کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی هدر فاوسِت + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی

کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی

نویسنده:هدر فاوسِت
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی

کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی نوشته‌ی هدر فاوسِت با ترجمه‌ی شروین جوانبخت داستان دختری خیال‌پرداز و یتیم را روایت کرده است که در جست‌وجوی جادو، خانه و تعلق، پا به دل جنگلی پررمزوراز می‌گذارد. انتشارات پرتقال آن را منتشر کرده است. در مرکز ماجرا، گریس قرار دارد؛ دختری که از یتیم‌خانه فرار کرده تا ساحره‌ای واقعی پیدا کند، جادوی خودش را بفهمد و شاید بالاخره جایی را خانه‌ی خودش بداند. اما اولین ساحره‌ای که سر راهش سبز می‌شود، همان‌قدر که شبیه قصه‌هاست، ترسناک‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از هر افسانه‌ای هم هست؛ ساحره‌ای که بچه‌ها را در تنور می‌اندازد، سایه‌ای هیولایی دارد و درعین‌حال، تنها کسی است که می‌تواند به گریس جادوگری یاد بدهد. این کتاب در فضایی آمیخته از جادو، شعر، جنگل‌های زنده، پرنده‌های سخنگو و موجودات افسانه‌ای پیش می‌رود و در دل ماجراجویی‌هایش، از تنهایی، ترس، دوستی، انتخاب و بهای قدرت حرف زده است. پیمان خطرناک گریس با ساحره، کتاب جادویی با «صد طلسم و نصفی»، و مهلتی که تا شکوفه‌دادن دوباره‌ی یک درخت گیلاس دارد، هسته‌ی اصلی تعلیق داستان را می‌سازد. صد طلسم و نصفی تا ساحرگی هم‌زمان هم قصه‌ی بزرگ‌شدن است، هم قصه‌ی کشف هویت جادویی و هم قصه‌ی دختری که نمی‌خواهد دیگران قربانی شوند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی

کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی با محوریت شخصیت گریس شکل گرفته است؛ دختری یتیم، خیال‌پرداز و شیفته‌ی کتاب‌ها که در یتیم‌خانه‌ی پیچک و رز بزرگ شده و همیشه خودش را «یک‌جور دیگر» حس کرده است. او می‌تواند صدای تپش قلب‌ها را بشنود، باد را صدا کند و ناخواسته بدترین خاطرات آدم‌ها را جلوی چشمشان بیاورد؛ جادویی که همه آن را «بد» می‌دانند و به‌خاطرش او را پس می‌زنند. وقتی خانواده‌ی سیلوروود بعد از یک روز، سرپرستی او را پس می‌دهند و هیچ‌کس حاضر نمی‌شود او را نگه دارد، گریس تصمیم می‌گیرد خودش دنبال جایی برود که به آن تعلق داشته باشد؛ جایی که جادویش نفرین نباشد. این‌طور است که از یتیم‌خانه فرار می‌کند و در دل جنگل، به کلبه‌ی ساحره‌ای می‌رسد که قصه‌های ترسناک زیادی درباره‌اش گفته‌اند. کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی در چند بخش و فصل پی‌درپی پیش می‌رود و هر فصل با تکه‌ای از شعر شاعران کلاسیک انگلیسی مثل امیلی دیکنسون، ویلیام وردزورت، پرسی شلی و دیگران آغاز شده است؛ شعرهایی که حال‌وهوای هر فصل را پیشاپیش ترسیم می‌کنند. در فصل‌های آغازین، با «جادوگری با قلب صدفی» آشنا می‌شویم؛ جایی که گریس به کلبه‌ی ساحره می‌رسد، بوی نان کشمشی و تارت سیب او را وسوسه می‌کند، در تنور زندانی می‌شود، با کلاغی به نام بادباف حرف می‌زند و برای اثبات ساحره‌بودنش، شیر گاو را ناخواسته به بستنی تبدیل می‌کند. در فصل «هرچه چیز خوب در دنیاست» گذشته‌ی او با خانواده‌ی سیلوروود و لحظه‌ی بروز جادویش روایت شده است. سپس در فصل‌هایی مثل «ساحره غافلگیر می‌شود»، «دری گشوده و دوباره بسته می‌شود» و «اسطرلاب نُه‌برگ»، پیمان خطرناک او با ساحره شکل می‌گیرد: کتابی با صد طلسم و یک نیم‌طلسم، مهلتی تا شکوفه‌دادن درخت گیلاس پیر کنار نهر، و شرطی سنگین؛ اگر گریس همه‌ی طلسم‌ها را اجرا کند، کارآموز ساحره می‌شود و اگر شکست بخورد، باید تمام جادویش را به او بدهد. در همین مسیر، پای یک پری نوجوان با چشمان بنفش و دنیای پریان هم به داستان باز می‌شود و ماجرا از یک کلبه و یک جنگل فراتر می‌رود.

