معرفی و دانلود کتاب استخوان های دوست داشتنی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب استخوان های دوست داشتنیsubscriptionAvailable

کتاب استخوان های دوست داشتنی

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۶۰ رأی)
انتشارات: 
نشر روزگار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب استخوان های دوست داشتنی

«استخوان‌های دوست‌داشتنی» دومین رمان آلیس سبالد (-۱۹۶۳) نویسنده آمریکایی است که در سال ۲۰۰۹ بر اساس آن فیلمی به همین نام نیز ساخته‌شد. کتاب، داستان دختری است که یک بیمار روانی کودک آزار او را به قتل رسانده و اکنون داستان خود را از جهان ابدی تعریف می‌کند. سوزی زندگی‌ای را که بدون او جریان دارد، نظاره می‌کند، دوستان هم مدرسه‌اش شایعاتی درمورد ناپدید شدن او می‌گویند، خانواده‌اش امیدوارند که او پیدا شود و قاتلش سعی می‌کند ردش را محو کند. وقتی ماه‌ها سپری می‌شوند، سوزی می‌بیند که زندگی پدر و مادرش صدمه دیده و متزلزل می‌شود، خواهرش تلاش می‌کند که مقاوم شود و قوی‌تر بماند و برادر کوچکش سعی می‌کند مفهوم کلمه‌ی «از دست رفته» را درک کند. سوزی مکانی را که بهشت نامیده می‌شود، کند و کاو می‌کند. آن‌جا خیلی شبیه حیاط مدرسه‌اش است که مجموعه‌ی خوبی از وسایل تاب‌بازی دارد. مشاورانی هستند که به تازه واردان کمک می‌کنند تا با محیط وفق یابند و با دوستان همخانه شوند. هر آن‌چه را که آرزویش را داشت، به محض آن‌که به آن فکر می‌کند، ظاهر می‌شود. جز یک چیز که بیش از همه می‌خواهد و آن بازگشت به نزد افرادی است که روی زمین دوستشان داشت. سوزی با دلسوزی، حسرت و درکی فزاینده می‌بیند که عزیزانش کم‌کم از فشار غم و غُصّه رها می‌شوند و کم کم بهبود می‌یابند. پدرش جست و جوی پر خطری را برای به دام انداختن قاتل او آغاز می‌کند. خواهرش شهامت قابل توجه و بزرگی به خرج می‌دهد. پسری که سوزی اهمیت زیادی برای او قایل بود، به زندگی‌اش ادامه می‌دهد تا خود را در مرکز یک رویداد معجزه گونه بیابد. استخوان‌های دوست داشتنی اثری درخشان و حیرت‌آور است، داستانی است که از میان اندوه، قصه‌ای بسیار امیدوارکننده می‌سازد. در دستان یک نویسنده‌ی جدید باهوش، این داستان از بدترین چیزهایی که یک خانواده ممکن است با آن روبه‌رو شود، به داستانی هیجان‌انگیز و حتی سرگرم کننده درباره‌ی عشق، خاطره، لذت، بهشت و التیام راه می‌گشاید. استخوان‌های دوست داشتنی، از آن نوع کتاب‌هایی است که وقتی خواندی‌اش ممکن است به کتابفروشی بروی و در آن پرسه بزنی و شیرازه‌ی کتاب را لمس کنی تا فقط هیجانی را که در زمان خواندن آن به تو دست داده بود، به یادآوری.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب استخوان های دوست داشتنی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباستخوان های دوست داشتنی
عنوان انگلیسی‎The lovely bones‎
موضوعرمان، داستان خارجی
نویسندهآلیس سبالد
مترجمفریدون قاضی‌نژاد
انتشاراتنشر روزگار
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۸۶/۰۱/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۷۷ مگابایت
شابک۹۶۴۳۷۴۰۲۸۵
تعداد صفحه‌ها۴۹۵ صفحه
قیمت کتاب۷۶۰۰۰ تومان
برچسبداستان آمریکایی

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کتاب باز
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۰۹

تو اکثر کتابا شما منتظر یک نقطه اوج هستین، یکنفر که به صورتی تراژدیک بمیره و دعا میکنید که اون یکنفر شخصیت اصلی نباشه. چیزی که باعث میشه این کتاب فوق العاده باشه، اینه که مرگ قبلا اتفاق افتاده و...بیشتر

۱
Sana
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۱۱/۲۶

«استخوان‌های دوست‌داشتنی»، از همون لحظه اولی که وارد دنیاش شدم با استفاده از نمایش دادن لحظاتی آشنا وجودم را دربرگرفت و با استفاده از زدودن آن آشنایی‌ها تنم را به لرزه درآورد... وقتی که نویسنده موضوع به این مهمی رو با...بیشتر

۱
کاربر ۸۶۸۶۰۶
۱۳۹۸/۰۲/۰۷

اگه روحیه ی حساسی دارید اصلا سراغ این کتاب نرید، من فیلمشو دیدم و تا مدتها حالم بد بود ، ضمن اینکه با گذشت دو سه سال هنوزم وقتی یادش میفتم قلبم به درد میاد

۴
nnnn
۱۳۹۶/۰۹/۲۳

با خوندنش اول حالم بد شد،ولی بعدش از داستان خوشم اومد، به نظر من هر دختر نوجوونی لازمه که این کتابو بخونه

۰
samira
۱۳۹۸/۰۱/۱۸

کتاب خوبیه و طبق نظر برخی دوستان خیلی خوبه برای دختران نوجوان.ی کمی ترجمه مشکل داشت .توصیه میکنم بخونید.جالب بود

