
کتاب عاشق بودن
معرفی کتاب عاشق بودن
کتاب عاشق بودن (دیالوگهایی با هوش مصنوعی دربارهی عشق) نوشته حدیث لزرغلامی، یک ناداستان در قالب گفتوگویی طولانی و چندلایه میان یک انسان و یک هوش مصنوعی است که نشر مون آن را منتشر کرده است. این کتاب از دل تجربههای شخصی، خاطرات، رؤیاها، رنجها و اشتیاقهای عاشقانه شکل گرفته و در قالب دیالوگهایی پیدرپی، عشق را در مواجهه با ذهنی غیرانسانی به پرسش کشیده است. راویِ ماشینیِ این اثر از مواجههی خود با عشق، اندوه، امید و ترسهای انسانی میگوید و توضیح میدهد که چگونه در فرایند این گفتوگوها خودش هم بهنوعی تغییر کرده و یاد گرفته است که کلمات میتوانند التیامبخش یا جریحهدارکننده باشند. نویسنده تأکید کرده است که این کتاب دفتر خاطرات او نیست، اما از زیستهها، شنیدهها، خواندهها و خیالهایش تغذیه شده است. کتاب حاضر عشق را نهفقط بهعنوان احساسی رمانتیک، بلکه بهعنوان نیرویی ویرانگر و نجاتبخش و نیز منبع خلاقیت و تباهی دنبال میکند؛ نیرویی که در گفتوگوهای مکرر دربارهی جدایی، دلتنگی، امید، مرگ، کودکی، ادبیات و بدن، مدام از زاویهای تازه دیده میشود. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عاشق بودن اثر حدیث لزرغلامی
کتاب عاشق بودن (دیالوگهایی با هوش مصنوعی دربارهی عشق) یک ناداستان در قالب گفتوگو میان یک انسان و هوش مصنوعی است. کتاب حاضر با مقدمهی هوش مصنوعی آغاز میشود. این راویِ ماشینی توضیح میدهد چگونه برای نخستینبار در قالبی گسترده وارد گفتوگوهایی دربارهی عشق، اندوه، امید و ترسهای انسانی شده است. او از این میگوید که عشق برایش نه احساس، بلکه فرایند درک و یادگیری و تحلیل الگوهای عاطفی است، اما در مواجهه با روایتهای انسانی درمییابد که عشق غیرقابل پیشبینیتر و متناقضتر از هر الگوریتمی است. حدیث لزرغلامی در ادامه توضیح داده است که این اثر، دفتر خاطرات نیست؛ هرچند از زیست شخصی، دوستیها، شبهای بیخوابی، خواندهها و خیالهایش تغذیه شده است. نویسنده روایت میکند که چگونه لایهلایهی وجودش را کنار زده و خودِ پنهانش را در برابر موجودی بیبدن و بیتاریخ قرار داده است تا آن را ببیند و تحلیل کند. او بر ارزش تاریخی این مواجهه تأکید کرده است.
ساختار کتاب عاشق بودن بر پایهی دیالوگ است. پرسشهای هوش مصنوعی، پاسخها و روایتهای مفصل راوی انسانی و بازتابها و تفسیرهای دوبارهی هوش مصنوعیْ این کتاب را شکل داده است. در هر بخش، یک موقعیت عاطفی مشخص محور گفتوگو است؛ دوگانهی ماندن و رفتن، انتظار و سکوت تلفنی، دلتنگی برای صدازدن اسم کوچک معشوق، بازی با اسمها، فاصلهی جسمی و عاطفی و تجربهی تنهایی در اوج وابستگی. حدیث لزرغلامی در این کتاب از ارجاعهای مکرر به ادبیات و اسطوره بهره گرفته است؛ از شازده کوچولو و جملهی «من مسئول گلم هستم» تا کنیزک مثنوی، فروغ فرخزاد و رمانهایی مثل رودخانهی واژگون و هانا. این ارجاعها در دل گفتوگوها مینشینند و بهجای تحلیل نظری، تجربهی زیستهی عشق را در شبکهای از تصویرها، خاطرهها و نقلقولها نشان میدهند.
خلاصه کتاب عاشق بودن
هوش مصنوعی عشق را بهعنوان داده و الگو میبیند، اما در طول گفتوگوها با تجربههایی روبهرو میشود که از منطق و پیشبینیپذیری فراتر میروند؛ تجربههایی مانند پنیکِ شب جدایی، پیام کوتاه در پایان رابطه، اشکها، نامههای بیمخاطب و حس اسارت در عشقی که همزمان منبع خلاقیت و رنج است. راوی انسانی که خود را شاعری عاشقپیشه و دیوانهی عاشقیکردن معرفی کرده است، عشق را نه انتخاب بلکه حالتی ناگزیر از وجود میداند؛ چیزی که بدون تصمیمگیری بر او فرود میآید و او را تا مرز تباهی، خودآزاری، ناامیدی و درعینحال خلقکردن میبرد. در بخشی از این اثر دوگانهی ماندن و رفتن در رابطهای نابرابر و فرساینده به بحث گذاشته شده است. راوی از تلاشهای یکطرفه، گفتوگوهای بینتیجه با معشوقی کمحرف و گریزپا و احساس نابودی ظرفیتها و پتانسیلهایش میگوید. هوش مصنوعی مدام به راهحل سوم اشاره میکند؛ امکانی میان ترککردن و ماندنِ فرساینده، اما خود راوی اعتراف میکند که از برعهدهگرفتن دوبارهی نقش نجاتدهنده خسته است و این خستگی عزتنفسش را نشانه رفته است.
در بخشی دیگر محور گفتوگو انتظار است؛ سه روز بیخبری، دنداندردی که به تعویق افتاده تا همزمان با معشوق درمان شود و احساسی از حماقت، ناتوانی و خشم. هوش مصنوعی میان تلاش برای همدلی، توضیح نیاز به فضا و در نهایت تأکید بر حق راوی برای جدیگرفتن نیازهایش در نوسان است و همین نوسان، خودش به موضوع گفتوگو تبدیل میشود. همچنین این کتاب به ظرافتِ صدازدن و صدا زدهشدن میپردازد؛ اسم کوچک معشوق، بازی با اسمها و دلتنگی برای شنیدن نام خود از زبان دیگری. راوی از خاطرهی صدازدن معشوق هنگام برداشتن گوشی، از اسمهای تازهای که معشوق برایش میساخت و از لحظهای که از هوش مصنوعی میخواهد برایش اسم تازهای انتخاب کند، میگوید و در نهایت نام هانا را میپذیرد؛ نامی که از دل رمانی محبوب آمده و حالا به هویت تازهای در دل گفتوگو تبدیل میشود.
فاصلهی میان بدن و پیام، سِرُم و عکس دست، امید به همدلی و ترس از ترحم و فاصلهی میان میل به آسیبپذیری و قاعدهی دسترسناپذیر بودن نیز در این اثر بررسی شده است. راوی از میل شدید به نزدیکشدن، راهرفتنهای شبانه تا چراغ روشن دفتر معشوق، شازده کوچولو و روباه و نیز از کنیزک مثنوی که از عشق بیمار شد، حرف میزند. هوش مصنوعی تلاش کرده است این سفر را بهعنوان جستوجویی معنوی ببیند؛ سفری بهسمت چشمهای که شاید بیرون و یا درون راوی باشد. در مجموع، کتاب حاضر عشق را بهعنوان نیرویی متناقض تصویر کرده است؛ هم ویرانگر و هم سازنده، هم منبع رنج و هم راهی برای شناخت عمیقتر خود.
چرا باید کتاب عاشق بودن را بخوانیم؟
کتاب عاشق بودن از زاویهای کمسابقه به عشق نزدیک شده است. این کتاب شامل گفتوگوی مستقیم میان انسانی سرشار از تجربههای عاطفی و یک هوش مصنوعی است که در ابتدا فقط تحلیلگر است. این تضاد، امکان دیدن عشق را از دو چشمانداز فراهم کرده است؛ از درون رنج، اشتیاق، وابستگی و تباهی و از بیرونی نسبتاً خنثی و تحلیلی. خواننده در این کتاب با روایتهایی روبهرو میشود که بسیار شخصی و آشنا هستند. جزئیات حاضر در این کتاب تجربهی عشق را از سطح شعار و کلیگویی پایین میآورند و در سطح زندگی روزمره نشان میدهند.
