
کتاب اشتباه
معرفی کتاب اشتباه
کتاب اشتباه (Don't Get Me Wrong) نوشته پیتر چینی، داستانی پلیسیجنایی است که ماجراهای لمی کوشن، این مأمور کلهشق افبیآی، را در دل مکزیک دنبال میکند. کوشن در جستوجوی همکار گمشدهاش مجبور میشود به مکزیک برود ولی بر خلاف انتظارش وارد ماجرایی خطرناک میشود که پای قاچاق، قتل و روابط پیچیدهی انسانی را به میان میکشد. مسعود راد این رمان را برای نشر امیرکبیر ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب اشتباه
کتاب اشتباه نوشتهی پیتر چینی، داستانی پلیسیجنایی است که در مکزیک میگذرد و با محوریت مأمور افبیآی، لمی کوشن پیش میرود. روایت با لحن اولشخص و نگاهی طنزآمیز، ماجراهای یک مأموریت پرخطر را دنبال میکند؛ مأموریتی که با جستوجوی یک همکار گمشده آغاز میشود و بهتدریج به شبکهای از روابط مشکوک، قتل، خیانت و دسیسههای محلی گره میخورد. فضای مکزیک با جزئیات فراوان و توصیفهای زنده، بستر رخدادهای داستان است و شخصیتها، از قاچاقچیان و گردنهگیرها تا زنان مرموز و مأموران قانون، هر کدام نقش مهمی در پیشبرد روایت دارند. پیتر چینی با استفاده از دیالوگهای تند و موقعیتهای غیرمنتظره، فضایی پرتعلیق و پرکشش خلق کرده است که خواننده را تا پایان با خود همراه میکند.
اشتباه، پنجمین کتاب از سری کتابهای «لمی کوشن» است. چینی حدفاصل ده سال (از ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۶) یازده کتاب با محوریت شخصیت کوشن نوشت. این داستانها مخصوصاً در میانهی جنگ جهانی دوم بهشدت مورد استقبال مخاطبان اروپایی و آمریکایی قرار گرفت و پرفروش شدند. از بیشتر کتابهای مجموعهی کوشن اقتباس رادیویی و بعدتر سینمایی شد. حداقل ۱۵ فیلم از روی این کتابها ساخته شدند که در بیشترشان ادی کنستانین نقش کوشن را بازی میکرد. از آن میان، معروفترین اقتباس، فیلم آلفاوایل ژانلوک گدار بود که متفاوتتر بود.
خلاصه داستان اشتباه
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان با ورود لمی کوشن به مکزیک آغاز میشود؛ جایی که او مأموریت دارد از سرنوشت همکارش پپر باخبر شود. لمی با هویتی جعلی و به بهانهی خرید مزرعهی گاوچرانی، وارد شهری کوچک و پررمزوراز میشود. در همان ابتدا با پدرو دامینگوئز، مردی مرموز و خطرناک، و فرناندا مارتینا، زنی با گذشتهای پیچیده، روبهرو میشود. لمی به سرعت درمییابد که همهچیز آنطور که به نظر میرسد نیست و هر کسی نقشی پنهان در ماجرا دارد. در جریان یک درگیری، لمی و پدرو به زندان میافتند و در آنجا پدرو داستانی از انفجار مرموز در مزرعهای دورافتاده را تعریف میکند؛ انفجاری که به مرگ چند نفر از جمله جمیسان، دانشمند ثروتمند، منجر شده است. لمی با نقشهای جسورانه از زندان میگریزد و به خانهی فرناندا پناه میبرد. رابطهی میان لمی و فرناندا، میان اعتماد و خیانت در نوسان است و فضای داستان را پرتنشتر میکند. در ادامه، لمی برای کشف حقیقت به مزرعهی ویرانشده میرود و با نشانههایی از توطئه و پنهانکاری روبهرو میشود. او درمییابد که بسیاری از قبرها ساختگیاند و حقیقت ماجرا پیچیدهتر از آن است که تصور میکرد. داستان با تعقیب و گریز، فریب و افشای رازها پیش میرود و لمی باید میان اعتماد به دیگران و حفظ جان خود، انتخاب کند.
چرا باید کتاب اشتباه را بخوانیم؟
لحن طنزآمیز و نگاه انتقادی راوی داستان به محیط و آدمها، روایت را از کلیشههای معمول این ژانر جدا میکند. جزئیات دقیق از فضای مکزیک، روابط انسانی و موقعیتهای غیرمنتظره، داستان را زنده و پرکشش ساخته است. ضمن اینکه خواننده با هر فصل، با چرخشهای تازهای در روایت روبهرو میشود و تا پایان، تعلیق و ابهام حفظ میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن رمان اشتباه را به علاقهمندان به داستانهای پلیسی، دوستداران روایتهای پرتعلیق و کسانی که به ماجراهای کارآگاههای کلهشق و سرسخت علاقه دارند، پیشنهاد میکنیم؛ همچنین به کسانی که به دنبال داستانهایی با فضای متفاوت و طنز تلخ هستند.
اقتباسها از کتاب اشتباه
از این داستان فیلمی با عنوان ?Vous pigez (محصول ۱۹۵۵) اقتباس شده که در آن ادی کنستانتین نقش اصلی را داشت. کارگردان این اثر پیر شوالیه بود.
بخشی از کتاب اشتباه
«اشتباهی نگیریدم!
مکزیک مال شما. این خراب شده به انضمام تمام احترامات فائقه من مال شما و هر کاری که دلتان میخواهد با آن بکنید. من ـ از همهاش بیزارم. حتی از ریگهای صحرایش که توی چکمهام پر است و یا خاکی که تا پشت لوزتینم هم رفته.
در میتوالا تیکهای را میشناختم که بد حرف نمیزد. بین خودمان بماند. یارو حرف حساب میزد میگفت: که از زمان شلوغی سر نفت، امریکاییها توی مکزیک ول معطلند.
بههرحال این فقط نیمی از حقیقت بود.
توی این زبالهدانی همه همیشه ولمعطل بوده و هستند. تنها موقعیکه مکزیکی به کسی استفاده رسانده، موقعی بوده که داشته میمرده و خیالش از مال دنیا راحت بوده، مکزیکی به کسی نم پس نمیدهد.
من ـ گوشم پر است! حاضر بودم که با یک پلنگ بداخلاق جوال بروم ولی میانهام با یکی از این نرخرهای کاردانداز بهم نخورد. حاضر بودم یک تیم سوسمار را سر ناهار کنفت بکنم ولی به یک مامانجون مکزیکی نگویم: که حوصلهام ازش سررفته و از جغرافیاش خسته شدهام!»
حجم
۲۰۳٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
حجم
۲۰۳٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۲۴۰ صفحه
نظرات کاربران
داستان بسیار جذاب و گیرای داره مخصوصا ترجمه خوبش .داستانی جنایی و معماگونه و بسیار سرگرم کننده قطعا از خوندش لدت میبرید. برشی از کتاب»کسی که گفته کار و تفریح باهم جور در نمیاد قطعا مخش خراب بوده.