با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
ماهی و جفتش

دانلود و خرید کتاب ماهی و جفتش

۳٫۷ از ۱۳۶ نظر
۳٫۷ از ۱۳۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ماهی و جفتش  نوشته  ابراهیم گلستان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب ماهی و جفتش

«ماهی و جفتش» نوشته ابراهیم گلستان (۱۳۰۱-)، کارگردان نویسنده و عکاس ایرانی و از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۶۲)
farez
۱۳۹۷/۰۱/۰۴

با تمام دوستانی که کتاب رو دوست نداشتند مخالفم! ایشون هم عکاس بودند هم نویسنده هم فیلمساز! و دید بسیار خوبی داشتند.حالا بکذریم از اینکه احتمالا خیلی ها جفت گیری و لقاح خارجی ماهی ها رو ندیدن و دقیقا این

- بیشتر
Ghasem Sadeghi
۱۳۹۷/۰۴/۲۸

تا جمله آخر داستان خواننده فکر میکنه چه نوشته بی سر و ته و بی‌مضمونیه، اما جمله آخر میخ داستان رو میکوبه و ...

Anaahitaa
۱۳۹۷/۰۸/۲۱

مرد قصه در اصل سعی داشت چیزی رو که خودش آرزوی داشتنش رو داره در آبگیرها جست و جو کنه، عشق.

امیر
۱۳۹۶/۰۷/۱۰

من فک میکنم منظور نویسنده از این داستان این بود که برخی از آدما تمایل دارن همه چیزو از منظر تصورات خودشان ببینند هرچند اگر خلاف واقعیت باشن.

masroor
۱۳۹۷/۰۶/۱۳

از نظرم داستان این مفهوم رو میتونه داشته باشه ک عشق واقعی هر کس خودش است و در حقیقت تصویری از خودش است انچه ما برای عشق در دیگران جست و جو میکنیم در حقیقت درون خودمان است و باید

- بیشتر
fateme
۱۳۹۷/۰۴/۱۰

همیشه اونطوری که فکر میکنیم نیست ، باید طور دیگه ای به قضایا نگاه کرد . بعضی وقتا تصورات و عقیدمون نوع دیدمون رو هم تغییر میده . باید وسیع تر و عمیق تر نگاه کرد .

Ghazal..
۱۳۹۸/۰۳/۰۲

👌خوب بود

mehregan
۱۳۹۶/۰۲/۰۴

داستان تفاوت دو دیدگاه را نشان می دهد واقع بینی یک کودک و رویایی بودن یک بزرگسال ، مرد دوست دارد هر چه را در فکر خود دارد در آکواریوم ماهی ها ببیند جفت بودن با هم بودن چیزی که

- بیشتر
hajar
۱۳۹۶/۰۴/۱۹

بسیار زیبا.به نظرم از همین جمله ی ، ببین اون دوتا چه قشنگ باهمند و جمله ی دیگر هیچ دو موجودی را تا این اندازه هماهنگ ندیده بود یا در همین باب بود، میشه به معنی داستان پی برد.شاید معنیش

- بیشتر
غریبه
۱۳۹۶/۰۲/۱۸

این طرح چند خط طاقچه چقدر ایده قشنگیه!!! عالیه عالی ، امیدوارم متنهاشون هم مفید و خوب باشه.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۶)
مرد به کودک گفت: «ببین اون دو تا چه قشنگ با هم‌ان!» کودک اندکی بعد پرسید:«کدوم دو تا؟» مرد گفت: «اون دو تا. اون دو تا را می‌گم. اون دو تا را ببین!» و با انگشت به دیواره‌ی شیشه‌ای آبگیر زد. روی شیشه کسی با سوزن یا میخ یادگاری نوشته بود. کودک اندکی بعد گفت: «دوتا نیستن!» مرد گفت: «اون، آآ، اون، اون دو تا!» کودک گفت: «همونا. دو تا نیستن. یکیش عکسه که توی شیشه اون وری افتاده!»
farez
دو ماهی بزرگ نبودند، با هم بودند.
؟
مرد به ماهی‌ها نگاه می‌کرد. ماهی‌ها پشت شیشه آرام و آویزان بودند
بیسیمچی
دو ماهی شاید از بس با هم بودند، همسان بودند؛ یا شاید چون همسان بودند، همدم بودند. گردش هماهنگ از همدمی بود، یا همدمی از گردش هماهنگ زاده بود؟
پیمان مهرابی
ماهی‌ها پشت شیشه آرام و آویزان بودند.
raha
دو ماهی شاید از بس با هم بودند، همسان بودند؛ یا شاید چون همسان بودند، همدم بودند. گردش هماهنگ از همدمی بود، یا همدمی از گردش هماهنگ زاده بود؟ یا شاید همزاد بودند. آیا ماهی همزادی دارد؟ مرد آهنگی نمی‌شنید، اما پسندید بیندیشد که ماهی نوایی دارد، یا گوش شنوایی، که آهنگ یگانگی می‌پذیرد. اما چرا نه ماهیان دیگر؟ دو ماهی آشنا بودند. دو ماهی زندگی در آبگیر تنگ را با رقص موزونی مزین کرده بودند. اما چگونه همچنان خواهند رقصید؟ از اینجا تا کجا خواهند رقصید؟
Hamed Mohsennejad
نور دیده نمی‌شد، اما اثرش روشنایی آبگیر بود.
Nadia mishel
نور نرم انتهای آبگیر، مثل خواب صبح‌های زود بود. هر دو تخته سنگ را مثل یک حباب می‌نمود، پاک و صاف و راحت و سبک.
Nadia mishel
نور نرم انتهای آبگیر، مثل خواب صبح‌های زود بود. هر دو تخته سنگ را مثل یک حباب می‌نمود، پاک و صاف و راحت و سبک.
Nadia mishel
دو ماهی شاید از بس با هم بودند، همسان بودند؛ یا شاید چون همسان بودند، همدم بودند. گردش هماهنگ از همدمی بود، یا همدمی از گردش هماهنگ زاده بود؟
Sara Samirad

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۰ صفحه
نوع فایلEPUB
شابکundefined