
کتاب یک محسن عزیز
معرفی کتاب یک محسن عزیز
کتاب یک محسن عزیز نوشته فائضه غفارحدادی روایتی مستند و داستانپردازانه از زندگی شهید محسن وزوایی است که انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است. این اثر با تکیهبر اسناد، مصاحبهها، نامهها و خاطرات خانوادگی، تصویری زنده و چندوجهی از یکی از فرماندهان جوان و کمترشناختهشده دوران جنگ ارائه میدهد. نویسنده با رویکردی پژوهشمحور و جستوجوی دقیق در میان منابع و روایتهای مختلف، تلاش کرده است تا نهتنها زندگی فردی و خانوادگی محسن وزوایی را بازسازی کند، بلکه زمینههای اجتماعی، سیاسی و تاریخی دوران نوجوانی تا شهادت او را نیز به تصویر بکشد. کتاب، علاوهبر روایت زندگی یک قهرمان، به دغدغههای نسلی میپردازد که در بزنگاههای تاریخی، مسیرهای تازهای را برای خود و جامعهشان انتخاب کردند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب یک محسن عزیز
کتاب یک محسن عزیز با قلم فائضه غفارحدادی، روایتی از چهار سال سرنوشتساز زندگی محسن وزوایی را پیشروی مخاطب میگذارد؛ سالهایی که او از یک جوان عادی به چهرهای تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران بدل شد. این کتاب با ساختاری روایی و مستند، از دل خاطرات خانوادگی، نامهها، مصاحبهها و اسناد آرشیوی، تصویری چندلایه از شخصیت و زیست اجتماعی محسن وزوایی ارائه میدهد. نویسنده با دقت و وسواس، روایتهای مختلف را کنار هم قرار داده و با تلفیق آنها، تلاش کرده است تا تصویری نزدیک به واقعیت از این فرمانده جوان خلق کند. کتاب، علاوهبر بازخوانی زندگی شخصی و خانوادگی، به وقایع مهم اجتماعی و سیاسی دهه پنجاه و شصت نیز میپردازد و نقش محسن وزوایی را در تحولات آن دوران برجسته میسازد. در کنار روایت زندگی، دغدغههای نویسنده درباره فراموششدن قهرمانان و اهمیت ثبت دقیق خاطرات نیز به چشم میخورد. یک محسن عزیز، نهتنها شرح زندگی یک فرد، بلکه بازتابی از فرازونشیبهای یک نسل و جامعه است که در مسیر تاریخ، انتخابهای دشواری پیشرو داشتهاند.
خلاصه کتاب یک محسن عزیز
کتاب یک محسن عزیز با تمرکز بر سالهای نوجوانی تا شهادت محسن وزوایی، مسیری را روایت میکند که او از یک جوان معمولی به یکی از فرماندهان برجسته جنگ تبدیل شد. نویسنده با استفاده از نامهها، خاطرات خانوادگی، مصاحبه با دوستان و همرزمان و اسناد تاریخی، روند شکلگیری شخصیت محسن را در بستر خانواده، محله و دانشگاه دنبال میکند. کتاب با شرح قبولی محسن در دانشگاه صنعتی آریامهر آغاز میشود و به تدریج وارد فضای پرالتهاب انقلاب و فعالیتهای دانشجویی و سیاسی او میشود. روایتهایی از حضور محسن در تظاهرات، نقش او در سازمان دانشجویان مسلمان، شرکت در رویدادهای مهم انقلاب و سپس ورودش به عرصه دفاع مقدس، بخشهای اصلی کتاب را شکل میدهد. در کنار این وقایع، نویسنده به روابط خانوادگی، دغدغههای شخصی، نامهنگاریهای صمیمانه و جزئیات زندگی روزمره محسن نیز توجه ویژهای دارد. کتاب، با بازسازی فضای اجتماعی و سیاسی آن دوران، نشان میدهد که چگونه یک جوان با امید، پشتکار و جسارت، مسیر زندگی خود را از عادیترین روزمرگیها تا سختترین میدانهای نبرد تغییر میدهد و در نهایت، به چهرهای ماندگار در حافظه جمعی بدل میشود.
