معرفی و دانلود کتاب کیلمنی، بانوی باغ + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب کیلمنی، بانوی باغsubscriptionAvailable

کتاب کیلمنی، بانوی باغ

رمانی از نویسنده آنی شرلی

نوع کتاب
۳.۲ امتیاز(از ۴۲ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب کیلمنی، بانوی باغ

کتاب کیلمنی، بانوی باغ نوشتهٔ ال. ام. مونتگمری و ترجمهٔ فاطمه یگانه است. انتشارات قدیانی این رمان کانادایی را منتشر کرده است؛ رمانی از نویسندهٔ «آنی شرلی».

درباره کتاب کیلمنی، بانوی باغ

کتاب کیلمنی، بانوی باغ (Kilmeny of the Orchard) حاوی یک رمان معاصر و کانادایی است که ۱۹ فصل دارد. داستان چیست؟ هنگامی که «اریک مارشال» در ۲۴سالگی به جزیرهٔ پرنس ادوارد می‌رسد تا مدیر مدرسه‌ای تازه شود، آیندهٔ درخشانی در تجارت خانوادهٔ ثروتمند خود دارد. او این پست آموزشی دو ماهه را می‌پذیرد، اما سرنوشتْ دختری زیبا و مرموز به نام «کیلمنی گوردون» را سر راه او قرار می‌دهد. کیلمنی با موهای مشکی و چشمان آبی دریایی بلافاصله قلب اریک را تسخیر می‌کند. کیلمنی نمی‌تواند صحبت کند و اریک نگران این دختر خجالتی و حساس است و او را جادو می‌کند. اریک برای اولین‌بار در زندگی باید برای چیزی که می‌خواهد سخت تلاش کند، اما مشخص نیست سرنوشت این عشق جنجالی چه خواهد شد. همین امر تعلیقی در رمان حاضر به وجود آورده است. این رمان را ال. ام. مونتگمری، نویسندهٔ «آنی شرلی» نوشته است.

خواندن کتاب کیلمنی، بانوی باغ را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر کانادا و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره ال ام مونتگمری

ال ام مونتگمری با نام کامل «لوسی ماد مونتگمری» در ۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ در جزیرهٔ پرنس ادوارد به دنیا آمد. این نویسندهٔ کانادایی ۲۰ رمان منتشر کرده است که بسیاری از آن‌ها هنوز در سراسر جهان خوانده می‌شود. محبوب‌ترین اثر او مجموعهٔ «آنی شرلی در گرین گیبلز» است که موفقیتی بزرگ برای او به همراه داشت. هنگامی که لوسی کودک بود، مادرش بر اثر سل درگذشت. پدرش به‌دلیل مشکلات روحی پس از مرگ همسرش او را به پدربزرگ و مادربزرگِ مادری خود که در مزرعه‌ای در جزیرهٔ پرنس ادوارد زندگی می‌کردند، سپرد. این زوج سالخورده با مونتگمری سختگیرانه و رسمی برخورد می‌‌کردند و شخصیت حساس او را درک نمی‌کردند. او کودکی خود را اغلب با خواندن کتاب، نوشتن و با تخیلاتش گذراند. این تنهایی باعث شد لوسی از همان دوران کودکی، به یک خیال‌پرداز و داستان‌نویس تبدیل شود و همین تجربه‌ها در کتاب‌هایش نفوذ پیدا کرد و باعث شد او آدم‌‌هایی را در داستان‌هایش خلق کند که مردم در تمام دنیا با آن‌ها همذات‌پنداری می‌کنند. ماجرای نوشتن «آنی شرلی» نیز از این قرار است که یک روز مونتگمری مشغول مرور یک روزنامه بود و نوشته‌ای را پیدا کرد که یک دهه قبل از آن نوشته شده بود. در آن آمده بود که زوج سالخورده‌ای درخواست حضانت و نگهداری یک پسر یتیم را داشتند که به اشتباه دختری برای آن‌ها فرستاده شده است؛ پس از آن او شروع به نوشتن داستانی دربارهٔ دختر یتیمی با موهای قرمز کرد. مونتگمری ۲۰ رمان، بیش از ۵۰۰ داستان کوتاه، ۳۰ مقاله، زندگی‌نامه و یک کتاب شعر منتشر کرده است. «آنی در گرین گیبلز» به ۲۵ زبان دنیا ترجمه شده و از آن فیلم، نمایشنامه، نمایش موزیکال، کارتون، مینی‌سریال و نمایش‌های رادیویی ساخته شده است.

بخشی از کتاب کیلمنی، بانوی باغ

«حال که همه چیز سروسامان یافته بود اریک دوست داشت مدرسه را رها کند و به شهر خود بازگردد. درست است که او "قرارداد" امضا کرده بود که یک سال در مدرسه درس بدهد؛ ولی می‌دانست که اگر جایگزین مناسبی معرفی کند هیئت‌امنا به او اجازهٔ رفتن می‌دهند. تصمیم داشت تا تعطیلات پاییزه، یعنی تا اکتبر، در مدرسه درس بدهد و بعد برود. کیلمنی قول داده بود بهار آینده ازدواج کنند. اریک نظرش به این بود که تاریخ زودتری ازدواج کنند ولی کیلمنی با زبان خوش روی همان تاریخ خودش اصرار داشت و توماس و جنت هم با او موافق بودند.

