
کتاب هگل در مغز سیمی
معرفی کتاب هگل در مغز سیمی
کتاب هگل در مغز سیمی نوشتهی اسلاوی ژیژک و با ترجمهی عباس زیدیزاده، اثری است که موسسه انتشارات فلسفه آن را منتشر کرده است. این کتاب به مناسبت دویستوپنجاهمین سالگرد زادروز هگل نوشته شده و عنوان آن بهخوبی بیانگر دغدغهی اصلی نویسنده است: بررسی نسبت اندیشهی هگلی با عصر تکنولوژیهای نوین، بهویژه پدیدههایی مانند هوش مصنوعی و پیوند عصبی. ژیژک در این اثر، نه صرفاً به مطالعهی هگل، بلکه به واکاوی رویکرد هگلی در مواجهه با تحولات بنیادین عصر پساانسانی میپردازد؛ عصری که در آن، مغز انسان بهواسطهی فناوریهای نوین، سیمکشی و به شبکههای دیجیتال متصل میشود. این کتاب با رویکردی فلسفی، پیامدهای نظری، تجربی و نهادی این تحولات را بررسی میکند و پرسشهایی اساسی دربارهی معنای انسانبودن در عصر جدید مطرح میسازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هگل در مغز سیمی
کتاب هگل در مغز سیمی با قلم اسلاوی ژیژک، تلاشی است برای بازاندیشی فلسفهی هگل در بستر تحولات تکنولوژیک معاصر. ژیژک در این کتاب، بهجای پرداختن به شرح آثار هگل، رویکرد هگلی را بهعنوان ابزاری برای فهم وضعیت کنونی انسان در عصر دیجیتال به کار میگیرد. او با تمرکز بر مفهوم «مغز سیمی» و ایدهی «تکینگی»، به بررسی این میپردازد که چگونه پیوند مستقیم مغز انسان با ماشینهای دیجیتال، نهتنها تجربهی فردی، بلکه خودِ مفهوم آزادی و انسانبودن را دگرگون میکند. ساختار کتاب بر سه بُعد نظری، تجربی و نهادی استوار است و ژیژک این ابعاد را درهمتنیده میبیند؛ از تحلیل پیامدهای فلسفی مغز سیمی گرفته تا تأثیرات آن بر روابط قدرت و سازمان اجتماعی. او با نگاهی انتقادی، پرسشهایی دربارهی آیندهی آزادی، هویت و معنای انسانبودن در مواجهه با فناوریهای نوین مطرح میکند و نشان میدهد که چگونه رویکرد هگلی میتواند به فهم بهتر این تحولات کمک کند.
خلاصه کتاب هگل در مغز سیمی
کتاب هگل در مغز سیمی با محوریت پرسش از معنای انسانبودن در عصر پساانسانی، به بررسی پیامدهای فلسفی و اجتماعی پیوند مغز انسان با فناوریهای دیجیتال میپردازد. ژیژک با الهام از رویکرد هگلی، سه بُعد اصلی را در این تحولات برجسته میکند: نخست، پیامدهای نظری مغز سیمی و چگونگی تغییر درک ما از ذهن و واقعیت؛ دوم، تأثیرات تجربی این فناوریها بر تجربهی فردی و تحول در خودآگاهی؛ و سوم، پیامدهای نهادی و سیاسی، از جمله شکلگیری روابط جدید قدرت و سازماندهی اجتماعی در شبکههای دیجیتال. ژیژک با نقد دیدگاههای رایج دربارهی تسلط تکنولوژی، نشان میدهد که مغز سیمی نهتنها ابزار کنترل بیرونی، بلکه زمینهای برای بازتعریف آزادی و هویت فردی است. او با ارجاع به مفاهیمی مانند «تکینگی» و «تجربهی ذهنی مشترک»، به امکان ظهور نوعی الوهیت جدید یا آگاهی جمعی اشاره میکند که مرزهای فردیت را به چالش میکشد. در عین حال، ژیژک نسبت به تهدیدهای ناشی از کنترل دیجیتال و سرمایهداری نظارتی هشدار میدهد و نشان میدهد که چگونه آزادی فردی میتواند در پوشش انتخابهای آزاد، بهتدریج محدود شود. کتاب با رویکردی پراگذرانه، از تحلیل فلسفی تا مثالهای عینی، خواننده را با پرسشهایی بنیادین دربارهی آیندهی انسانیت مواجه میسازد.
چرا باید کتاب هگل در مغز سیمی را بخوانیم؟
این کتاب با رویکردی فلسفی و انتقادی، به یکی از مهمترین دغدغههای عصر حاضر میپردازد: نسبت انسان با تکنولوژی و معنای آزادی در جهانی که مرزهای ذهن و ماشین بهسرعت در حال محو شدن است. ژیژک با بهرهگیری از اندیشهی هگل، امکانهای تازهای برای فهم تحولات تکنولوژیک و پیامدهای آن بر هویت، آزادی و تجربهی انسانی پیش میکشد. خواندن این کتاب فرصتی است برای مواجهه با پرسشهایی که فراتر از بحثهای رایج دربارهی فناوری و هوش مصنوعی قرار میگیرند و به لایههای عمیقتر فلسفی و اجتماعی این تحولات نفوذ میکنند. همچنین، ساختار چندلایه و مثالهای متنوع کتاب، امکان درک بهتر پیچیدگیهای عصر دیجیتال را فراهم میسازد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان فلسفه، مطالعات تکنولوژی، علوم شناختی و کسانی که دغدغهی نسبت انسان و فناوری، آزادی فردی و آیندهی هویت انسانی را دارند، پیشنهاد میشود. همچنین برای پژوهشگران حوزههای علوم اجتماعی و سیاسی که به پیامدهای اجتماعی و نهادی تحولات دیجیتال میاندیشند، مناسب است.
بخشی از کتاب هگل در مغز سیمی
«فرض ما این است که طرح کلی هگل از یک تمامیت نامنسجم، موضع نهایی اندیشه است. همچنین، نباید از اتخاذ ادعای هگل که در بالا اشاره شد، هراس داشته باشیم؛ اینکه فلسفه فقط میتواند «خاکستری روی خاکستری» را ترسیم کند و تنها زمانی میتواند حقیقتپنداری یک عصر را درک کند که آن عصر به پایان خود نزدیک شود. این واقعیت که اندیشهٔ هگل امروز دوباره بهعنوان شکل نهایی جهان کانتور-گودل در حال ظهور است، به این معنی است که شکل تاریخی جدیدی در افق وجود دارد که تهدیدی برای آن بهشمار میرود. فرض بعدی ما این است که دورنمای یک مغز سیمی (ارتباط مستقیم بین مغز ما و ماشین دیجیتال، چیزی که عموماً «پیوند عصبی» نامیده میشود)، نشانهٔ اصلی این تهدید است. بنابراین، سؤال این است: چه بر سر روح انسان و ذهنیت ما خواهد آمد، اگر چیزی مانند مغز سیمی بهطور مؤثر ظهور کند؟ شاید چیزی که از فضای دیجیتال میگریزد، پیچیدگی اندیشه نیست، بلکه ابتداییترین نوع خودهویتی یک چیز باشد. مثال ساده «A برابر است با A» که فقط در فضایی نمادین معنا میدهد.»
حجم
۶۸۸٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۸ صفحه
حجم
۶۸۸٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۳۳۸ صفحه