کتاب عاشق مترسک فیلیس هستینگز + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب عاشق مترسک

کتاب عاشق مترسک

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۸از ۶ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب عاشق مترسک

کتاب عاشق مترسک نوشتهٔ فیلیس هستینگز و ترجمهٔ بهمن فرزانه است. گروه انتشاراتی ققنوس این رمان خارجی را منتشر کرده است. نویسنده در این رمان به تنهایی انسان پرداخته است.

درباره کتاب عاشق مترسک

آیا تنهایی می‌تواند ما را تا جایی ببرد که به یک مترسک دل ببندیم؟ فیلیس هستینگز در رمان عاشق مترسک، با خلق شخصیت «اگنس»، دختری تنها و رنج‌دیده، به این پرسش پاسخ روشنی داده است. اگنس، در جهانی کوچک و بی‌رحم، به دنبال یک همراه می‌گردد و در نبود هیچ رابطه‌ی عاطفی سالم، به مترسکی ساخته‌ٔ دست خودش پناه می‌برد. این مترسک، نمادی از تمام آرزوهای برآورده‌نشده و نیازهای ارضانشده‌ٔ اوست. چه ماجراهایی پیش روی اگنس است؟ ای رمان را بخوانید تا بدانید. رمان حاضر، با زبانی ساده، به عمق تنهایی انسان و تلاش‌های بیهوده‌اش برای رهایی از آن می‌پردازد. کتاب حاضر در ۲۱ فصل به رشتهٔ تحریر درآمده است.

خواندن کتاب عاشق مترسک را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران داستان‌های خارجی و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره بهمن فرزانه

بهمن فرزانه در سال ۱۳۱۷ متولد شد. او به زبان‌های ایتالیایی، فرانسوی، انگلیسی و اسپانیایی مسلط بود و بیش از ۵۰ کتاب به فارسی ترجمه کرده است. فرزانه در انتخاب کتاب برای ترجمه دقت زیادی به‌کار می‌برد و اولین بار او بود که مارکز را به خوانندگان ایرانی معرفی کرد. او سال‌ها در فلورانس و رم زندگی کرد؛ در بهار ۱۳۹۲ به قصد استراحت به ایران بازگشت و اعلام کرد دیگر قصد رفتن به ایتالیا را ندارد. بهمن فرزانه در هفدهم بهمن همان سال و در ۷۵سالگی در تهران درگذشت.

بخشی از کتاب عاشق مترسک

«لزومی هم نداشت نردبان را سر جای خود بگذارم چون بلافاصله از قیافه پدرم درک کردم که او همه چیز را می‌داند. از قیافه‌اش پیدا بود که دارد از خشم خود لذت می‌برد و می‌خواهد توبیخم کند و از آن لذت ببرد. خیلی افراد، از جمله خود پدر من، احساسات منحرفی دارند. از غم و اندوه بشر، احساس خشنودی می‌کنند. خیلی‌ها هستند که حتی وقتی ثروتمندند، می‌خواهند خود را فقیر نشان دهند و آن‌وقت خسیس می‌شوند. خیلی‌ها از غم و غصه یا بیماری لذت می‌برند و آن‌وقت گریه و زاری و اندوه، برایشان به صورت نمایشی سرگرم‌کننده درمی‌آید. اما بدتر از همه کسانی هستند که با خشم و غضب می‌خواهند تو را دست بیندازند. آن‌ها از بقیه ظالم‌ترند. نه‌تنها خود را به نحوی مصنوعی خشمگین نشان می‌دهند بلکه می‌خواهند از تأثیر آن روی قربانی‌های خود لذت ببرند. پدر من از این فرقه بود. من هم بهترین قربانی او بودم. به نحوی کامل باعث سرگرمی و تفریح او می‌شدم.

آن روز صبح هم همان‌طور شده بود. دلم می‌خواهد بگویم که چطور به نحوی معجزه‌آسا شجاع شده بودم. عشق مترسک به من شهامت بخشیده بود. دیگر از نتایج آن وحشتی نداشتم. در نتیجه در مقابل پدرم مقاومت کرده بودم تا این‌که او حیرتزده شکست خورد. اما من اکنون بیش‌تر از همیشه از او می‌ترسیدم. چون خودم نیز بازنده می‌شدم. همان‌طور در مقابلش ایستاده بودم و سراپا می‌لرزیدم. ترس من خشم او را قوت می‌بخشید. می‌توانستم آن را به چشم ببینم. خشم او را می‌دیدم که چگونه در مویرگ‌های قرمز چشمانش شدت می‌گرفت. گوشه‌های دهانش کف کرده بود. من هم حس می‌کردم که با عصبی بودن خودم، دشمن خود شده بودم. اما کاری از دستم برنمی‌آمد تا خودداری کنم.»

