معرفی و دانلود کتاب اردک دیوانه + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب اردک دیوانه

کتاب اردک دیوانه

روایت‌هایی از دوازده روز جنگ اسرائیل با ایران

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
حامد هادیان
انتشارات: 
به نشر
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب اردک دیوانه

کتاب اردک دیوانه نوشته حامد هادیان، روایتی شخصی و میدانی از دوازده روز جنگ اسرائیل با ایران است و این رویداد را از لحظه‌ی اولین انفجار در تهران تا حملات بعدی، آوارگی مردم، تشییع کشته‌شدگان و زندگی روزمره زیر سایه‌ی موشک‌ها دنبال می‌کند. نویسنده که سال‌ها خبرنگار بحران در جنگ‌های اوکراین، لبنان، عراق و سوریه بوده، این‌بار جنگ را در کوچه‌ها و خیابان‌های تهران و شهرهای دیگر کشور خود گزارش می‌کند. انتشارات به‌ نشر این یادداشت‌ها را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب اردک دیوانه

کتاب اردک دیوانه با زاویه‌ی دید یک خبرنگار بحران، دوازده روز جنگ اسرائیل با ایران را از دل کوچه‌ها، خانه‌ها، بیمارستان‌ها، بهشت زهرا، هتل‌های پناه‌داده به جنگ‌زدگان و کافه‌های نیمه‌خلوت تهران روایت کرده است. حامد هادیان که پیش‌تر جنگ را در دونباس، خارکف، ضاحیه، موصل و حلب دیده بود، در این کتاب نشان داده وقتی جنگ به خانه و کوچه‌ی خودی می‌رسد، چه تغییری در نگاه و زندگی آدم‌ها ایجاد می‌شود. 

کتاب اردک دیوانه در قالب مجموعه‌ای از گزارش‌ها و یادداشت‌های پی‌درپی نوشته شده و هر کدام برشی از یک روز یا یک صحنه است. حامد هادیان علاوه بر تهران، به شهرهایی مثل یزد، سمنان، رشت، سیاهکل، اسدآباد و مناطق دورافتاده‌ای در بلوچستان هم سر می‌زند؛ جایی که جنگ بیشتر در قطع اینترنت، آوارگان، گرانی و همدلی‌های خودجوش مردم دیده می‌شود. 

نویسنده در کنار ثبت صحنه‌های عینی، به احساسات متناقض خود هم پرداخته؛ از کشمکش میان ماندن و رفتن و میان وظیفه‌ی حرفه‌ای و ترس برای خانواده تا گیر کردن بین میل به ثبت حقیقت و فشار سانسور و مجوز.

خلاصه کتاب اردک دیوانه

کتاب اردک دیوانه مجموعه‌ای از گزارش‌های روایی است که از صبح حمله‌ی اسرائیل به ایران آغاز شده و روزبه‌روز پیش می‌آید. نویسنده از خانه‌ی پدری و کوچه‌ی تیموری تا خیابان صابونچی، میدان قدس، ساختمان شیشه‌ای صداوسیما، زندان اوین، قطعه‌ی ۴۲ بهشت زهرا، هتل فریال سمنان و روستاهای گیلان و بلوچستان می‌رود و جنگ را از زاویه‌ی آدم‌های عادی دنبال می‌کند. 

در کتاب اردک دیوانه تصویرهایی از نذری آبگوشت وسط بمباران، سرباز مرخصی‌آمده‌ای که زیر آوار مانده، امدادگران هلال احمر که هدف حمله قرار گرفته‌اند، کارگر افغان کشته شده‌ای که هنوز گواهی فوتش صادر نشده، دختران بی‌سرپرستی که از تهران به سیاهکل برده شده‌اند، هتلی در سمنان که به پناهگاه جنگ‌زدگان تبدیل شده و کافه‌ای در تهران که به پناه شبانه‌ی آدم‌های نگران بدل شده، کنار هم قرار گرفته است. 

کتاب در لایه‌ی زیرین خود به این سؤال پرداخته است که جنگ چگونه زندگی روزمره، ترس‌ها، همدلی‌ها و معنای میهن‌دوستی را دگرگون می‌کند.

چرا باید کتاب اردک دیوانه را بخوانیم؟

کتاب، جنگ را نه از پشت میز تحلیل، که از دل کوچه‌ها، خانه‌ها، غسالخانه، بهشت زهرا و هتل‌های پناه‌داده به جنگ‌زدگان نشان داده است. خواننده با تجربه‌ی زیسته‌ی یک خبرنگار بحران همراه می‌شود که میان ثبت واقعیت، ترس شخصی، مسئولیت خانوادگی و فشارهای امنیتی گیر کرده است. این کتاب تصویری نزدیک از تأثیر جنگ بر زندگی روزمره، روابط انسانی و احساس میهن‌دوستی ارائه کرده است.

خواندن کتاب اردک دیوانه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب اردک دیوانه به کسانی پیشنهاد می‌شود که به روزنامه‌نگاری میدانی، روایت‌های جنگ، مطالعات اجتماعی ایران و تجربه‌ی زیسته‌ی شهروندان در بحران علاقه‌مند هستند یا می‌خواهند جنگ را در جزئیات زندگی آدم‌ها ببینند.

بخشی از کتاب اردک دیوانه

«۶: ۲۷ صبح، ۲۳ خرداد موبایل زنگ زد. اسماعیل بود: "اسرائیل زد. برو گزارش بگیر." روی میز آشپزخانه، ظرف استیلی پر از قند، برق می‌زد. پدرم دیشب قند شکسته بود. بی‌خبر از اینکه صبح، جنگ به خانه‌مان می‌رسد. سال‌ها من دنبال جنگ می‌رفتم و دیگران نگرانم بودند. حالا همه با هم نگران بودیم. دوستی پیام داد: "دیگه لازم نیست بری سفر!" انگار طلسم شده بودم که همهٔ جنگ‌های دنیا را ببینم. این اتفاق برایم تازه نبود. چند ماه پیش در لبنان، با همین صداها از خواب پریده بودم. هنوز خاک سفر را نتکانده بودم و مشغول نوشتن کتاب و تدوین مستند درباره همان جنگ بودم. در سرم هنوز سوت جنگنده‌های اسرائیلی می‌پیچید که دیوار صوتی را در آسمان بیروت می‌شکستند. در ماه‌های پیش بارها موقع خواب فکر کرده بودم که جنگ به ما هم می‌رسد. شب تا صبح درگیر نشخوار ذهنی "جنگِ نزدیک" بودم. خبرها و تحلیل‌ها همین را می‌گفت. آخر سر خودم را قانع می‌کردم که کاری از دستم برنمی‌آید؛ بخوابم شاید نیامد. چیزهایی در دنیا دست ما نیست و جنگ آمد و این همان "لحظهٔ قطعی" بود؛ لحظه‌ای که مثل خط‌کشی مسیر زندگی را عوض می‌کند. بی‌قاعده. بی‌رحم. بی‌پایان. این اصطلاح را از یک عکاس اوکراینی شنیدم؛ همان روزی که روسیه حمله کرد. در اولین پست اینستاگرامش نوشته بود، وقتی صبح بیدار شد و فهمید که روسیه به اوکراین حمله کرده است.

اگر ایرانی هم نبودم، باز به تهران می‌آمدم. اما این بار، روز اول جنگ در میدان نبودم؛ وسط دیگ آبگوشت نذری گرفتار بودم، مسئولیت هر سال عید غدیر: گوسفند، نخود، سیب‌زمینی... زندگی و جنگ در هم تنیده بودند. هم‌زمان جنگ را از تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کردم. دوستان خبرنگارم تلفنی از هر نقطه‌ای که بمباران شده بود زنگ می‌زدند تا خودم را برسانم. رفقا منتظر من بودند. می‌دانستم لحظه‌های اول برای روایت خبرنگار حیاتی است؛ ولی وقتی جنگ و زندگی مخلوط می‌شوند، رفتار تو هم تغییر می‌کند.»

معرفی این کتاب در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۵ به‌روزرسانی شده است.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب اردک دیوانه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاباردک دیوانه
عنوان دیگرروایت‌هایی از دوازده روز جنگ اسرائیل با ایران
موضوعجامعه‌شناسی، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل، خاطرات
نویسندهحامد هادیان
انتشاراتبه نشر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۴/۰۸/۱۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۲.۱۵ مگابایت
شابک۹۷۸۹۶۴۰۲۳۹۱۸۶
تعداد صفحه‌ها۱۸۸ صفحه
قیمت کتاب۱۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

مروارید ابراهیمیان
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۰۸

خیلی زاویه ی دید و نظرات ایشون باب میلم نبود ولی کتاب روان و خوش خوانی هست. حتما لازمه که روایت جنگ رو بخونیم. طرح روی جلد هوشمندانه بوذ. انتشارات به نشر رو خیلی میپسندم.

۰

بریده‌هایی از کتاب

مروارید ابراهیمیان
۵
نباید زودتر از ترس، ترسید.
مروارید ابراهیمیان
۴
و ایران _ هرچه باشد _ جغرافیایی نیست که تمام شود.
مروارید ابراهیمیان
۳
درختان به ما یادآوری می‌کنند اتفاقات خوش و ناگوارِ زندگی همیشگی نیستند.
مروارید ابراهیمیان
۲
«ایران نه، اسرائیل زده. تو فرق قربانی و متجاوز را نمی‌فهمی، چون جنگ را از روی نقشه‌ها می‌فهمی، نه از روی زخم‌ها.»
مروارید ابراهیمیان
۲
جنگ با موشک آغاز می‌شود، با روایت پایان می‌گیرد.
مروارید ابراهیمیان
۲
جالب‌تر این‌که همان فیلم کوتاه از حمله ناجوانمردانه میدان تجریش باعث شد چند نفر به من پیام بدهند و بگویند تازه فهمیده‌اند اسرائیل مردم عادی را هم زده. آن فیلم، بیشتر از هزار بیانیه اثر داشت.
مروارید ابراهیمیان
۲
نخستین‌بار شهید بهروز مرادی، معلمی از اصفهان، جمله‌ای به خطاط تبلیغات جنگ در خرمشهر گفت تا پس از آزادسازی بر تابلوی ورودی شهر بنویسد: «به خرمشهر خوش آمدید؛ جمعیت: ۳۶ میلیون نفر.»
مروارید ابراهیمیان
۱
«زندگی در سایه جنگ طوری است که مدام فکر می‌کنی خطر از تو دور است. اما نیست. کشور کناری جنگ است، تو فکر می‌کنی از تو دور است. شهر کناری را بمباران می‌کنند، تو مطمئنی در امانی. خیابان آن طرف شهر را می‌زنند، تو تکان نمی‌خوری. خانهٔ همسایه ویران می‌شود، تو نانت را می‌خوری و بچه‌ات را بغل می‌کنی و در احاطهٔ دیوارهایی که نصفش ریخته جنگ را باور نمی‌کنی. چون باور کردنش خیلی سخت
مروارید ابراهیمیان
۱
مینا، همسر مجید، باردار بود و بعد از اصابت موشک به خانه‌شان، از پنجره به خیابان پرتاب می‌شود؛ درست روی درختی در همان نزدیکی: «همین درخت جان همسر برادرم و جنینی که در شکمش بود را نجات داد. مینا بیهوش شده بود اما آتش‌نشان‌ها به موقع رسیدند و او را نجات دادند. حالا همسر برادرم با استخوان‌های شکسته در بیمارستان بستری است، در حالی که در انتظار شنیدن خبری از سرنوشت همسرش است».
مروارید ابراهیمیان
۱
پایین‌تر از میدان فردوسی چند جوان ایستگاه صلواتی گذاشته بودند و هم‌زمان با پخش نواهای حماسی، شربت پخش می‌کردند. همان‌جا بقایی، سخنگوی وزارت خارجه را دیدم که شربتی گرفت و با ماشین رفت. می‌خواستم یقه‌اش را بگیرم که چرا این‌قدر منفعل عمل می‌کنید.