
کتاب بالاتر از سیاهی
معرفی کتاب بالاتر از سیاهی
کتاب بالاتر از سیاهی (بهترین داستانهای کوتاه معاصر آفریقا) با گردآوری و ویرایش هلون هابیلا و ترجمهی وحید اکبری، مجموعهای از داستانهای کوتاه نویسندگان برجستهی قارهی آفریقا را در خود جای داده است. این اثر توسط انتشارات نگاه منتشر شده و بخشی از پروژهی «داستان کوتاه ملل» بهشمار میآید که هدف آن معرفی ادبیات داستانی کشورهای مختلف به مخاطبان فارسیزبان است. کتاب بالاتر از سیاهی با رویکردی نسلمحور، آثار نویسندگان نسلهای مختلف آفریقا را کنار هم قرار داده و تلاش کرده تصویری چندوجهی و متنوع از تجربهی زیسته، دغدغهها و تحولات اجتماعی و فرهنگی این قاره ارائه دهد. در این مجموعه، داستانهایی از نویسندگان نامآشنایی چون عبدالرزاق گورنا، دامبودزو مارچرا، آلکس لاگوما، آمیناتا فورنا، اونگولانی باکاخوسا و دیگران گرد آمده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بالاتر از سیاهی
کتاب بالاتر از سیاهی با گردآوری هلون هابیلا، مجموعهای از داستانهای کوتاه معاصر آفریقا را در قالبی نسلمحور ارائه داده است. این کتاب با هدف بازنمایی پیچیدگیهای ادبیات آفریقا پس از استقلال و تأکید بر تغییرات ساختاری و محتوایی در دهههای مختلف، آثار نویسندگان نسل اول تا سوم را کنار هم قرار داده است. هابیلا در مقدمهی کتاب، به چالشهای جایگاه داستان کوتاه در ادبیات آفریقا، تأثیر استعمار و پسااستعمار، و نقش مهاجرت و هویت فردی در آثار نسل جدید اشاره کرده است. ساختار کتاب به گونهای است که ابتدا آثار نویسندگان پیشکسوت و سپس آثار نویسندگان جوانتر را ارائه میدهد. هر داستان، دریچهای به سوی تجربهی زیستهی مردم آفریقا، تضادهای فرهنگی، مسائل نژادی، مهاجرت، فقر، خشونت، و امید است. این مجموعه نهتنها تنوع جغرافیایی و فرهنگی قاره را بازتاب میدهد، بلکه به موضوعات جهانیتری چون هویت، تعلق، و مقاومت نیز میپردازد. حضور نویسندگانی از کشورهای مختلف و با پیشینههای گوناگون، باعث شده تا کتاب بالاتر از سیاهی تصویری چندلایه و پویا از ادبیات معاصر آفریقا ارائه دهد.
خلاصه داستان بالاتر از سیاهی
کتاب بالاتر از سیاهی مجموعهای از داستانهای کوتاه است که هرکدام گوشهای از زندگی، رنج، امید و مقاومت مردم آفریقا را به تصویر کشیدهاند. دغدغهی اصلی این کتاب، نمایش تنوع فرهنگی، زبانی و اجتماعی قارهی آفریقا و عبور از کلیشههای رایج دربارهی آن است. داستانها با محوریت موضوعاتی چون مهاجرت، تبعید، نژادپرستی، فقر، خشونت، عشق، خانواده و جستوجوی هویت فردی و جمعی نوشته شدهاند. برخی داستانها به زندگی آفریقاییان مهاجر در غرب میپردازند و چالشهای هویت و تعلق را واکاوی میکنند؛ برخی دیگر در بستر جوامع سنتی یا شهری آفریقا رخ میدهند و با نگاهی انتقادی به مسائل اجتماعی و سیاسی میپردازند. روایتها اغلب از زاویهی دید شخصیتهایی شکل گرفتهاند که در حاشیهی جامعه قرار دارند یا با بحرانهای شخصی و جمعی دستوپنجه نرم میکنند. نویسندگان این مجموعه با بهرهگیری از زبان و سبکهای متنوع، تجربهی زیستهی خود را به داستانهایی بدل کردهاند که همزمان تلخ، شیرین، طنزآمیز و تأملبرانگیز هستند. کتاب بالاتر از سیاهی تلاش کرده است تا با کنار هم قرار دادن صداهای مختلف، تصویری واقعیتر و انسانیتر از آفریقا ارائه دهد و نشان دهد که ادبیات این قاره فراتر از سیاهی و کلیشههای رایج است.