خلاصه کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی

داستان از جایی شروع می‌شود که گریس، بعد از سال‌ها زندگی در یتیم‌خانه‌ی پیچک و رز، شبی از آن‌جا فرار می‌کند. او از قصه‌هایی که بچه‌ها درباره‌ی ساحره‌ی جنگل تعریف می‌کردند فقط یک چیز را جدی گرفته است: این‌که بالاخره جایی در جهان هست که جادو در آن واقعی است. بوی نان کشمشی و شیرینی‌های داغ او را به کلبه‌ای می‌کشاند که ظاهری دنج و آرام دارد، اما درخشش بیش‌ازحد پنجره‌ها و سکوت عجیب اطرافش، خبر از چیزی ناآشنا می‌دهد. گریس با کلاغی به نام بادباف همراه است؛ پرنده‌ای که به‌طور ناخواسته به‌کمک جادوی او توانایی حرف‌زدن پیدا کرده و تنها دوست واقعی‌اش است. در کلبه، پیرزنی را می‌بیند که هم شبیه مادربزرگ‌هاست هم شبیه هیولاهای سایه‌ای. این زن همان ساحره‌ای است که قصه‌ها درباره‌اش گفته‌اند؛ کسی که بچه‌ها را در تنور می‌اندازد و می‌خورد. گریس که خودش را ساحره می‌داند، مستقیم اعلام می‌کند برای یادگرفتن جادو آمده است. ساحره ابتدا او را می‌پذیرد، به او تارت توت‌فرنگی و نان کشمشی می‌دهد و از گذشته‌اش می‌پرسد. گریس تعریف می‌کند چطور وقتی برای یک روز به خانه‌ی خانم سیلوروود رفته بود، ناگهان بدترین خاطره‌ی او را دیده و همان تصویر را در ذهنش زنده کرده است؛ همین باعث شده خانم سیلوروود وحشت‌زده او را پس بفرستد. دو بار دیگر هم چنین اتفاقی افتاده و هر بار، سرپرست‌ها او را برگردانده‌اند. ساحره توضیح می‌دهد که این توانایی، بخشی از ماهیت ساحره‌هاست: آن‌ها ترس و احساس گناه آدم‌ها را بیدار می‌کنند. اما نیمه‌شب، وقتی گریس در اتاق رویایی‌اش خوابیده، بیدار می‌شود و می‌فهمد داخل تنور غول‌پیکر ساحره است؛ کنار استخوان‌ها و جمجمه‌های بچه‌های قبلی. ساحره به شکل سایه‌ای عظیم و دندان‌دار درمی‌آید و آشکارا می‌گوید قصد دارد او را بپزد. گریس با ناامیدی و خشم، از این‌که حتی یک ساحره‌ی خبیث هم او را «نمی‌خواهد»، گریه می‌کند. بادباف سعی می‌کند از بیرون تنور کمکش کند، اما گریس در اوج ناامیدی حتی نمی‌خواهد نجات پیدا کند. در آخرین لحظه، برای اثبات ساحره‌بودنش پیشنهاد می‌دهد گاو ساحره را طلسم کند. با تمرکز و زمزمه‌ی وردی دست‌وپا شکسته، به‌جای شیر ترش، یک سطل بستنی درست می‌کند. همین اشتباهِ عجیب، جانش را نجات می‌دهد. ساحره که حالا مطمئن شده با یک جادوی غیرعادی طرف است، او را آزاد می‌کند اما هنوز نمی‌خواهد کارآموز داشته باشد. صبح روز بعد، گریس می‌فهمد ساحره بیمار است و جادوی خودش دیگر مثل قبل کار نمی‌کند. در حیاط و جنگل اطراف کلبه پرسه می‌زند، دسته‌گلی از گل‌های جنگلی می‌چیند و در دل جنگل، با پسر پری‌ای روبه‌رو می‌شود که در تنه‌ی یک درخت گیر افتاده است. با او معامله می‌کند: در ازای نجاتش، باید سه سال هر وقت گریس صدایش زد، حاضر شود و هر کاری از دستش برمی‌آید انجام دهد. پسر با اکراه قبول می‌کند و بعد از آزادشدن، با خشم اعلام می‌کند که «دشمن خونی» او خواهد بود. بااین‌حال، به‌محض ناپدیدشدن در جنگل، دسته‌گلی جادویی از دنیای پریان برای گریس می‌فرستد. گریس دسته‌گل را به‌عنوان هدیه‌ی خداحافظی برای ساحره می‌برد. در میان گل‌ها، گیاهی هست که ساحره آن را «اسطرلاب نُه‌برگ» می‌نامد؛ گیاهی بسیار کمیاب که معمولاً ساحره‌ها سال‌ها دنبالش می‌گردند. همین کشف، نگاه ساحره را به گریس عوض می‌کند. او کتاب جادوی خودش را روی میز می‌گذارد؛ کتابی کوچک با جلد چرمی که روی عطفش عدد رومی I نوشته شده و درونش «صد طلسم و نصفی» ثبت شده است. پیشنهاد ساحره روشن است: اگر گریس بتواند تا زمان شکوفه‌دادن دوباره‌ی درخت گیلاس پیر کنار نهر، همه‌ی طلسم‌های کتاب را اجرا کند، کارآموز رسمی او می‌شود و می‌تواند در کلبه بماند. اگر شکست بخورد، باید تمام جادویش را داوطلبانه به ساحره بدهد و به یک دختر عادی تبدیل شود؛ دختری که دیگر نمی‌تواند با بادباف حرف بزند و احتمالاً باید به یتیم‌خانه برگردد. گریس که بین ترس از دست‌دادن جادویش و رؤیای داشتن خانه و استاد جادو گیر افتاده، درنهایت پیشنهاد را می‌پذیرد اما شرط خودش را هم اضافه می‌کند: اگر موفق شود، ساحره باید قول بدهد دیگر هیچ بچه‌ای را در تنور نیندازد و تا وقتی گریس آنجاست، کسی را نپزد. ساحره با بی‌میلی قبول می‌کند و برای محکم‌شدن پیمان، با او دست می‌دهد؛ پیمانی که بین دو ساحره، نشکستنی است. از این‌جا به بعد، مسیر اصلی داستان شکل می‌گیرد: گریس باید در زمانی محدود، از دل کتابی پر از طلسم‌های عجیب و ترکیبات ناممکن مثل «یک پارچ نیمه‌شب»، «سه ردپای پای چپ گوزن» یا «عطسه‌ی مرغ آوازخوان»، راهی برای انجام‌دادن هر طلسم پیدا کند، درحالی‌که هنوز نمی‌داند نیم‌طلسم گمشده چیست، بیماری ساحره چقدر جدی است و دشمن پری‌تبارش در سه سال آینده چه نقشی در سرنوشت او خواهد داشت.

