندانی مانند پاول باخ‌ریتا را نیز دنبال می‌کند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد

کتاب مغزی که خود را تغییر می‌دهد با تمرکز بر کار و زندگی نورمن دویج و دانشمندانی که او با آن‌ها گفت‌وگو کرده است، تصویری از دگرگونی یک باور قدیمی در علوم اعصاب ارائه می‌دهد؛ باوری که مغز را ساختاری ثابت و تغییرناپذیر می‌دانست. نویسنده ابتدا فضای فکری‌ای را توصیف کرده است که در آن نظریه‌ی «مغز تغییرناپذیر» حاکم بود: این ایده که پس از کودکی، مغز فقط در مسیر پیری تغییر می‌کند، سلول‌های ازبین‌رفته جایگزین نمی‌شوند و اگر بخشی از مغز آسیب ببیند، هیچ بخش دیگری نمی‌تواند کار آن را برعهده بگیرد. او نشان داده است چگونه سه عامل، این بدبینی را تقویت کرده بود: بهبودنیافتن کامل بیماران دچار آسیب مغزی، ناتوانی در مشاهده‌ی فعالیت‌های میکروسکوپی مغز زنده و نفوذ استعاره‌ی «مغز به‌مثابه ماشین» در علم. در ادامه، کتاب مغزی که خود را تغییر می‌دهد خواننده را وارد جهان پژوهشگرانی می‌کند که از دهه‌ی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی به بعد، شواهدی خلاف این تصویر ارائه کرده‌اند؛ از آزمایش‌های روی گربه‌ها که نشان می‌داد ناحیه‌ی بینایی مغز به صدا و لمس هم پاسخ می‌دهد تا دستگاه‌های جایگزینی حسی که به نابینایان امکان می‌داد از راه پوست پشت یا زبان، «ببینند». بخش مهمی از کتاب به پاول باخ‌ریتا اختصاص دارد؛ عصب‌شناسی که با ساخت دستگاه بینایی لمسی، دستکش‌های حسی، رابط‌های زبانی و کار روی بیماران دچار اختلال تعادل، نشان داده است مغز می‌تواند ورودی‌های حسی را از کانال‌های تازه دریافت و در نواحی متفاوت پردازش کند. در بخش‌های بعدی، کتاب مغزی که خود را تغییر می‌دهد فصل‌های متعددی دارد که هرکدام بر یک نمونه‌ی بالینی یا یک خط پژوهشی متمرکز شده است. در متن ارائه‌شده، فصل اول با عنوان «زنی که همیشه در حال سقوط است...» به داستان شریل می‌پردازد؛ بیماری که سیستم دهلیزی‌اش تقریباً به‌طور کامل از کار افتاده و دائماً احساس سقوط می‌کند. در همین فصل، نویسنده با شرح آزمایش‌های باخ‌ریتا و همکارانش نشان داده است چگونه یک کلاه مجهز به شتاب‌سنج و «نمایشگر زبانی» می‌تواند حس تعادل را از راه زبان به مغز منتقل کند و چگونه پس از مدتی استفاده، اثر این دستگاه حتی بعد از خاموش‌شدن هم باقی می‌ماند؛ نشانه‌ای از سازمان‌دهی مجدد مسیرهای عصبی. در ادامه‌ی همین فصل، روایت اختراع دستگاه بینایی لمسی، نقد نظریه‌ی مکان‌یابی عملکردی مغز، مرور تاریخچه‌ی دیدگاه مکانیکی به بدن و مغز، و سپس داستان سکته‌ی مغزی پدر باخ‌ریتا و بهبود شگفت‌انگیز او آمده است. کتاب در فصل‌های دیگر (مانند «ساختن مغزی بهتر برای خود»، «جوان‌سازی»، «چیزی بیشتر از مجموع اجزا» و پیوست‌هایی درباره‌ی «انعطاف‌پذیری و ایده‌ی پیشرفت») به نمونه‌های دیگری از بازآموزی مغز، تغییر عادت‌ها، اثر فرهنگ و فناوری بر مدارهای عصبی و پیامدهای مثبت و منفی انعطاف‌پذیری می‌پردازد.

