کتاب خوشبختی چروک برنمی دارد آن گائل اوئون + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب خوشبختی چروک برنمی دارد

کتاب خوشبختی چروک برنمی دارد

معرفی کتاب خوشبختی چروک برنمی دارد

کتاب خوشبختی چروک برنمی‌دارد نوشته‌ی آن‌گائل اوئون و با ترجمه‌ی زهرا توتون‌کوبان، توسط نشر قطره منتشر شده است. این رمان فرانسوی، داستانی سرزنده و پر از طنز و تأمل درباره‌ی پیری، خانواده و جست‌وجوی خوشبختی در سال‌های پایانی عمر است. محوریت داستان، زنی هشتادوپنج‌ساله به نام پولت است که با وجود سن بالا، هنوز امید و اشتیاق به زندگی را در خود حفظ کرده و تصمیم می‌گیرد تغییراتی اساسی در زندگی‌اش ایجاد کند. روایت کتاب، با نگاهی انسانی و گاه شوخ‌طبع، به روابط میان‌نسلی، دغدغه‌های سالمندان و چالش‌های زندگی در یک مهمان‌خانه‌ی کوچک روستایی می‌پردازد. شخصیت‌های فرعی متنوع و فضای گرم و صمیمی داستان، اثری خواندنی و متفاوت خلق کرده‌اند که همزمان تلخی و شیرینی زندگی را به تصویر می‌کشد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب خوشبختی چروک برنمی دارد

کتاب خوشبختی چروک برنمی‌دارد با قلم آن‌گائل اوئون، روایتی از زندگی و دگرگونی‌های یک زن سالمند فرانسوی به نام پولت را ارائه می‌دهد. داستان در فضایی روستایی و در یک مهمان‌خانه‌ی کوچک می‌گذرد که ساکنانش هرکدام دنیای خاص خود را دارند. پولت، زنی باهوش و سرزنده، پس از سال‌ها زندگی خانوادگی و مواجهه با فرزندان و نوه‌هایی که چندان به او توجه ندارند، ناگهان تصمیم می‌گیرد مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد. او با ورود به مهمان‌خانه‌ی آقای ایوون، وارد دنیایی تازه می‌شود که در آن، سالمندان، کارکنان و حتی گربه‌ی آشپزخانه هرکدام قصه و دغدغه‌ای دارند. این کتاب با نگاهی طنزآمیز و گاهی تلخ، به موضوعاتی چون پیری، استقلال، روابط خانوادگی، تنهایی و امید به آینده می‌پردازد. نویسنده با خلق شخصیت‌هایی ملموس و موقعیت‌هایی گاه کمیک و گاه تأمل‌برانگیز، تصویری از زندگی روزمره‌ی سالمندان و چالش‌هایشان ارائه داده است. خوشبختی چروک برنمی‌دارد، علاوه‌بر روایت داستانی جذاب، به ارزش‌های انسانی، اهمیت دوستی و پذیرش تغییرات در هر سنی اشاره دارد و با زبانی سرزنده، خواننده را به تأمل درباره‌ی معنای واقعی خوشبختی دعوت می‌کند.

خلاصه داستان خوشبختی چروک برنمی دارد

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان خوشبختی چروک برنمی‌دارد با معرفی پولت، زنی هشتادوپنج‌ساله آغاز می‌شود که با وجود سن بالا، هنوز روحیه‌ای سرزنده و کنجکاو دارد. او درگیر روابط پیچیده با پسرش فیلیپ، عروسش کورین و نوه‌هایش است؛ خانواده‌ای که بیشتر به فکر راحتی خود هستند تا احساسات و نیازهای پولت. پس از مجموعه‌ای از اتفاقات و سوءتفاهم‌ها، خانواده تصمیم می‌گیرد پولت را به یک مهمان‌خانه‌ی روستایی بسپارد تا هم از او مراقبت شود و هم خودشان آسوده باشند. پولت که ابتدا از این جابه‌جایی دلخور است، به‌تدریج با ساکنان مهمان‌خانه آشنا می‌شود: مدیر خوش‌قلب اما عجیب، آشپز مرموز، گربه‌ی چاق و چند سالمند دیگر که هرکدام داستان و رازهای خود را دارند. پولت با زیرکی و شوخ‌طبعی، نه‌تنها با محیط جدید کنار می‌آید بلکه نقشه‌هایی برای آینده‌اش می‌کشد و حتی به فکر بازنشستگی طلایی در جنوب فرانسه می‌افتد. در این میان، روابط میان ساکنان، ماجراهای کوچک و بزرگ، و تلاش پولت برای حفظ استقلال و عزت‌نفس، فضای داستان را شکل می‌دهد. کتاب با روایت روزمره‌ها، شوخی‌ها، دلخوری‌ها و امیدهای کوچک، تصویری زنده از زندگی سالمندان و معنای خوشبختی در سال‌های پیری ارائه می‌دهد.