کیلمنی گفته بود: «قبل از اینکه برای ازدواج آماده شوم چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم. و می‌خواهم به دیدن مردم هم عادت کنم. هنوز هم وقتی آدم‌هایی را که نمی‌شناسم می‌بینم کمی وحشت می‌کنم، هرچند گمان نمی‌کنم در ظاهرم آن را نشان دهم. با دایی و خاله به کلیسا می‌روم و به جلسات انجمن مبلغان. و دایی توماس گفته است که این زمستان من را به مدرسهٔ شبانه‌روزی در شهر می‌فرستد، اگر فکر می‌کنی به صلاح است.»

اریک در دم رأی مخالفش را اعلام کرد. فرستادن کیلمنی به مدرسهٔ شبانه‌روزی به نظرش ایدهٔ مضحکی بود.

با گله‌مندی به خاله و دایی او گفت: «نمی‌فهمم خُب هرچه را می‌خواهد یاد بگیرد می‌تواند بعد از ازدواجش با من یاد بگیرد، چه ارتباطی به ازدواجمان دارد.»

توماس گوردن با شکیبایی توضیح داد: «ولی ما می‌خواهیم یک زمستان دیگر هم او را پیش خود نگه داریم. وقتی او از اینجا برود آقا ما خیلی دل‌تنگش خواهیم شد. او تابه‌حال یک روز هم از ما دور نبوده است. او چشم‌وچراغ این خانه است. تو خیلی محبت داری که می‌گویی هروقت دلش خواست می‌تواند به خانه بیاید، ولی خیلی فرق دارد. او قرار است متعلق به دنیای تو باشد نه ما. ما نیت بدی نداریم، و درهرحال او برای ما نخواهد بود. ولی بگذار این یک زمستان او را برای خودمان نگه داریم.»

اریک تا آنجا که از دستش برمی‌آمد با وقار و متانت تسلیم شد و ازآن‌گذشته پیش خودش فکر کرد لیندزی آن‌قدرها از کوینزلی دور نیست و چیزهایی به اسم قایق و قطار هم وجود دارد.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب کیلمنی، بانوی باغ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابکیلمنی، بانوی باغ
عنوان دیگررمانی از نویسنده آنی شرلی
عنوان در زبان مبدأKilmeny of the Orchard
موضوعرمان، داستان خارجی، عاشقانه
نویسندهال. ام. مونتگمری
مترجمفاطمه یگانه
انتشاراتانتشارات قدیانی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۳/۰۴/۰۱
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۵.۴۳ مگابایت
شابک۹۷۸۶۰۰۰۸۱۵۹۱۲
تعداد صفحه‌ها۱۴۲ صفحه
قیمت کتاب۴۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ح. دوست حافظ
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۴/۳۱

اولین بار که با ال. ام. مونتگومری و کتاب‌هایش آشنا شدم، هنوز ابتدایی بودم. آن وقت‌ها کتابخانه‌ی عمومی نزدیک خانه‌مان مجموعه‌ی آنی شرلی را داشت و من اولین بار کتاب‌های آنی شرلی را از آنجا گرفتم و خواندم. بعدتر، تبدیل...بیشتر

۳
جادوگر رویاهای نیمه شب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۱۵

من نسخهٔ چاپی این کتابو خوندم. اگه قلم مونتگمری رو دوست داشته باشید از خوندن این کتاب هم لذت می‌برید🥹 من خیلی دوسش داشتم. در کل امکان نداره من کتابی از مونتگمری بخونم و ازش خوشم نیاد. اگه مثل من...بیشتر

۰
کاربر 5486471
مطمئن نیستم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۰

طبیعتا نسبت به بقیه اثار مونتگمری مثل ان شرلی و قصه های جزیره و قصر ابی معرکه نیست ولی فضای داستان قشنگ

۰
𝑻𝒂𝒎𝒊𝒍𝒂
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۶/۰۱

باز هم تابستون، که در سنت کتابخوانی من، فصل مونتگمری خوندنه! در راستای رفع دلتنگی از مونتگمری عزیز و توصیفات قشنگنش این کتاب رو خوندم و لذت بردم! داستانش به پای سه گانه امیلی یا حتی تک جلدی قصر آبی نمی رسه...بیشتر

۰
اهلِ کتاب📚🍃
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۷

من قلم این نویسنده را از ابن جهت دوست دارم که به جزئیات می‌پردازد و تشبیه های لطیف و دخترانه اش باعث می‌شود که تا مدت ها ذهنم قشنگ تر ببیند شاید داستان بسیار قوی نبود، اما پرداختن به جزئیات لذت...بیشتر

