معرفی و دانلود کتاب دود + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب دود

کتاب دود

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۵۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
خوسه اوبخرو، آرمان امین
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب دود

کتاب الکترونیکی دود با عنوان انگلیسی Humo نوشتهٔ «خوسه اوبخرو» با ترجمهٔ «آرمان امین» در سال ۱۴۰۳ توسط نشر افق منتشر شده است. این کتاب که در سال ۱۴۰۴ به چاپ هفتم رسیده، در دستهٔ رمان‌های معاصر قرار می‌گیرد و داستانی را روایت می‌کند که در فضایی پساآخرالزمانی و طبیعت‌محور می‌گذرد. روایت کتاب حول محور زن و کودکی شکل می‌گیرد که در کلبه‌ای دورافتاده، در دل طبیعتی خشن و بی‌رحم، برای بقا تلاش می‌کنند. رمان «دود» با نثری موجز و توصیفاتی دقیق، به بررسی روابط انسانی، ترس‌ها و امیدها می‌پردازد. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب دود اثر خوسه اوبخرو

کتاب «دود» به قلم «خوسه اوبخرو» رمانی است که با زبان اول‌شخص و روایتی تکه‌تکه، زندگی زنی را به تصویر می‌کشد که همراه با کودکی بی‌نام، در کلبه‌ای دورافتاده در دل طبیعت زندگی می‌کند. فضای کتابْ جهانی را نشان می‌دهد که نشانه‌هایی از فروپاشی اجتماعی و کمبود منابع در آن دیده می‌شود؛ اما نویسنده به‌جای پرداختن مستقیم به دلایل این وضعیت، تمرکز خود را بر تجربه‌های زیستهٔ شخصیت‌ها، روابط میان آن‌ها و تلاش برای بقا گذاشته است. ساختار کتاب مبتنی بر روایت‌های روزمره، خاطرات، توصیف‌های طبیعت و لحظات کوتاه و پراکنده از گذشته و حال است.

در این میان، حضور زنبورها، حیوانات، گرسنگی، سرما و تهدیدهای بیرونی، فضای رمان را پرتنش و ناپایدار می‌کند. خوسه اوبخرو در رمان «دود» با حذف بسیاری از جزئیات دنیای بیرونی و تمرکز بر احساسات و واکنش‌های شخصیت‌ها، جهانی می‌سازد که در آن مرز میان انسان و حیوان‌بودن، بقا و اخلاق و امید و ناامیدی دائم جابه‌جا می‌شود. این رمان با فضایی مینیمال و توصیفاتی دقیق، تجربهٔ زیستن در شرایطی مرزی و بحرانی را به تصویر می‌کشد.

خلاصه داستان دود

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

داستان «دود» با روایت زنی آغاز می‌شود که همراه با کودکی بی‌نام در کلبه‌ای دورافتاده و در دل طبیعتی خشن زندگی می‌کند. آن‌ها در جهانی زندگی می‌کنند که نشانه‌هایی از فروپاشی اجتماعی و کمبود منابع در آن دیده می‌شود، اما علت این وضعیت هرگز به‌روشنی بیان نمی‌شود. زن و کودک با گرسنگی، سرما، هجوم زنبورها و تهدیدهای بیرونی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. رابطهٔ میان زن و کودک ترکیبی از مراقبت، فاصله و نوعی هم‌زیستی است و هر دو برای زنده‌ماندن به یکدیگر وابسته‌اند، درعین‌حال هرکدام دنیای درونی و رازهای خود را دارند. مردی گهگاه به کلبه سر می‌زند و با آوردن غذا و وسایل، نقش حامی را ایفا می‌کند، اما حضورش همواره با ابهام و فاصله همراه است.

در طول روایت، مرگ حیوانات، بیماری، گرسنگی و مواجهه با دیگر انسان‌ها، فضای داستان را تیره و پرتنش می‌کند. زن در تلاش است تا کودک را از خطر محافظت کند، اما همواره با تردیدها و ترس‌های خود نیز روبه‌روست. کتاب بیشتر بر لحظات روزمره، احساسات، خاطرات و تأملات شخصیت اصلی متمرکز است و کمتر به رویدادهای بزرگ یا گره‌گشایی‌های داستانی می‌پردازد. پایان داستان باز و مبهم باقی می‌ماند و خواننده را با پرسش‌هایی دربارهٔ بقا، اخلاق و معنای انسان‌بودن تنها می‌گذارد.

چرا باید کتاب دود را بخوانیم؟

رمان «دود» با فضاسازی خاص خود، تجربهٔ زیستن در شرایط بحرانی و مرزی را به‌ تصویر می‌کشد. این کتاب با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره، احساسات و روابط انسانی، فرصتی برای تأمل دربارهٔ مرزهای بقا، اخلاق و معنای خانواده فراهم می‌کند. روایت کتابْ خواننده را به دل طبیعتی بی‌رحم و جهانی بی‌ثبات می‌برد و او را با پرسش‌هایی دربارهٔ امید، ترس و پیوندهای انسانی روبه‌رو می‌سازد. خواندن این اثر برای کسانی که به رمان‌های تأمل‌برانگیز و شخصیت‌محور علاقه دارند، تجربه‌ای متفاوت و عمیق خواهد بود.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب برای علاقه‌مندان به رمان‌های معاصر، آثاری با فضای پساآخرالزمانی و داستان‌هایی با محوریت بقا و روابط انسانی مناسب است. همچنین کسانی که دغدغه‌هایی دربارهٔ تنهایی، مرزهای اخلاقی و معنای زیستن در شرایط دشوار را دارند، می‌توانند با رمان «دود» ارتباط برقرار کنند.

درباره خوسه اوبخرو

خوسه اوبِخِرو (متولد ۱۹۵۸) نویسنده‌ای اسپانیایی است. او در مادرید به دنیا آمد، اما بخش عمده‌ای از زندگی خود را بیرون از اسپانیا گذراند. آثار او طیف گسترده‌ای از ژانرها از جمله شعر، نمایش‌نامه، سفرنامه‌نویسی، مقاله، داستان کوتاه و رمان را در بر می‌گیرند. او در سال ۲۰۱۳ برای رمان La invención del amor برندهٔ جایزهٔ آلفاگوارا شد.

اوبخرو در اسپانیا در رشتهٔ جغرافیا و تاریخ تحصیل کرد و سپس به دانشگاه بن رفت. در سال ۱۹۸۸ به بروکسل مهاجرت کرد و تا سال ۲۰۰۱ به‌عنوان مترجم برای اتحادیهٔ اروپا کار کرد.

نخستین اثر منتشرشده‌اش مجموعه‌ای از اشعار روایی دربارهٔ «هنری مورتون استنلی» بود. پس از آن چند رمان منتشر کرد و داستان کوتاه، مقالات و اشعار بیشتر نوشت.

به باور اوبخرو، «ادبیات این امکان را فراهم می‌کند که نظم ظاهری واقعیت را از هم بگشاییم و از دل آن نظم‌های تازه‌ای بسازیم یا وحدت‌های متفاوتی خلق کنیم».

علاوه‌بر این‌ها، در سال ۲۰۱۸ او سه داستان خود را در قالب یک نمایش تک‌نفره با عنوان ¡Qué raros son los hombres! روی صحنه برد. این نمایش در اسپانیا، آمریکای لاتین، نیویورک و چند شهر اروپایی اجرا شد.

بخشی از کتاب دود

«می‌‌‌گفتند زنبورها دارند ناپدید می‌‌‌شوند، اما بعضی صبح‌‌‌ها آن‌‌‌قدر زیادند که اگر بخواهیم از کلبه خارج شویم، مجبوریم چشم‌‌‌ها و دهانمان را ببندیم و راه برویم تا زنبور نرود داخلشان. راستش چاره‌‌‌ای نیست و الآن خودم تنها می‌‌‌روم، چون دفعه‌ٔ‌ آخری که با بچه از کلبه زدیم بیرون هفت هشت تا زنبور رفتند توی آستین و یقه‌ٔ‌ پیراهنش و بازوها و سینه‌‌‌اش را نیش زدند. اول جیغی بلند کشید؛ تک‌‌‌جیغی که به نظر می‌‌‌رسید بیشتر از سر غافل‌‌‌گیری است تا درد. بعد زد زیر گریه. هق‌‌‌هقش معمولاً زیاد طول نمی‌‌‌کشد. علاوه‌‌‌بر این، خیلی جا خورد وقتی تف انداختم روی زمین و با انگشتانم تکه گلی کوچک درست کردم تا بعد از اینکه نیش‌‌‌ها را با ناخن درآوردم، روی جای گزیدگی‌‌‌ها بمالم. برایش توضیح دادم که گِل سم را می‌‌‌مکد. از آن زمان به بعد، اگر مجبور بشوم وسط ابر زنبورها بروم بیرون تا هیزم بشکنم یا لجنِ داخل لوله‌ٔ‌ درب‌‌‌وداغانی را که به مخزن فاضلاب می‌‌‌رسد تمیز کنم، بچه، درحالی‌‌‌که پیشانی‌‌‌اش را چسبانده به پنجره، می‌‌‌ماند توی کلبه. بااینکه لوله را بارها و بارها تعمیر می‌‌‌کنم، اما جاهای زیادی از آن شکسته و گل‌‌‌ولای بالأخره نفوذ می‌‌‌کند داخلش و آنجا سفت می‌‌‌شود و راه دست‌‌‌شویی را می‌‌‌بندد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب دود و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابدود
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهخوسه اوبخرو
مترجمآرمان امین
انتشاراتنشر افق
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۳/۰۴/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۰.۹۲ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۳۳۲۱۰۴۷
تعداد صفحه‌ها۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب۱۴۹۰۰۰ تومان
نسخۀ صوتیخرید کتاب صوتی دود

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

شهرزاد مجدی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۹/۱۶

زن، بچه و گربه. تلاش بی‌وقفه برای بقا در فضایی سرد. اون لحظات گسست از زمان انقدر دقیق و معنادارن که فقط از تجربه‌ی زیسته برمیان. زن‌ها دوام میارن و جنگجوهای بهترین. حشرات نقش تعیین‌کننده‌ای در سیر داستان دارن. زنبورها...بیشتر

۰
Sogand
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۳

محتوای کتاب اولش با اینکه گنگه ولی جمله به جمله‌ش خیلی گیراست خوندنش خیلی زمان نمیبره و واقعا جذابه غیر قابل پیش بینی بودنش منو یاد شرایط این روزای خودمون میندازه و ازش یاد گرفتم که پروا با بقا هم قافیه...بیشتر

۰
مهسا عسگری
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

حس خوبی از شجاعت این زن می‌گرفتم. زنی که با وجود ترس پیش می‌ره و برای بقا تلاش می‌کنه. در جایی از کتاب میگه«اما پروا دیگر با بقا هم‌قافیه نیست.»

۰
ریسا
۱۴۰۴/۱۰/۲۲

خیلی کتاب جذاب و پرکششی است فضای داستان تلفیقی از زندگی بدوی است که برای بقا باید شکار کرد و زندگی متمدنانه است

۰
عباس عرب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۲

داستان کتاب در مورد همراهی یک زن و یک کودک در فضایی آخرالزمانی است که تقریبا بیشتر انسان ها و جانوران و حتی گیاهان از بین رفته اند و این دو نفر برای بقا مبارزه می‌کنند. انسان دوستی و این...بیشتر

۰
نار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۲۴

جالب و خواندنی

۰

بریده‌هایی از کتاب

Nazanina Mz
۲۳
سخت بشود جایی که هیچ خاطره‌‌‌ای ندارد زندگی کرد. بی‌‌‌روایت.
🪼
۱۸
و من یاد گرفته‌‌‌ام از مردان نوستالژیک فرار کنم؛ آن‌‌‌هایی که می‌‌‌خواهند آنچه را قبلاً باخته‌‌‌اند با تو تکرار کنند. انتظار دارند بخیه‌ٔ‌ زخمی باشی که تو بازش نکرده‌‌‌ای
4vid
۱۸
البته فرض من این است که هر موجود زنده‌‌‌ای، اگر بهش خو نکرده باشی، یک هیولاست.
mehdi_kamal
۱۴
صدایی هستم که تلفظ نمی‌‌‌شود. ایده‌‌‌ای هستم که از ذهن کسی نمی‌‌‌گذرد. من زبان خشک، لب‌‌‌های خشک، شکم خشکم. تشنه‌‌‌ام بدون اینکه دلم بخواهد بنوشم.
شهرزاد مجدی
۱۱
باور دارم مواجه شدن با سرانجام حقیقی چیزها، حتی اگر یک پایان ناخوشایند باشد، همیشه تسکینمان می‌‌‌دهد
Ariana
۱۱
فقط گاهی می‌‌‌دانم که زنده‌‌‌ام چون برقی از خشم از وجودم می‌‌‌گذرد
السا
۱۱
اگر خاطراتی که همراه خودش می‌‌‌آورد قوی‌‌‌تر از آنی باشد که در حضور من احساس می‌‌‌کند چه.
سروش علی‌نژاد
۱۰
چیزی طبیعی‌‌‌تر از نابودیِ آنچه طبیعی نیست وجود ندارد. تمام چیزی که ما انسان‌‌‌ها بنا می‌‌‌کنیم نوعی ناهنجاری در طبیعت است که او تمایل به جذب و بلعیدنش دارد. ریشه‌‌‌هایی که جاده‌‌‌ها را می‌‌‌شکافند، درختانی که از پنجره‌‌‌ها رد می‌‌‌شوند و سقف را بلند می‌‌‌کنند، حیواناتی که می‌‌‌جوند و سوراخ می‌‌‌کنند، باکتری‌‌‌هایی که می‌‌‌پوسانند.
Nazanina Mz
۸
باشد که خانه همان‌‌‌طور که از ما استقبال کرد از تو استقبال کند. باشد که جنگل با تو سخاوتمندتر و آب‌‌‌وهوا با تو مهربان‌‌‌تر باشد. باشد که اوقاتی بهتر از آنچه ما اینجا داشتیم داشته باشی.
🪼
۷
من همیشه مرزها را مشخص کرده‌‌‌ام. یاد گرفته‌‌‌ام که وقتی محدوده‌‌‌ات را باز کنی، می‌‌‌آیند داخل و مستقر می‌‌‌شوند و قلمرو را تصرف می‌‌‌کنند. هیچ‌‌‌کس به یک دیدار خشک‌‌‌وخالی قناعت نمی‌‌‌کند. حداقل هیچ مردی این کار را نمی‌‌‌کند.