
کتاب باید زندگی کرد
معرفی کتاب باید زندگی کرد
کتاب باید زندگی کرد نوشتهی احمد سکانی و توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده است. این اثر در قالب دفترچه خاطرات و یادداشتهای روزانه، روایت زندگی مردی جوان را در تهران دههای پرآشوب به تصویر میکشد. نویسنده با نگاهی انتقادی و طنزآمیز، دغدغههای معیشتی، شغلی، اجتماعی و سیاسی شخصیت اصلی را در بستر جامعهای متلاطم و پر از فرازونشیب بازگو میکند. روایت کتاب، از تلاش برای یافتن شغل و جایگاه اجتماعی تا تجربههای تلخ و شیرین روابط انسانی، دوستیها، ناکامیها و امیدها را در دل خود جای داده است. سبک نگارش، صمیمی و نزدیک به زبان محاوره است و با جزئینگری، فضای تهران و مناسبات اداری و اجتماعی آن دوران را بازتاب میدهد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب باید زندگی کرد
کتاب باید زندگی کرد اثر احمد سکانی، روایتی است از زندگی روزمره و دغدغههای یک جوان تحصیلکرده در تهران. این کتاب در قالب یادداشتهای روزانه، مسیر پرپیچوخم زندگی شخصیت اصلی را دنبال میکند؛ از فارغالتحصیلی و ورود به بازار کار تا مواجهه با مشکلات مالی، روابط عاطفی، و تلاش برای یافتن جایگاه اجتماعی. نویسنده با نگاهی انتقادی و گاه طنزآمیز، ساختارهای اداری، مناسبات قدرت، و روابط انسانی را به تصویر کشیده است. روایت کتاب، علاوهبر بازتاب شرایط اجتماعی و اقتصادی، به مسائل فرهنگی و سیاسی نیز میپردازد و فضای جامعهای را نشان میدهد که در آن، پیشرفت فردی اغلب به واسطهی روابط و پارتیبازی ممکن میشود. ساختار کتاب مبتنی بر یادداشتهای کوتاه و پیوسته است که هرکدام بخشی از زندگی و ذهنیات شخصیت اصلی را روشن میکند. این اثر، تصویری از تلاش، ناکامی، امید و سرخوردگی نسلی را ارائه میدهد که در جستوجوی معنا و جایگاه خود در جامعه است.
خلاصه داستان باید زندگی کرد
کتاب باید زندگی کرد با روایت اولشخص، زندگی مردی جوان را از زمان فارغالتحصیلی تا ورود به دنیای کار و اجتماع دنبال میکند. شخصیت اصلی، پس از گرفتن مدرک لیسانس، با امید به آیندهای روشن وارد عرصهی کار میشود اما خیلی زود با واقعیتهای تلخ جامعه روبهرو میگردد؛ از بیتوجهی مسئولان و بیارزشی مدرک تحصیلی تا مشکلات معیشتی و نبود امنیت شغلی. او ابتدا آموزگار است و با عشق و تلاش برای شاگردانش وقت میگذارد، اما به دلیل بیمهری مدیران و نظام اداری، کارش را ترک میکند و به دنبال شغلهای دیگر میرود. در این مسیر، با تجربههای مختلفی چون کار در تئاتر، چاپ کتاب، و ورود به وزارت دارایی روبهرو میشود. روابط عاطفی و خانوادگی، دوستیها، و تلاش برای انتشار آثار ادبی نیز بخش مهمی از زندگی او را تشکیل میدهد. کتاب، با زبانی صمیمی و جزئینگر، فرازونشیبهای زندگی، امیدها و سرخوردگیها، و تلاش برای معنا بخشیدن به روزمرگی را به تصویر میکشد. دغدغههای اجتماعی و سیاسی، حضور در محافل روشنفکری و احزاب، و نقد ساختارهای قدرت و فساد اداری نیز در لایههای مختلف روایت حضور دارند. در نهایت، کتاب تصویری از نسلی ارائه میدهد که میان آرمانگرایی و واقعیتهای تلخ جامعه، در جستوجوی راهی برای زیستن و معنا یافتن است.
چرا باید کتاب باید زندگی کرد را بخوانیم؟
کتاب باید زندگی کرد با نگاهی بیپرده و صادقانه، تجربههای زیستهی یک جوان ایرانی را در بستر جامعهای پر از تناقض و چالش روایت میکند. این اثر، نهتنها تصویری از زندگی فردی و اجتماعی یک نسل را ارائه میدهد، بلکه با طنز و انتقاد، ساختارهای ناکارآمد اداری، روابط انسانی، و دغدغههای معیشتی را به چالش میکشد. خواندن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با فضای اجتماعی و فرهنگی تهران در دورهای خاص، لمس امیدها و سرخوردگیهای یک نسل، و تأمل بر نقش روابط، پارتیبازی و تلاش فردی در مسیر پیشرفت. روایت جزئینگر و زبان نزدیک به زندگی روزمره، باعث میشود مخاطب با شخصیت اصلی همذاتپنداری کند و فرازونشیبهای زندگی را از زاویهای تازه ببیند. این کتاب برای کسانی که به دنبال شناخت لایههای پنهان جامعه و تجربههای انسانی هستند، تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب باید زندگی کرد به کسانی پیشنهاد میشود که دغدغهی مسائل اجتماعی، معیشتی و روابط انسانی دارند؛ به دانشجویان و جوانانی که با چالشهای ورود به بازار کار و یافتن جایگاه اجتماعی روبهرو هستند؛ و به علاقهمندان به روایتهای شهری و تجربههای زیسته در تهران. همچنین برای کسانی که به نقد ساختارهای اداری و سیاسی علاقه دارند، این کتاب میتواند جذاب باشد.
بخشی از کتاب باید زندگی کرد
«پدرم در آمد تا لیسانس گرفتم. فکر میکردم خبری است، و موقعی که لیسانسیه میشوم یک تاج افتخار بزرگ میگذارند روی سرم. اتفاقاً هیچکس محلم نگذاشت. دیروز رفتم پیش رئیس کارگزینی که آقا، من در این مملکت لیسانسیهام و با این شندرقاز حقوق نمیتوانم زندگی کنم. گفت در نظر هست که قانونی بگذرد و به آموزگارانی که ضمن خدمت لیسانس میگیرند رتبهی دبیری داده شود. اصلاً بیجا کردید که از دولت پول گرفتید و به جای این که به بچههای مردم درس بدهید، رفتید خودتان درس خواندید. این حرف آتشم زد. در این سه سال آموزگاری اتفاقاً بیش از آموزگارانی که کار دیگری نداشتند زحمت کشیدم و وقت صرف کردم: به ریاضیاتشان رسیدم، به تاریخ و جغرافیاشان رسیدم، فارسی را خوب یادشان دادم. علاوه بر کتاب درسی، جنگی درست کرده بودم از شعر و نثر معاصران که آن را به همت یکی از دوستانم چاپ کردم و به هرکدام از بچهها یک کتاب مجانی دادم تا با ادبیات جدید هم آشنا شوند. بچهها هم خوب استقبال کردند. همیشه شاگردان من در امتحانات نهایی شاگرد اول میشدند. مدیرها قدر مرا میدانستند. مرا سردست برای کلاس ششم میبردند. چقدر برای خط بچهها زحمت کشیدم. البته از خوابم زدم. شبانهروزی پنج ساعت بیشتر نمیخوابیدم. سه ساعتی را که صرفهجویی میشد به خودم میپرداختم، یعنی درسهای خودم را میخواندم.»
حجم
۳۰۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۷۶ صفحه
حجم
۳۰۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۷۶ صفحه