
کتاب انقلاب هایی در کندوکاو توسعه
معرفی کتاب انقلاب هایی در کندوکاو توسعه
کتاب الکترونیکی «انقلاب هایی در کندوکاو توسعه» نوشتهٔ رابرت چمبرز با ترجمهٔ مهدی گنجیان و سارا باقری و سید بابک موسوی نژاد مقدم در نشر سنجاق چاپ شده است.
درباره کتاب انقلاب هایی در کندوکاو توسعه
در کتاب «انقلابهایی در کند و کاو توسعه»، رابرت چمبرز تحولات انقلابگونۀ چهل سال گذشته در روششناسیهای حوزۀ توسعه را کنار هم آورده و دربارۀ پتانسیل آنها برای آینده تأمل کرده است.
کتاب با نقد پرسشنامههای بزرگمقیاس و بازدیدها و برداشتهای سوگیرانۀ حرفهایها آغاز میشود و سپس نویسنده نگاهی میاندازد به روششناسیهای سالهای اخیر، از جمله ارزیابی سریع رویتایی (RRA) و ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA)، آمار مشارکتی و نقشهکشی مشارکتی. او نشان میدهد که چطور این روششناسیها میتوانند مردم محلی را توانمند کنند و جایگزینهایی معتبر برای روشهای سنتی کند و کاو باشند.
برای تمام کسانی هستند که میخواهند دربارۀ تحولات رهیافتها و روشها به روز باشند، این کتاب میتواند منبع خوبی برای فهم مبانی فکری روششناسیهای مشارکتی باشد. حدود هجده سال از چاپ کتاب به زبان انگلیسی میگذرد اما نگاه موشکافانۀ نویسنده به گذشته و حال روششناسیهای مشارکتی، کتاب را ماهیتاً به یک مرجع تبدیل کرده است.
کتاب انقلاب هایی در کندوکاو توسعه را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب به دوستداران آثار جامعهشناختی پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب انقلاب هایی در کندوکاو توسعه
«تجارب پژوهشی در اوایل دهۀ ۱۹۷۰ در کنیا و جنوب آسیا، مرا در معرض پیمایشهای پرسشنامهای کلانمقیاس چندموضوعی قرار دادند. در کنیا، من درگیر هماهنگی ارزشیابی طرح ویژۀ توسعۀ روستایی دولت کنیا در شش دهستان بودم. نتایج پیمایشی عمده برای طرح یادشده، با تأخیر زیادی به دست آمد و سر و کلهاش در گزارش حجیمی پدیدار شد که خود، مدتها پس از موعد مقررش منتشر شده بود. من فکر نمیکنم این نتایج، تأثیر چندانی داشت. مضاف بر این، جان موریس، نقد جامعی از پیمایشهای چندموضوعی نگاشته بود (Moris, ۱۹۷۰) که متأسفانه هرگز منتشر نشد. او ۴۰ مورد از چنین پیمایشهایی را فهرست کرده بود. خود او در ۱۴ مورد از این پیمایشها، نقشهایی بر عهده داشت. فهرست طولانی او از نواقص پیمایشها، ضعفهای عمدهای را نشان میداد و بسیاری از «یافتهها» را با تردید مواجه میساخت. پس از کنیا، دستیار مدیر یک طرح پژوهشی در خصوص فنّاوری و تغییر در مناطق برنجخیز سریلانکا و تامیل نادو شدم (Farmer, ۱۹۷۷). ما یک تیم چندرشتهای و بینالمللی بودیم. در اینکه از پرسشنامه استفاده خواهیم کرد، هیچگاه تردیدی وجود نداشت. ما طی جلساتی در کمبریج (انگلستان)، فهرستی طولانی از پرسشها را تدوین کردیم که رشتهها و علائق متنوع پژوهشی ما را در بر میگرفت. هر یک از ما پرسشهایی را اضافه میکرد. هیچیک مایل نبودیم پرسشهای دیگران را زیر سؤال ببریم. با نگاهی به عقب، بهآسانی مشخص است که این کار، خطا و متکبرانه بوده است. ولی برخلاف بسیاری از پیمایشهای شرق آفریقا که موریس مرور کرده بود، این پیمایش در میدان به خوبی انجام شد. همکاران من بسیار حرفهای، متعهد، و باصلاحیت بودند. محققان (که با این عنوان نامیده میشدند) درست انتخاب و تربیت شده و وظیفهشناس بودند. در صورت بروز مغایرت، بازبینیهای داخلی دنبال میشد. با تلاشهایی توانفرسا، دادهها جمعآوری، پردازش و تحلیل میشدند، و یافتهها واقعاً از پیمایش به دست میآمد. اما سؤالات آزارنده دستبردار نبودند و برطرف نمیشدند: آیا چنین تلاش عظیمی، برای یادگیری آنچه میخواستیم یاد بگیریم، واقعاً لازم بود؟ چه مقدار از انبوه دادهها بلااستفاده ماند؟ تحلیل و ارائۀ یافتهها چقدر بهنگام بود؟ چه مقدار از آنچه فهمیدیم، حاصل پیمایش بود؟ یافتهها چقدر قابل اتکا بودند؟ و سپس، تازه این سؤال پیش میآمد «که چه؟» ـ این پیمایش چه تأثیری داشت؟ ذینفعان اصلی آن چه کسانی بودند؟ مردمی که میانشان تحقیق میکردیم یا خودمان، که به عنوان پژوهشگر، دادههای پردازش شدهای برای مقالات دانشگاهیمان به دست میآوردیم؟»
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۵۷ صفحه
حجم
۱٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۴۵۷ صفحه