۰
مرضیه ‌ربانی
۱۴۰۵/۰۱/۳۰

مثل همه کتابهای این نویسنده عالی بود.‌توصیف مناظر و شخصیتها اینقدر دقیق و زنده ست که‌ آدم محو اون میشه و دلش میخواد به یکباره همه کتاب رو بخونه. یه داستان خوب ،بدون هیچ حادثه اعصاب خورد کن و پایان...بیشتر

۰
کاربر ۱۳۸۷۸۶۵
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۳/۱۶

باتوجه به اینکه اولین کتاب نویسنده اس کتاب خوبی بود درسته به پای دیگر آثار نویسنده نمیرسه ولی برای پرکردن اوقات فراغت کتاب خوبی

۰
آسمان‌‌نگاه‌‌دخترک‌‌نویسنده¯
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۲۰

زیبا بود🌿🌝¯

۰
Sahar♡
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۰۲

کتاب دلپذیره و برای من انگار از یک خیابان شلوغ به طبیعتی آرام و ملایم رفتم و داستان های مونتگمری باعث میشن اضطراب کمتری داشته باشم و داستان مرتبط با یک عشق پسر تاجری پولدار است که برای کمک به...بیشتر

۰
fardokht
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

جالب بود به نظرم به پای داستان های دیگه نویسنده نمیرسه ولی ارزش خواندن داشت

۰
نفیسه🌱
۱۴۰۴/۱۲/۲۱

لطیف و زیبا.

۰
dayan
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۱۴

این کتاب رو توصیه میکنم به خوندن ولی چرا ۲ ستاره میدم؟چون نسبت به آنی شرلی در سطح بسیار پایین‌تری هستش. و بیشتر تو سبک داستان های پاورقی کوتاه مجلات ماهانه یا هفتگی دهه ۸۰ و ۷۰ شمسی است.

۰
کاربر غمگین
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۱۱/۰۴

در حد سایر آثار نویسنده نیست، برای سرگرمی خویه

۰
Sara Bahari
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۸/۱۷

حس می‌کردم وسط یه باغ آروم نشستم و دارم صدای ویولن کیلمِنی رو می‌شنوم. خیلی دوستش داشتم 💐

۰
Far m
مطمئن نیستم.
۱۴۰۴/۰۷/۲۳

به نظرم داستان جا داشت ادامه دارتر باشه و نه شروع جذابی داشت و نه پایان جذابی ، آخرش تو اصلا انتظار نداشتی بنویسه پایان ! کار ضعیفی بود، گرچه داستان بدی نبود

۰

بریده‌هایی از کتاب

Azar
۱۱
«تو نمی‌توانستی با گل‌ها دوست نباشی. دوست‌داشتنی‌ها همیشه جذب دوست‌داشتنی‌ها می‌شوند.
Ooham
۹
همیشه اول چشم‌هایش می‌خندید و بعد از آنجا به چهره‌اش سرازیر می‌شد
Book
۷
وحشتناک عاشق مطالعه بود.
Book
۵
"حرف نمی‌زد مگر اینکه چیزی برای گفتن داشته باشد".
بهارک🌿
۵
وقتی خواستی دنبال عشقت بروی عقلت را با خودت بردار
Ooham
۴
اینجا حقیقتاً وعده‌گاه آرامش دیرین است. اینجا می‌توانم به خواب بروم و خواب ببینم و رؤیاپردازی کنم. عجب آسمانی! آیا چیزی بی‌نظیرتر از آبی بلورین و درخشان مشرقی وجود دارد، و آن ابرهای سفید و در حال گذر که چون توری به‌هم‌بافته می‌مانند؟ آن یاس‌ها چه عطر سکرآور و مدهوش‌کننده‌ای دارند! آیا بوی خوش هم قادر است انسان را مست کند.
fereshteh
۴
دوستش داشتم. ولی روحم را آزرد. نمی‌دانستم آدم می‌تواند چیزی را که آزارش می‌دهد هم دوست داشته باشد. حس می‌کنم انگار چیزی را از دست داده‌ام که هیچ‌گاه نداشته‌ام. حس بسیار احمقانه‌ای است، این‌طور نیست؟ ولی می‌دانی خیلی داستان را درک نکردم. دربارهٔ عشق است و من هیچ‌چیز دربارهٔ عشق نمی‌دانم. مادر یک بار به من گفت که عشق نفرین است، و من باید دعا کنم که هیچ‌وقت وارد زندگی‌ام نشود. کاملاً جدی بود و برای همین باورش کردم. ولی کتاب تو می‌آموزد که عشق موهبت است. می‌گوید که عشق باشکوه‌ترین و حیرت‌انگیزترین چیز در دنیاست. کدام‌یک را باید باور کنم؟"
Book
۳
وقتی خواستی دنبال عشقت بروی عقلت را با خودت بردار.
F.Z
۳
دوستش داشتم. ولی روحم را آزرد. نمی‌دانستم آدم می‌تواند چیزی را که آزارش می‌دهد هم دوست داشته باشد.
Book
۲
هشیارانه جواب داد: «بله، به تقدیر اعتقاد دارم، ولی تا حدی.