
کتاب خوشه چینی ها، داستان هایی از داس مرگ
معرفی کتاب خوشه چینی ها، داستان هایی از داس مرگ
کتاب خوشهچینیها، داستانهایی از داس مرگ نوشتهی نیل شوسترمن و با ترجمهی آرزو مقدس، مجموعهای از روایتهای تازه و متفاوت در جهان داس مرگ است که انتشارات پرتقال آن را منتشر کرده است. این اثر، با بهرهگیری از فضای علمیتخیلی و عناصر پادآرمانشهری، به سراغ دنیایی میرود که مرگ طبیعی دیگر معنایی ندارد و گروهی به نام داسها مسئولیت پایاندادن به زندگی انسانها را بر عهده دارند. در این مجموعه، نویسنده با نگاهی چندلایه و شخصیتمحور، داستانهایی کوتاه و بلند را روایت میکند که هرکدام گوشهای از این جهان عجیب و قوانین و اخلاقیات پیچیدهی آن را به تصویر میکشند. خوشهچینیها نهتنها برای طرفداران مجموعهی داس مرگ جذاب است، بلکه خوانندگان تازهوارد را هم با فضای منحصربهفرد و چالشهای فلسفی این دنیا آشنا میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب خوشه چینی ها، داستان هایی از داس مرگ
کتاب خوشهچینیها، داستانهایی از داس مرگ نوشتهی نیل شوسترمن، مجموعهای از داستانهای کوتاه و بلند است که در جهان داس مرگ جریان دارند. این کتاب، با بهرهگیری از فضای پادآرمانشهری و علمیتخیلی، به بررسی ابعاد مختلف جامعهای میپردازد که در آن مرگ طبیعی از میان رفته و گروهی منتخب، مسئولیت پایاندادن به زندگی انسانها را بر عهده دارند. شوسترمن در این مجموعه، هم به شخصیتهای آشنا از رمانهای قبلی خود بازمیگردد و هم شخصیتهای جدیدی را معرفی میکند که هرکدام با چالشهای اخلاقی، هویتی و اجتماعی روبهرو هستند. ساختار کتاب به گونهای است که هر داستان، زاویهای تازه از این جهان را نشان میدهد؛ از روایتهای شخصی داسها و کارآموزانشان تا زندگی روزمرهی مردم عادی و حتی نگاه ابر تندر، هوش مصنوعی حاکم بر جهان. خوشهچینیها با ترکیب روایتهای جدی و طنزآمیز، تصویری چندوجهی از قدرت، مسئولیت و معنای زندگی در دنیایی بیمرگ ارائه میدهد.
خلاصه کتاب خوشه چینی ها، داستان هایی از داس مرگ
کتاب خوشهچینیها، داستانهایی از داس مرگ، مجموعهای از روایتهای متنوع است که هرکدام بخشی از جهان داس مرگ را روشن میکنند. در این کتاب، داستانهایی از داسهای جوان و کهنهکار، کارآموزان تازهوارد و حتی شهروندان عادی روایت میشود که هرکدام با قوانین سختگیرانه و اخلاقیات متغیر این دنیا دستوپنجه نرم میکنند. برخی داستانها به چالشهای هویتی داسها میپردازند؛ مثلاً داسی که هنوز با نقش جدیدش کنار نیامده و در تلاش است میان وظیفه و احساسات شخصی تعادل برقرار کند. در داستانی دیگر، مراسم انجمن داسها و بحثهای سیاسی و اخلاقی میان اعضا به تصویر کشیده میشود و نشان میدهد حتی در جامعهای با قوانین سفتوسخت، اختلافنظر و رقابت وجود دارد. روایتهایی از زندگی روزمرهی مردم، نابابها و حتی هوش مصنوعی ابر تندر نیز در کتاب دیده میشود؛ هرکدام با زاویهای متفاوت به مسئلهی مرگ، قدرت و حقیقت میپردازند. شوسترمن در این مجموعه، با استفاده از عناصر طنز، تعلیق و گاهی هراس، مرز میان واقعیت و افسانه را به چالش میکشد و نشان میدهد که حتی در دنیایی بیمرگ، دغدغههای انسانی همچنان پابرجاست.