خلاصه کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد

نویسنده در مغزی که خود را تغییر می‌دهد از همان صفحات آغازین، ایده‌ی مرکزی خود را روشن کرده است: مغز انسان «سخت‌افزار ثابت» نیست، بلکه شبکه‌ای از نورون‌هاست که با یادگیری، تمرین، تجربه و حتی تفکر، ساختار و کارکرد خود را تغییر می‌دهد. او این ویژگی را با اصطلاح «انعطاف‌پذیری عصبی» توضیح داده است؛ توانایی‌ای که به مغز اجازه می‌دهد مسیرهای عصبی تازه بسازد، مسیرهای قدیمی را تقویت یا تضعیف کند، کارکرد بخش‌های آسیب‌دیده را به نواحی دیگر بسپارد و حتی از راه فعال‌کردن یا خاموش‌کردن برخی ژن‌ها، خود را بازآرایی کند. در فصل اول، نویسنده داستان شریل را روایت کرده است؛ زنی که پس از مصرف بیش‌ازحد آنتی‌بیوتیک جنتامایسین، تقریباً تمام کارکرد سیستم دهلیزی‌اش را از دست داده و دائماً احساس سقوط می‌کند. شرح دقیق حس‌های او، آزمایش‌های بیمارستانی و ناامیدی پزشکان، زمینه‌ای می‌شود برای معرفی پاول باخ‌ریتا و دستگاهی که او ساخته است: کلاهی با شتاب‌سنج و نوار الکترودی روی زبان که سیگنال‌های مربوط به وضعیت سر را به صورت تحریک‌های ریز روی زبان منتقل می‌کند. شریل با این دستگاه می‌تواند بایستد و تعادلش را حفظ کند و نکته‌ی مهم‌تر این است که پس از خاموش‌کردن دستگاه، اثر آن برای مدتی باقی می‌ماند؛ ابتدا چند ثانیه، سپس چند دقیقه، بعد چند ساعت و در نهایت چند ماه. نویسنده این روند را نشانه‌ای از آن می‌داند که مغز، مسیرهای عصبی تازه‌ای را کشف و تقویت کرده است تا اطلاعات تعادلی را از راهی دیگر دریافت و پردازش کند. در ادامه، کتاب به اختراع دستگاه بینایی لمسی می‌پردازد؛ ماشینی که تصویر دوربین را به الگوهای لرزشی روی پوست پشت یا زبان تبدیل می‌کند و نابینایان با تمرین، این لرزش‌ها را نه به‌عنوان «لمس روی پوست» بلکه به‌صورت «دیدن اشیا و چهره‌ها در فضا» تجربه می‌کنند. این مثال برای نویسنده شاهدی است بر این‌که مغز با «چشم» نمی‌بیند، بلکه ورودی‌های حسی را به الگوهای الکتریکی تبدیل و در قشرهای مختلف پردازش می‌کند و اگر ورودی از کانال دیگری برسد، می‌تواند آن را به تجربه‌ی دیداری تبدیل کند. سپس تاریخچه‌ی نظریه‌ی «مکان‌یابی عملکردی مغز» و دیدگاه مکانیکی به بدن مرور شده است؛ از دکارت و هاروی تا بروکا و ورنیکه. نویسنده نشان داده است چگونه این نظریه، با اصل «هر عملکرد، یک مکان» راه را بر اندیشه‌ی انعطاف‌پذیری بست و چگونه شواهد مخالف، مانند کودکان با نیمکره‌ی آسیب‌دیده که باز هم حرف می‌زنند یا حیواناتی که پس از برداشتن قشر حرکتی هنوز حرکت می‌کنند، نادیده گرفته شد. بخش دیگری از کتاب به زندگی و خانواده‌ی باخ‌ریتا برمی‌گردد؛ به‌ویژه داستان سکته‌ی شدید مغزی پدرش پدرو و بهبود او با تمرین‌های طولانی‌مدت و غیرمتعارف که پسر دیگر خانواده، جرج، طراحی کرده است. پدرو از فلجی نیمه‌ی بدن و ناتوانی در گفتار، با تمرین‌هایی شبیه رشد کودکان (چهاردست‌وپا رفتن، سینه‌خیز کنار دیوار، بازی با سکه‌ها، شستن قابلمه‌ها به‌عنوان تمرین چرخش دست) به راه‌رفتن، تدریس، نوشتن و زندگی فعال بازمی‌گردد. سال‌ها بعد، کالبدشکافی مغز او نشان می‌دهد که ۹۷ درصد مسیرهای حرکتی اصلی از بین رفته بوده است؛ بنابراین بهبود او فقط با سازمان‌دهی مجدد شبکه‌های دیگر مغز قابل‌توضیح است. نویسنده این نمونه‌ها را کنار هم قرار داده است تا نشان دهد انعطاف‌پذیری عصبی هم منبع امید است و هم منشأ «متضاد انعطاف»؛ یعنی همان فرایندی که در آن عادت‌ها و اختلالات سرسخت نیز بر پایه‌ی همین قابلیت شکل می‌گیرند و تثبیت می‌شوند.

چرا باید کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد را بخوانیم؟

خواندن مغزی که خود را تغییر می‌دهد فرصتی فراهم می‌کند تا مفهوم «انعطاف‌پذیری عصبی» نه به‌صورت یک اصطلاح انتزاعی، بلکه در قالب روایت‌های دقیق از بیماران، آزمایشگاه‌ها و زندگی پژوهشگران دیده شود. این کتاب نشان داده است چگونه ایده‌ی «مغز ثابت» جای خود را به درکی پویا از مغز داده است؛ درکی که بر اساس آن، یادگیری، تمرین، روابط انسانی، فرهنگ، فناوری و حتی شیوه‌ی فکرکردن می‌توانند مدارهای عصبی را تغییر دهند. در این اثر، نمونه‌هایی مانند شریل، نابینایان استفاده‌کننده از بینایی لمسی و پدرو باخ‌ریتا، تصویر ملموسی از این نکته ارائه کرده‌اند که مغز می‌تواند برای جبران آسیب‌ها، مسیرهای فرعی را کشف و تقویت کند و کارکردهای ازدست‌رفته را تا حدی بازسازی کند. در عین حال، نویسنده به جنبه‌ی تاریک این توانایی نیز پرداخته است؛ این‌که همان سازوکارهایی که امکان یادگیری و بهبود را فراهم می‌کنند، می‌توانند عادت‌های مخرب، وسواس‌ها و الگوهای ناسالم را هم تثبیت کنند. این کتاب با ترکیب تاریخ علم، شرح آزمایش‌ها، گفت‌وگو با برندگان نوبل و روایت‌های بالینی، تصویری چندوجهی از مغز ارائه کرده است؛ تصویری که می‌تواند برای فهم بهتر رابطه‌ی ذهن و بدن، نگاه تازه‌ای به توان‌بخشی، آموزش، سالمندی و حتی خودفهمی انسان فراهم کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به کسانی که به علوم اعصاب، روان‌شناسی و تاریخ علم علاقه‌مند هستند، کتاب مغزی که خود را تغییر می‌دهد پیشنهاد می‌شود. همچنین به دانشجویان و فعالان حوزه‌های توان‌بخشی، گفتاردرمانی، کاردرمانی و روان‌درمانی که می‌خواهند نمونه‌های عینی از انعطاف‌پذیری مغز ببینند، می‌تواند مفید باشد. به افرادی که درگیر پیامدهای آسیب‌های مغزی، اختلالات تعادل، مشکلات یادگیری یا دغدغه‌ی افت کارکرد شناختی در سالمندی هستند نیز مطالعه‌ی این کتاب پیشنهاد می‌شود؛ البته نه به‌عنوان نسخه‌ی درمانی، بلکه به‌عنوان منبعی برای فهم بهتر امکان‌ها و محدودیت‌های مغز انسان.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۴۴ صفحه

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۴۴ صفحه

قیمت:
۳۹۰,۰۰۰
تومان