
کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع)
معرفی کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع)
کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع) نوشته مسلم ناصری با تصویرگری اسماعیل چشرخ و ویراستاری سیداحمد میرزاده توسط انتشارات بهنشر (آستان قدس رضوی) منتشر شده است. این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه دربارهی زندگی، منش و رفتار امام جعفر صادق (ع) است که برای نوجوانان و علاقهمندان به داستانهای مذهبی و تاریخی نوشته شده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع)
کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع)؛ هشت بهشت (جلد هشتم) مجموعهای از داستانهای کوتاه برگرفته از زندگی امام جعفر صادق (ع) را برای نوجوانان بازگو کرده است. فضای کتاب در مدینه و مناطق اطراف آن میگذرد و مخاطب را با شخصیت، رفتار و سیرهی امام جعفر صادق (ع) آشنا میکند. داستانها از زاویهی دید شخصیتهای مختلف، از خدمتکاران و یاران تا مردم عادی و حتی درختان نخل روایت میشوند و هرکدام گوشهای از مهربانی، بخشش، علم و منش امام جعفر صادق (ع) را به تصویر میکشند. کتاب حاضر تلاش کرده است مفاهیم اخلاقی و انسانی را به مخاطبان خود منتقل کند. داستانها گاه با نگاه به وقایع تاریخی و گاه با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمرهی امام جعفر صادق (ع)، تصویری ملموس و انسانی از این امام ارائه میدهند. در کنار داستانها به حواشی و شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن دوران نیز اشارههایی شده است تا مخاطب بتواند فضای کلی زندگی امام جعفر صادق (ع) را بهتر درک کند.
خلاصه کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع)
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
کتاب با داستانی از شبهای بارانی مدینه آغاز میشود؛ جایی که امام جعفر صادق (ع) شبانه و بیصدا به یاری نیازمندان میرود و با دستان خود نان و غذا میان فقرا تقسیم میکند. داستانها از زبان شخصیتهایی مانند خدمتکاران، یاران و حتی نخلهای باغ امام روایت میشوند و هرکدام گوشهای از زندگی و منش او را بازگو میکنند. در یکی از داستانها، مصادف (خدمتکار امام) پس از بازگشت از سفر تجاری با سود فراوان با واکنش متفاوت امام نسبت به سود حاصل از بازار سیاه روبهرو میشود و درمییابد که کسب روزی باید با انصاف و عدالت همراه باشد. در داستانی دیگر، نخل پیر باغ امام خاطرات روزهای پررونق باغ و بخشش بیدریغ امام را برای نخلهای جوان بازگو میکند. روایتهایی از قحطی، همدردی امام با مردم، تقسیم آذوقه و رفتار مهربانانه با خدمتکاران نیز در کتاب آمده است. داستانها گاه به وقایع حساس تاریخی مانند وصیتنامهی امام جعفر صادق (ع) و تعیین جانشین اشاره و گاه با ماجراهایی ساده از زندگی روزمره، ارزشهایی چون مهربانی، گذشت، انصاف و همدلی را برجسته میکنند. این کتاب تصویری زنده و انسانی از امام جعفر صادق (ع) ارائه و نشان داده که او در کنار علم و دانش، مهربانی و اخلاق را سرلوحهی رفتار خود قرار داده بود.
چرا باید کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع) را خواند؟
کتاب مهربانتر از مسیح، داستانهای دلنشین از زندگی امام صادق (ع) با داستانهایی کوتاه و متنوع، زندگی امام جعفر صادق (ع) را به تصویر میکشد. مخاطب با خواندن این اثر نهتنها با شخصیت و منش امام آشنا میشود، بلکه با ارزشهایی مانند مهربانی، انصاف، همدلی و بخشش نیز روبهرو خواهد شد. داستانها بهگونهای نوشته شدهاند که مفاهیم اخلاقی و انسانی را در دل روایتهایی جذاب و ملموس برای نوجوانان منتقل میکنند. همچنین این کتاب فرصتی فراهم میکند تا مخاطب با فضای اجتماعی و فرهنگی دوران امام جعفر صادق (ع) آشنا شود و از تجربههای تاریخی و انسانی او بهره بگیرد.
خواندن کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع) را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب برای نوجوانانی که به داستانهای مذهبی، تاریخی و اخلاقی علاقه دارند، مناسب است. همچنین مجموعه داستان کوتاه حاضر برای کسانی که میخواهند با زندگی و سیرهی امام جعفر صادق (ع) آشنا شوند یا دغدغهی آموزش مفاهیم انسانی و اخلاقی به نسل نوجوان را دارند، کاربردی است.
بخشی از کتاب مهربان تر از مسیح، داستان های دلنشین از زندگی امام صادق (ع)
«بوی کاهگل کوچهها را خوشبو کرده بود. نیمه شب تاریکی بود. باران آرام و نرمی باریده بود؛ ولی هنوز هوا ابری بود. ماه از پشت ابر سعی میکرد سرک بکشد و ما را نگاه کند. شهر مدینه ساکت و خلوت بود. پنجرهها تاریک بود و صدایی به گوش نمیرسید. ما از کوچههای خیس آهسته پیش میرفتیم. نسیم خنکی میوزید. کار هر شب ما این بود: وقتی همه میخوابیدند، آقا مرا برمیداشت و روی شانهاش میگذاشت و آهسته در را باز میکرد و پا در تاریکی کوچه میگذاشت. امشب تازه راه افتاده بودیم که آسمان غرشی کرده و بعد قطرههای باران شروع به بارش کرده بود. اول من نگران شده بودم. اگر باران تند میشد، من خیس میشدم. حتی ممکن بود صاحبم سرما بخورد؛ بهخصوص که فصل پاییز بود. کوچه خیس و لغزنده بود. صاحبم خیلی با احتیاط قدم برمیداشت.»
حجم
۴٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه
حجم
۴٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۸۰ صفحه