چرا باید کتاب خوشه چینی ها، داستان هایی از داس مرگ را بخوانیم؟
خوشهچینیها، داستانهایی از داس مرگ، با روایتهای کوتاه و متنوع، فرصتی برای بازگشت به جهان داس مرگ و کشف زوایای پنهان آن فراهم میکند. این کتاب، نهتنها برای کسانی که به داستانهای علمیتخیلی و پادآرمانشهری علاقه دارند، جذاب است، بلکه با پرداختن به موضوعاتی مانند قدرت، مسئولیت، هویت و حقیقت، سؤالات مهمی دربارهی اخلاق و معنای زندگی مطرح میکند. روایتهای کتاب، هم شخصیتمحور و هم ایدهمحور هستند و هرکدام با لحن و فضای خاص خود، تجربهای تازه به خواننده میدهند. اگر کسی به دنبال داستانهایی است که هم سرگرمکننده باشند و هم ذهن را به چالش بکشند، این مجموعه انتخاب مناسبی است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن خوشهچینیها، داستانهایی از داس مرگ، به علاقهمندان داستانهای علمیتخیلی، پادآرمانشهری و کسانی که دغدغهی مسائل اخلاقی، هویتی و اجتماعی دارند پیشنهاد میشود. همچنین به طرفداران مجموعهی داس مرگ و افرادی که به دنبال روایتهای کوتاه و متنوع با مضامین عمیق هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب خوشه چینی ها، داستان هایی از داس مرگ
«ماری خانهٔ بزرگی در جنگل برای خودش انتخاب کرده بود که سقف بلند و پنجرههای بزرگ داشت و به کوه و چشمهای زمزمهگر مشرف بود. فهمیده بود صدای جریان آب برایش آرامش میآورد. ناپاکیهایش را میزدود. شنیده بود جایی خانهٔ مشهوری هست که رودی درست از وسط خانه میگذرد. ارزشش را داشت که روزی برود و سروگوشی آب بدهد، اما فعلاً همین خانهٔ جنگلی برایش کفایت میکرد. این خانه را با استفاده از بودجهٔ داسشهر خریده بود، نه اینکه مثل بعضی داسها آن را از صاحب قبلیاش بگیرد. بعد از چهار ماه، خانهاش اثاث چندانی نداشت و این هم نمونهٔ دیگری بود از اینکه در زندگیاش جا نیفتاده است. فردای روزی که از انجمن برگشت، قدمزنان به جنگل رفت و امیدوار بود بوی خاک و هوای تازهاش احساس بدی را که از انجمن با خود به همراه آورده بود از وجودش پاک کند، اما سر راهش به دو دونده برخورد. دوندهها در حال غیبت کردن بودند و میگفتند چه کسی برای اینکه بدنش را به حالتهای عجیبغریب تغییر بدهد، راهی تاسمانی است؛ چه کسی بیخودی ورق را برگردانده. حرفهایشان ماری را یاد کنجکاویهای فرومایهای انداخت که انجمن دچارش بود. ماری هر دو نفرشان را خوشهچینی کرد و بیدرنگ پشیمان شد... مگر محکوم کردن آنها به مرگ، فقط به جرم غیبت کردن، همانقدر کار حقیرانهای نبود؟ خوشهچینیهای شستهرفتهای هم نبودند. اگر ماری کارش را درست انجام داده بود، قلبهایشان سریع از کار میافتاد و زیاد کثافتکاری نمیشد. اما این بار آنطور نشد. صدای مایکل را در ذهنش شنید که سرزنشش میکرد و میگفت کشتارابزارش را تمرین کند.»
حجم
۲۹۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۳۶ صفحه
حجم
۲۹۰٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۳۶ صفحه