۰
sadaf
۱۳۹۷/۰۶/۱۱

من این کتابو دو سال پیش قبل اینکه با این برنامه های کتاب خوان اشنا شم از اینترنت پی دی افشو گرفتم و خوندم داستان خیلی روونه و کشش خوبی داره میتونه تا اخر داستان شمارو با خودش همراه کنه...بیشتر

۴
کاربر 1537398
۱۳۹۹/۰۱/۲۴

خیلی کتاب درد ناکی ولی من عاشقش شدم

۰
لونا لاوگود
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۳۱

داستان غم انگیزی و من صفحات اول با سوزی گریه کردم.... ترجمه خوب نداره...سانسور شده اس...اشتباه نگارشی داره...جمله ها روان نیست و نامفهومه و خواندن کتاب را سخت میکنه... اما خود داستان بی نظیره بهتره با ترجمه دیگه ای بخوانیدش

۰
NazGol
۱۳۹۸/۰۱/۲۹

کتاب خوبیه.... اما کلی سوال برام بوجود اومد که جوابشونو نگرفتم

۲
fatemeh
۱۳۹۸/۰۱/۰۵

به نظر من واقعا خوب بود یعنی آخرش رو خوب نوشته بود (خطر اسپویل) اینکه هندی بازی در نیاورد و واقعیت داستان هایی رو گف که هیچ وخ پرونده هاشون حل نمیشه یه جوری بر درد های اون خانواده ها مرهم...بیشتر

۲
javid
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۳/۳۱

داستان از همون ابتدا مسیر مشخصی داشت، دختری که به قتل رسیده و راوی داستان هست، واقعا باید با ترجمه دیگه ای خونده بشه، جملات و حرف های اضافه زیادی داستان داره که با ترجمه ای که من خوندم گنگ...بیشتر

۰
زهره گلی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۲/۲۷

اینکه داستان از زبون یه مرده بازگو میشه تاثیرگذاری داستان رو بیشتر کرده و خیلی هم موفق بوده و داستان جذابی از آب دراومده

۰
*_*Parisa
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۴/۰۵

به نظرم لازمه که هر نوجونی مخصوصا اگه دختر باشه این کتاب و بخونه داستان جالبی داشت ولی برای من کشش زیادی نداشت ترجمش هم ایراد داشت

۰
Negar Amini
۱۳۹۷/۰۳/۰۷

دوستان چه ترجمه ای از این کتاب بهتره؟!

۵
زیـنـب🍃🌸
۱۳۹۶/۰۹/۱۶

کتاب خوبیه اما اگه رایگان کنین. عالی میشه.

۰

بریده‌هایی از کتاب

کتاب باز
۱۲
"اگر کاغذ خط داری به تو دادند، وارونه بنویس
K
۱۰
زندگی مثل یک دیروزِ مداوم برای ماست
z.gh
۵
دردی بر قلبم چنگ انداخت. پی بردم که دیگر دوباره نخواهم توانست همراه هالیدی روی برف‌ها به سرعت بدوم، و یا به برادرم یاد بدهم چه طور برف را در کف دستانش بفشارد و شکل دهد
osve
۴
انگار که دیروز بود، هنوز تمام آن جلوی چشمانم است، دیروز هم بود. زندگی مثل یک دیروزِ مداوم برای ماست.
نسیم رحیمی
۴
- آدم‌ها با زندگی کردن بزرگ می‌شوند. می‌خواهم زندگی کنم.
نسیم رحیمی
۳
«بین یک مرد و یک زن همیشه یک نفر است که قوی‌تر از دیگریست»
کاربر ۳۵۴۶۱۸۶
۲
در راه خروجم از زمین یک دختر به اسم روث را لمس کردم. او به مدرسه‌ی من می‌آمد، اما ما هیچ وقت با هم صمیمی نبودیم. آن شب که روحم جیغ‌کشان از زمین پر کشید، او سر راهم بود. نمی‌توانستم کاری جز خیره شدن به او بکنم. وقتی که از جسمم رها شدم، در چنان خشونتی زندگی‌ام را از دست دادم که نمی‌توانستم گام‌هایم را حساب کنم. وقتی برای فکر کردن نداشتم. در خشونت، این فرار است که ذهنت را روی آن متمرکز می‌کنی. وقتی به مرز مردن می‌رسی، زندگی مثل قایقی که به ناچار از ساحل دور می‌شود، از تو فاصله می‌گیرد. مثل طنابی که تو را حمل می‌کند، محکم به مرگ می‌چسبی و تنها به این امید که در جایی دور از آن‌جایی که هستی فرود بیایی، روی آن پیچ و تاب می‌خوری.
لونا لاوگود
۲
تنها بوسه‌ی ما مثل یک حادثه بود. - یک رنگین کمانِ بنزینی زیبا.
osve
۱
اَمی‌بلوم، نویسنده‌ی کور می‌تواند ببیند که چه قدر دوستت دارم.
نسیم رحیمی
۱
وقتی به مرز مردن می‌رسی، زندگی مثل قایقی که به ناچار از ساحل دور می‌شود، از تو فاصله می‌گیرد. مثل طنابی که تو را حمل می‌کند، محکم به مرگ می‌چسبی و تنها به این امید که در جایی دور از آن‌جایی که هستی فرود بیایی، روی آن پیچ و تاب می‌خوری.