چرا باید کتاب بالاتر از سیاهی را بخوانیم؟
کتاب بالاتر از سیاهی با گردآوری داستانهایی از نویسندگان نسلهای مختلف آفریقا، فرصتی کمنظیر برای آشنایی با ادبیات معاصر این قاره فراهم کرده است. این مجموعه با کنار هم قرار دادن روایتهایی از کشورهای گوناگون، به خواننده امکان میدهد با تجربههای زیستهی متفاوت، دغدغههای اجتماعی، فرهنگی و فردی مردم آفریقا آشنا شود. ویژگی شاخص این کتاب، تنوع سبکها و موضوعات است؛ از روایتهای مهاجرت و غربت تا بازنمایی زندگی روزمره در شهرها و روستاهای آفریقا. همچنین، کتاب بهخوبی نشان داده که ادبیات آفریقا محدود به کلیشههای فقر و خشونت نیست، بلکه سرشار از امید، طنز، عشق و مقاومت است. خواندن این کتاب، دریچهای به سوی شناخت بهتر فرهنگها و انسانهایی است که کمتر صدای آنها شنیده شده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب بالاتر از سیاهی به علاقهمندان ادبیات جهان، پژوهشگران حوزهی فرهنگ و جامعه، دانشجویان ادبیات تطبیقی، و کسانی که به دنبال شناخت عمیقتر از تجربههای زیسته و روایتهای کمتر شنیدهشدهی مردم آفریقا هستند، پیشنهاد میشود. همچنین، این کتاب برای کسانی که دغدغهی مهاجرت، هویت، تبعیض یا مسائل اجتماعی دارند، انتخاب مناسبی است.
بخشی از کتاب بالاتر از سیاهی
«خیابان طی چهار ماه نمیتوانست تغییر چشمگیری کند. همان دو ردیف خانهها با ورودیها و ایوانهای حصارکشیشده، همان بقالی هندی، همان علامت پشت انبار که اندازهٔ کل دیوار میشد، همچنان پابرجا بودند. به تن پیادهروهای خاکستریرنگ هنوز ترکهای فراوانی دیده میشد. رنگ بعضی خانهها شاید طی این چهار ماه کمی محو و پوسته شده بود. نوارهای پهن پایین دیوار انبار به نوشتههای بزرگ سیاه آسیب رسانده بود. مردم هم آنجا حضور داشتند: از گروههای دو یا سهنفره جلوی در ورودی بعضی منازل، تا صف مردان علاف و بیکار جلوی انبار و بچههای بازیگوشی که توی کانالهای آب بودند. واقعاً چیزی در خیابان تغییر نکرده بود. از وقتی پا به خیابان گذاشت، به جلو خیره شده بود. اما موج هیجانی را که در میان مردم به پا شده بود احساس میکرد. با شناختنش سرها به آرامی به سمتش میچرخید. متوجه نگاههای کنجکاو بقیه روی خودش شد. سراسیمگی مختصر جلوی این خانه به شکلی اسرارآمیز، به خانههای بعدی تا انتهای خیابان سرایت میکرد. زنها نزدیک شدنش را موذیانه میپاییدند، بعد بین خودشان پچپچ میکردند و پس از عبورش صدایشان را بالا میبردند. _ خودش بود... _ چهار ماه واسه بیعفتی... _ برگشته خونه باز. هی؟ ما تو این خیابون بدکارهٔ لعنتی نمیخوایم. نگاههای تیز و نافذشان او را در کل مسیر با حالتی از شک و خوف و گاه شعف دنبال کردند. چراکه قربانی دیگری برای سلاخخانههای شایعاتشان یافته بودند.»
حجم
۲۱۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۱ صفحه
حجم
۲۱۰٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۲۱ صفحه