
کتاب ملک سلیمان
معرفی کتاب ملک سلیمان
کتاب ملک سلیمان نوشتهی حسین طوافی اثری است که توسط انتشارات کتابسرای تندیس منتشر شده است. این کتاب با روایتی چندلایه و سرشار از جزئیات، به دنیای عطرها، خاطرات و پیوندهای انسانی میپردازد و در بستر تاریخ معاصر ایران، زندگی شخصیتهایی را روایت میکند که هرکدام بهنوعی با عطر، رنگ و خاطره درگیرند. نویسنده با بهرهگیری از زبان توصیفی و نگاهی موشکافانه، قصههایی از خانواده، عشق، فقدان و جستوجوی هویت را در هم میآمیزد و فضایی سرشار از حس و بو و رنگ میآفریند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ملک سلیمان
کتاب ملک سلیمان اثر حسین طوافی، روایتی است که در مرز میان خاطره، داستان و تاملات شخصی حرکت میکند. این کتاب با محوریت عطرها و نقش آنها در زندگی شخصیتها، به بازخوانی تاریخ معاصر ایران، بهویژه دهههای پرآشوب و تاثیرگذار، میپردازد. ساختار کتاب بر پایهی روایتهای پیوسته و گاه پراکنده است که از زبان راوی اصلی و دیگر شخصیتها بیان میشود. در این میان، عطرها نهتنها بهعنوان عناصر حسی، بلکه بهعنوان نشانههایی از خاطره، عشق، فقدان و حتی هویت فردی و جمعی مطرح شدهاند. طوافی با پرداختن به زندگی خانوادهای ایرانی، از روابط پدر و مادر تا حضور شخصیتهایی چون قمر و حاجی عباس خزانهعطر، لایههای مختلفی از جامعه، سنت، مدرنیته و تاثیرات تاریخی را به تصویر کشیده است. کتاب ملک سلیمان با بهرهگیری از ارجاعات ادبی، تاریخی و هنری، فضایی میسازد که در آن گذشته و حال، واقعیت و خیال، بههم گره میخورند و خواننده را به سفری میان بوها، رنگها و خاطرات میبرد.
خلاصه داستان ملک سلیمان
کتاب ملک سلیمان با محوریت عطرها و خاطرات، داستان زندگی راوی را در بستر تاریخ معاصر ایران روایت میکند. نویسنده با بازگشت به دوران کودکی و نوجوانی، از خانهی سیروس و جذابیتهای آن، تا مواجهه با مجموعهی عطرها و اشیای خاص، پیوند میان اشیا و خاطرات را برجسته میکند. روایت با مرگ سیروس و تاثیر آن بر ذهن راوی، به سمت تامل دربارهی نقش عطر و رنگ در زندگی و هنر حرکت میکند. در ادامه، کتاب به زندگی خانوادگی راوی میپردازد: پدری با گرایشهای سیاسی خاص، مادری بیمار و حضور قمر که با ورودش، جهان عطرها و قصههای عطاران را به خانه میآورد. داستانهایی از حاجی عباس خزانهعطر و عطر افسانهای وصال، بههمراه حکایتهایی از دشتهای گل و عطاران جادویی، لایههایی از اسطوره و خیال را به روایت میافزاید. در بخشهایی دیگر، عشق راوی به آنوش، زنی ارمنی، و تاثیر این رابطه بر زندگی و نگاهش به جهان، بازگو میشود. کتاب با پیوند زدن خاطرات شخصی، روایتهای خانوادگی و قصههای عطر و رنگ، تصویری چندوجهی از هویت، عشق، فقدان و جستوجوی معنا ارائه میدهد.
چرا باید کتاب ملک سلیمان را بخوانیم؟
کتاب ملک سلیمان با روایتی سرشار از جزئیات حسی، تجربهی متفاوتی از مواجهه با خاطره، تاریخ و هویت ارائه میدهد. این کتاب با پیوند زدن عطرها و اشیا به لحظات مهم زندگی، به خواننده امکان میدهد تا نقش بو، رنگ و خاطره را در شکلگیری هویت فردی و جمعی بازنگری کند. همچنین، روایتهای درهمتنیده از عشق، فقدان، خانواده و تاریخ، فرصتی برای تامل دربارهی تاثیرات گذشته بر اکنون و معنای زیستن در جهان معاصر فراهم میآورد. پرداختن به سنتهای عطرسازی ایرانی، قصههای خانوادگی و ارجاعات ادبی و هنری، این اثر را به متنی غنی و چندلایه بدل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به روایتهای خانوادگی، تاریخ معاصر ایران، فرهنگ عطر و بو، و کسانی که به دنبال تجربهی متنی سرشار از جزئیات حسی و تاملات فلسفی هستند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که دغدغهی هویت، خاطره و پیوند میان گذشته و حال را دارند، این کتاب توصیه میشود.
بخشی از کتاب ملک سلیمان
«در خانه اثر و نشانهای از شغل بویناک، پرسروصدا، سرد و خیسِ سیروس نبود، البته به جز چند تصویر نقاشی از ماهیهایی که در ترسیم فلسهایشان به نحوی برجستهسازی و اغراق شده و آثار هنری متوسطی محسوب میشدند و سیروس آنها را قاب کرده و بر دیوار یکی از اتاقهای خانه که در آن دستگاه پخش صوت بزرگ و قفسهٔ به نسبت بزرگ نوارهای کاستش را گذاشته بود، آویخته بود. در آن خانهٔ به نسبت قدیمی با حیاط کوچکش با آن کف سیمانی تمیز که در چند جای آن به شکلی بینظم کاشیهای منقوش گل و مرغ کاشته بودند، با آن دو باغچهٔ جمع و جور که در یکی از آنها باباآدم و پنجهمریم و در دیگری نرگس و شمعدانی و به گمانم پیچک گل موش در هوای گرم و مرطوب رشت انگاری از دیوارهایش بالا رفته و روی همه چیز سایه میانداختند، احساس آرامش و وارستگی خاصی به من دست میداد و صد البته حسرت هم میخوردم. اما ویژهترین جای آن خانه کمد آبی رنگ، عمیق، بزرگ و البته بسیار قدیمیِ دیواریای بود که در سالن پذیرایی قرار داشت و علیرغم سایر گنجهها و کمدها همیشه در آن قفل بود و امیر میگفت که سیروس کلکسیونش را در آنجا نگه میدارد. از کودکی کلمهٔ کلکسیون و معنی آن را میدانستم. خواهر بزرگم مجموعهٔ زیبایی از تمبر و پولهای قدیمی داشت که به من داده بود و من هم به تبع او تمبر جمع میکردم. روزی از روزهای بارانی پاییز، وقتی من و امیر در خانهٔ سیروس مشغول درس خواندن بودیم، سیروس بیخبر به خانه آمد و گفت که باید برای حضور در یک مهمانی مهم که زمان آن را از یاد برده آماده شود. خیلی تند و دستپاچه وارد حمام شد تا دوش بگیرد. و ما هم در اتاق نشیمن مشغول ورق زدن جزوههای درسی و کتابهایمان شدیم...»
حجم
۲۸۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۹۶ صفحه
حجم
۲۸۱٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۹۶ صفحه