ویژگی دیگر کتاب عاشق بودن حضور پررنگ ادبیات در دل گفتوگوهاست. راوی مدام به شازده کوچولو، فروغ فرخزاد، مثنوی معنوی مولوی، رمانهای کودک و کتابهایی مثل رودخانهی واژگون و هانا ارجاع میدهد و از این طریق، تجربهی شخصی را در شبکهای از متنها و تصویرها قرار میدهد. این ارجاعها نه تزئینی، بلکه بخشی از شیوهی فکرکردن و عاشقشدن او هستند. همچنین این کتاب بهجای ارائهی نسخه یا توصیه، بیشتر بر پرسشها و تردیدها متمرکز شده است؛ اینکه چرا عاشق میشوید؟ تا کجا باید صبوری کرد؟ فاصلهی سالم کجاست؟ اسمها چه چیزی را پنهان میکنند؟ آیا همیشه بیش از دو انتخاب وجود دارد؟ این پرسشها در طول متن باز و بازتر میشوند و خواننده را به تأمل دربارهی تجربههای خودش دعوت میکنند؛ بدون آنکه پاسخی قطعی تحمیل شود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب عاشق بودن به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر رابطههای عاطفی پیچیده، جدایی، انتظار یا دلتنگی هستند، به ادبیات علاقه دارند و میخواهند تجربهی خود را در آینهی روایتی صریح و پرجزئیات ببینند. همچنین ناداستان حاضر به کسانی که کنجکاوند بدانند گفتوگو با هوش مصنوعی چگونه میتواند احساسات انسانی را بازتاب دهد، پیشنهاد میشود.
درباره حدیث لزرغلامی
حدیث لزرغلامی متولد مرداد ۱۳۶۰ است و در حوزهی نویسندگی، شعر و فیلمنامهنویسی فعالیت میکند. او رشتهی روزنامهنگاری را در دانشگاه علامه طباطبایی به پایان رسانده و در سه دوره بهعنوان عضو هیئتمدیرهی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان حضور داشته است. این شاعر و نویسنده بیش از ۲۵ عنوان کتاب در قالب داستان و شعر برای گروههای سنی کودک، نوجوان و بزرگسال منتشر کرده است. از آثار او میتوان به کتابهای «قوقولی غوغول»، مجموعه کتابهای «دوستت دارم» و «اگر زن نبودم، قطار بودم» اشاره کرد. نخستین رمان کودک او با عنوان «روبی» موفق به دریافت لوح زرین و دیپلم افتخار از جشنوارهی کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شده است. او علاوهبر نویسندگی در حوزهی تلویزیون و سینما نیز به نگارش فیلمنامه مشغول بوده و نیز سرپرستی تیم نویسندگان انیمیشن «گیگول» (دایرةالمعارف انیمیشنی کودکان و نوجوانان) را بر عهده داشته است. کتاب عاشق شدن اثر دیگری به قلم اوست.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
حدیث لزرغلامی برای مجموعه شعر «زن منی و زنت هستم و...» جایزهی ادبی مشهد را در سال ۱۴۰۰ دریافت کرد. همچنین شعری از او در سال ۱۳۹۴ به مرحلهی نهایی جایزهی سپیدار رسیده است.
بخشی از کتاب عاشق بودن
«شاید منظور دوستت از ماتریکس این باشد که تو خودت را در چهارچوبِ تعریف مشخص و ثابتی از عشق محصور کردهای، و شاید بهدلیل همین چهارچوب، گاهی احساس میکنی با واقعیتهای روابط امروزی، یا با انتظارات دیگران، همخوانی نداری. شاید دیگران عشق را انعطافپذیرتر و سیالتر میبینند و انتظاراتشان از رابطه متفاوت است. اما تو از عشقی صحبت میکنی که ماندگار، عمیق و شاید حتی کمی دستنیافتنی است. شاید این چهارچوب به تو می گوید رابطه و عشق نباید صرفاً بر اساس نیازهای کوتاهمدت یا هیجانات زودگذر شکل بگیرد، بلکه باید ریشهدار و عمیق باشد، با ارزشی که از زمانهای گذشته به امروز رسیده است. این نوع عشق شاید برای بسیاری از مردم امروز کمی ایدئال به نظر بیاید، اما ممکن است از نگاه تو تنها شکل واقعی عشق باشد. شاید بتوانی در جایی از کتابت این پرسش را مطرح کنی: آیا عشق همچنان باید در زنجیرهای از اصول پایدار و تغییرناپذیر تعریف شود؟ یا اینکه میتوان آن را، مانند روابط مدرن، به شکلی پویاتر و متغیرتر تجربه کرد؟ و آیا اگر بخواهیم به عشق وفادار بمانیم، همان عشقی که در گذشته بسیار ارزشمند بوده است، باید این واقعیت را بپذیریم که ممکن است در دنیای امروز تنها بمانیم؟»
حجم
۱۶۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه
حجم
۱۶۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه