
کتاب وسوسه جدایی
معرفی کتاب وسوسه جدایی
کتاب وسوسه جدایی نوشتهی احلام مستغانمی با ترجمهی انسیه سادات هاشمی روایتی شخصی از عشق، شکست، نوشتن و جدایی است که نشر ستاک آن را منتشر کرده است. نویسنده در این کتاب از جهان درونی خود، از تجربهی نویسندگی، از رابطهی عشق و رنج و از زیستن در جهان عرب امروز سخن گفته است. متن کتاب میان تأملات شخصی، گفتوگو با خوانندگان و روایتهایی نزدیک به داستان در نوسان است و بهتدریج از جستوجوی ایده برای نوشتن، به مواجههی مستقیم با جدایی و معنای آن در زندگی فردی و جمعی میرسد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب وسوسه جدایی
کتاب وسوسه جدایی اثری از احلام مستغانمی است که در آن نویسنده بهجای خلق یک رمان کلاسیک، خودِ فرایند نوشتن، عشق و جدایی را به موضوع اصلی تبدیل کرده است. در این کتاب، مستغانمی از جایگاه یک نویسندهی الجزائری که سالها با عشق، سیاست، تبعید و شهرت درگیر بوده، به احساسات انسان معاصر در جهان عرب میپردازد و از یتیمیِ عشق، داغدیدگی وطن و ترسِ نسل مهاجر سخن گفته است. در کتاب وسوسه جدایی ساختار متن به چند بخش اصلی تقسیم شده است. در بخش اول، نویسنده با عنوانهایی مانند «میبینم که جوهرت خشکیده است» و «به من یک قهرمان بدهید!» از خشکی قلم، وسواس نوشتن، رابطهی نویسنده با قهرمانانش و نقش الهام در خلق اثر حرف زده است. در این بخش، مثالهای فراوانی از زندگی نویسندگان دیگر مانند کافکا، نجیب محفوظ، همینگوی، آگاتا کریستی، هاروکی موراکامی و دیگران آورده شده تا نشان دهد نوشتن چگونه با زندگی روزمره، تنبلی، کار خانه، پیادهروی و حتی ظرفشستن گره میخورد. در ادامهی کتاب وسوسه جدایی، لحن متن بهتدریج صمیمیتر میشود و نویسنده بخشی از حرفهایش را در قالب نامههایی خطاب به دوستی به نام کامیلیا مینویسد. این نامهها پر از اعترافهای عاطفی، تردیدها، خشمها و شوخیهای تلخ دربارهی عشق، جدایی، مهاجرت و ترس از آیندهاند و در میانهی راه، متن به یک داستان عاشقانهی پرتنش نزدیک میشود، بیآنکه مرز روشنی میان اعتراف، تأمل و داستان تعیین کند. کتاب وسوسه جدایی در فصلهای بعدی، جدایی را بهعنوان «زلزلهی عاطفی» بررسی کرده و از این ایده سخن گفته است که عشق تاریخ مصرف دارد و «عشق سه سال دوام میآورد». نویسنده با ترکیب تجربهی شخصی، نقلقولهای ادبی و اشاره به پژوهشهای روانشناسی، به این پرسش میپردازد که چرا انسانها به وعدهی «تا ابد» دل میبندند و چگونه میتوان پس از فروپاشی رابطه، دوباره به زندگی و نوشتن برگشت.
خلاصه داستان وسوسه جدایی
کتاب وسوسه جدایی متنی است در مرز میان اعتراف شخصی، تأمل دربارهی عشق و جدایی و گفتوگو دربارهی نوشتن. احلام مستغانمی از همان آغاز، خود را نویسندهای معرفی کرده که نه دستورالعمل خوشبختی میدهد و نه نسخهی آماده برای فراموشکردن عشق؛ بلکه «نوار یک قلب خسته» را روی کاغذ میآورد. او از خشکی قلم، از سالهایی که ننوشته، از رابطهی اشک و جوهر، از قهرمانان رمانهایش و از اینکه چگونه یک شخصیت خیالی میتواند بر زندگی واقعی نویسنده حکم براند، سخن گفته است. در کتاب وسوسه جدایی، جدایی بهعنوان تجربهای ناگزیر و درعینحال وسوسهانگیز تصویر شده است؛ زلزلهای عاطفی که ریشهی بسیاری از رنجها و در عینحال سرچشمهی نوشتن است. نویسنده با مثالهای فراوان از ادبیات، تاریخ و زندگی روزمره نشان میدهد چگونه عشق و جنگ، عشق و مرگ، و عشق و مهاجرت درهم تنیدهاند و چگونه انسان میان دو راهیِ «وصالِ بیشعری» و «فراقِ شاعرانه» سرانجام بهسوی نوشتن و جدایی کشیده میشود.
چرا باید کتاب وسوسه جدایی را بخوانیم؟
کتاب وسوسه جدایی تصویری چندلایه از عشق، شکست، نوشتن و زیستن در جهان پرآشوب امروز ارائه کرده است. این کتاب همزمان به دردهای فردی جدایی، به زخمهای جمعی جهان عرب و به بحرانهای خلاقیت میپردازد و نشان میدهد چگونه میتوان از دل رنج، زبان تازهای برای فهم خود و رابطهها پیدا کرد. خواندن آن فرصتی برای دیدن جدایی از زاویهای متفاوت است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب وسوسه جدایی به کسانی پیشنهاد میشود که با تجربهی جدایی، شکست عاطفی، مهاجرت یا احساس یتیمیِ عشق درگیرند و همچنین به علاقهمندان نوشتن، ادبیات و پشتصحنهی زندگی نویسندگان. دانشجویان رشتههای ادبیات و مطالعات فرهنگی نیز میتوانند از نگاه انتقادی و ارجاعات گستردهی آن بهره ببرند.
بخشی از کتاب وسوسه جدایی
«من نیامدهام که دستورالعمل یا پاسخ خاصی ارائه دهم. من تنها بهعنوان یک نویسنده آمدهام؛ چون نویسندگی چیزی است که در آن مهارت دارم. در طول عمرم زیاد از احساسات نوشتهام؛ از تضادشان، آمد و رفتشان، اوج و فرودشان؛ از روح و روانِ بشر و تناقضاتش در گیرودار وظایف عقلانی و خواستههای نفسانی؛ از این تیرهای آتشباری که با احساسات متولد میشوند؛ از خاموشیِ شعلهها و خاکستر پایانها، از مرگ جملات و احتضار امید، پیشِ چشم آرزوها... حرفهایم معمولاً درست بود. گاهی نیز پیش آمده که اشتباه کرده باشم. هنوز هم در پیچوخم و دالانهای روح بشر میاندیشم؛ چون نویسنده در برابر احساسات، موظف به اندیشیدن است. برای اینکه در حال حاضر این احساساتاند که بر زندگی انسان حکم میرانند و قهرمانِ داستانها را به حرکت وا میدارند و با منطق دیوانهوار خود بر جهان حکمفرمایی میکنند. ... این کتاب نوار یک قلب خسته است. بالا و پایین میشود. گاهی تند میزند و گاهی کند. هیچ امیدی به منظم شدن ضربانش و نجاتش از سکتهٔ قلبی نیست. مگر اینکه درد واقعیاش را پنهان کند و سعی کند بخندد. دلیلش این است که من بیش از آنچه میخواستم بدانم، دانستهام و بیش از آنچه باید میفهمیدم، فهمیدهام. برای همین شوق نوشتن را از دست دادهام. اینکه هر چیزی را نفهمی واقعاً نعمتی است!»
حجم
۲۰۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۲۰۶٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه