
کتاب هوای دوستی
معرفی کتاب هوای دوستی
کتاب هوای دوستی (درباره اشتیاق به غریبه)، با عنوان اصلی La pasión de los extraños، نوشته مارینا گارسس و ترجمه الهام شوشتری زاده، اثری است که نشر اطراف در سال ۱۴۰۴ آن را منتشر کرده است. این کتاب به بررسی مفهوم دوستی، جایگاه آن در زندگی فردی و اجتماعی و نسبت آن با دیگر پیوندهای انسانی میپردازد. نویسنده با نگاهی فلسفی و درعینحال شخصی، تجربهها و تأملات خود را دربارهی دوستی، فقدان، گسست و امکانهای تازهی رابطه با دیگری روایت میکند. کتاب هوای دوستی از خلال روایتهای روزمره، قصههای فلسفی و تحلیلهای انتقادی، بهسراغ پرسشهایی میرود که معمولاً در حاشیهی بحثهای رسمی دربارهی دوستی باقی میمانند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هوای دوستی اثر مارینا گارسس
کتاب هوای دوستی، نوشتهی مارینا گارسس، اثری است که به بازاندیشی در مفهوم دوستی در جهان معاصر میپردازد. این کتاب با رویکردی فلسفی و انتقادی، دوستی را نه صرفاً بهعنوان رابطهای عاطفی و شخصی، بلکه بهمثابه پدیدهای اجتماعی و حتی سیاسی بررسی کرده است. گارسس در این کتاب، دوستی را از زاویههای مختلف مورد واکاوی قرار داده و تلاش کرده است از کلیشههای رایج دربارهی دوستی فاصله بگیرد. او با رجوع به سنتهای فلسفی، ادبی و تجربههای زیسته، نشان داده است که دوستی هم در زندگی فردی، هم در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی نقشی تعیینکننده دارد.
کتاب هوای دوستی شامل فصلهایی است که هرکدام به یکی از ابعاد یا پرسشهای اساسی دربارهی دوستی میپردازند؛ از تجربهی فقدان دوست تا شکلگیری پیوندهای زنانه، از مناسک و هنجارهای دوستی تا نقد انگارههای آرمانی و مردمحور. روایتهای شخصی، تحلیلهای فلسفی و ارجاع به متون کلاسیک و معاصرْ این کتاب را به اثری چندلایه و تأملبرانگیز تبدیل کرده است. مارینا گارسس در کتاب هوای دوستی، دوستی را نه امری بدیهی و بیدردسر، بلکه پدیدهای مسئلهدار، متغیر و گاه مبهم دانسته است که همواره نیازمند بازاندیشی و بازتعریف است.
خلاصه کتاب هوای دوستی
کتاب هوای دوستی با طرح پرسشهایی بنیادین دربارهی چیستی و چرایی دوستی آغاز شده است. مارینا گارسس با تکیه بر تجربههای شخصی و روایتهای روزمره، نشان داده است که دوستی برخلاف بسیاری از پیوندهای انسانی، نه بر اساس نهادهای رسمی شکل میگیرد و نه بر پایهی قراردادهای اجتماعی. دوستی در این کتاب، رابطهای است که از دل مواجهه با دیگریِ ناآشنا و اشتیاق به غریبه سر برمیآورد؛ رابطهای که نه قصد تملک دارد و نه سودای یکیشدن. گارسس با نقد انگارههای کلاسیک و مردمحور دوستی، بهویژه در سنت فلسفی غرب، نشان داده است که دوستیهای واقعی اغلب ناقص، ناپایدار و گسستهاند و ارزش آنها در همین ناتمامی و انعطافپذیری نهفته است.
