آدم ها همه می پندارند که زنده اند
برای آنها تنها نشانه حیات
بخار گرم نفس هایشان است
کسی از کسی نمی پرسد:
ازخانه دلت چه خبر؟
remia
۱۳۹۵/۱۲/۲۳
داستان بدی نیست ولی چرا زن هارو ابله و نادان خطاب میکنه؟!! البته شاید بدم نمیگه زنا واقعا نادانن که اونقدر درد رو تحمل میکنند تا موجودی رو به دنیا بیارن که بعدها بهشون بگه ابله و نادان ....نمیدونم شایدم
- بیشتر
▪︎ sᴀʟᴠᴀᴅᴏʀ
۱۳۹۷/۰۵/۲۱
اگه درداتو به زبون نیاری عقده میشن
و این عقده رو سر بقیه فرود میاد
حرفتونو به دیوار ، عروسک ، جلوی آینه یا حتی به یه دوست مجازی بزنید
بذارید آروم شید
اندوه خیلی چیز بدیه
آدمو پیر میکنه ...
هنرمند هنردوست
۱۳۹۶/۰۹/۱۶
عجب، ولی فکر کنم این روزا خیلیامون این حال و داشتیم همه فقط میخوان حرف های خودشون شنیده بشن کسی به حرف های تو کاری نداره
maryam
۱۳۹۷/۰۵/۲۹
بنظرم تو کشور ما آدمایی ک بخوان همدردی کنن و حرفاتو بشنون زیاده و چقد خوبیم ماا
yeganeh
۱۳۹۶/۱۲/۰۴
واقعیت همینه ادما همینقدر تنهان که تو شرایط نیاز هیچکس رو ندارن باهاش حرف زنن
میـمْ.سَتّـ'ارے
۱۳۹۶/۰۷/۲۶
چقدر اسم داستان مناسب توصیفات و حال و هوای داستان بود...
مجتبی
۱۳۹۷/۰۴/۱۶
سلام . خدایمان بهتر از یک اسب می فهمد قطعا. به جای خرید اسب ، با خدا آشتی کنید و در نیمه شب حرف هایتان را با هر زبانی به او بگویید. سالهاست او تنهاست و منتظر شنیدن حرف هایتان
واقعاً میان این هزاران نفر که این سو و آن سو میروند حتی یک نفر هم پیدا نمیشود که به حرفهای یوآن گوش بدهد؟
nasrin
جمعیت بیآنکه به او توجه داشته باشد و به اندوه درونیش اعتنایی کند در حرکت است...
K
غروب است. دانههای درشت برف اطراف فانوسهای تازه روشن شده، آهسته میچرخند و چون پوششی نرم و نازک روی شیروانیها و پشت اسبان و بر شانه و کلاه رهگذران مینشینند.
bezzad
اسب لاغرش هم سفید شده و بیحرکت ایستاده است. پاهای کشیده و استخوانی و نیمانندش او را به اسبهای مردنی شبیه ساخته است؛ ظاهراً او هم مانند صاحبش به فکر فرو رفته است. اصلاً چطور ممکنست اسبی را از پشت گاوآهن بردارند، از مزرعه و آن مناظری که به آن عادت کرده دور کنند و اینجا در این ازدحام و گردابی که پر از آتشهای سحرانگیز و هیاهوی خاموشنشدنیست، یا میان این مردمی که پیوسته و شتابان در حال حرکتاند رها کنند و باز به فکر نرود...!
fereshteshirpour
یوآن بیطاقت میشود، خود را فراموش میکند و همه چیز را برای اسبش تعریف میکند و عقده دل را میگشاید.
کاربر ۵۲۰۲۲۲
کسی که وظیفه خود را بداند خودش سیر و اسبش هم سیرست و همیشه راحت و آسوده است.»
محیا شریعت
گفتوگو با زنها بهترست. گرچه آنها ابله و ناداناند اما با دو کلمه ناله و شیونشان بلند میشود.
زهرا موحد
اندوه او بزرگست و گویی آن را پایانی نیست. اگر ممکن بود سینه یوآن را بشکافند و آن اندوه طاقتفرسا را از درون قلبش بیرون کشند شاید سراسر جهان را فرا میگرفت. اما با وجود این آشکار نیست و خود را گونهای در این حفره کوچک پنهان کرده که حتی روز هنگام هم با چراغ نمیتوان او دید.
Ne0_013x
واقعاً میان این هزاران نفر که این سو و آن سو میروند حتی یک نفر هم پیدا نمیشود که به حرفهای یوآن گوش بدهد؟
اما جمعیت بیآنکه به او توجه داشته باشد و به اندوه درونیش اعتنایی کند در حرکت است... اندوه او بزرگست و گویی آن را پایانی نیست. اگر ممکن بود سینه یوآن را بشکافند و آن اندوه طاقتفرسا را از درون قلبش بیرون کشند شاید سراسر جهان را فرا میگرفت. اما با وجود این آشکار نیست و خود را گونهای در این حفره کوچک پنهان کرده که حتی روز هنگام هم با چراغ نمیتوان او دید.
m. abdi
اکنون درست یک هفته از مرگ پسرش میگذرد و هنوز دربارهاش با کسی حرف نزده. باید با فکر و شمرده و آرام حرف بزند باید تعریف کند؛
نظرات کاربران
آدم ها همه می پندارند که زنده اند برای آنها تنها نشانه حیات بخار گرم نفس هایشان است کسی از کسی نمی پرسد: ازخانه دلت چه خبر؟
داستان بدی نیست ولی چرا زن هارو ابله و نادان خطاب میکنه؟!! البته شاید بدم نمیگه زنا واقعا نادانن که اونقدر درد رو تحمل میکنند تا موجودی رو به دنیا بیارن که بعدها بهشون بگه ابله و نادان ....نمیدونم شایدم
اگه درداتو به زبون نیاری عقده میشن و این عقده رو سر بقیه فرود میاد حرفتونو به دیوار ، عروسک ، جلوی آینه یا حتی به یه دوست مجازی بزنید بذارید آروم شید اندوه خیلی چیز بدیه آدمو پیر میکنه ...
عجب، ولی فکر کنم این روزا خیلیامون این حال و داشتیم همه فقط میخوان حرف های خودشون شنیده بشن کسی به حرف های تو کاری نداره
بنظرم تو کشور ما آدمایی ک بخوان همدردی کنن و حرفاتو بشنون زیاده و چقد خوبیم ماا
واقعیت همینه ادما همینقدر تنهان که تو شرایط نیاز هیچکس رو ندارن باهاش حرف زنن
چقدر اسم داستان مناسب توصیفات و حال و هوای داستان بود...
سلام . خدایمان بهتر از یک اسب می فهمد قطعا. به جای خرید اسب ، با خدا آشتی کنید و در نیمه شب حرف هایتان را با هر زبانی به او بگویید. سالهاست او تنهاست و منتظر شنیدن حرف هایتان
چه غم بزرگی که حتی یه آدم واسه درددل پیدا نشه
اندوه تنهایی ؛ غم بی هم زبونی