
کتاب جامعه شناسی هنر
معرفی کتاب جامعه شناسی هنر
کتاب جامعهشناسی هنر (شیوههای دیدن) نوشتهی دیوید انگلیس و جان هاگسون و با ترجمهی جمال محمدی مجموعهای از مقالات است که بهصورت یک درسنامهی جامع دربارهی نسبت هنر و جامعه تنظیم شده است. نویسندگان در مقام ویراستار، ۱۲ مقاله و یک مقدمهی تحلیلی را کنار هم گذاشتهاند تا نشان دهند وقتی هنر نه بهعنوان امری استعلایی و جدا از زندگی، بلکه در متن روابط اجتماعی، نهادها، بازار، ایدئولوژی و قدرت دیده شود چه تصویری از آن بهدست میآید. نشر نی آن کتاب را منتشر کرده است. در مقدمهی مترجم، جامعهشناسی هنر بهعنوان حوزهای نسبتاً نو در علوم اجتماعی معرفی شده که پس از جنگ جهانی دوم بهتدریج از فلسفهی هنر، تاریخ هنر و نقد هنری جدا شده و مفروضات رمانتیک دربارهی «ذات ناب هنر» و «نبوغ یگانهی هنرمند» را به پرسش گرفته است. متن کتاب نشان میدهد که چگونه نظریهپردازانی مانند ژان دو وینیو، جنت ولف، پیر بوردیو و دیگران، هنر را در پیوند با تاریخ، ایدئولوژی، اقتصاد سیاسی، میدانهای قدرت، نهادها و ذائقهی زیباییشناختی بررسی کردهاند. این کتاب در دو بخش نظری و پژوهشی تنظیم شده است: بخش نخست به مبانی نظری جامعهشناسی هنر و مفاهیم کلیدی آن میپردازد و بخش دوم نمونههایی از مطالعات موردی در حوزههایی مانند سینما، اپرا، معماری، موسیقی و هنرهای معاصر را عرضه میکند. جامعهشناسی هنر برای دانشجویان و پژوهشگران علوم اجتماعی، مطالعات فرهنگی، هنر و نقد هنری در حکم نقشهای است که مسیرهای اصلی این حوزه را نشان میدهد و درعینحال نسبت آن را با مباحثی مانند جهانیشدن، فمینیسم، مصرف فرهنگی و تمایز طبقاتی روشن میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب جامعه شناسی هنر
کتاب جامعهشناسی هنر (شیوههای دیدن) مجموعهای تدوینشده از ۱۲ مقاله و یک مقدمه است که دیوید انگلیس و جان هاگسون آن را گردآوری کردهاند. در مقدمهی ویراستاران، هدف اصلی کتاب معرفی پرسشهای محوری جامعهشناسی هنر و ترسیم وضعیت کنونی و افقهای آیندهی این حوزه بیان شده است. آنها توضیح دادهاند که جامعهشناسی هنر چگونه از سطح تحلیلهای خرد، مثل مطالعهی کار روزمرهی هنرمندان، تا سطح تحلیلهای کلان، مانند جایگاه هنر در ساختار جوامع مدرن، گسترده شده است. در این بخش، پرسشهایی طرح شدهاند از این دست که «هنر چیست و چه کسی تعیین میکند چه چیزی هنر است؟»، «فرمهای هنری چه نسبتی با قدرت اجتماعی دارند؟»، «آثار هنری چگونه تولید، توزیع و مصرف میشوند؟» و «سلیقهی هنری دربارهی موقعیت اجتماعی افراد چه میگوید؟». کتاب جامعهشناسی هنر در بخش نظری خود، با فصلهایی مانند «تأمل جامعهشناختی دربارهی هنر» (نوشتهی دیوید انگلیس)، مقالهی تحلیلی دربارهی نظریهی میدان تولید فرهنگی بوردیو (نوشتهی جرمی لین)، و متونی از جنت ولف، رابرت ویتکین و دیگران، شالودهی فکری این حوزه را مرور کرده است. در این فصلها، مفاهیمی مانند میدان، هَبیتاس، سرمایهی فرهنگی، جهان هنری، تولید فرهنگی، تمایز، ایدئولوژی، بازنمایی و کلیت اجتماعی بهتفصیل شرح داده میشوند و نسبتشان با تحلیل هنر نشان داده میشود. در پاراگرافهای بعدی مقدمهی ویراستاران، کتاب جامعهشناسی هنر بهعنوان متنی معرفی شده که علاوهبر مرور نظریهها، نمونههایی از کاربرد آنها در مطالعات موردی را نیز نشان میدهد. بخش دوم کتاب به پژوهشهای تجربی اختصاص دارد: تحلیل سینمای هنری در بریتانیا (آندرو تودور)، بررسی تکوین و دگرگونی اپرا (آلن سوینگوود)، مطالعهی معماری برلین و نسبت آن با جهانیشدن (جنت استوارت)، اتنوگرافی فرهنگ روزمره و زیباییشناسی عامه (پل ویلیس)، و تحلیل پدیدهی «موسیقی جهانی» در متن فرایندهای جهانیشدن (انگلیس و رابرتسون). در سراسر کتاب، سایهی نظریهی بوردیو پررنگ است، اما نویسندگان درعینحال به محدودیتهای رویکرد او، خطر «امپریالیسم جامعهشناختی» و ضرورت گفتوگو با تاریخ هنر، زیباییشناسی و مطالعات فرهنگی نیز پرداختهاند. ساختار دوبخشی کتاب، همراه با مقدمهی مفصل مترجم فارسی، آن را به متنی تبدیل کرده است که هم برای آشنایی اولیه با جامعهشناسی هنر و هم برای بازاندیشی انتقادی در مفروضات این حوزه قابل استفاده است.
خلاصه کتاب جامعه شناسی هنر
مقدمهی مترجم در کتاب جامعهشناسی هنر با این تأکید آغاز شده که جامعهشناسی هنر بهعنوان حوزهای مستقل، محصول تحولات فکریاجتماعی نیمهی دوم قرن بیستم است و پس از جنگ جهانی دوم از فلسفهی هنر، تاریخ هنر و نقد هنری جدا شده است. مترجم با استناد به زولبرگ، دو وینیو، ولف و بوردیو نشان داده است که این رشته بر چند پیشفرض اساسی استوار است: نخست اینکه هنر تفاوت ماهوی و استعلایی با دیگر تولیدات انسانی ندارد و هنرمند موجودی برکنده از زمینههای اجتماعی نیست؛ دوم اینکه آفرینش هنری در تعامل دیالکتیکی با تاریخ، ایدئولوژی، گفتمان، اقتصاد سیاسی و زندگی روزمره شکل میگیرد؛ و سوم اینکه معیارهای تشخیص «هنر» و «غیرهنر» و ارزشگذاری آثار، خود محصول کشمکشهای اجتماعی، نهادها و میدانهای قدرتاند. در ادامه، مترجم با تکیه بر دو وینیو توضیح داده است که جامعهشناسی هنر میکوشد درهمبافتگی تخیل هنری و دینامیسم اجتماعی را بفهمد و برای این کار ناگزیر است اسطورههایی مانند «ذات ناب اثر هنری»، «منشأ بدوی هنر» و «پیوند دائمی هنر با امر مقدس» را کنار بگذارد. جنت ولف در این چارچوب، بر «تولید اجتماعی هنر» و «زیباییشناسی جامعهشناختی» تأکید کرده است: کنش خلاقانه در متن ترکیببندی پیچیدهای از روابط ساختاری شکل میگیرد، تجربهی زیباییشناختی تاریخی است و ایدئولوژی ازطریق شرایط تولید هنری و قراردادهای زیباییشناختی در اثر رسوخ میکند، بیآنکه ارزش زیباییشناختی به عوامل اجتماعی تقلیل یابد. سپس بوردیو با مفاهیمی مانند میدان، هَبیتاس، سرمایهی فرهنگی و تمایز وارد میشود تا نشان دهد تولید و مصرف هنری چگونه در شبکهای از موقعیتها، منازعات و قواعد خاص میدان تولید فرهنگی شکل میگیرد و چگونه ذائقهی هنری با سلسلهمراتب اجتماعی متناظر است. فصل «درآمد: هنر و جامعهشناسی» که دیوید انگلیس و جان هاگسون نوشتهاند، از پرسشهای سادهی مربوط به تجربهی شخصی هنر آغاز میکند و نشان میدهد که پاسخها به این پرسشها، هم دربارهی سلیقهی فردی و هم دربارهی جایگاه اجتماعی افراد و گروهها اطلاعاتی بهدست