مارینا گارسس در کتاب هوای دوستی به تجربهی فقدان دوست، بازگشت دوستیهای قدیمی، مناسک و هنجارهای دوستی و نقش دوستیهای زنانه در برابر کلیشههای فرهنگی پرداخته است. او تأکید کرده است که دوستی نه نوشدارویی جادویی برای درمان تنهایی، بلکه مسئلهای است که امکان گفتوگو، کشف دیگری و مقاومت در برابر ساختارهای صلب را فراهم میکند. در نهایت، این کتاب دوستی را بهمثابه روزنهای بهسوی دیگری و امکانی برای تجربهی جهانهای متفاوت معرفی کرده است.
چرا باید کتاب هوای دوستی را بخوانیم؟
کتاب هوای دوستی اثری است که با نگاهی تازه و انتقادی، دوستی را از زوایای کمتردیدهشده بررسی کرده است. این کتاب هم به ابعاد عاطفی و فردی دوستی میپردازد، هم نقش آن را در شکلدهی به هویت، مقاومت در برابر هنجارهای اجتماعی و ایجاد پیوندهای معنادار در زندگی روزمره برجسته میکند. خواننده با مطالعهی این کتاب میتواند با پیچیدگیها، ابهامها و امکانهای دوستی در جهان معاصر آشنا شود و به بازاندیشی دربارهی روابط انسانی خود بپردازد. روایتهای شخصی، تحلیلهای فلسفی و نقد کلیشهها این کتاب را به اثری تأملبرانگیز و الهامبخش برای کسانی تبدیل کرده است که بهدنبال فهم عمیقتر از پیوندهای انسانی هستند.
خواندن کتاب هوای دوستی را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی فهم عمیقتر روابط انسانی را دارند، تجربهی فقدان یا گسست دوستی دارند یا به تأملات فلسفی و اجتماعی دربارهی پیوندهای عاطفی علاقهمندند. همچنین به دانشجویان و پژوهشگران حوزههای علوم انسانی و اجتماعی و افرادی که به نقد کلیشههای فرهنگی و جنسیتی در روابط انسانی علاقهمندند، توصیه میشود.
درباره مارینا گارسس
مارینا گارسس، متولد ۳۰ مه ۱۹۷۳ در بارسلونا، فیلسوف و مقالهنویس اسپانیایی و استاد فلسفه است. او از چهرههای تأثیرگذار اندیشهی انتقادی معاصر به شمار میآید. یکی از مفاهیم محوری در اندیشهی او امر مشترک است؛ مفهومی که آن را مسیری برای ساختن بدیلهایی در مواجهه با بحرانهای جهان امروز میداند. او از فلسفه نه بهعنوان دانشی صرفاً دانشگاهی، بلکه بهمثابه شیوهی زیستن دفاع میکند؛ هنری که از خیابان آغاز میشود و در فضاهای خصوصی، روزمره و نادیده ادامه مییابد.
گارسس فلسفه را در دانشگاه بارسلونا خواند و در سال ۲۰۰۱ با رسالهای با عنوان زندانهای امکانپذیر، دکترای خود را دریافت کرد. او از سال ۲۰۰۲ بهطور پیوسته پروژهی اسپای اِن بلانک را هدایت و هماهنگ کرده است؛ پروژهای که فلسفه را به کنشی جمعی، عملی و آزمونگر بدل میکند و میکوشد پیوندی زنده میان اندیشه و زندگی برقرار سازد. او در دانشگاه ساراگوسا تدریس میکند و درس فلسفهی تطبیقی شرق و غرب را ارائه میدهد. افزونبر این، با دانشگاههایی چون دانشگاه آزاد کاتالونیا، دانشگاه پمپئو فابرا و دانشگاه ژیرونا در قالب دورههای کارشناسی ارشد همکاری میکند. او از سال ۲۰۱۶ عضو هیئت آموزشی برنامهی مطالعات مستقل موزهی MACBA بوده است.
