کتاب مغز افشاگر ویلایانور راماچاندران + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مغز افشاگر

کتاب مغز افشاگر

مترجم:رضا علوی
انتشارات:نشر شورآفرین
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب مغز افشاگر

کتاب مغز افشاگر (ما چگونه انسان شدیم) نوشته‌ی ویلایانور راماچاندران با ترجمه‌ی گروهی از مترجمان شامل رضا علوی، اکبر معارفی، شیما طیبی جزایری، هانیه تاجبخش، فرزانه احمدی بهنام، فاطمه ظفری و بهنوش عافیت‌طلب منتشر شده است و نشر شورآفرین آن را منتشر کرده است. نویسنده که عصب‌پژوهی شناخته‌شده است در این اثر تجربه‌ی چند دهه کار خود در علوم اعصاب شناختی را به‌هم پیوند داده است تا به پرسش قدیمی و بنیادین «انسان چیست و چگونه به این‌جا رسیده است» نزدیک شود. متن کتاب از همان پیشگفتار با روایت شخصی راماچاندران از مسیر علمی‌اش، شیفتگی‌اش به زیست‌شناسی، شیمی و تاریخ علم و نیز مواجهه‌اش با بیماران عجیب‌وغریب عصب‌شناختی آغاز می‌شود و به‌تدریج به بحث‌های عمیق‌تری درباره‌ی مغز، ذهن، تکامل و خودآگاهی می‌رسد. در این کتاب، نویسنده با تکیه‌بر نمونه‌های بالینی واقعی مانند اندام‌های خیالی، حس‌آمیزی، اوتیسم، توهم‌های پیچیده‌ی هویتی و تجربه‌های خروج از بدن، تلاش می‌کند نشان دهد چگونه می‌توان از «اختلال» به فهم بهتر مغز سالم رسید. ساختار اثر فصل‌بندی روشن و پیوسته‌ای دارد؛ از مقدمه‌ای درباره‌ی یگانگی انسان و جایگاه او در میان نخستی‌ها شروع می‌شود، سپس به گشت‌وگذاری در کالبدشناسی مغز، نقش نورون‌های آیینه‌ای، ریشه‌های زبان، هنر، زیبایی‌شناسی و در نهایت مسئله‌ی دشوار خودآگاهی می‌رسد. لحن نویسنده در عین علمی‌بودن، سرشار از مثال‌های روزمره، ارجاع به تاریخ علم و حتی شوخ‌طبعی است و مترجمان نیز این فضا را به فارسی منتقل کرده‌اند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب مغز افشاگر

کتاب مغز افشاگر با تمرکز بر پرسش «ما چگونه انسان شدیم» نوشته‌ی ویلایانور راماچاندران از همان صفحات آغازین خود را به‌عنوان روایتی گسترده از پیوند مغز، ذهن و تکامل معرفی می‌کند. نویسنده در پیشگفتار توضیح داده است که این کتاب عصاره‌ی حدود یک ربع قرن کار او در علوم اعصاب شناختی است و بر پایه‌ی مواجهه‌ی مستقیم با صدها بیمار دارای اختلال‌های عصبی غیرمعمول شکل گرفته است. متن از یک سو به تاریخ علم و انقلاب‌های فکری در فیزیک، زیست‌شناسی، ژنتیک و کیهان‌شناسی سر می‌زند و از سوی دیگر نشان می‌دهد چرا علوم مربوط به ذهن تا مدت‌ها عقب‌تر از این حوزه‌ها بوده و چگونه در دهه‌های اخیر با ادغام عصب‌شناسی و روان‌شناسی جهش کرده است. در بخش «کتاب در یک نگاه» راماچاندران خطوط اصلی بحث خود را روشن می‌کند: یگانگی واقعی انسان در مقایسه با دیگر نخستی‌ها، ضرورت نگاه تکاملی برای فهم مغز، و نقش سازوکارهایی مانند تغییر کارکرد ساختارهای قدیمی مغزی در پیدایش توانایی‌هایی چون زبان، هنر و خودآگاهی. کتاب مغز افشاگر در چندین فصل پیوسته تنظیم شده است که هرکدام بر جنبه‌ای از این تصویر کلان تمرکز دارد. در مقدمه، نویسنده با عنوان «درآمد: ما که میمون نیستیم» به بحث دیرینه‌ی نسبت انسان و میمون می‌پردازد و با مثال‌هایی از نئاندرتال‌ها، انسان فلورسی (هابیت‌ها) و تاریخ مناقشه‌ی داروینی، ایده‌ی «گذار حالت» را برای توضیح جهش کیفی ذهن انسان طرح کرده است. سپس در بخش «گشت و گذاری مختصر در مغز» ساختارهای اصلی مغز مانند قشر مخ، لوب‌های چهارگانه، تالاموس، گره‌های قاعده‌ای، مخچه، بادامه، هیپوکامپ و قشر پیش‌پیشانی معرفی می‌شوند و نقش هرکدام در ادراک، حرکت، هیجان، زبان، برنامه‌ریزی و شخصیت توضیح داده می‌شود. فصل اول با موضوع «اندام‌های خیالی و مغزهای انعطاف‌پذیر» آغاز می‌شود و از همین‌جا بحث انعطاف‌پذیری شگفت‌آور مغز و توانایی آن در بازسازمان‌دهی خود مطرح می‌شود. در فصل‌های بعدی که در «کتاب در یک نگاه» معرفی شده‌اند، موضوعاتی مانند پردازش دیداری، حس‌آمیزی، نورون‌های آیینه‌ای، اوتیسم، ریشه‌های زبان، قوانین زیبایی‌شناختی و در نهایت خودآگاهی دنبال شده است تا تصویری یکپارچه از این‌که چگونه از مغز یک میمون، ذهنی با توانایی‌های «خداگونه» پدید آمده، ترسیم شود.

