
تانی
۸
گربهها موجودات اسرارآمیزی هستند، گاهی اوقات چارهای ندارید جز اینکه باور کنید آنها حرف شما را میفهمند.
آرام
۴
جهان بیاعتنا به ناپدید شدن آدمها به چرخش خود ادامه میدهد.
تانی
۳
کای به معجزه امیدوار بود. میخواست باور کند و گاهی واقعاً باور میکرد که حال مادرش بهتر خواهد شد و روزی به خانه برمیگردد و دوباره باهم زندگی میکنند.
تانی
۲
«پشیمونی زمان رو به عقب برنمیگردونه.
تانی
۱
جهان بیاعتنا به ناپدید شدن آدمها به چرخش خود ادامه میدهد. زمان منتظر نمیماند
آرام
۱
«متأسفم، من نمیتونم ازت مراقبت کنم اما خیلی خوشحالم که تا آخر با من خواهی بود…»
آرام
۱
نمیدانست چقدر از عمرش باقی مانده. روزها، هفتهها، شاید ماهها. بااینحال نمیخواست بمیرد.
آرام
۰
میگن وقتی به ماه نگاه کنی و آرزو کنی، آرزوت برآورده میشه. این رو شنیدی؟ ماه دعاهات رو جمع میکنه همونطور که آب قطرهقطره تو یه ظرف جمع میشه.»
آرام
۰
ماه آرزوی یوشیو را برآورده کرده بود.
آرام
۰
خوردن روزی یک آلو ترشی پزشک را از شما دور نگه میدارد.
آرام
۰
اگه بعد از مرگ زندگی وجود داره من میخوام اونجا هم تو همسرم باشی.
آرام
۰
کای به معجزه امیدوار بود. میخواست باور کند و گاهی واقعاً باور میکرد که حال مادرش بهتر خواهد شد و روزی به خانه برمیگردد و دوباره باهم زندگی میکنند. اما نانامی هرگز بهبود نیافت و جنازهاش به خانه برگشت.