میدهد. در این فصل، هنر نه بهعنوان جوهری ثابت، بلکه بهعنوان برچسبی تاریخی و غربی فهم شده که گروههای ذینفع بر اشیاء و تولیدات فرهنگی میزنند. نویسندگان با ارجاع به بکر، ولف، مانهایم و دیگران توضیح دادهاند که چگونه تمایز «هنر والا/ فرهنگ عامه/ فرهنگ تودهای» بازتاب منافع طبقات مسلط است، چگونه «آثار بزرگ» و «هنرمندان نابغه» بهطور اجتماعی ساخته میشوند، و چرا مفاهیمی مانند هنر، اثر هنری و هنرمند خود باید موضوع تحلیل جامعهشناختی باشند. در بخش نظری کتاب، مسیرهای مختلف پیوند هنر و جامعه مرور شده است: از سنت ویکو، هگل و وبر که هنر را بازنمای «روح» یا عقلانیت فرهنگی میدیدند، تا رویکردهای مارکسیستی که بر رابطهی زیربنا و روبنای فرهنگی و مفهوم «کلیت اجتماعی» و «وساطت» در لوکاچ و آدورنو تأکید کردهاند. سپس بحث بهسوی ایدهی «جهان هنری» و «تمایزپذیری ساختاری» میرود: در مدرنیته، هنر بهصورت نهادی نسبتاً مستقل با شبکههای تولید، توزیع، پاداش، نقد و مصرف شکل گرفته است، اما همچنان با دیگر میدانها مانند اقتصاد، سیاست و آموزش در رابطهای غیرمستقیم و انکساری قرار دارد. در فصلهای بعدی، این چارچوب نظری در مطالعات موردی متنوعی بهکار رفته است: از تحلیل سینمای هنری و اپرا با استفاده از مفهوم میدان، تا بررسی معماری برلین در متن جهانیشدن، نقد رابطهی جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی، طرح جامعهشناسی فمینیستی هنر، و مطالعهی موسیقی جهانی بهعنوان پدیدهای که مرزهای ملی و فرهنگی را درمینوردد. در مجموع، کتاب تصویری از جامعهشناسی هنر ارائه کرده است که هم به اسطورهزدایی از هنر و هنرمند میپردازد و هم بر ضرورت بازاندیشی انتقادی در خودِ جامعهشناسی هنر و مفروضات آن تأکید کرده است.
چرا باید کتاب جامعه شناسی هنر را بخوانیم؟
خواندن جامعهشناسی هنر برای آشنایی با این ایده مفید است که هنر نه بیرون از جامعه، بلکه در دل شبکهای از روابط قدرت، نهادها، بازار، ایدئولوژی و زندگی روزمره شکل میگیرد. این کتاب نشان داده است که چگونه میتوان مفاهیمی مانند میدان، هَبیتاس، سرمایهی فرهنگی، ایدئولوژی، جهانیشدن و بازنمایی را بهطور دقیق در تحلیل نقاشی، موسیقی، سینما، معماری و ادبیات بهکار گرفت و از سطح داوریهای سلیقهای فراتر رفت. متن کتاب همچنین امکان مقایسهی رویکردهای مختلف را فراهم کرده است: از سنتهای کلاسیک (ویکو، هگل، وبر) تا مارکسیسم قرن بیستم (لوکاچ، آدورنو) و نظریهی بوردیو، و در کنار آنها دیدگاههای فمینیستی، مطالعات فرهنگی و تاریخ هنر. خواننده میتواند ببیند که هر رویکرد چه چیزی را برجسته میکند و چه چیزی را نادیده میگذارد، و چگونه میتوان میان جامعهشناسی، زیباییشناسی و تاریخ هنر نوعی گفتوگو برقرار کرد. بخشهای تجربی کتاب نیز نشان دادهاند که جامعهشناسی هنر فقط مجموعهای از مفاهیم انتزاعی نیست، بلکه میتواند در مطالعهی سینمای هنری، اپرا، معماری شهری و موسیقی جهانی بهطور عینی بهکار بسته شود. ویژگی دیگر کتاب، مقدمهی مفصل مترجم است که جامعهشناسی هنر را در فضای فکری و دانشگاهی ایران جای میدهد، به کمبود منابع موجود اشاره کرده و درعینحال