چرا باید کتاب یک محسن عزیز را بخوانیم؟
یک محسن عزیز با روایتی صمیمی و مستند، امکان آشنایی با زندگی و شخصیت یکی از چهرههای کمترشناختهشده تاریخ معاصر ایران را فراهم میکند. این کتاب، فراتر از یک زندگینامه، تصویری از تحولات اجتماعی و سیاسی یک دوره حساس را ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه انتخابها و تصمیمهای فردی میتوانند بر سرنوشت یک جامعه تأثیر بگذارند. استفاده از نامهها، خاطرات و روایتهای دستاول، به خواننده کمک میکند تا با فضای خانوادگی، دغدغهها و احساسات یک نسل آشنا شود. همچنین، کتاب با پرداختن به جزئیات زندگی روزمره و روابط انسانی، چهرهای ملموس و باورپذیر از یک قهرمان ارائه میدهد و فاصله میان اسطوره و انسان را کم میکند. برای کسانی که به دنبال شناخت عمیقتر از تاریخ معاصر، نقش جوانان در تحولات اجتماعی و اهمیت ثبت خاطرات هستند، این کتاب تجربهای ارزشمند خواهد بود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان تاریخ معاصر ایران، پژوهشگران حوزه دفاع مقدس، دانشجویان و فعالان اجتماعی، و کسانی که دغدغه شناخت نقش جوانان در تحولات اجتماعی و سیاسی را دارند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که به دنبال روایتهای مستند و انسانی از زندگی قهرمانان کمترشناختهشده هستند، توصیه میشود.
بخشی از کتاب یک محسن عزیز
«محسن با ذوق، اطلاعات چاپ عصر را از روی کیوسک برداشت. پولش را داده و نداده، همانجا بازش کرد. اسامی قبولیهای دانشگاه صنعتی آریامهر برای ورودی مهر ۱۳۵۷ طولانی نبود. هفتصد و هفت نفر که از بین بیست هزار نفر انتخاب شده بودند. بیست هزار نفری که چند ماه پیش اسمشان به عنوان قبولیهای دانشگاههای سراسری در همین روزنامه چاپ شده بود. صنعتی آریامهر، دانشگاهی دولتی بود. اما با همه دانشگاههای دیگر فرق داشت. نه به خاطر اینکه اعلیحضرت رئیسش بود و مدیرانش عنوان نیابت تولیت عظمی داشتند. بیشتر به خاطر اینکه میتوانست از بودجه شرکت نفت استفاده کند. به هر دانشجو ترمی سه هزار و پانصد تومان شهریه میداد. آن هم زمانی که درآمد خیلیها از ماهی هزار تومان کمتر بود. اما فقط بحث شهریه نبود. از ایران و خارج بهترین اساتید را جمع کرده بود و دو برابر دانشگاههای دیگر بهشان حقوق میداد. در کنارش به روزترین و گرانترین تجهیزات آزمایشگاهی را هم فراهم کرده بود. همینها روی هم توانسته بود انقلابی در نظام آموزشی ایران ایجاد کند و نام دانشگاه صنعتی آریامهر را سر زبانها بیندازد. اما آن سال قرار نبود دانشجو بگیرد. مدتها بود که مدیرانش درگیر انتقالش به اصفهان بودند تا هزینههایش را کم کنند. اعتراض اساتید و دانشجوها و حتی خودسوزی یکی از آنها در مردادماه، منجر به تغییر مدیریت دانشگاه و ماندنش در تهران شد. تازه اواخر شهریور بود که تصمیم گرفت بهترین رتبههای قبول شده در دانشگاههای سراسری را برای ترم جدید خود انتخاب کند. محسن با انگشت اسمها را لمس کرد و از سر ستون پایین آمد. وحیدیها و ورامینی و ورمزیار را گذراند و رسید به وزوائی. فامیلی منحصر به فردی که همیشه در تمامی لیستها تک بود.»
حجم
۲٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۵۶۰ صفحه
حجم
۲٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
تعداد صفحهها
۵۶۰ صفحه