چرا باید کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی را بخوانیم؟

صد طلسم و نصفی تا ساحرگی از دل یک ماجرای جادویی، چند لایه‌ی جذاب را هم‌زمان پیش برده است. در سطح اول، داستانی پر از اتفاق، موجودات افسانه‌ای، طلسم‌های عجیب، جنگل‌های زنده، کلبه‌ی ساحره و دنیای پریان دیده می‌شود؛ ماجرایی که با فرار از یتیم‌خانه شروع می‌شود و به پیمانی خطرناک با یک ساحره‌ی سایه‌پوش می‌رسد. در سطح عمیق‌تر، کتاب به احساس طردشدن، تنهایی، میل به پذیرفته‌شدن و ترس از «متفاوت بودن» پرداخته است. گریس هم‌زمان هم از جادوی خودش می‌ترسد هم حاضر نیست آن را از دست بدهد؛ چون جادو تنها چیزی است که او را از بقیه جدا می‌کند و درعین‌حال، تنها چیزی است که به او امید می‌دهد. این کتاب به‌خوبی نشان داده است که قدرت، همیشه بهایی دارد و انتخاب‌کردن، یعنی پذیرفتن خطر از دست‌دادن چیزهایی که عزیزند. شرطی که ساحره برای گریس می‌گذارد، او را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید بین امنیت و هویت جادویی‌اش یکی را انتخاب کند. در کنار این، رابطه‌ی او با بادباف، با ساحره، با پری بنفش‌چشم و با بچه‌های یتیم‌خانه، تصویرهای مختلفی از دوستی، اعتماد، سوءظن و دشمنی ساخته است. حضور شعر در ابتدای فصل‌ها، علاقه‌ی گریس به کلمه‌ها و تشبیه‌ها، و نگاه او به جهان، فضایی ساخته که در آن زبان، خودش نوعی جادو است. خواندن این کتاب برای کسانی که به داستان‌های جادویی، شخصیت‌های پرحرف و خیال‌پرداز، و ماجراهایی که در دلشان قراردادهای خطرناک و انتخاب‌های سخت پنهان شده، علاقه دارند، تجربه‌ای پرکشش و پر از تصویرهای به‌یادماندنی است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های فانتزی، جادو، جنگل‌های مرموز و موجودات افسانه‌ای علاقه دارند؛ به نوجوانانی که با احساس متفاوت‌بودن، طردشدن یا جست‌وجوی هویت درگیرند؛ به خوانندگانی که از شخصیت‌های پرحرف، خیال‌پرداز و سرکش خوششان می‌آید؛ و به دوست‌داران قصه‌هایی که در آن‌ها پیمان‌های خطرناک، کتاب‌های جادو و انتخاب‌های سخت نقش اصلی را دارند.