در حوزهی فکری، او از متفکرانی چون مرلوـپونتی و دیدرو تأثیر پذیرفته و آموزگاران اولیهی خود را دلوز و فوکو میداند. در سالهای اخیر نیز اندیشهی فمینیستی و پسااستعماری نقش مهمی در شکلگیری دیدگاههایش داشته است. گارسس به مفهوم هویت نگاهی انتقادی دارد و با هرگونه تعریف سخت، بسته و ذاتگرایانه از هویت مخالف است. به باور او، آنچه واقعاً وجود دارد تکینگیها و تجربههای مشترک است؛ زبان، مکان و تاریخهایی که ما را بهعنوان جمع متمایز میکنند، بیآنکه به هویتهایی ثابت و خطرناک فروکاسته شوند.
او همچنین به فلسفهی چینی، بهویژه تائوئیسم، علاقهمند است و آن را جریانی میداند که از منطق قدرت مسلط فاصله میگیرد و امکان فهم پویایی و شدنِ پیوستهی امور را فراهم میکند. از نظر گارسس، سیاستورزی معاصر بیش از هر چیز با شکلهای تازهی ناشناسی پیوند خورده است؛ ناشناسیای که نه به معنای تودهوارشدن، بلکه به معنای سخنگفتن همزمان از موضع فردی و جمعی است. او در کتاب فلسفهی ناتمام، از پایان اسطورهی مردان بزرگ در فلسفه سخن میگوید و بر این باور است که اندیشهی فلسفی امروز بهسوی زنانهشدن، جمعیشدن و زیستن در شرایط ناپایدار حرکت کرده است. به همین دلیل، بسیاری از رسانهها او را یکی از چهرههای شاخص نسل تازهی فیلسوفان کاتالان متولد دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی میدانند.
جهانی مشترک (۲۰۱۲)، فلسفهی ناتمام (۲۰۱۵)، بیرون از کلاس (۲۰۱۶)، مدرسهی کارآموزان (۲۰۲۰)، همنشینیهای بد (۲۰۲۲) و زمان وعده (۲۰۲۳) از دیگر کتابهای او هستند.
بخشی از کتاب هوای دوستی
«من گاهی به دوستانم یا به همراهیِ امنشان چندان اطمینان نداشتهام. مقصودم زیر سؤال بردنِ مِهرِ این یا آن آدم نیست. فقط میخواهم از اضطرابی که دوستیها در من برانگیختهاند حرف بزنم؛ از دشواریِ آموختنِ دوستی و همراهیِ حقیقی با یکدیگر، ورای قواعد اجتماعی، حدومرزها، دوروییها، و قیدوبندهای تحمیلی. به خودم جرئت میدهم و میگویم که این شک و تردید مختص من نیست، گرچه اعتراف به آن شاید بیشتر از ناکامی در یافتنِ شریک زندگی یا ناکامی در حفظ رابطهای پایدار با شریک زندگیْ سرشکستگی بیاورد. کلمه یا شیوهای روایی برای گفتن قصهٔ دشواریهای دوستی، گسستِ دوستی و تردیدهای برآمده از چنین گسستی وجود ندارد. یافتن نامی برای وضعیتِ بیدوستی آسان نیست. کسی را که شریک زندگی ندارد «مجرد» مینامیم، اما برای حرف زدن از کسی که هیچ دوستی ندارد چه کلمهای داریم؟ تنهاییِ ناشی از بیدوستی نه حماسه دارد و نه نام، و حسی که برمیانگیزد میان ترحم و بدگمانی نوسان میکند. اما من فکر میکنم خیلی از ما هستیم که، گرچه حرفش را نمیزنیم، با پیشفرض و توقعِ بهرهمندی از دوستیِ بیکموکاست بزرگ نشدهایم یا هرگز آن را چیزی مسلم، سهل و پیشپاافتاده ندیدهایم. دوستی، وقتی در حکم «مسئله» تجربهاش کنی، مسئله میشود و خودت را هم مسئله میکند.»
حجم
۴۷۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۲ صفحه
حجم
۴۷۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۲ صفحه