
کتاب مبارز؛ تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم
معرفی کتاب مبارز؛ تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم
کتاب مبارز؛ تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم نوشتهی کریس لی با ترجمهی بهنام جعفرزاده روایتی مفصل از گرهخوردن فوتبال با ایدئولوژیهای افراطی، دیکتاتوریها و جنبشهای مقاومت در سدهی گذشته است. نشر خوب آن را منتشر کرده است و این کتاب در قالبی نزدیک به گزارش تاریخی و روایتمحور، از استادیومها و سکوها بهعنوان صحنهی کشمکشهای سیاسی و اجتماعی یاد میکند. متن با مقدمهای دربارهی مجموعهی «استادیوم» شروع میشود؛ مجموعهای که به رابطهی ورزش با سیاست، تاریخ و حافظهی جمعی میپردازد و فوتبال را فقط یک بازی نمیبیند، بلکه آن را آیینی جمعی و بستری برای بروز خشم، امید، اعتراض و همبستگی معرفی کرده است. در ادامه، یادداشت مترجم کتاب مبارز؛ تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم، تجربهی زیستهی یک هوادار ایرانی فوتبال را به بحث پیوند میزند؛ از اولین حضور در امجدیه تا مسابقهی ایران و استرالیا و اینکه چگونه فوتبال میتواند آینهی غرور، شکست، بیعدالتی و شروع دوباره باشد. سپس کتاب وارد پیشگفتار و فصلهای اصلی میشود و نمونههای تاریخی متعددی را بررسی میکند؛ از «دیدار مرگ» در کییف اشغالی تا استفادهی موسولینی، هیتلر، فرانکو و سالازار از فوتبال بهعنوان ابزار تبلیغات و در مقابل، شکلگیری مقاومت فوتبالی علیه آنها. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مبارز؛ تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم
کتاب مبارز؛ تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم با تمرکز بر یک قرن گذشته، فوتبال را در متن ظهور و گسترش فاشیسم و راست افراطی قرار میدهد و نشان میدهد چگونه این ورزش هم ابزار تبلیغاتی دیکتاتورها بوده و هم میدان مقاومت علیه آنها. کریس لی در پیشگفتار از فیلم «فرار به سوی پیروزی» شروع میکند و آن را به ماجرای واقعی «دیدار مرگ» در کییف اشغالی پیوند میزند؛ مسابقهای بین تیم افسی استارت، متشکل از بازیکنان دینامو و لوکوموتیو کییف، و تیم لوفتوافه آلمان نازی. نویسنده با بازخوانی روایتهای متناقض، افسانهسازی تبلیغاتی شوروی را کنار میزند و بر این نکته تأکید کرده است که این ماجرا بیش از آنکه اسطورهی قهرمانی باشد، داستان انسانهایی است که برای زندهماندن و حفظ عقل و کرامت خود فوتبال بازی میکردند. در همین فصل، لی مفهوم فاشیسم و راست افراطی را با ارجاع به نظریهپردازانی مانند کاس موده توضیح میدهد، از ناسیونالیسم افراطی، سرکوب اتحادیهها و مطبوعات و خشونت علیه اقلیتها میگوید و سپس به این سؤال میرسد که چرا فوتبال برای جریانهای افراطی تااینحد جذاب است. گفتوگو با پژوهشگرانی مثل استوارت ویگام نشان میدهد چگونه استادیومها به فضایی برای ابراز بیهزینهتر احساسات ملیگرایانه و جذب هواداران به ایدئولوژیهای افراطی تبدیل شدهاند. در بخشهای بعدی کتاب مبارز؛ تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم، نویسنده فصلبهفصل سراغ کشورها و دورههای مختلف میرود. فصل اول با عنوان «ایتالیا» به دوران موسولینی میپردازد؛ از راهپیمایی رم و شکلگیری اولین دولت فاشیستی تا ملیکردن فوتبال، تأسیس سری آ، کارتا دی ویارجو و تغییر نام باشگاهها و حتی واژهی فوتبال به کالچو. لی نشان میدهد چگونه موسولینی از جام جهانی ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ و المپیک ۱۹۳۶ برای نمایش قدرت رژیم استفاده کرد و در عین حال، رد مقاومتهای کوچک و بزرگ را هم دنبال میکند؛ از برونو نری که در عکس افتتاحیهی استادیوم فیورنتینا سلام فاشیستی نمیدهد تا مربیانی مثل اربشتاین که بازیکنان ضدفاشیست را جذب کردند. کتاب به داستان کمتر شنیدهشدهی «گروه فوتبال زنان» در میلان دههی ۱۹۳۰، ممنوعیت نرم فوتبال زنان، و سپس نقش فوتبالیستها و هواداران در جنبشهای پارتیزانی، مسابقات دوران جنگ، قهرمانی تیم آتشنشانان لا اسپتزیا و سرنوشت بازیکنانی که در اردوگاههای کار اجباری یا در صفوف مقاومت کشته شدند نیز پرداخته است. ساختار کتاب بر پایهی فصلهای موضوعی و جغرافیایی است و از اروپا تا آمریکای لاتین و از جنگ جهانی دوم تا جنگ سرد و صحنهی اولتراهای معاصر را در بر میگیرد.