بخشی از کتاب صد طلسم و نصفی تا ساحرگی

«ساحره کتابی را در چندسانتی‌متری صورت گریس روی میز انداخت. گریس عطسه کرد. کتاب قدیمی و خاک‌گرفته بود و جلد چرمی‌اش کهنه و درب‌و‌داغان. روی عطف آن عدد رومی I با جوهر طلایی نوشته شده بود. نسبت به کتاب‌های دیگر کوچک بود و بوی انباری‌های قدیمی را می‌داد. ساحره گفت: «این کتاب طلسم‌های منه. یعنی یه‌جور کتاب جادوئه. ببین دختر‌جون، فقط یه بار این پیشنهاد رو بهت می‌دم، پس خوب گوش‌هات رو باز کن. معلومه که تو یه‌جورهایی جادو داری، ولی حدس می‌زنم شانس محض بوده که تونستی گل اسطرلاب پیدا کنی. من به عمرم کارآموز نداشتم، علاقه‌ای هم ندارم وقتم رو برای یه بچهٔ نصفه‌عقل حروم کنم. به شرطی قبول می‌کنم بهت جادوگری یاد بدم که بتونی ثابت کنی استعدادت خیلی زیاده. پس، پیشنهاد من اینه: اگه بتونی همهٔ طلسم‌های این کتاب رو پیاده کنی، قبول می‌کنم کارآموزم بشی و اجازه می‌دم اینجا بمونی. واسه پیاده کردن طلسم‌ها کوچک‌ترین کمکی بهت نمی‌کنم. باید با عقل خودت این طلسم‌ها رو یاد بگیری، البته اگه چیزی توی اون کله‌ت باشه.» قلب گریس داشت از سینه‌اش بیرون می‌جهید. مسئله فقط گفت‌و‌گو دربارهٔ طلسم و کتاب جادو نبود؛ شاید می‌توانست برای همیشه در آن خانهٔ عجیب وسط جنگل با نهری که دورش تاب خورده بود بماند و در آن اتاق زیبا با لحافی که تمام گل‌ها رویش بود، بخوابد. اما وحشت مثل سایه‌ای پشت هیجانش مخفی شده بود. کتاب را مالکانه محکم توی دستش فشار داد. «اگه... اگه نتونم همهٔ طلسم‌ها رو اجرا کنم چی؟» ساحره طوری نگاهش کرد که سایه‌های پشت چشم‌هایش لحظه‌ای گذرا لرزیدند. «اگه نتونی باید جادوت رو به من بدی، همه‌ش رو.» گریس دستش را جلوی دهانش گرفت. «وای! اما... اما اینکه شگفت‌انگیزه!» ساحره خشمگین شد. گریس کم‌کم متوجه می‌شد که ساحره از اینکه گریس خیلی از او نمی‌ترسد، متنفر است.. «چی؟» گریس توضیح داد: «منظورم اینه که شگفت‌انگیزِ وحشتناکه. خودم هم تصور کرده بودم معامله کردن با یه ساحره این‌طوری باشه. البته که اگه موفق نشم، باید هزینهٔ گزافی بپردازم. اما تو که واسهٔ خودت جادو داری، جادوی من به چه دردت می‌خوره؟»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲۶۶٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

حجم

۲۶۶٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۳۶ صفحه

قیمت:
۲۵۰,۰۰۰
۲۰۰,۰۰۰
۲۰%
تومان