نظرات کاربران

Mde
۱۴۰۴/۰۹/۲۳

الان این کتاب و تموم کردم و حقیقتا نمیدونم چی بگم که حس خوب این کتاب و منتقل کنم... فیلیس هستینگز توی این ۲۴۸ صفحه کتاب تو رو وارد دنیای یک دختر ساده و خوش قلب میکنه که همراه پدر بد

- بیشتر
🐋The 52-Hertz Whale
۱۴۰۵/۰۲/۰۹

جزو متفاوت‌ترین داستان هایی بود که تابه‌حال خوندم. داستانِ عشق‌ِ دختری ساده و معصوم با احساساتی پاک، که اتفاقات غیرمنتظره‌ای رو در زندگیش رقم می‌زنه. قلمِ قوی نویسنده با توصیفات ماهرانه و دل‌نشینش به‌قدری داستان رو جذاب کرده بود که نمی‌تونستم کتاب

- بیشتر
کاربر 855626
۱۴۰۴/۱۲/۲۴

کتاب واقعا جذابیه.سال ها پیش این کتاب رو خوندم و مسحور داستان و قلم نویسنده شدم.

aryneg
۱۴۰۵/۰۱/۰۵

خیلی لطیف بود کشش داستانی خوبی داشت:) فقط پایانش رو زیاد درک نکردم

mohammad sem
۱۴۰۴/۰۲/۱۱

چقدر زیبا چقدر لطیف چقدر ملموس چقدر ساده و بی الایش نوشته بدون گزافه گویی فقط اومده داستانش رو تعریف کرده و تمام. حتما بخوانید.

بریده‌هایی از کتاب

عشق خودش هم تنبل است. بیش‌تر عمرت در خواب است و خدا هم رحم کرده چون اگر بیدار بود قلبت مدام در حال تپش بود. این‌قدر می‌تپید تا می‌ترکید و باعث مرگت می‌شد.
🐋The 52-Hertz Whale
آفرینش من هیچ لزومی نداشت. من چه بودم بجز چشمی که خورشید را ببیند، گوشی که صدای پرنده‌ای را بشنود، پوستی که نسیم از رویش گذر کند؟ بدون من، خورشید و پرندگان و نسیم سر جای خود باقی می‌ماندند.
🐋The 52-Hertz Whale
مهتاب به رویش افتاده بود. نمی‌دانستم کدام یک از دیگری زیباتر و نورانی‌تر است. ماه یا او.
🐋The 52-Hertz Whale
سال‌های سال گیج از عطرشان، گل‌ها را می‌چیدم و به گیسوان خودم فرو می‌بردم. کم دوام می‌آوردند ولی به هر حال گل‌های صحرایی زود پلاسیده می‌شوند و من هم فرا گرفته بودم که سعادت چیزی است مثل آن گل‌های صحرایی.
🐋The 52-Hertz Whale
آرزو داشتم که به من اظهار عشق کند ولی قادر نبودم به زور وادارش کنم. چیزی است که باید از روی میل گفته شود وگرنه فایده‌ای ندارد. باید از قلب بیرون بریزد، مثل فوران آب از سنگ یک چشمه.
🐋The 52-Hertz Whale
تو باید آزاد و رها باشی. فقط می‌توانی چیزهایی خیلی سبک را روی شانه‌هایت تحمل کنی، مثل مهتاب یا قطرات امواج دریا.
🐋The 52-Hertz Whale
شب‌ها حالتی نومیدانه و ملتمسانه به ما دست می‌داد. انگار می‌خواستیم پا را از بشریت فراتر بگذاریم و چیزی به وجود بیاوریم که زمان نتواند آن را از بین ببرد.
🐋The 52-Hertz Whale
به‌سختی قدم برمی‌داشتم. چقدر به حال علف‌ها و درختان غبطه می‌خوردم که نمی‌بایست از جا حرکت می‌کردند.
🐋The 52-Hertz Whale

حجم

۱۹۶٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

حجم

۱۹۶٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

قیمت:
۱۶۵,۰۰۰
تومان