با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب ماهی‌ها پرواز می‌کنند اثر مریم بصیریoff

کتاب ماهی‌ها پرواز می‌کنند

نویسنده:مریم بصیریانتشارات:انتشارات کتاب جمکرانسال انتشار:۱۳۹۵تعداد صفحه‌ها:۳۱۱ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۵از ۸ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۵

تعداد صفحه‌ها۳۱۱ صفحه

دسته‌بندی
رمان۲ مورد دیگر

معرفی کتاب ماهی‌ها پرواز می‌کنند

«ماهی‌ها پرواز می‌کنند» کتابی به قلم مریم بصیری (۱۳۴۸)، داستانی لطیف و خواندنی درباره سفر به حرم امن الهی است. این داستان دینی با رگه‌های طنزی در جابه‌جای کتاب، مخاطب را با نگاهی دیگر به سفری زیارتی می‌برد. نکته قابل توجه این اثر نگارش آن با زاویه دید دوم شخص است و به ماجرای دختری معمار می‌پردازد که در سفر حج تنها در بند ویژگی‌های معماری اسلامی است. قهرمان این رمان که در طول سفر زمینی به سفری ذهنی نیز مشغول است، درگیر فضایی می‌شود که در آن، ارتباط زیادی با همسفرانش ندارد و به دنبال ماجراجویی است: اولین طلوع آفتاب در مدینه زیباست و مسجدالنبی زیباتر. از میان پنجرۀ هتل همه چیز پیداست. مناره‌ها از مرمر سفید است، دیوارها سفید، زمین سفید و همه نور را برمی‌گرداند و گنبد خضراء در آن دورها در میان سفیدی و نور آفتاب برق می‌زند. حسی نو، حس یکی شدن با زمین، زمان و مکان در وجودت خانه می‌کند. محو تماشایی، و اگر پیرزن که دیگر فهمیده‌ای اسمش ننه‌ترلان است، گوشۀ لباست را نکشد یادت می‌رود کیستی و کجایی. - تا صبح نتونستم بخوابم. انگار آب به آب شدم. سرم رو که تکون می‌دم غثیون می‌گیرتم. همین را کم داشتی. صبحانه هم نمی‌خورد. اخوان می‌گوید بهتر است ببریش به درمانگاهی که در طبقۀ هم‌کف هتل کریستال است و قرصی برایش بگیری. پیرزن حاضر به رفتن نیست؛ اما اخوان کلی زبان می‌ریزد و به او می‌گوید آن‌جا باید خیلی مواظب خودش باشد، وگرنه مریض می‌شود. نشانی را که می‌گیری تا کریستال را پیدا کنی و یک آمپول در بازوی ننه‌ترلان فرو کنند، دلش آرام می‌گیرد و چشم‌های ناآرامش دنبال کعبه می‌گردد. - پس کعبه کجاست ماهی؟ - گفتم که این‌جا مدینه‌س. کعبه هم بعداً می‌ریم. - حواس ندارم. آره گفتی. حواست به حرف‌های ننه‌ترلان هست و نیست که غرق در زیبایی معماری هتل‌های سرراه‌تان و مهم‌تر از همه زیبایی مسجدالنبی، خودت را می‌کشی داخل مسجد.

نظرات کاربران

f
۱۳۹۹/۰۵/۰۳

این کتاب در مورد دختری به اسم ماهیه که شدیدا درگیر زندگی و کارش شده ویه جورایی خدا و تمام کسایی که باعث شدن به اینجا برسه ( مثل مادرش ) رو فراموش کرده این دختر به سفر حج میره و

- بیشتر
ز.م
۱۳۹۷/۰۸/۰۶

بدنبود.

مکروبه
۱۴۰۱/۰۲/۱۱

داستان زیاد جذابی نداشت یه کتاب دیگه هم عین همین نوشته شده «آقای سلیمان میشودبخوابم» خیلی استدلال های قوی تری داشت بهتره بگم استدلال داشت داستانش مهیج تر بود ولی این انگاریه کتاب ساده دم دستی بود

کاربر ۳۲۹۷۴۲۳
۱۴۰۰/۰۴/۰۲

سلام ارزش خوندن و فکر کردن وداره

کاربر ۱۷۷۱۴۱۱
۱۳۹۹/۰۵/۰۸

خیلی بامزه و شیرینه قلم خاصی داره که جایی ندیدن عاشقش شدم وقتی خوندم

بریده‌ای برای کتاب ثبت نشده است