
کتاب آن (کتاب دوم)
معرفی کتاب آن (کتاب دوم)
کتاب آن (کتاب دوم) نوشتهی استیون کینگ با ترجمهی محمد جوادی، ادامهی داستان پررمزوراز و دلهرهآور گروهی از دوستان دوران کودکی در شهر دری است. این اثر در ژانر وحشت و دلهره، با روایتی چندلایه و شخصیتپردازی عمیق، به بررسی تأثیرات گذشته و بازگشت کابوسهای فراموششده میپردازد. کینگ در این جلد، با گسترش خطوط داستانی و ورود شخصیتهای جدید، فضای تاریک و پرتنش شهر را عمیقتر میکاود و لایههای روانی شخصیتها را بیشتر آشکار میکند. نشر کتابسرای تندیس آن را منتشر کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آن (کتاب دوم)
کتاب آن (کتاب دوم) اثر استیون کینگ، داستان را از جایی ادامه میدهد که گروه بازندگان، حالا بزرگسال، پس از تماس مایک هنلون دوباره به شهر دری بازمیگردند. این جلد، همزمان با روایت اتفاقات گذشته و حال، به سرگذشت شخصیتهایی میپردازد که هرکدام با ترسها و خاطرات تلخ خود دستوپنجه نرم میکنند. کینگ با مهارت، فضای وهمآلود شهر را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه گذشتهی سرکوبشده میتواند در قالب کابوسهای تازه بازگردد. در این بخش از داستان، علاوهبر بازندگان، شخصیتهایی چون هنری باورز و تام روگان نیز نقش پررنگتری پیدا میکنند و خطوط داستانیشان با سرنوشت گروه گره میخورد. روایت، میان خاطرات کودکی و واقعیتهای تلخ بزرگسالی در نوسان است و با ورود شخصیتهایی مانند آدرا دنبرو و کی مککال، ابعاد تازهای از وحشت و آسیبهای روانی را آشکار میکند. کتاب آن (کتاب دوم) با تمرکز بر تأثیرات روانی ترس، خشونت و خاطرات سرکوبشده، تصویری از شهری ارائه میدهد که رازهایش هرگز بهطور کامل دفن نمیشوند.
خلاصه داستان آن (کتاب دوم)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! در کتاب آن (کتاب دوم)، داستان با تماس مایک هنلون آغاز میشود که اعضای گروه بازندگان را پس از سالها به شهر دری فرا میخواند. هرکدام از شخصیتها، حالا با زندگیهای متفاوت و زخمهای پنهان، مجبور میشوند با گذشتهی خود روبهرو شوند. هنری باورز، یکی از دشمنان قدیمی گروه، در آسایشگاه روانی جونیپر هیل بستری است و صداهایی را میشنود که او را به انتقام و بازگشت به دری تحریک میکنند. این صداها، که گاه به شکل دوستان مردهاش و گاه به صورت دلقک وحشتناک ظاهر میشوند، هنری را به مرز جنون میکشانند و او را به فرار وادار میکنند. در سوی دیگر، تام روگان، همسر خشن بورلی، پس از ترک بورلی، با خشمی بیمارگونه بهدنبال او راهی دری میشود. روایت، همزمان با پیگیری سرنوشت آدرا دنبرو، همسر بیل، که برای یافتن شوهرش به آمریکا بازمیگردد، ابعاد تازهای از وحشت و اضطراب را به داستان میافزاید. کی مککال، دوست بورلی، نیز درگیر خشونت و تهدید تام میشود و تلاش میکند به بورلی هشدار دهد. در این جلد، گذشتهی تاریک شهر دری و وقایع خونین دهههای پیشین، از جمله ماجرای دارودستهی بردلی و آتشسوزی بلک اسپات، از زبان شاهدان قدیمی بازگو میشود. این روایتها، لایههای تاریخی و رازآلود شهر را عیان میکنند و نشان میدهند چگونه چرخهی خشونت و وحشت در دری تکرار میشود. با پیشروی داستان، خطوط زندگی شخصیتها بهتدریج به هم نزدیک میشود و سایهی آن موجود هولناک، همچنان بر سر همه سنگینی میکند.
چرا باید کتاب آن (کتاب دوم) را بخوانیم؟
کتاب آن (کتاب دوم) با فضاسازی منحصربهفرد و روایت چندلایه، تجربهای متفاوت از وحشت و تعلیق ارائه میدهد. استیون کینگ در این جلد، نهتنها به ترسهای بیرونی، بلکه به زخمهای روانی و خاطرات سرکوبشدهی شخصیتها میپردازد و نشان میدهد چگونه گذشته میتواند زندگی بزرگسالان را تحتتأثیر قرار دهد. روایت همزمان گذشته و حال، شخصیتپردازی عمیق و پرداختن به موضوعاتی چون خشونت، آسیبهای خانوادگی و قدرت دوستی، این کتاب را به اثری تأملبرانگیز تبدیل کرده است. همچنین، با ورود شخصیتهای جدید و گسترش خطوط داستانی، خواننده با ابعاد تازهای از دلهره و رازهای شهر دری روبهرو میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان ژانر وحشت، دوستداران داستانهای روانشناختی و کسانی که به روایتهای چندلایه و شخصیتپردازی عمیق علاقه دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی مواجهه با گذشته، ترسهای درونی و تأثیرات خشونت را دارند، این اثر توصیه میشود.
بخشی از کتاب آن (کتاب دوم)
«روز بعد از اینکه مایک هنلون تلفنهایش را زده بود، هنری باورز شروع کرد به شنیدن صداها. صداها تمام طول روز با او حرف میزدند. مدتی بود که هنری فکر میکرد این صداها از ماه میآیند. اواخر بعدازظهر، وقتی از جایی که در باغ بیل میزد سرش را بالا میگرفت، میتوانست ماه را در آسمان آبی روز ببیند، کمرنگ، کوچک، یک ماه شبحگون. در واقع، همین باعث شده بود باور کند ماه است که با او صحبت میکند. فقط یک ماه شبحوار میتوانست با صداهایی شبحگونه حرف بزند؛ صدای دوستان قدیمیاش، و صدای آن بچههای کوچکی که مدتها پیش در بارنز بازی میکردند، جایی بیاهمیت و پر از علفهای بلند. آنها... و صدای دیگری. صدایی که جرئت نمیکرد نام ببرد. ویکتور کریس اول از همه از ماه صحبت کرد. برمیگردن، هنری. همهشون، مرد. برمیگردن به دری. بعد بلچ هاگینز حرف زد. شاید از سمت تاریک ماه. فقط تو موندی، هنری. فقط تو از ماها باقی موندی. باید اونا رو برای من و ویک بگیری. هیچ بچهمچهای نمیتونه با ما اینطوری تا کنه. من یه بار توپ رو اونقدر محکم زدم که رفت تا ته پارکینگ ترَکِر، و تونی ترَکر گفت اون توپ اگه تو ورزشگاه یانکی بود، هومران میشد. او مشغول بیلزنی بود، در حالیکه به ماه شبحگونه در آسمان نگاه میکرد، و بعد از مدتی فاگارتی آمد و محکم با دست به پشت گردنش کوبید و او را کف زمین انداخت.»
حجم
۷۰۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۵۴ صفحه
حجم
۷۰۵٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۶۵۴ صفحه