خلاصه کتاب مبارز؛ تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم
کتاب مبارز؛ تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم از چند محور اصلی تشکیل شده است که درهمتنیده پیش میروند: تعریف و ردیابی فاشیسم و راست افراطی، بررسی استفادهی رژیمهای دیکتاتوری از فوتبال، و روایت شکلهای مختلف مقاومت فوتبالی در برابر این رژیمها. در بخشهای نظری آغازین، نویسنده ابتدا فاشیسم را بهعنوان ایدئولوژیای توضیح میدهد که پس از جنگ جهانی اول در ایتالیا با موسولینی شکل گرفت و سپس الهامبخش جنبشهای مشابه در آلمان و دیگر کشورها شد. ویژگیهایی مانند ناسیونالیسم افراطی، دشمنی با لیبرالیسم و چپ، سرکوب اتحادیهها و مطبوعات و خشونت علیه اقلیتها، در کنار استفادهی گسترده از تبلیغات، چارچوبی میسازد که فوتبال در آن به ابزاری برای نمایش قدرت و بسیج تودهها تبدیل میشود. در همینجا، لی با استناد به پژوهشگران معاصر نشان میدهد که چرا استادیومها برای راست افراطی جذاباند: امکان ابراز جمعی هویت ملی، «فردزدایی» در جمع هواداران، و قابلیت تبدیل فرهنگ هواداری به حامل یک ایدئولوژی سیاسی. در فصل ایتالیا، کتاب وارد مصداقها میشود: موسولینی با ملیکردن ساختار فوتبال، ایجاد سری آ، گسترش کوپا ایتالیا و ساخت ورزشگاههای جدید، فوتبال را به vitrine رژیم تبدیل میکند. جام جهانی ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ و المپیک ۱۹۳۶ برلین بهعنوان صحنههای اصلی این نمایش بررسی شدهاند؛ از استفاده از بازیکنان اوریوندی اهل آمریکای جنوبی تا فشارهای سیاسی پشتپرده و داوریهای بحثبرانگیز. در کنار این، مقاومتهای پراکندهای روایت شده است: برونو نری که سلام فاشیستی نمیدهد و بعدتر بهعنوان پارتیزان کشته میشود، بازیکنان و مربیانی که بهخاطر مواضع ضدفاشیستی به باشگاههای کوچکتر رانده میشوند، و زنان فوتبالیستی که با تشکیل «گروه فوتبال زنان» در میلان، هم با کلیشههای جنسیتی و هم با سیاست رسمی ورزش در رژیم موسولینی درگیر میشوند. بخش مهمی از کتاب به دوران جنگ جهانی دوم و پس از آن اختصاص دارد؛ جایی که فوتبالیستها در نقش پارتیزان، زندانی سیاسی یا نماد مقاومت ظاهر میشوند. مسابقهی تیم آتشنشانان لا اسپتزیا در قالب رقابت قهرمانی شمال ایتالیا، که سالها بعد بهعنوان قهرمانی رسمی به رسمیت شناخته شد، نمونهای از پیوند فوتبال و شرایط جنگی است. سرگذشت بازیکنانی مانند آرماندو فریگو، ویتوریو استاچونه و فردیناندو والتی نشان میدهد چگونه فوتبال میتواند هم جان نجات بدهد (بازی برای تیم اساس در اردوگاه کار) و هم به قیمت جان تمام شود (اعدام، شکنجه یا مرگ در کمپها). در لایهی معاصرتر، کتاب به ظهور گروههای اولترا، پیوند بخشی از آنها با راست افراطی و در مقابل، شکلگیری باشگاهها و جنبشهای مترقی و ضدنژادپرست میپردازد و این پرسش را طرح میکند که در جهانی هرچه دوقطبیتر، رابطهی آیندهی فوتبال و سیاست چه خواهد بود.
