
کتاب فلسفه صیرورت کیرکگور
معرفی کتاب فلسفه صیرورت کیرکگور
کتاب فلسفهی صیرورت کیرکگور (حرکات و مواضع) نوشتهی کلر کارلایل با ترجمهی رامین باغبانیان اثری است که به خوانش دوبارهی اندیشهی سورن کیرکگور از زاویهی «حرکت» و «شدن» میپردازد. نشر شبخیز آن را منتشر کرده است و متن حاضر نسخهی فارسی اثری است که ابتدا به زبان انگلیسی نوشته شده. نویسنده که پژوهشگر فلسفه و الهیات است در این کتاب تلاش کرده است نشان دهد چگونه میتوان کل پروژهی فکری کیرکگور را ذیل ایدهی صیرورت و حرکت فهمید؛ از مواجههی او با هگل و ارسطو گرفته تا تأملهایش دربارهی ایمان مسیحی، درونسویی و فردیت. ساختار کتاب با یک مقدمهی مفصل مترجم آغاز میشود که در آن زندگی علمی کلر کارلایل، حوزههای پژوهشی او و جایگاه این اثر در میان نوشتههایش معرفی شده است. سپس دیباچهای با عنوان «مکان و راه» میآید که در آن نویسنده پرسشهای محوری خود را دربارهی درونسویی، ایمان، حرکت و نسبت آنها با هم طرح کرده است. متن اصلی در سه بخش و نه فصل تنظیم شده و در پایان نیز پینوشتها، کتابشناسی، دو واژهنامهی انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی و نمایه آمده است. این کتاب در مجموعهای با عنوان «فلسفهی فیلسوفان بزرگ» قرار گرفته و میکوشد با تکیه بر مفاهیم کلاسیک فلسفهی یونان و سنت ایدهآلیسم آلمانی، خواننده را به قلب مسئلهی «مسیحی شدن» در اندیشهی کیرکگور ببرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب فلسفه صیرورت کیرکگور
کتاب فلسفهی صیرورت کیرکگور نوشتهی کلر کارلایل از همان آغاز با طرح پرسشهایی دربارهی «درونسویی» و «مکان و راه» خود را بهعنوان مطالعهای متمرکز بر ساحت درونی وجود انسان معرفی میکند. نویسنده در دیباچه توضیح میدهد که درونسویی برای کیرکگور جایی است که فرد با خدا مرتبط میشود؛ خلوتگاهی که در آن «حقیقت مسیحیت» جای میگیرد و همزمان از هر نشانهی بیرونی تهی است. از دل همین بحث، ایدهی اصلی کتاب شکل میگیرد: درونسویی نه یک مکان ثابت که نوعی حرکت است؛ حرکتی که با تفکر صرفاً نظری تفاوت دارد اما پیوستگی و تمامیت خاص خود را حفظ میکند. کارلایل نشان میدهد که چگونه مسئلهی حرکت، از نقد کیرکگور به هگل و مفهوم «وساطت» آغاز میشود، به خوانش دوبارهی آثار مستعار او مثل تکرار، یا این/ یا آن و ترس و لرز میرسد و در نهایت به بازاندیشی در مفهوم ایمان مسیحی بهعنوان «مسیحی شدن» ختم میشود. در این مسیر، نویسنده بارها به سنت یونانی (هراکلیتوس، پارمنیدس، افلاطون، ارسطو) و سپس به هگل و نیز متفکرانی چون نیچه، هیدگر و دلوز ارجاع میدهد تا نشان دهد مسئلهی حرکت چگونه در تاریخ فلسفه جابهجا شده است. کتاب فلسفهی صیرورت کیرکگور در سه بخش اصلی تنظیم شده است که نویسنده آنها را بهطور کلی با عناوین «تاریخ»، «تفسیر» و «تحلیل» مشخص کرده است. در بخش اول، سه فصل «متافیزیک حرکت»، «منطق شدن» و «نقد کیرکگور به هگل» بهترتیب به خاستگاه یونانی مسئلهی حرکت، سیر آن تا ایدهآلیسم آلمانی و سپس زمینهی دانمارکی و دانشگاهی کیرکگور میپردازند. در این بخش، مفاهیمی مانند کینزیس ارسطویی، بالقوهگی و فعلیت، اصل عدم تناقض و «محرک نامتحرک» بهدقت بازخوانی میشوند تا چارچوبی برای فهم حساسیت کیرکگور نسبت به «سکون» در نظام هگل فراهم شود. بخش دوم کتاب شامل فصلهای «یا این/ یا آن: اصل عدم تناقض کیرکگور»، «تکرار: امکان حرکت» و «ترس و لرز: ساحتی بالاتر» است و در آن، آثار مستعار ۱۸۴۳ کیرکگور بهمثابه صحنههایی برای «به نمایش درآوردن» انواع حرکت و گذار اگزیستانسیال بررسی شدهاند. بخش سوم با فصلهایی چون «مسیحی شدن»، «فراسوی فلسفه؟» و «تکرارها و ...» به جمعبندی و گسترش بحث درونسویی، آزادی، شور، ایمان و نسبت آنها با سنت فلسفی میپردازد و نشان میدهد چگونه از دل این خوانش، نوعی متافیزیک تازهی «دل» و «حرکت روحانی» سر برمیآورد.
خلاصه کتاب فلسفه صیرورت کیرکگور
نویسنده در فلسفهی صیرورت کیرکگور از مقدمهی مترجم و دیباچهی خود کتاب، مسئله را اینگونه صورتبندی میکند: از میانهی قرن بیستم، مفسران کوشیدهاند برای فهم متفکرانی مانند کیرکگور، نیچه و ویتگنشتاین، یک «مفهوم محوری» پیدا کنند که پراکندگی ظاهری نوشتههایشان را به هم پیوند دهد. برای کیرکگور معمولاً مفاهیمی چون «انتخاب»، «ایمان» یا «سرسپردگی» برجسته شده است. کارلایل پیشنهاد میکند که میتوان کل اندیشهی او را ذیل مفهوم «حرکت» و «شدن» بازخوانی کرد؛ حرکتی که هم فلسفی است و هم دینی و در عین حال درونسویی فرد را شکل میدهد. بخش نخست کتاب با فصل «متافیزیک حرکت» به سراغ یونان باستان میرود. نویسنده از هراکلیتوس و پارمنیدس آغاز میکند؛ یکی که همهچیز را در سیلان میدید و دیگری که حرکت را انکار میکرد. سپس به افلاطون و تمایز او میان جهان متغیر محسوس و قلمرو ثابت ایدهها میرسد و نشان میدهد چگونه این تمایز، شدن را در مرتبهای فروتر از بودن قرار میدهد. نقطهی عطف این روایت، ارسطو است که میکوشد هم واقعیت حرکت را حفظ کند و هم آن را فهمپذیر سازد. مفاهیمی چون بالقوهگی، فعلیت، کینزیس، جوهر، علت غایی و «محرک نامتحرک» در اینجا بازسازی میشوند تا نشان دهند چگونه ارسطو حرکت را «گذار از بالقوهگی به فعلیت» میفهمد و در عین حال بر اصل عدم تناقض بهعنوان شرط امکان معنا و گفتوگو تکیه میکند. کارلایل سپس نشان میدهد که کیرکگور در یادداشتهایش چگونه بهطور مستقیم با این مفاهیم درگیر شده و از آنها برای نقد هگل و فهم آزادی انسانی بهره گرفته است. در ادامهی کتاب، بحث به منطق شدن و نقد کیرکگور به هگل کشیده میشود. نویسنده توضیح میدهد که هگل با منطق دیالکتیکی خود میکوشد حرکت را در سطح مفاهیم و تاریخ بهصورت فرایندی ضروری و درونماندگار نشان دهد؛ فرایندی که در آن تناقضها از راه «وساطت» در ترکیبهای بالاتر حل میشوند. کیرکگور بهزعم کارلایل این نوع حرکت را «غیرواقعی» میداند، زیرا در آن جایی برای آزادی، جهش و تصمیم فردی باقی نمیماند. در اینجا مفهوم کینزیس ارسطویی دوباره ظاهر میشود، اما اینبار در ساحت درونسویی: حرکت حقیقی، حرکتی است که در وجود فرد رخ میدهد، با آزادی گره میخورد و میتواند بنیان فرد را دگرگون کند. بخش دوم کتاب به خوانش سه اثر مهم ۱۸۴۳ کیرکگور اختصاص دارد: یا این/ یا آن، تکرار و ترس و لرز. در فصل مربوط به یا این/ یا آن، کارلایل نشان میدهد چگونه کیرکگور اصل عدم تناقض را از سطح منطق نظری به سطح زندگی اخلاقی منتقل میکند؛ جایی که فرد ناچار است میان شیوههای زیستن متعارض یکی را برگزیند و با انتخاب خود، «حرکت»ی کیفی در وجودش پدید آورد. در فصل تکرار، مفهوم تکرار بهعنوان نوعی حرکت متمایز از یادآوری افلاطونی تحلیل میشود؛ حرکتی که همزمان به گذشته بازمیگردد و آینده را میگشاید و در متن، هم در سطح بحث فلسفی و هم در سطح ساختار روایی و سبک نوشتن به نمایش درمیآید. فصل ترس و لرز بر ایدهی «جهش ایمان» و «حرکت دوسویهی ترک و بازیافتن» تمرکز دارد؛ حرکتی که در داستان ابراهیم مجسم میشود و نشان میدهد چگونه ایمان، فرد را از سپهر زیباشناختی و اخلاقی به ساحتی بالاتر میبرد. در بخش سوم، نویسنده مفهوم «مسیحی شدن» را بهعنوان مسئله و مقصود همهی نوشتههای کیرکگور صورتبندی میکند. در اینجا بحث به درونسویی بازمیگردد: درونسویی جایی است که فرد با خدا روبهرو میشود، اما این «جا» در واقع نوعی حرکت است؛ حرکت متقابل میان لطف الهی و عشق متناهی انسان. کارلایل نشان میدهد که برای کیرکگور، وجود انسانی چیزی جز «در حرکت بودن» نیست و ایمان مسیحی نه یک وضعیت ثابت که تکلیفی دائمی است. او با نقل و تحلیل بخشهایی از پینوشت غیر علمی نهایی و بارههای فلسفی یوهانس کلیماکوس، نشان میدهد چگونه کیرکگور مفهوم «شور» را بهعنوان نیرویی که به زندگی فرد «استمرار آنی» میبخشد وارد میکند؛ استمراری که نه شبیه سرمدیت انتزاعی هگل است و نه به سکون جوهری ارسطو فروکاستنی. در پایان، کتاب استدلال میکند که این بازخوانی از حرکت، هم طرح سنتی متافیزیک را به چالش میکشد و هم نوعی متافیزیک تازهی دل و درونسویی را پیش مینهد.
چرا باید کتاب فلسفه صیرورت کیرکگور را بخوانیم؟
فلسفهی صیرورت کیرکگور اثری است که از دل خود متنهای کیرکگور و سنت فلسفی پیرامون او، یک نخ پیوستگی مفهومی بیرون میکشد: «حرکت» و «شدن». این تمرکز، خواننده را از سرگردانی میان آثار متنوع و گاه پراکندهی کیرکگور نجات میدهد و نشان میدهد چگونه میتوان از متافیزیک یونانی و منطق هگلی به مسئلهی بسیار شخصی «مسیحی شدن» و درونسویی فرد رسید. کتاب در عین وفاداری به جزئیات متنی، مدام سطح بحث را عوض میکند: از تحلیل مفاهیم ارسطویی و اصل عدم تناقض تا خواندن ساختار نمایشی تکرار و ترس و لرز بهعنوان صحنههایی برای «به نمایش درآوردن» حرکت. این کتاب بهویژه برای کسانی که با هگل، ارسطو یا سنت ایدهآلیسم آلمانی آشنا هستند، امکان میدهد نسبت کیرکگور با این سنتها را دقیقتر ببینند؛ نه صرفاً بهعنوان مخالف هگل، بلکه بهعنوان کسی که مفاهیم او را به ساحتی دیگر منتقل میکند. از سوی دیگر، برای فهم مفاهیمی مانند درونسویی، شور، ایمان، تکرار و انتخاب در اندیشهی کیرکگور، این اثر چارچوبی فراهم میکند که آنها را در پیوند با هم و در امتداد مسئلهی حرکت مینشاند. حضور واژهنامههای دوطرفه و نمایه نیز استفادهی پژوهشی از کتاب را آسانتر کرده است. خواندن این کتاب همچنین نشان میدهد چگونه میتوان از دل بحثهای بهظاهر انتزاعی دربارهی بالقوهگی، فعلیت، کینزیس و وساطت، به پرسشهای بسیار ملموستری دربارهی زندگی فردی، تصمیم، ایمان و مسئولیت رسید. این پیوند میان تاریخ فلسفه و تجربهی زیسته، از نقاط قوت اثر است و آن را به منبعی مناسب برای کسانی تبدیل کرده است که میخواهند کیرکگور را نه فقط بهعنوان نامی در تاریخ فلسفه، بلکه بهعنوان متفکری درگیر با مسئلهی «چگونه زیستن» دنبال کنند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن فلسفهی صیرورت کیرکگور به کسانی پیشنهاد میشود که به فلسفهی قارهای، الهیات مسیحی، تاریخ ایدهآلیسم آلمانی و نسبت میان فلسفه و دین علاقهمند هستند. این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران فلسفه، الهیات و مطالعات دینی که میخواهند جایگاه کیرکگور را در پیوند با ارسطو و هگل بفهمند توصیه میشود. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر مطالعهی آثار خود کیرکگور مانند یا این/ یا آن، تکرار و ترس و لرز هستند و بهدنبال چارچوبی مفهومی برای فهم مسئلهی حرکت، درونسویی و ایمان در این نوشتهها میگردند.
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۲۲۴ صفحه