
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد
معرفی کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد (The Brain that Changes Itself) نوشته نورمن دویج و ترجمه محمدحسن اسدی نسب و رقیه محمدپور مجموعهای از روایتها و پژوهشها دربارهی توانایی شگفتانگیز مغز برای دگرگونکردن خود است. نویسنده با تکیه بر نمونههای بالینی، آزمایشگاهی و زندگینامهها نشان میدهد که چگونه مغز در هر سن میتواند ساختار و کارکردهایش را بازسازی کند. در این کتاب از بیماران دچار اختلال تعادل و نابینایان تا کودکان دارای ناتوانی یادگیری و بازماندگان سکتهی مغزی دنبال میشوند تا مفهوم «انعطافپذیری عصبی» در عمل درک شود. نشر ارمغان گیلار این کتاب را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد اثر نورمن دویج
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد (روایتهای واقعی از شگفتیهای مغز انسان) به قلم نورمن دویج با داستان شریل، زنی که حس تعادلش را تقریباً بهطور کامل از دست داد، آغاز میشود و از خلال تجربهی او وارد جهان انعطافپذیری عصبی میشود. نورمن دویج نشان میدهد که چگونه دستگاهی ساده که سیگنالهای حرکتی را از طریق زبان به مغز میفرستد، میتواند جای حس تعادل ازکارافتاده را بگیرد و مغز مسیرهای تازهای برای پردازش این اطلاعات بسازد.
کارهای پاول باخیریتا بهعنوان یکی از پیشگامان این حوزه در کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد معرفی میشود؛ از صندلی عظیم دیداریـلمسی برای نابینایان تا کلاه و نمایشگر زبانی که به بیماران دچار اختلال دهلیزی امکان ایستادن و راهرفتن دوباره میدهد. این کتاب همچنین به نمونههای دیگری از این دگرگونی میپردازد؛ از بازتوانی بیماران سکتهی مغزی و فلج صورت تا طراحی ابزارهایی برای جذامیان، فضانوردان و جراحان.
زندگی باربارا آرواسمیت یانگ نیز مطرح میشود؛ زنی با مجموعهای پیچیده از ناتوانیهای یادگیری که با الهام از پژوهشهای لوریا و روزنزویگ، تمرینهایی برای تقویت ضعیفترین عملکردهای مغزش طراحی کرد و بعدها مدرسهی آروسمیث را بنیان گذاشت. مفاهیم نظری مانند موضعگرایی، چندحسیبودن قشر مغز و جایگزینی حسی در کنار داستانهای شخصی و شرح آزمایشها در کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد قرار گرفتهاند تا تصویری زنده از مغزی ارائه شود که برخلاف تصور سنتی، ثابت و ماشینی نیست و میتواند در پاسخ به تجربه، خود را بازآرایی کند.
خلاصه کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد
مغز نه یک ماشین سختسیمکشیشده، بلکه سامانهای زنده و قابلتغییر است. نورمن دویج با تکیه بر نمونههایی مانند شریلِ دچار اختلال دهلیزی، نابینایانی که با تحریک پوست میبینند، بیماران سکتهی مغزی که دوباره راهرفتن و حرفزدن را میآموزند و باربارا آرواسمیت یانگ که ناتوانیهای یادگیری خود را هدف تمرین قرار میدهد، مفهوم انعطافپذیری عصبی را توضیح داده است.
پیام اصلی کتاب این است که با تمرینهای هدفمند، محیطهای غنی و ابزارهای حسی تازه میتوان مسیرهای عصبی جدید ساخت، مسیرهای فرعی را تقویت کرد و حتی در بزرگسالی هم کارکردهایی را که از دست رفته یا هرگز بهخوبی شکل نگرفتهاند، تا حد زیادی بازسازی کرد. کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد تاریخچهی ایدهی مغز انعطافپذیر و نقد دیدگاه موضعگرایانهی کلاسیک را روایت میکند.
چرا باید کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد را بخوانیم؟
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد تصویری دقیق از این ایده ارائه میدهد که تجربه و تمرین میتوانند مغز را در سطح ساختاری تغییر دهند. خوانندهی این کتاب با نمونههای عینی درمییابد که مفاهیم انتزاعی مانند انعطافپذیری عصبی چگونه در زندگی بیماران، دانشآموزان و درمانگران تجسم پیدا میکند و چه پیامدهایی برای توانبخشی، آموزش و نگاه به محدودیتهای انسانی دارد.
خواندن کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به علوم اعصاب، روانشناسی، توانبخشی، گفتاردرمانی و آموزش کودکان دارای ناتوانی یادگیری علاقهمند هستند یا در این حوزهها کار میکنند. همچنین اثر حاضر برای خوانندگانی مناسب است که میخواهند درکی عمیقتر از توان تغییرپذیری مغز در طول زندگی به دست آورند.
درباره نورمن دویج
نورمن دویج (Norman Doidge) روانپزشک و روانکاو کانادایی و نویسندهای پرکار است که با دو کتاب مشهور مغزی که خود را تغییر می دهد (The Brain that Changes Itself) و The Brain's Way of Healing شناخته میشود. او در دانشگاه تورنتو به مطالعهی ادبیات کلاسیک و فلسفه پرداخت و با درجهی ممتاز فارغالتحصیل شد. در نوجوانی نیز با دریافت جایزهی شعر مورد توجه یک منتقد برجستهی ادبی قرار گرفت که آثار او را قابلتوجه و ماندگار توصیف کرده بود.
این نویسنده مدرک پزشکی خود را از دانشگاه تورنتو گرفت و برای ادامهی مسیر حرفهای به نیویورک رفت؛ جایی که دورهی رزیدنتی روانپزشکی را در آنجا گذراند و در گروه روانپزشکی دانشگاه کلمبیا و... آموزش روانکاوی دید. پس از این یک دورهی پژوهشی دوساله را با همکاری دانشگاه کلمبیا و مؤسسهی ملی سلامت روان گذراند و آموزش روشهای علوم تجربی را دریافت کرد.
نورمن دویج پس از بازگشت به تورنتو ریاست مرکز رواندرمانی و کلینیک ارزیابی در Clarke Institute of Psychiatry (که بعدها بخشی از CAMH شد) را بر عهده گرفت و ۳۰ سال عضو هیئتعلمی دپارتمان روانپزشکی دانشگاه تورنتو و پژوهشگر مرکز آموزش روانکاوی دانشگاه کلمبیا بود؛ همچنین بهعنوان تحلیلگر آموزشی فعالیت کرد. او در دههی ۱۹۹۰ استانداردها و دستورالعملهایی مبتنیبر شواهد برای رواندرمانی فشرده نوشت که در کانادا و آمریکا مورد استفاده قرار گرفت.
او بیش از ۱۷۰ مقالهی علمی، دانشگاهی و عمومی دربارهی نوروپلاستیسیته، روانکاوی، محدودیتهای انسانی، درمان رواندرمانی، رؤیاها، اختلال شخصیت اسکیزوئید و علوم اعصاب منتشر کرده و مقالهای در مجلهی Maclean's نوشته است که اهمیت شناخت ناخودآگاه را در روانپزشکی مدرن نشان میدهد. نورمن دویج سردبیر نشریهی Books in Canada و سپس سردبیر افتخاری آن بود و برای مجموعه پرترههای ادبی خود در Saturday Night Magazine چند جایزهی ملی دریافت کرد.
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد به قلم او که با تحسین پژوهشگران روبهرو شد، مفهوم نوروپلاستیسیته را به مخاطبان عمومی معرفی کرد. نورمن دویج و آثار او در میان سایر رسانهها و در نشریاتی چون نیویورک تایمز، وال استریت ژورنال، نیوزویک، اینترنشنال هرالد تریبون، واشنگتن پست، مجلهی اپرا (O) و... معرفی شده و مورد استناد قرار گرفتهاند.
جوایز و افتخارات کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد و نویسنده
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد نوشتهی نورمن دویج در سال ۲۰۱۰ از سوی Dana Foundation بهترین کتاب عمومی دربارهی مغز نام گرفت و بعدها در فهرست آثار تأثیرگذار Literary Review of Canada نیز قرار گرفت. این کتاب برندهی جوایز بهترین کتاب سال از سوی نشریات و مجموعههای گوناگون ازجمله گاردین، گلوب اند میل، نشنال پست و... (در دستهی ده کتاب برتر علمی) و آمازون کانادا (در دستهی بهترین کتابهای سال) شد؛ همچنین بهعنوان انتخاب اصلی نشریهی ساینتیفیک امریکن برگزیده شد. کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد در سال ۲۰۰۸ برندهی جایزهی کتاب «کِن» از سوی انجمن ملی بیماریهای روانی (NAMI) نیز شد؛ این جایزه به پاسِ اثری ادبی و برجسته که به درک بهتر بیماری روانی بهعنوان یک بیماری نوروبیولوژیک (عصبشناختی) کمک میکند، به این کتاب اعطا شد.
کتاب دوم نورمن دویج اثر پرفروش نیویورکتایمز شد و جایزهی Nautilus را دریافت کرد. این نویسنده در سال ۲۰۰۸ میلادی جایزهی Mary S. Sigourney را برای نوشتههای علمی خود دربارهی نوروپلاستیسیته دریافت کرد.
بعضی دیگر از جوایز و افتخارات بالینی، علمی و جوایز کتابهای علمی نورمن دویج عبارت است از:
۱۹۸۸: جایزهی موقوفهی ملی روانپزشکی ایالات متحده در حوزهی روانپزشکی
۱۹۹۸: انتخاب بهعنوان عضو کالج روانکاوان آمریکا به پاسِ دستاوردهای برجسته فراوان در روانپزشکی و روانکاوی.
۱۹۹۸: جایزهی کورست (CORST) انجمن روانکاوی آمریکا در زمینهی روانکاوی و فرهنگ.
۱۹۹۹: جایزهی اِم. پرادوس (M. Prados) از انجمن روانکاوی کانادا.
۲۰۰۸: جایزهی ماری اس. سیگورنی (بالاترین جایزه در حوزهی روانکاوی بینالمللی).
۲۰۱۵: جایزهی طلایی نوتیلوس (Nautilus Award) برای کتاب «روش درمان مغز» در شاخهی علوم.
۲۰۱۷: دریافت مدال سودبری برای رهبری در سلامت روان و انتخاب بهعنوان سخنران برجستهی ریاست جمهوری (دان آندرهآ) در دانشگاه لورنتین.
نظر افراد و مجلههای مشهور درباره کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد
نیویورک تایمز: نورمن دویج دستاوردهای عصبپژوهان ترمیمی را با حرمتی نفسگیر روایت میکند. کار آنها در واقع پدیدهای شگفتانگیز، معجزهآسا و درهمشکنندهی واقعیت است. این دستاوردها همانطور که نورمن دویج اشاره میکند، نهتنها برای بیماران مبتلا به بیماریهای سیستم عصبی، بلکه برای تمامی انسانها و فراتر از آن برای فرهنگ، یادگیری و تاریخ بشر پیامدهای عمیقی به همراه دارد.
چه نسخههای دیگری از کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد منتشر شده است؟
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد با همین عنوان با ترجمهی نازگل عزیزی توسط انتشارات سایلاو و نیز با ترجمهی محمدرضا کرامتی توسط نشر ارجمند منتشر شده است.
بخشی از کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد
«بخش ششم: قفل مغز باز شد
بهکارگیری انعطاف عصبی برای رفع نگرانیها، وسواسها، اجبارها و عادتهای بد
همهٔ ما نگرانیهایی داریم. ما نگرانیم؛ زیرا موجوداتی باهوش هستیم. هوش پیشبینی میکند و این جوهرهٔ آن است؛ همان هوشی که به ما امکان برنامهریزی، امیدواری، تصور و فرضیهسازی را میدهد، به ما امکان نگرانی و پیشبینی نتایج منفی را نیز میدهد. با این حال افرادی وجود دارند که «بسیار نگران» هستند و نگرانی آنها در نوع خود منحصر به فرد است. رنج آنها اگرچه «تماماً درون مغز» آنها است، اما به همین دلیل نیز بسیار فراتر از تجربهٔ سایر انسانها است. چنین افرادی آنقدر بهطور مداوم از سوی مغزِ خودشان دچار رنج و آسیب روانی میشوند که اغلب به فکر خودکشی میافتند. در یک مورد، دانشجویی ناامید، چنان در دام نگرانیها و اجبارهای وسواسی خود گرفتار شده بود که اسلحهای را در دهان خود گذاشت و ماشه را کشید. گلوله به لوب پیشانی او برخورد کرد و باعث لوبوتومی پیشانی شد که در آن زمان درمانی برای اختلال وسواس فکری-عملی بود. او را قبل از اینکه فوت کند پیدا کردند و بعدا اختلالش درمان شد و به دانشگاه بازگشت.»
حجم
۴۸۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۴۸۰ صفحه
حجم
۴۸۹٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۵
تعداد صفحهها
۴۸۰ صفحه