کتاب بادام ترجمه فاطمه اسدپور
تصویر جلد کتاب بادامsubscriptionAvailable

کتاب بادام

نوع کتاب
۴.۳(از ۷۵ امتیاز)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب بادام

کتاب بادام نوشتهٔ وون پیونگ سون و ترجمهٔ فاطمه اسدپور است. انتشارات امید آینده این رمان معاصر از کرهٔ جنوبی را منتشر کرده است.

درباره کتاب بادام

کتاب بادام حاوی یک رمان معاصر از کرهٔ جنوبی و دربارهٔ ملاقات یک هیولا با هیولای دیگر است! راوی یکی از این هیولاها است. «یون جه» با یک بیماری مغزی به نام آلکسی تایمیا به دنیا آمده است که بروز احساساتی مانند ترس یا خشم را برای او سخت می‌کند. او هیچ دوستی ندارد. دو نورون بادام‌شکل که در اعماق مغزش قرار گرفته‌اند، این کار را با او کرده‌اند، اما مادر و مادربزرگ فداکارش زندگی امن و رضایت‌بخشی را برای او فراهم می‌کنند. خانهٔ کوچک آن‌ها بالای یک کتابفروشی دست‌دوم مادرش است که با یادداشت‌های رنگارنگ تزئین شده است. این یادداشت‌ها به او یادآوری می‌کند چه زمانی باید لبخند بزند، چه زمانی باید بگوید متشکرم و چه زمانی باید بخندد. در شب کریسمس ِشانزدهمین سالگرد تولد یون جه، همه‌چیز تغییر می‌کند. یک عمل تکان‌دهنده ناشی از خشونتی تصادفی دنیای او را در هم می‌شکند و او را تنها و به‌حال خودش رها می‌کند. یون جه که برای کنارآمدن با فقدان خود تلاش می‌کند در انزوای خاموشش عقب‌نشینی کند، «گون» را می‌بیند؛ نوجوان مشکل‌داری که به مدرسه‌شان می‌آید. آن‌ها یک پیوند شگفت‌انگیز ایجاد می‌کنند. با این دو هیولا همراه شوید!

خواندن کتاب بادام را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

دانلود کتاب بادام را به دوستداران ادبیات داستانی معاصر کرهٔ جنوبی و قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره وون پیونگ سون

سون وون پیونگ در سال ۱۹۷۹ به دنیا آمد. او رمان‌نویسی اهل کرهٔ جنوبی و برندهٔ ۲ جایزهٔ ادبی بوده است: در سال ۲۰۱۶ برای کتاب «بادام» (Amondeu) و در سال ۲۰۱۷ برای کتاب «ضدحملهٔ سی» (Seoreunui bangyeok). رمان‌های این نویسنده معنای وجود و رشد انسان را کشف می‌کنند و بااستفاده‌از شخصیت‌های منحصربه‌فرد و توسعهٔ سریع طرح مشخص می‌شوند.

چه نسخه‌های دیگری از کتاب منتشر شده است؟

کتاب بادام به فارسی ترجمه و از سال ۱۴۰۱ به بازار کتاب ایران وارد شده است. از مترجمان کتاب می‌توان به «زینب‌سادات موسوی معلم» (آستان مهر)، «مریم بردبار» (کتیبه‌ی فارسی)، «بنفشه شریفی‌خو» (انتشارات قطره)، «فریناز بیابانی» (نشر دانش‌آفرین)، «ملیجه فخاری» (انتشارات کتاب مجازی) و «ارغوان آقایی» (انتشارات نارنگی) اشاره کرد. درباره بهترین ترجمه کتاب بادام بیشتر بخوانید.

بخشی از کتاب بادام

«دزد واقعی اردو چند وقت بعد شناسایی شد؛ همان پسری بود که اوایل سال تحصیلی با صدای بلند از من پرسیده بود وقتی مامانی جلوی چشمم کشته شد، چه احساسی داشتم. پیش مشاور پایه رفته بود و گفته بود که برنامه‌ریزی و انجام دزدی کار خودش بوده است. اصلاً هم دنبال پول نبوده، فقط می‌خواسته واکنش افراد را ببیند. وقتی مشاور پایه از او پرسیده بود چرا چنین کاری را انجام داده است، فقط گفته بود: «محض خنده».

اما حتی این ماجرا هم باعث نشد کسی برای گن ابراز ناراحتی کند.

- حالا اگر اینم نبود. یون لیسو، دیر یا زود، خودش یه شر دیگه درست می‌کرد.

گاهی اوقات با نگرانی چنین پیام‌هایی را می‌دیدم.

پروفسور یون شبیه اسکلت، بسیار لاغر و استخوانی شده بود، انگار روزهای متوالی چیزی نخورده بود. به دیوار تکیه داد و لب‌های خشک و ترک‌خورده‌اش را تکان داد:

- من هیچ‌وقت تو کل زندگیم کسی رو نزدم. هیچ‌وقتم فکر نکردم کتک‌زدن مشکلی رو حل می‌کنه؛ اما لیسو رو زدم. اونم دو بار. واقعاً هیچ راه دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسید که چطوری می‌تونم جلوی اون رو بگیرم.

گفتم: «یه دفعه‌ش تو پیتزافروشی بود. من از پشت پنجره دیدم.»

او سرش را تکان داد:

- با صاحب رستوران به توافق رسیدیم. خوشبختانه کسی آسیبی ندیده بود و موضوع حل‌وفصل شد. اون شب مجبورش کردم سوار ماشین بشه و به خونه برگردیم. نه تو ماشین و نه وقتی رسیدیم خونه، حتی یه کلمه هم با همدیگه حرف نزدیم. وقتی هم که به خونه رسیدیم، من مستقیم رفتم توی اتاقم.

صدایش شروع به لرزیدن کرد:

- از وقتی لیسو برگشته، همه‌چی عوض‌شده، من حتی فرصت سوگواری برای همسر مرحومم رو نداشتم. اون همیشه دوست داشت ما تو خونه دور هم زندگی کنیم، اما واقعاً زندگی‌کردن با لیسو خیلی کار سختیه. حتی وقتی‌که کتاب می‌خونم یا روی تخت دراز می‌کشم، نمی‌تونم از فکرش بیرون بیام. چی باعث شده اون این‌طوری بزرگ بشه؟ واقعاً توی این ماجراها کی مقصره؟

پروفسور یون چند نفس عمیق کشید و ادامه داد:

- وقتی ناراحتی و ناامیدی از کنترل آدما خارج می‌شه و دیگه هیچ راه‌حلی به ذهنشون نمی‌رسه، افکار منفی میاد سراغشون. منم همین‌طوری شدم… بعضی وقتا با خودم فکر می‌کنم چی می‌شد اگه اون نبود، یا چی می‌شد اگه هیچ‌وقت برنمی‌گشت.

شانه‌هایش شروع به لرزیدن کرد و ادامه داد:

- می‌دونی بدترین قسمت ماجرا چیه؟ اینکه گاهی با خودم فکر می‌کنم اگه اصلاً همچین بچه‌ای نداشتم، چقدر الان اوضاع بهتر بود. کاش اصلاً به دنیا نیومده بود! آره، من یه همچین افکار غیرانسانی و وحشتناکی دربارهٔ پسر خودم دارم؛ دربارهٔ کسی که از گوشت و پوست و خون خودمه. خدای من! باورم نمی‌شه الان دارم اینا رو به تو می‌گم!»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بادام و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:بادام
موضوع:رمان، داستان خارجی
نویسنده:وون پیونگ سون
مترجم:فاطمه اسدپور
انتشارات:انتشارات امید آینده
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۴۰۲/۰۹/۲۲
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۱.۷۸ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۲۲۹۲۶۵۹۷۰
تعداد صفحه‌ها:۱۹۲ صفحه
قیمت کتاب:۴۳۵۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

HANIEH !! :) !!
۱۴۰۳/۰۹/۱۰

⭐داستان درباره ی پسری هستش که احساسی نداره یعنی مشکل امیگدال دارد و مشکلاتی برای پیش میاید که با همه ی انها مقابله می‌کند. قبل از اینکه این کتاب رو بخوانم ، نمی‌دانستم همچین بیماری ای وجود داشته باشه 😥 ⭐...بیشتر

۰
آلِیزیا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۲۶

کتاب بسیار خوبی است .تنها شدن بچه ای که مفهوم احساسات را درک نمی کند و می‌خواهد روی پای خودش بایستد. واقعا بدون درک کردن احساسات چگونه می‌شدیم ؟ کمتر رنج میکشیدیم؟ پسر می‌خواهد مثل بقیه عادی باشد اما عادی بودن...بیشتر

۰
کاربر 9109262
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۱۱/۲۳

خیلی قشنگ بود.حس کردم قلبمو لمس کرد.اولین کتابی که بعد مدت ها دور بودن از کتاب خوندم.فکر می کردم دیگه چیزی نیست که ازش لذت ببرم ولی یادم رفته بود همیشه دنیایی هست که با آغوش باز منتظرمه.وقتی میخوندمش حس...بیشتر

۰
کاربر 8540268
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۱/۱۵

عالییییی بود

۰
[ اِفـــ ]
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۷/۲۹

ما اغلب دوست داریم دیگران طبق چارچوب ذهنی و منطقی ما باشن، همون‌طور که ما فکر میکنیم درسته! جالب تر اینکه ذهنیت ما درمورد درست و غلط خیلی وقتا ناشی از اینه که صرفا با اون تفکر بزرگ شدیم، به...بیشتر

۰
zahra
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۴/۲۸

نویسنده تو انتخاب موضوع خلاقیت زیادی داشت و تو روند داستان پستی و بلندی های زیادی بود مثل نقض ها شکست ها غم و سوگ ها و همینطور همدلی و محبت و دوستی و حتی عشق،درست مثل روابط انسان ها

۰
zoha
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۴/۰۳/۲۸

سلام موضوع کتاب بسیار جالب و تازه بود ، تاکنون کتابی در این باره نخوانده بودم . داستان در مورد پسری خاص می باشد که مبتلا به یک اختلال به نام الکسی تایمیا است و احساسات را درک نمی کند...بیشتر

۰
کاربر 3319813
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۷/۰۴

رمان جالبی بود ودربعضی موارد احساسی درمورد دوستی وتفاوت ها درکل جالب وهیجان انگیز بود

۰
سِتآرِه شَب؛
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۳/۰۶/۱۵

خیلی کتاب خوبی بود برای احساساتی که همه انکارش می‌کنند.

۰
elham.md
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۹

خیلی احساسات اصلا از خانواده نگرفتیم که بخواهیم حسش کنیم و در موقعیت تکرار کنیم مثل کلمه دوستت دارم عشق دلتنگی برام مهم و ارزشمند هستی و .. خانواده هایی هستند که این کلمات بینشون رد و بدل نمیشه و بچه...بیشتر

۰
mahtab.ghf
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۴

کتاب در مورد پسری است که یک بیماری نادر داره و مادرش به او کمک می کنه تا از پس مشکلات اجتماعی که این بیماری براش ایجاد میکنه بر بیاددر این میان در اثر یک سری اتفاقات یک پسر و...بیشتر

۰
Batman
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۱۳

چقد زندگی بدون احساسات سخت و عجیبه منتظر ساخت یه فیلم از رو این کتاب هستم

۰
°•sara_hp•°
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۵

یه کتاب سبک بامزه خیلی وقت نمیگیره.دیالوگ های قشنگی ام داره.‌

۰
Mitikoma
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۲/۰۲

کتابِ ۲۴ امِ سالِ ۱۴۰۵ "بادام🥜" از "وون پیونگ‌سون" "سئون یونجی" پسرکی که با احساسات و عواطف بیگانه‌ست، به اصطلاح پزشکی اون بیماری آلکسی تیمیا داره؛ یعنی از درک هرگونه احساسی البته به جز درد اونم در حد زیاد عاجزه، اون از...بیشتر

۰
رز مشکی
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۵/۰۱/۱۹

کتاب قشنگیه اما غمگینه من که دوسش داشتم

۰

بریده‌هایی از کتاب

F.B.N
۵۰
بالاخره آدم‌ها محصول همون آموزش‌هایی هستن که می‌بینن و همون محیط فکری ـ فرهنگی که توش رشد کردن.
Alexa
۲۹
مردم چشمانشان را به روی فجایعی که در جاهای دیگر اتفاق می‌افتند می‌بندند؛ چون معتقدند کاری از دستشان برنمی‌آید؛ اما نکته این است که برای اتفاقی که در نزدیکی‌شان می‌افتد هم هیچ اقدامی نمی‌کنند؛ چون خیلی می‌ترسند و بیش از حد محافظه‌کارند.
lucifer
۱۶
واقعیت همینه که مردم نمی‌تونن کسی که با بقیه متفاوته رو تحمل کنن.
lucifer
۱۵
«عشق برای آدم‌های بزدلی نیست که منتظر تأیید دیگران هستند.»
F ahmadi.f
۱۵
اگر کسی به‌خاطر ناراحتی من ناراحت بشود، این باید من را خوشحال کند، همان اصل منفی در منفی، مثبت.
lucifer
۱۳
«صداقت زیاد به دیگران صدمه می‌زند.»
F.B.N
۱۰
شاید کلیشه‌ای به‌نظر برسه، اما در نهایت روزی توی زندگی، آدمایی رو می‌بینی که باید ببینی، فرقی هم نداره که چه اتفاقی می‌افته. اگه قرار باشه تو و اونا با هم در ارتباط باشین، زمان خودش تعیین می‌کنه که کی این اتفاق بیفته.»
BOOKISH
۷
«ما باید توی این دنیای سخت، سخت‌تر باشیم.
BOOKISH
۶
«ما باید توی این دنیای سخت، سخت‌تر باشیم.
Mitikoma
۶
کتابفروشی جایی است که ده‌ها هزار نویسنده، خواه مرده یا زنده، کنار یکدیگر زندگی می‌کنند؛ اما کتاب‌ها ساکت و خاموش‌اند. آن‌ها در سکوت خودشان باقی می‌مانند تا کسی بیاید و آن‌ها را ورق بزند.