خلاصه کتاب مغز افشاگر

نویسنده در مغز افشاگر از یک نقطه‌ی مرکزی حرکت می‌کند: برای فهم انسان باید مغز او را در زمینه‌ی تکاملی‌اش دید و برای فهم مغز باید هم به ساختار کالبدی آن نگاه کرد و هم به اختلال‌هایی که این ساختار را دگرگون می‌کنند. در پیشگفتار، راماچاندران مسیر شخصی خود را از شیفتگی کودکی به شیمی، زیست‌شناسی، گیاهان عجیب، اکسولوتل‌ها و میکروسکوپ تا ورود به پزشکی و سپس علوم اعصاب روایت کرده است. او تأکید کرده است که روش محبوبش در پژوهش، آزمایش‌های ساده و «مفهومی» است؛ از آزمایش‌های فارادی و گالیله مثال می‌آورد و نشان می‌دهد چگونه می‌توان با ابزارهایی ابتدایی مانند آیینه، گوش‌پاک‌کن و دو لیوان آب، به پرسش‌های عمیق درباره‌ی مغز نزدیک شد. در همین بخش، او تفاوت میان «علوم خُرد» و «علوم کلان» را توضیح داده و هشدار داده است که نباید اجازه داد ابزارهای گران‌قیمت جای پرسش‌های خوب را بگیرند. در بخش «درآمد: ما که میمون نیستیم» راماچاندران استدلال می‌کند که انسان از نظر کالبدشناسی و ژنتیکی نوعی میمون است اما «فقط» میمون نیست. او با مفهوم «گذار حالت» توضیح می‌دهد که چگونه تغییرات تدریجی در مغز نیاکان ما می‌توانسته در نقطه‌ای بحرانی به جهشی کیفی در توانایی‌های ذهنی منجر شود؛ همان‌طور که افزایش تدریجی دما در صفر درجه ناگهان یخ را به آب مایع تبدیل می‌کند. این گذار به‌زعم او به پیدایش زبان کامل، هنر، دین، خودآگاهی و فرهنگ شتابان انجامیده است. در ادامه، نویسنده با مرور ساختارهای مغزی نشان می‌دهد هر بخش چه نقشی در این جهش داشته است: لوب پس‌سری برای بینایی، لوب گیجگاهی برای تشخیص اشیاء و چهره و زبان (به‌ویژه ناحیه‌ی ورنیکه)، لوب آهیانه‌ای برای ادغام حسی و تصویر بدن، و لوب پیشانی برای برنامه‌ریزی، اخلاق، آینده‌نگری و آن‌چه «مقر انسانیت» نامیده شده است. در «کتاب در یک نگاه» خطوط فصل‌ها ترسیم شده است: فصل ۱ به اندام‌های خیالی و انعطاف‌پذیری مغز می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه مغز می‌تواند نقشه‌ی بدن را بازنویسی کند و حتی درد اندام خیالی را با ترفندهای ساده کاهش دهد. فصل ۲ به پردازش اطلاعات حسی به‌ویژه دیداری اختصاص دارد و تفاوت استفاده‌ی انسان از سازوکارهای مشترک با دیگر پستانداران را برجسته می‌کند. فصل ۳ حس‌آمیزی را به‌عنوان نمونه‌ای از «سیم‌کشی غیرمعمول» بررسی کرده است که هم به ژنتیک و هم به خلاقیت پیوند می‌خورد. سه فصل بعدی (۴، ۵ و ۶) حول نورون‌های آیینه‌ای می‌چرخد: معرفی این نورون‌ها، نقش آن‌ها در همدلی و فرهنگ، ارتباطشان با اوتیسم و احتمال نقششان در پیدایش «پیش‌زبان». فصل‌های ۷ و ۸ به حساسیت انسان نسبت به زیبایی و امکان وجود قوانین زیبایی‌شناختی جهانی می‌پردازد و در فصل پایانی، نویسنده با تکیه‌بر نشانگان‌های عجیب مانند خروج از بدن، دیدن خدا در صرع لوب گیجگاهی و انکار وجود خود، به مسئله‌ی خودآگاهی نزدیک می‌شود. در سراسر کتاب، نمونه‌های بالینی مانند حس‌آمیزی عدد–رنگ، اندام خیالی که با لمس دست فرد دیگر تحریک می‌شود، کوری استعاره، دوگانگی آگاهی در بیمار لالی بی‌حرکتی و ظهور استعدادهای هنری پس از آسیب مغزی، به‌عنوان پنجره‌هایی به سوی کارکرد مغز سالم به‌کار رفته است.

چرا باید کتاب مغز افشاگر را بخوانیم؟

مغز افشاگر اثری است که در آن نویسنده تلاش کرده است فاصله‌ی میان مشاهده‌ی بالینی، آزمایش ساده و پرسش‌های بزرگ درباره‌ی انسان را کم کند. این کتاب از یک سو تصویری نسبتاً جامع از ساختار و کارکرد مغز ارائه می‌دهد و از سوی دیگر نشان می‌دهد چگونه می‌توان از اختلال‌های عجیب عصبی به فهم بهتر توانایی‌های عادی مانند زبان، خلاقیت، همدلی و خودآگاهی رسید. خواننده در خلال روایت‌ها با مفاهیمی مانند نورون‌های آیینه‌ای، حس‌آمیزی، اندام خیالی، غفلت یک‌سویه، کوری استعاره، نقش لوب‌های مختلف مغز و ایده‌ی «گذار حالت» در تکامل ذهن آشنا می‌شود. ویژگی دیگر این کتاب پیوند مداوم آن با تاریخ علم و مثال‌های کلاسیک است؛ از گالیله و فارادی تا داروین، مایکل فارادی، آلن تورینگ و بری مارشال، که هم روش علمی و هم اهمیت پرسش‌های ساده را برجسته می‌کند. راماچاندران در عین اشاره به داده‌های محکم تجربی، صریحاً اعتراف کرده است که در برخی حوزه‌ها مانند ریشه‌های هنر و ماهیت خودآگاهی ناچار است به حدس‌های سنجیده تکیه کند و سپس راه‌های آزمون آن‌ها را پیشنهاد کند. این صداقت روش‌شناختی و تأکید بر این‌که علم از «مفهوم خیالی آنچه ممکن است درست باشد» آغاز می‌شود، خواننده را با فرایند واقعی پژوهش آشنا می‌کند. برای کسانی که به دنبال درکی عمیق‌تر از این هستند که چگونه از مغز یک نخستی، ذهنی پدید آمده که می‌تواند درباره‌ی بی‌نهایت، اخلاق، خدا و جایگاه خود در جهان بیندیشد، این کتاب مجموعه‌ای غنی از مثال‌ها، ایده‌ها و روایت‌های به‌یادماندنی فراهم کرده است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن مغز افشاگر به کسانی پیشنهاد می‌شود که به علوم اعصاب، روان‌شناسی، فلسفه‌ی ذهن و پرسش‌های مربوط به ماهیت انسان علاقه‌مند هستند. دانشجویان رشته‌های پزشکی، روان‌شناسی، علوم شناختی و زیست‌شناسی می‌توانند از توضیح‌های روشن کتاب درباره‌ی ساختار مغز و اختلال‌های عصبی بهره ببرند. همچنین به خوانندگانی که به تاریخ علم، تکامل داروینی، موضوعاتی مانند اوتیسم، خلاقیت، هنر و خودآگاهی کنجکاو هستند و می‌خواهند نمونه‌های بالینی واقعی را در کنار بحث‌های نظری ببینند، این کتاب پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب مغز افشاگر