چرا باید کتاب خوشبختی چروک برنمی دارد را بخوانیم؟

خوشبختی چروک برنمی‌دارد با نگاهی متفاوت به موضوع پیری و زندگی سالمندان، تصویری تازه و انسانی از این دوره‌ی زندگی ارائه داده است. روایت طنزآمیز و گاه تلخ داستان، باعث می‌شود خواننده با دغدغه‌ها و احساسات سالمندان همدلی کند و به ارزش‌های فراموش‌شده‌ای مانند دوستی، استقلال و امید دوباره بیندیشد. شخصیت‌پردازی دقیق و فضای گرم مهمان‌خانه، کتاب را از آثار کلیشه‌ای درباره‌ی سالمندان متمایز کرده است. این اثر نه‌تنها سرگرم‌کننده است بلکه به سؤالات مهمی درباره‌ی معنای خوشبختی، روابط خانوادگی و پذیرش تغییرات پاسخ می‌دهد. خواندن این کتاب فرصتی برای تأمل درباره‌ی زندگی، پیری و لذت بردن از لحظات ساده است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد می‌شود که به موضوعات مربوط به پیری، روابط خانوادگی، استقلال فردی و معنای خوشبختی علاقه دارند. همچنین به افرادی که دغدغه‌ی سالمندان یا تجربه‌ی زندگی با آن‌ها را دارند، دانشجویان و علاقه‌مندان به ادبیات معاصر فرانسه و دوستداران رمان‌های شخصیت‌محور توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب خوشبختی چروک برنمی دارد

«پولت با نوک‌عصایش در آپارتمان جدیدش را بازکرد. اتاقی با سقفی‌بلند که تیرچه‌های‌عریضی از آن رد شده بود و با دو پنجرهٔ بزرگ روشن می‌شد. آنجا به کشتزارها و دهکده دید داشت. آقای ایوون چمدان‌ها را نزدیک گنجهٔ لباس گذاشت و به‌عنوان صاحب آنجا می‌خواست که او گشتی بزند. پولت با لحن‌سردی یک‌دفعه گفت: ـ تنهایم بگذارید. آقای ایوون که به این راحتی دلخور نمی‌شد کلید منگوله‌دار را روی کمد گذاشت. ـ تا ساعت دو آمادهٔ پذیرایی برای ناهار هستیم. اگر مایلید چیزی برایتان بیاورم بهم خبر بدهید. به جای جواب، بانوی پیر به طرف پنجره برگشت. باد ملایمی پرده‌ها را به‌آرامی بلند کرد. آقای ایوون در را بست. پولت آرواره‌هایش را به‌هم‌فشرد و با یک ضربهٔ خشن عصایش را روی زمین انداخت. بعد با یک حرکت بازو گلدان تک‌گل تزیینی روی میز را به زمین انداخت. گل کوچولوی مزرعه بین ترق‌تروق شیشه روی کف اتاق له شد. این دقیقاً یک ضربه از طرف کورین بود! حالا نقش همسر مطلوب را بازی می‌کرد هان؟ مادر بی‌ملاحظهٔ خانواده بله! کسی که برای پرداخت هزینهٔ چربی‌کِشی ترجیح می‌دهد مادرشوهرش را توی یک آسایشگاهی که بوی کود می‌دهد بگذارد! پولت سه روز هم دوام نمی‌آورد. چند تا گاو، یک آبجوفروشی و دریغ از یک ذره آداب‌دانی. آن‌ها را به وضوح دیده‌بود؛ توی لباس‌کار، با آرنج روی پیشخوان تکیه داده بودند مثل گاوهایی که دچار کمبود غله‌اند. پاتوق الکلی‌ها بله! با رومیزی‌های چهارخانه، فهرست‌های غذا که پلاستیکی و چرب و چیلی بود و لیوان‌های نه‌چندان تمیز، او از قبل این تابلو را می‌دید! و تازه این تابلوها، خوب حرفش را بزنیم! تابلوهای مزخرفی که خون به دلتان می‌کند حتی وقتی که بوی غذای سرخ‌کردنی نباشد که راه بینی‌تان را اذیت کند. ناگهان احساس کرد دارد از حال می‌رود. لبهٔ پنجره را گرفت و به آرامی روی تخت نشست.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

بریده‌هایی از کتاب

لعنت به پیری! بهترین سال‌های زندگی‌تان را تحت سلطهٔ پدری تندخو می‌گذرانید و بعد یک همسر بی‌فکر. و آن وقتی هم که در نهایت آزادی‌تان به شما پس داده می‌شود دیگر بدنتان شما را رها می‌کند!
کاربر ۹۵۷۸۱۴۵
ما فقط عروسک‌های کاغذی خیمه‌شب‌بازی هستیم که باد در رقصی پیچیده به این‌سو و آن‌سویمان می‌برد و این ماییم که باید از هر لحظهٔ آن لذت ببریم.
کاربر ۹۵۷۸۱۴۵
می‌بینی گلوریا، زندگی بهره‌بردن از سفر است بدون نگرانی از مقصد.
کاربر ۹۵۷۸۱۴۵
به او دستور می‌داد که خودتان را دوست بدارید! جوری خودتان را دوست بدارید که هیچ‌کس دیگر نتواند شما را آن‌جوری دوست داشته باشد! از خودتان مثل یک مادر مراقبت کنید. با دوست داشتن خود است که می‌توان یک روز دیگران را دوست داشت. چه از دست می‌دهید اگر این کار را امتحان کنید؟ ژولیت به او جواب می‌داد هیچ و درعین‌حال همه‌چیز.
کاربر ۹۵۷۸۱۴۵

حجم

۲۵۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

حجم

۲۵۸٫۳ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

قیمت:
۱۰۵,۰۰۰
تومان