با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
احمد

دانلود و خرید کتاب احمد

۴٫۳ از ۶ نظر
۴٫۳ از ۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب احمد  نوشته  گروه نویسندگان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب احمد

«احمد» زندگینامه و خاطرات شهید احمدبیابانی است که به همت گروه فرهنگی انتشارات شهید ابراهیم هادی گردآوری شده است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: یکی از روزها، آقا ایوب، برادر بزرگ ما که با کامیون کار می‌کرد، با فرزندش به خانه آمد. او در میدان حضرت عبدالعظیم با یکی از گنده‌لات‌های محل بگومگو کرده بود و درگیری مختصری بین آن‌ها رخ داد. وقتی احمد به خانه آمد، همگی به هم گفتیم که کسی به احمد در این زمینه حرفی نزند. یک‌دفعه فرزند برادرم گفت: عمو، شما که نبودی یه آقا اومد و بابام رو زد. احمد برگشت به سمت ما و با تعجب گفت: این بچه چی می‌گه!؟ همه‌ی ما سکوت کردیم. وقتی سکوت ما را دید، صدایش را بلند کرد. رگ گردن احمد بیرون زده بود و داد زد: کی جرئت کرده داداش من رو جلو چشم بچش بزنه؟! از جا بلند شد و به سمت ایوب رفت و گفت: باید بگی کی بوده. باید بیارمش اینجا تا جلوی چشم همه از این بچه معذرت‌خواهی کنه. بعد با صدای بلندتر گفت: آخه آدم این همه نامرد باشه که جلو چشم یه بچه ... ایوب پرید تو حرفش و گفت: چیزی نبود بابا، تموم شد و آشتی کردیم. احمد داد زد وگفت: به من می‌گی کی بوده؟ وقتی برادر ما جواب نداد، احمد از خانه بیرون رفت و گفت: خودم پیداش می‌کنم. خودم می‌یارمش اینجا تا از این بچه معذرت‌خواهی کنه. هر چه تلاش کردیم نتوانستیم مانع رفتن احمد شویم. برگشتم و به ایوب گفتم: مگه با کی دعوا کردی؟ اسم یکی از گنده‌لات‌های محله‌ی شاه عبدالعظیم را به زبان آورد. گفتم: این آدم باج‌گیر محله است. همه ازش حساب می‌برن. حتی چند تا از مأمورهای کلانتری آدم اون هستن. بعد مکث کردم و گفتم: باید یه کاری کرد. احمد حریف اون نمی‌شه. شاید با چاقو احمد رو بزنن و...

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
meisam
۱۳۹۶/۱۰/۰۵

این کتاب رو خیللللللللی دوست دارم و بعد از مطالعه خیلی روم اثرگذار بود این شهید درسته به قول خودش در دوران جهالت از مسائل معنوی دور بود ولی خدابی چشم پاک و اهل کمک به مستمندان بود. و شاید همین

- بیشتر
متی ترانا
۱۳۹۹/۱۲/۱۱

عالیه بهترین کتاب برای کسایی که گذشته خوبی نداشتند و می خواهند عاقبت بخیر بشند.

1234567890
۱۳۹۹/۱۲/۱۳

یک جوانمرد واقعی ، کتاب واقعا ارزش خوندن داره

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۶)
این اخلاق در میان لوطی‌های قدیم رواج داشت که نسبت به ناموس مردم حیا داشتند
مریم
این ویژگی همیشگی احمد بود. او قلب بسیار مهربانی در مقابل تمام بندگان خدا داشت.
مریم
یک ویژگی که همه دوستان احمد نیز به آن اذعان دارند و آن ویژگی، محبت به خاندان اهل بیت (ع) به ویژه سید و سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی (ع) است.
مریم
رو به من و دوستانم گفت: ببینید مردم چطور دارند به ما کمک می‌کنند. واقعاً باید قدر بدانیم. ما باید مراقب باشیم که به بیت‌المال ضرر نزنیم.
مریم
بعد ادامه داد: اصغر آقا، باور کن احمد چنان نمازی خواند که موهای تن ما سیخ شد. انگار خدا رو می‌دید! ذکرهای نماز رو خیلی با دقت و شمرده می‌گفت.
مریم
اونی که زندگیت رو می‌چرخونه، خودش مواظب شما هست.
مریم

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۶۰ صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۳/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۲۱-۱‮
دسته بندی
تعداد صفحات۱۶۰صفحه
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۵/۰۳/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۸۴۱-۲۱-۱‮