کتاب لبخند بی لهجه فیروزه جزایری دوما + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب لبخند بی لهجه

کتاب لبخند بی لهجه

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب لبخند بی لهجه

کتاب لبخند بی لهجه نوشتهٔ فیروزه جزایری دوما و ترجمهٔ غلامرضا امامی است. انتشارات شرکت کتاب هرمس این کتاب زندگی‌نامه را که در قالب داستانی طنز به نگارش درآمده، روانهٔ بازار کرده است. 

درباره کتاب  لبخند بی لهجه

فیروزه جزایری دوما در کتاب لبخند بی لهجه خاطرات خود را از زندگی در ایران روایت می‌کند. او همراه با خانواده‌اش هنگامی که شش‌ساله بود برای زندگی به تهران می‌آید و داستان از همین‌جا شروع می‌شود. دوما با نگاه یک دختر شش‌ساله روایت داستان را شروع می‌کند. او متولد شهر آبادان است و از آمدن به تهران راضی نیست؛ چون عاشق باغ است و طبیعت، اما در شهری پر از ماشین مانند تهران و آپارتمانی کوچک و بدون هیچ‌گونه سرگرمی ساکن می‌شود که برایش همچون قفس است. او بالاخره سرگرمی‌هایی را برای خود فراهم می‌کند، اما سرگرمی‌هایی که شاید برای یک کودک شش‌ساله خیلی هم خوب و مناسب نباشد؛ مثلا گوش‌کردن به صحبت‌های همسایه‌ها پای تلفن، خیلی هم سرگرمی مناسبی نیست؛ به‌ویژه اگر یکی از تماس‌هایی که پای ثابت شنود آن است، صحبت‌های کاری مرد همسایه باشد که سراسر کار است و کسل‌کننده. از دیگر سرگرمی‌هایی که نویسنده از آن در کتابش یاد می‌کند، نشستن در بالکن هنگام غذاخوردن همراه با خانواده است و دیدن ماجراهای کلانتری روبه‌روی خانه.

شرایط اجتماعی و فرهنگی در تهران با آبادان متفاوت است و این دستمایه‌ای است برای فیروزه جزایری دوما تا کم‌کم وارد فضای توصیف ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی ایران شود. از فرهنگ‌ها و خوبی‌های آن صحبت می‌کند، البته گاهی هم انتقادهایی بر آن وارد می‌کند. فیروزه جزایری دوما در کتاب لبخند بی‌لهجه، داستان‌های تأثیرگذار و خنده‌داری را دربارهٔ خود، خانواده‌اش و مسائل فرهنگی ایران به نگارش در آورده است. او تفسیرهای منحصربه‌فرد خود را از مسائل دارد و به مسئلهٔ آرمان‌های غربی و ایرانی خود می‌پردازد.

خواندن کتاب  لبخند بی لهجه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

خواندن این کتاب را به دوستداران زندگی‌نامه در قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره فیروزه جزایری دوما

فیروزه جزایری دوما، نویسندهٔ ایرانی - آمریکایی است. او در سال ۱۹۶۵ میلادی در آبادان متولد شده است. از هفت‌سالگی همراه با خوانده‌اش به کالیفرنیا مهاجرت می‌کند و به زبان انگلیسی می‌نویسد. او برای مدتی به ایران می‌آید و در شهرهای تهران و اهواز زندگی می‌کند، اما دوباره به ایالات متحده بازمی‌گردد. «دوما» اولین فرد آسیایی محسوب می‌شود که اثرش برای جایزهٔ تربر جزو نامزدهای نهایی بوده است. 

بخشی از کتاب  لبخند بی لهجه

«صبح جمعه یکی از روزها ــ تنها روزی که ایرانی‌ها کار نمی‌کنند و به مدرسه هم نمی‌روند ــ به آشپزخانه رفتم و از آنجا، مقابل بالکن، کسی را دیدم که به من خیره شده است! یک میمون در بالکن بود! ... من بلافاصله آن میمون را شناختم.

میمون متعلق به یک نوازنده دوره‌گرد بود که در محله ما رفت و آمد می‌کرد. میمون بیچاره مجبور بود هربار یک دست ژاکت با یک فینه زشت، که از مخمل قرمزِ ازریخت افتاده‌ای درست شده بود، به تن کند. این میمون نه می‌رقصید و نه هنرنمایی می‌کرد، فقط به تنش لباس پوشانده بودند. یک قلادّه هم به گردنش بسته بودند. من از آن نوازنده دوره‌گرد متنفر بودم، ولی مسلماً عاشق آن میمون بودم و این فقط به خاطر این بود که کلا عاشق میمونها هستم!

در آن موقع اسباب‌بازی مورد علاقه‌ام یک میمون عروسکی بود. این میمون را وقتی به دنیا آمده بودم، به من هدیه داده بودند. اگر یکی از هم‌سن وسالهایم از من می‌پرسید، برادرم را بیشتر دوست دارم یا میمونم را، بهانه‌ای می‌آوردم تا به این سؤال جواب ندهم!

من هر روز با آن میمون بازی می‌کردم، با او حرف می‌زدم. همه آنچه را در ذهنم می‌گذشت، برایش می‌گفتم. برای انتخاب اسم او هم خیلی عذاب کشیدم؛ چون هیچ‌وقت نفهمیدم بالاخره ماده است یا نر؟! برای همین، بالاخره تصمیم گرفتم از جواب به این سؤال صرف‌نظر کنم و خیلی ساده، اسم آن را میمون گذاشتم.

من هنوز هم آن میمون را دارم. هرچند دیگر پشمی برایش باقی نمانده و دست و پایش کنده شده و یکی از گوشهایش هم افتاده است. تازه آن یکی گوش دیگرش را هم بزحمت چسبانده‌ام! او دیگر قشنگ نیست و من شک دارم که اصلا میمون قشنگی بوده است!

وقتی برای اولین بار اسباب‌کشی کردیم، شوهرم به من گفت، آن میمون را گم و گور کنم و گفت:

ــ آن را جایی بگذار که چشمم به آن نیفتد!

روزی که سروکله آن میمون واقعی در بالکن ما پیدا شد، پرهیجان‌ترین روز زندگی‌ام، از هر جهت بود! یقین داشتم آن میمون به این دلیل که می‌دانست عاشق او و دیگر انواعشان هستم، من را انتخاب کرده و پیش من آمده است.»

حجم

۰

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۲۸ صفحه

حجم

۰

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۲۸ صفحه