ایدههای دو وینیو، ولف و بوردیو را بهصورت منسجم مونتاژ و معرفی کرده است. این مقدمه برای دانشجویانی که میخواهند پیش از ورود به فصلهای اصلی، نقشهای کلی از مفاهیم و منازعات این حوزه داشته باشند، نقطهی شروع مناسبی فراهم کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی جامعهشناسی هنر به دانشجویان و پژوهشگران جامعهشناسی، مطالعات فرهنگی، هنرهای تجسمی، سینما، تئاتر، موسیقی و معماری پیشنهاد میشود که بهدنبال درکی تحلیلی از نسبت هنر و جامعه هستند. همچنین به منتقدان و فعالان هنری که میخواهند فراتر از داوریهای سلیقهای، جایگاه آثار و جهانهای هنری را در میدانهای قدرت، نهادها و ساختارهای اجتماعی بفهمند توصیه میشود. برای کسانی که به مباحثی مانند جهانیشدن فرهنگ، فمینیسم و هنر، مصرف فرهنگی، تمایز طبقاتی و نظریهی بوردیو علاقهمندند نیز این کتاب منبعی مناسب است.
بخشی از کتاب جامعه شناسی هنر
«واژهٔ «هنر» برای شما چه معنایی دارد؟ آیا تصاویر نقاشیها و مجسمههایی در نگارخانهها را به یادتان میآورد یا ارکسترهایی که بتهوون و موتسارت را مینوازند؟ بیانگر آثار نوابغ بزرگ است یا چیزهای کسلکنندهٔ پرتکلف؟ آیا نقاشیهای جان کانستبل و کلود مونه را به یادتان میآورد یا چیدمانهای ترَیسی اِمین و دیمین هِرست را؟ شما را به یاد غروبهایی دلپذیر میاندازد یا شبهای ملالِ بیپایان؟ هنر معمولاً تهییجتان میکند یا توی ذوقتان میزند؟ آیا فیلمهای آرنولد شوارزنگر را بر اجراهای باله، یا بریجت جونز را بر جین آستین ترجیح میدهید؟ آیا واژهٔ هنر برای شما به معنای چیزهایی است که احساس میکنید بدون آنها نمیتوانید زندگی کنید یا چیزهایی را به یادتان میآورد که اصلاً علاقهای به آنها ندارید؟ پاسخ شما به پرسشهای فوق و پرسشهای مشابه هرچه باشد چیزهای بسیاری دربارهٔ سلیقه و خلقوخوی شخصیتان، و نیز راجع به جایگاهتان در جامعه آشکار میکند. همانطور که در این کتاب خواهیم دید، اگر به نقش هنر در جامعه بیندیشیم به درکی از اینکه جامعه چگونه کار میکند خواهیم رسید. حتا کسانی که کوچکترین علاقهای به هنر ندارند یا عملاً از آن متنفرند، وقتی عقایدشان را [در این زمینه] ابراز میدارند ناخواسته چیزهای بسیاری راجع به خود افشا میکنند. بر همین قیاس، نگرش کلی یک جامعه به هنر چیزهای بسیاری دربارهٔ آن جامعه به ما میگوید. با بررسی نقش هنر در یک جامعهٔ معین میتوان خط سیر امور و طرز کار آن جامعه را فهمید. آیا در جامعهٔ موردنظر هنر، در اَشکال گوناگون آن، نقشی محوری دارد یا صرفاً در حاشیه است؟ آیا طیفهای مختلف مردم در تولید هنر مشارکت دارند یا منفعلاند؟ آیا مخاطبانِ هنرهای خاص متعلق به اقشار مختلف جامعهاند یا فقط به گروههایی مشخص تعلق دارند؟ آیا اَشکال هنری در دسترس همگاناند یا فقط ملک طلق نخبگانی ممتازند؟ با پاسخدادن به اینگونه پرسشها میتوان جنبههای مهمی از ماهیت جامعه بهمثابهٔ کل را فهمید. به بیان دیگر، تأمل در هنر یکی از مناسبترین شیوههای تأمل در جامعه است.»
حجم
۴۳۰٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۴۳۰٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه