کتاب فرزند سیزدهم ارین ای. کریگ + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب فرزند سیزدهم

کتاب فرزند سیزدهم

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب فرزند سیزدهم

کتاب فرزند سیزدهم نوشته‌ی ارین ای. کریگ با ترجمه‌ی نیما جوادی، روایتی فانتزی و پررمزوراز از زندگی دختری به نام هیزل است که در خانواده‌ای پرجمعیت و فقیر به دنیا آمده و سرنوشتش با ایزدان و افسانه‌های تاریک گره خورده است. این اثر با فضاسازی منحصربه‌فرد و شخصیت‌پردازی عمیق، داستانی از جدایی، تعلق، جست‌وجوی هویت و مواجهه با نیروهای ماورایی را روایت می‌کند. نشر پرتقال آن را منتشر کرده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب فرزند سیزدهم

کتاب فرزند سیزدهم اثری از ارین ای. کریگ است که با ترجمه‌ی نیما جوادی منتشر شده. این کتاب در ژانر فانتزی نوجوان قرار می‌گیرد و داستانی را روایت می‌کند که در دنیایی خیالی و سرشار از اسطوره‌ها و ایزدان جریان دارد. محوریت داستان حول هیزل، دختر سیزدهم یک خانواده‌ی پرجمعیت، شکل گرفته که از همان ابتدا جایگاهش در خانواده و جامعه با تردید و بی‌مهری همراه است. روایت با زبان اول‌شخص و از زاویه‌ی دید هیزل پیش می‌رود و خواننده را به درون احساسات، دغدغه‌ها و رؤیاهای او می‌برد. ساختار کتاب با روایت‌های تو در تو، افسانه‌ها و قصه‌های خانوادگی آغاز می‌شود و به تدریج لایه‌های بیشتری از جهان داستان و قوانین حاکم بر آن را آشکار می‌کند. حضور ایزدان مختلف، مناسک مذهبی، و روابط پیچیده‌ی خانوادگی، فضایی رازآلود و گاه تیره به داستان می‌بخشد. فرزند سیزدهم با ترکیب عناصر واقع‌گرایانه و جادویی، تصویری از رشد، جدایی، و جست‌وجوی معنا در جهانی بی‌رحم و پر از انتخاب‌های دشوار ارائه می‌دهد.

خلاصه داستان فرزند سیزدهم

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان فرزند سیزدهم با روایت شب تولد هیزل آغاز می‌شود؛ دختری که سیزدهمین فرزند یک شکارچی فقیر و همسرش است. خانواده‌ای که با هر تولد جدید، بیشتر در فقر و تنگدستی فرو می‌رود و هیزل از همان ابتدا با احساس ناخواسته‌بودن و بی‌مهری بزرگ می‌شود. افسانه‌ای قدیمی درباره‌ی ایزدان و معامله‌ی والدین با آن‌ها، سایه‌ای سنگین بر سرنوشت هیزل انداخته است. او در میان خواهران و برادرانش، همیشه احساس بیگانگی می‌کند و حتی در جشن‌های خانوادگی، سهمی اندک یا هیچ دارد. با گذر زمان، برخی از خواهران و برادرانش به دلایل مختلف از خانه می‌روند و هیزل بیش از پیش تنها می‌شود. نقطه‌ی عطف داستان زمانی است که پدرخوانده‌ی اسرارآمیزش، ایزدی با چهره‌ای ترسناک اما مهربان، پس از سال‌ها بازمی‌گردد تا به وعده‌ی قدیمی خود عمل کند و هیزل را با خود ببرد. این جدایی، هیزل را وارد مرحله‌ای تازه از زندگی می‌کند؛ سفری به دنیایی ناشناخته میان مرگ و زندگی، جایی که باید با گذشته، خانواده و هویت خود روبه‌رو شود. روایت با پرداختن به احساسات متناقض هیزل، روابط پیچیده‌ی خانوادگی و مواجهه با نیروهای ماورایی، تصویری چندلایه از رشد و بلوغ او ارائه می‌دهد.

چرا باید کتاب فرزند سیزدهم را بخوانیم؟

فرزند سیزدهم با فضاسازی منحصربه‌فرد و روایت صمیمی، تجربه‌ای متفاوت از داستان‌های فانتزی را رقم زده است. این کتاب با پرداختن به موضوعاتی چون تعلق، هویت، جدایی و جست‌وجوی معنا، فراتر از یک قصه‌ی ماجراجویانه عمل می‌کند و لایه‌هایی از احساسات انسانی، روابط خانوادگی و انتخاب‌های دشوار را به تصویر می‌کشد. شخصیت‌پردازی هیزل و مواجهه‌ی او با ایزدان و افسانه‌ها، فرصتی برای تأمل درباره‌ی سرنوشت، پذیرش و رشد فراهم می‌کند. همچنین، ترکیب عناصر جادویی با واقعیت‌های تلخ زندگی، اثری خواندنی و تأثیرگذار خلق کرده است که می‌تواند برای علاقه‌مندان به داستان‌های فانتزی و نوجوانان جذاب باشد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به نوجوانان و جوانانی که به داستان‌های فانتزی، اسطوره‌ای و روایت‌های پررمزوراز علاقه دارند پیشنهاد می‌شود. همچنین به کسانی که دغدغه‌ی هویت، تعلق، یا تجربه‌ی احساس بیگانگی در خانواده و جامعه را دارند، توصیه می‌شود.

بخشی از کتاب فرزند سیزدهم

«کبریت کوچک با بوی تند گوگرد شعله‌ور شد و آتش با ولع برای فتیله‌ای که جانش ببخشد، بر پیکر چوبی کبریت حمله‌ور شد. صدای پدر‌خوانده‌ام مثل غولی که از گور برخیزد، همراه با صدای خش‌خش برگ‌ها و طعم دودی پاییز از میان تاریکی برخاست. «روزگاری شکارچی مفلوک احمقی در قلب جنگل گراویا زندگی می‌کرد.» شعلهٔ کبریت به نوک انگشتش نزدیک می‌شد و بی‌صبرانه منتظر گزیدن پوستش بود. چیزی از چوب نمانده بود، ولی عین خیالش نبود. گفتم: «می‌‌دونی که لازم نیست این کار رو بکنیم.» و شمع بلندی به او دادم تا روشن کند. رنگ شمع کهربایی بود، سرزنده و طلایی و گرم و دلنشین. شمع با قوت گرفتن شعله‌اش سایه‌هایی رقصان روی دیوار کلبه‌ام انداخت. چشمان مریک را دیدم ــ ترکیبی عجیب از عنبیه‌هایی نقره‌ای و قرمز در محاصرهٔ سیاهی محض و تهی ــ و لبخند زدم. می‌توانستم این داستان را از حفظ تعریف کنم، ولی گذاشتم خودش این کار را بکند. بخش محبوب تولدم برایش همین بود. «این شکارچی مفلوک احمق در طول حیاتش چندین و چند تصمیم احمقانه گرفت، تا اینکه بعد از مدت‌ها تو شبی خاص، بالاخره تصمیم خیلی هوشمندانه‌ای گرفت.» شمع با بشکن سریع انگشتان دراز و گوشت‌آلودش خاموش شد و دود نقره‌ای مارپیچ به‌سمت تیرهای چوبی رفت. «با‌اینکه شکارچی خیلی مفلوک و احمق بود، از قضا همسری بسیار زیبا و جوان داشت.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۵۲۱٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۶۴ صفحه

حجم

۵۲۱٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۴۶۴ صفحه

قیمت:
۲۵۰,۰۰۰
۲۰۰,۰۰۰
۲۰%
تومان