
کتاب کتاب فروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا
معرفی کتاب کتاب فروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا
کتاب «کتابفروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا» اثری از «رابین اسلون» است که با ترجمهٔ «سعید کلاتی» و به همت نشر هیرمند منتشر شده است. این رمان معمایی و مدرن، داستان مرد جوانی به نام کلی جانون را روایت میکند که پس از بیکاری، بهطور اتفاقی در یک کتابفروشی عجیب و غریب مشغول به کار میشود؛ کتابفروشیای که نهتنها شبانهروزی است، بلکه مشتریان و کتابهایش هم رازهایی در دل دارند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب کتاب فروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا
«کتابفروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا» نوشتهٔ رابین اسلون، رمانی است که در مرز میان واقعیت و خیال حرکت میکند و فضای معاصر را با عناصری از رمز و راز و ادبیات کلاسیک درمیآمیزد. این کتاب در قالب داستانی بلند، ماجرای کلی جانون را دنبال میکند که در پی یافتن شغل، وارد کتابفروشی مرموزی در سانفرانسیسکو میشود. ساختار رمان بهگونهای است که همزمان با روایت زندگی روزمرهٔ شخصیتها، لایههایی از معما و جستوجوی حقیقت را پیش میکشد. اسلون با بهرهگیری از عناصر دنیای دیجیتال، فرهنگ کتابخوانی و رمزنگاری، جهانی خلق کرده که در آن گذشته و آینده، سنت و فناوری، بهشکلی جذاب و گاه طنزآمیز به هم گره میخورند. این اثر نهتنها به دنیای کتابها و کتابفروشیها ادای احترام میکند، بلکه دغدغههای نسل جدید دربارهٔ هویت، شغل، دوستی و معنای زندگی را نیز به تصویر میکشد. روایت کتاب با نگاهی موشکافانه به جزئیات، خواننده را به سفری میان قفسههای کتاب، کدهای رمزآلود و روابط انسانی میبرد.
خلاصه داستان کتاب فروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان با کلی جانون، جوانی که بهتازگی شغلش را از دست داده، آغاز میشود. او در جستوجوی کار، به کتابفروشی ۲۴ ساعتهٔ آقای پنامبرا میرسد و در شیفت شب استخدام میشود. این کتابفروشی با قفسههایی بلند و تاریک، مشتریان عجیبی دارد که اغلب نیمهشب سر و کلهشان پیدا میشود و کتابهایی مرموز را امانت میگیرند؛ کتابهایی که در هیچ فهرست یا پایگاه دادهای ثبت نشدهاند و محتوایشان رمزآلود است. کلی بهتدریج متوجه میشود که این کتابفروشی فقط یک مغازهٔ معمولی نیست، بلکه بخشی از شبکهای مخفی و قدیمی است که اعضایش در پی کشف رازهایی پنهان در دل کتابها هستند. او با کمک دوستانش، از جمله مت و نیل، تلاش میکند پرده از معمای کتابهای زیرخاکی و مشتریان خاص پنامبرا بردارد. در این مسیر، کلی با فناوریهای نوین، رمزنگاری و فرهنگ هکرها نیز روبهرو میشود و درمییابد که مرز میان دنیای دیجیتال و سنتی، آنقدرها هم پررنگ نیست. در طول داستان، کلی با چالشهایی در زمینهٔ اعتماد، دوستی و وفاداری روبهرو میشود و باید تصمیم بگیرد که تا کجا حاضر است برای کشف حقیقت پیش برود. روایت کتاب، همزمان با پیشرفت معما، به دغدغههای شخصی و حرفهای شخصیتها نیز میپردازد و تصویری از زندگی شهری، بحرانهای اقتصادی و جستوجوی معنا در عصر مدرن ارائه میدهد.
چرا باید کتاب کتاب فروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا را بخوانیم؟
این کتاب با ترکیب فضای معمایی، دنیای کتابها و فناوریهای نوین، تجربهای متفاوت از خواندن رمان معاصر را رقم میزند. «کتابفروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا» نهتنها به علاقهمندان به کتاب و کتابفروشیها، بلکه به کسانی که به رمز و راز، معما و فرهنگ دیجیتال علاقه دارند، پیشنهاد میشود. روایت داستان، همزمان با پیشبرد یک معمای جذاب، به موضوعاتی چون دوستی، هویت، شغل و معنای زندگی در دنیای امروز میپردازد و خواننده را به تامل دربارهٔ پیوند سنت و فناوری دعوت میکند. این اثر، با نگاهی تازه به نقش کتابها و کتابخوانی در عصر دیجیتال، فرصتی برای تجربهٔ سفری میان گذشته و آینده فراهم میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این رمان برای دوستداران داستانهای معمایی، علاقهمندان به کتاب و فرهنگ کتابخوانی، و کسانی که به فناوری، رمزنگاری و دنیای دیجیتال علاقه دارند، مناسب است. همچنین برای کسانی که دغدغهٔ یافتن معنا و هویت در زندگی معاصر را دارند، میتواند جذاب باشد.
بخشی از کتاب کتاب فروشی ۲۴ ساعته آقای پنامبرا
«اسمم کلی جانون است و داستان به زمانی مربوط میشود که بهندرت دستم هر شکل و فرمی از کاغذ را لمس میکرد. پشت میز آشپزخانه مینشستم و روی لپتاپم آگهیهای «دعوت به همکاری» را میخواندم اما کافی بود یک صفحه از مرورگرم چشمک بزند تا حواسم پرت شود و روی لینک یک مقالهٔ طولانی دربارهٔ انگورهای اصلاح ژنتیکیشده کلیک کنم. معمولا مقاله بهقدری طولانی بود که در عمل مجبور میشدم آن را به فهرست «مقالات خواندنیام» اضافه کنم. بعد سراغ لینک دیگری دربارهٔ نقد یک کتاب میرفتم. آن نقد را هم به فهرست خواندنیهایم اضافه میکردم بعد فصل اول آن کتاب _مجلد سوم مجموعهای دربارهٔ پلیسهای خونآشام- را دانلود میکردم. این طوری میشد که بهطورکلی آگهیهای «دعوت به همکاری» فراموش میشد به اتاق پذیرایی برمیگشتم. لپتاپم را روی شکمم میگذاشتم و همهی روز چیزهایی را که دانلود کرده بودم میخواندم. وقت آزاد زیادی داشتم. درنتیجهٔ رکود عظیم رستورانهای زنجیرهای سراسر آمریکا در اوایل قرن بیستویکم، که طی آن همبرگرفروشیهای زنجیرهای و امپراتوری سوشیپزیها ورشکسته شده بودند، بیکار شده بودم.»
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۴۴ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۴۴ صفحه