«کتاب در یک نگاه هرچند این کتاب طیف گسترده‌ای از موضوعات را در بر می‌گیرد، متوجه خواهید شد که در سرتاسر کتاب چند موضوع اصلی وجود دارد. یکی این‌که انسان حقیقتاً موجودی خاص و یگانه است و نمی‌توان گفت «فقط» گونه‌ای از نخستی‌هاست. هنوز تعجب می‌کنم که این دیدگاه تا این حد نیاز به دفاع دارد، مسئله فقط چرندیات مخالفان نظریهٔ تکامل نیست، بلکه تعداد قابل توجهی از همکاران بنده نیز هستند که ظاهراً راحت‌ترند پایشان را روی پایشان بیندازند و بگویند ما «همان میمون» هستیم، جوری که انگار از این دون‌پایگی لذت هم می‌برند. گاهی با خودم می‌گویم نکند این نسخهٔ انسان‌گرای سکولار گناه اولیه باشد؟ یکی دیگر از خط‌های اصلی موضوع این کتاب دیدگاه تکاملی فراگیر است. فهم کارکرد مغز بدون داشتن درکی از تکامل آن غیرممکن است. همان‌طور که تئودوسیوس دوبژانسکی زیست‌شناس گفته است، «هیچ‌چیز در زیست‌شناسی بدون در نظر گرفتن تکامل معنا ندارد.» این درست مخالف مسائل مربوط به مهندسی معکوس است. مثلاً وقتی که ریاضی‌دان بزرگ انگلیسی، آلن تورینگ، کُد ماشین انیگمای نازی‌ها (دستگاهی برای رمزگذاری پیام‌های محرمانه) را کشف کرد، نیازی نبود دربارهٔ تاریخچهٔ تحقیقات و توسعهٔ دستگاه چیزی بداند. لازم نبود چیزی دربارهٔ نمونه‌های نخستین و یا مدل‌های اولیهٔ آن محصول بداند. تنها چیزی که نیاز داشت یک نمونهٔ سالم از دستگاه، یک دفترچه یادداشت و مغز فوق‌العادهٔ خودش بود. اما در نظام‌های زیستی وحدت عمیقی بین ساختار، کارکرد و منشاء وجود دارد. نمی‌توان هیچ‌کدام از این سه را بدون توجه دقیق به دو تای دیگر فهمید. برایتان خواهم گفت که بسیاری از ویژگی‌های ذهنی منحصربه‌فرد ما از کارآیی جدید ساختارهای مغزی‌مان به وجود آمده که در اصل به منظور دیگری تکامل یافته بود. این اتفاقی است که همیشه در تکامل می‌افتد. مثلاً پر پرندگان از فلسی تکامل یافته که نقش اصلی‌اش عایق‌بندی بوده است، نه پرواز. بال‌های خفاش و پتروداکتیل اندام جلوییِ تغییرشکل‌یافته‌ای است که در اصل برای راه رفتن طراحی شده است. شُش ما از کیسهٔ هوای ماهی‌ها به وجود آمده که برای شناور ماندن در آب تکامل یافته بود. ماهیت فرصت‌طلب و «تصادفی» تکامل مورد حمایت بسیاری از نویسندگان قرار گرفته است که از آن میان می‌توان به مشهورترینشان استفن جی گولد و مقاله‌های مشهورش در تاریخ طبیعت اشاره کرد. من معتقدم همین اصل، با شدتی بیشتر، دربارهٔ تکامل مغز انسان هم صدق می‌کند. تکامل راه خود را برای هدف‌گذاری مجدد بسیاری از کارکردهای مغزِ میمون به منظور ایجاد کارکردهای کاملاً جدید پیدا کرده است. بعضی از آن‌ها -مثل زبان- آن‌قدر قدرتمندند که به اعتقاد من گونه‌ای را به وجود آورده که از سطح میمون بسیار فراتر رفته است، درست مثل حیات که چیزی فراتر از امور مادی فیزیک و شیمی است.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۹۹۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۵۸ صفحه

حجم

۹۹۰٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۴۵۸ صفحه

قیمت:
۲۰۰,۰۰۰
۱۵۰,۰۰۰
۲۵%
تومان