معرفی و دانلود کتاب آستارا تنها بندر بی کشتی + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب آستارا تنها بندر بی کشتیsubscriptionAvailable

کتاب آستارا تنها بندر بی کشتی

نوع کتاب
۴.۸ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
داوود ملک‌زاده
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب آستارا تنها بندر بی کشتی

«آستارا تنها بندر بی‌کشتی» نوشته‌ی داوود ملک‌زاده(-۱۳۶۱) شاعر معاصر ایرانی است. این کتاب مجموعه‌ای از اشعار اوست. در نمونه‌ای از این اشعار می‌خوانیم: مثل سربازی گم‌نام ـ که با عشق به وطن ـ به جبهه می‌رود دوست‌ات دارم، مثل سرباز وظیفه ـ که مجبور است بجنگد ـ دوست‌ات دارم. تو مین میدان‌های جنگی هستی که یک روز به جای دشمن زیر پای من منفجر می‌شوی.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب آستارا تنها بندر بی کشتی و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابآستارا تنها بندر بی کشتی
موضوعشعر نو، شعر معاصر
نویسندهداوود ملک‌زاده
انتشاراتانتشارات نگاه
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۲/۰۲/۰۴
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۰.۶۱ مگابایت
شابک۹۷۸-۹۶۴-۳۵۱-۷۱۵-۱‬‬‬
تعداد صفحه‌ها۸۸ صفحه
قیمت کتاب۱۸۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

masihakekooshmooloo
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۶/۱۵

اشعار دلنشینی هستند شاعر عزیز اگر این نظر را می خوانی از صمیم قلب می گویم شعر هایت زیبا است در معدودی از آن ها به نثر متمایل شده بودی اما واقعا دلنشین بود سپید هایت سپید این روز ها...بیشتر

۰
A.M.S
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۱/۱۹

شعرا خیلی روون بودن‌. خودم خیلی خوشم اومد

۰

بریده‌هایی از کتاب

ایران
۵
نگاه هر قدر هم که دور باشی شب، ماه که می‌تابد کنار پنجره بیا و خوب نگاه کن! دل‌ام خوش است جایی را می‌بینم که تو هم نگاه می‌کنی.
masihakekooshmooloo
۴
با وعده‌ی بهشت در حسرت نان و بوسه مات جناب جردن و فرشته خانوم از پل تجریش ردش کردند. حتا نگذاشتند گدای در خانه‌شان باشد. حالا او مانده و بقچه‌ای پر از تهران دنبال فعله‌گی دربه‌درِ نان. کارگر شمالی در کارگر شمالی!
پاییز بانو
۴
شاید عشق، همان دود سیگاری باشد که می‌خواست جای تو را در قلب‌ام بگیرد.
پاییز بانو
۳
دراز می‌کشی بر پلاژی در ساحل خزر لحاف ترد و خنکی به روی‌ات می‌ریزد باد.
پاییز بانو
۳
دریای خزرم ـ که منت هیچ اقیانوسی را نمی‌کشم ـ و تمام دردها را توی خودم می‌ریزم.
آرزو
۲
نگران تهران می‌شوم وقتی حس می‌کنم زیر پای‌اش را خالی کرده‌اند و هر لحظه ممکن است ب ر ی ز د...
آرزو
۲
الدّهرُ یومانِ... زنده‌گی دو روز است: یک روز علیه تو یک روز علیه تو...
آرزو
۲
کاش فقط یک‌شب دندان درد تو می‌شدم، غر می‌زدی ولی مدام به فکر من بودی. * آه، چه طالع بی‌مقداری هیچ‌یک از این‌ها نیستم اشرف مخلوقات‌ام عاجز عاجز با حسرتی تمام‌نشدنی.
ایران
۱
هر قدر هم که دور باشی شب، ماه که می‌تابد کنار پنجره بیا و خوب نگاه کن! دل‌ام خوش است جایی را می‌بینم که تو هم نگاه می‌کنی.