چرا باید کتاب مبارز؛ تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم را بخوانیم؟
کتاب مبارز؛ تاریخچهی فوتبال علیه فاشیسم فرصتی فراهم میکند تا فوتبال از زاویهای متفاوت دیده شود؛ نه فقط بهعنوان مسابقهای ۹۰ دقیقهای، بلکه بهعنوان صحنهای که در آن ایدئولوژیها، جنبشهای اجتماعی و سرنوشتهای فردی به هم گره میخورند. این اثر نشان میدهد چگونه یک بازی میتواند به ابزار تبلیغات دیکتاتورها تبدیل شود و همزمان بستری برای اعتراض، همبستگی و مقاومت باشد. خواننده در خلال روایتها با جزئیات کمتر شنیدهشدهای روبهرو میشود؛ از «دیدار مرگ» در کییف و جام جهانیهای موسولینی تا قهرمانی تیم آتشنشانان لا اسپتزیا و داستان فوتبالیستهایی که در صفوف پارتیزانها جنگیدند یا در اردوگاههای کار اجباری زنده ماندند. این کتاب همچنین پلی میان تاریخ جهانی و تجربهی ایرانی میسازد؛ یادداشت مترجم با مثالهایی از فوتبال ایران و مسابقهی ایران ـ استرالیا نشان میدهد چگونه مفاهیمی مثل غرور جمعی، بیعدالتی، شکست و شروع دوباره در زمین فوتبال متجلی میشوند. برای کسانی که به فهم سازوکارهای فاشیسم و راست افراطی علاقهمندند، کتاب تصویری روشن از این ارائه میکند که چرا استادیومها و گروههای هواداری برای این جریانها جذاباند و در مقابل، چه نوع کنشهایی در فوتبال امروز علیه نژادپرستی، بیگانههراسی و تبعیض شکل گرفته است. ترکیب روایت تاریخی، گفتوگو با پژوهشگران و فعالان، و تمرکز بر نمونههای عینی، این اثر را به متنی تبدیل کرده است که هم برای علاقهمندان فوتبال و هم برای پیگیران سیاست و تاریخ جذاب است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی پیشنهاد میشود که به تاریخ سیاسی قرن بیستم، فاشیسم و جنبشهای راست افراطی علاقهمندند و میخواهند نقش فوتبال را در این میان بهتر بفهمند. همچنین به علاقهمندان فوتبال، روزنامهنگاری ورزشی، جامعهشناسی ورزش و کسانی که دربارهی رابطهی هویت ملی، استادیومها و جنبشهای اعتراضی کنجکاو هستند، پیشنهاد میشود. برای دانشجویان و پژوهشگران حوزههای علوم سیاسی، تاریخ، مطالعات فرهنگی و مطالعات رسانه نیز میتواند منبعی الهامبخش برای دیدن پیوند میان ورزش و قدرت باشد.
بخشی از کتاب مبارز؛ تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم
«در فیلم فرار به سوی پیروزی، محصول سال ۱۹۸۱، تعدادی از ستارگان سینما و فوتبالیستها به همراه چند بازیکن از ایپسویچ تاون حضور داشتند که در نقش تیم اسرای جنگی متفقین بازی میکردند. این تیم اسرای جنگی در یک دیدار نمایشی که در ورزشگاه کلمب پاریس ترتیب داده شد، مقابل تیمی از نازیها قرار گرفتند، با این نقشه که بعد از بازی از طریق تونلی در رختکن به شبکهٔ فاضلاب پاریس فرار کنند. فرار به سوی پیروزی از یک اتفاق واقعی الهام گرفته شده بود، اما نه در پاریس، که در کییف دورافتاده، پایتخت اوکراین، و در دیداری که از آن زمان به «دیدار مرگ» شهرت پیدا کرد. در بیستودوم ژوئن ۱۹۴۱، هیتلر با نقض پیمان عدم تجاوزی که با استالین در طول جنگ جهانی دوم بسته بود، برای اشغال اتحاد جماهیر شوروی لشکرکشی کرد و عملیات بارباروسا آغاز شد. آلمانیها در ابتدا پیشرفتهای سریعی داشتند و کییف را در اواسط سپتامبر اشغال کردند. نازیها شرایط وحشتناکی را به اوکراینیها تحمیل کردند، زمینهایشان را اشغال کردند، بسیاری را به اردوگاههای کار فرستادند و علیه جمعیت یهودی مرتکب جنایت شدند. آنهایی که جا مانده بودند، فاصلهٔ چندانی با قحطی نداشتند و بابت کوچکترین اقدام مبارزهجویانهای با تهدید مداوم دستگیری روبهرو بودند. در ششم اوت ۱۹۴۲ در کییف، تیمی از لوفتوافه (نیروی هوایی آلمان) به نام فِلاکاِلف (یازده فِلاک) مقابل تیمی به نام افسی استارت قرار گرفت که در یک نانوایی محلی شکل گرفته بود. افسی استارت بازیکنانی از باشگاههای معروف کییف داشت ـ غالباً دینامو و لوکوموتیو ـ که تا آن زمان از درگیری و شرایط غیرانسانی اشغال نازیها جان به در برده بودند. در کییف اشغالی، فوتبال در ابتدا در نظر جمعیت بیبضاعت محلی یک سرگرمی بود. هرچند، علیرغم وضعیت تضعیفشدهٔ بازیکنان افسی استارت، این تیم در همهٔ نُه دیدارش در تابستان ۱۹۴۲ به پیروزی رسید، از جمله در دیدار ششم اوت مقابل فلاکاِلف با نتیجهٔ پنج بر یک. ظاهراً آلمانیها خواستار تکرار بازی شدند که «دیدار مرگ» لقب گرفت، دیداری که در نهم اوت ۱۹۴۲ در مقابل دوهزار تماشاگر در ورزشگاه زنیت در کییف برگزار شد.»
حجم
۶٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۶٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه