
معرفی کتاب تابستان ۸۰
کتاب تابستان ۸۰ (L'été 80)، نوشته مارگریت دوراس و ترجمه قاسم روبین، مجموعهای از یادداشتها در یک تابستان ابری و ناآرام است و انتشارات اختران در سال ۱۳۹۸ آن را منتشر کرده است. این کتاب با سفارش چند نوشته برای روزنامه آغاز میشود و خیلی زود به متنی بدل میشود که در آن دریا، باران، خبرهای سیاسی، تنهایی و نگاه یک پسربچه در کنار هم قرار میگیرند. این کتاب هم حالوهوای یک فصل را ثبت میکند هم آشفتگی زمانه را. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب تابستان ۸۰ اثر مارگریت دوراس
کتاب تابستان ۸۰، نوشتهی مارگریت دوراس، بر پایهی یادداشتهایی شکل گرفته است که قرار بود در بازهای کوتاه و در پیوند با رویدادهای روز نوشته شوند، اما در عمل از قالب گزارش روزانه فاصله میگیرند و به روایتی همزمان از جهان بیرون و تجربههای درونی نویسنده تبدیل میشوند. متن میان ساحل، هتل، باران، مه، رفتوآمد مسافران و خبرهای جهان حرکت میکند و از خلال این جابهجاییها فضایی میآفریند که هم ملموس است و هم ناآرام. مارگریت دوراس بهجای دنبال کردن یک مسیر روایی ثابت، از کنار جزئیات میگذرد و آنها را به رخدادهای بزرگتر پیوند میدهد؛ از تغییر هوا و سکوت ساحل گرفته تا اعتصاب، جنگ، گرسنگی و خشونت سیاسی.
کتاب تابستان ۸۰ فقط روایت چند روز یا چند واقعه نیست، بلکه شیوهای از نگاهکردن به جهان را پیش روی خواننده میگذارد؛ نگاهی که در آن طبیعت، سیاست، خاطره و خیال از یکدیگر جدا نمیشوند. در بخشهای مختلف، حضور پسربچهای کمحرف و مربی جوان به متن حالتی تکرارشونده و درعینحال متغیر میبخشد؛ گویی مارگریت دوراس از طریق این دو شخصیت، معصومیت، ترس، فاصله و میل به فهمیدن را دنبال میکند. در کنار این خط روایی، قصهی داوید، نهنگ و چشمه نیز وارد متن میشود و لایهای خیالانگیز به آن میافزاید، بیآنکه از سنگینی واقعیت فاصله بگیرد.
کتاب تابستان ۸۰ از ۱۰ بخش تشکیل شده و هر بخش برشی از همان تابستان را در خود نگه میدارد. در این بخشها میتوان رد موضوعاتی مانند باران و دریا، بازیهای المپیک مسکو، اوگاندا، ایران، گدانسک و همچنین نوشتن و ناتوانی از نوشتن را دید. این کتاب بیش از آنکه در پی نتیجهگیری باشد، وضعیتهای گوناگون را کنار هم میگذارد تا آشفتگی زمان، فرسودگی خبرها و حساسیت ذهن نویسنده را آشکار کند. همین ویژگی باعث میشود تابستان ۸۰ اثری باشد که هم رنگوبوی شخصی دارد و هم نگاهش به جهان بیرون دوخته شده است.
خلاصه داستان تابستان ۸۰
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند.
کتاب تابستان ۸۰ روایت تابستانی است که راوی آن را کنار دریا، میان بارانهای پیدرپی، خبرهای سیاسی و تماشای آدمها سپری میکند. او از یک سو رویدادهای جهان را دنبال میکند و از سوی دیگر نگاهش به ساحل، مسافران، پسربچهای خاموش و مربی جوانی معطوف است که حضورشان بهتدریج به یکی از محورهای اصلی متن تبدیل میشود.
در خلال این مشاهدهها، قصهی داوید، نهنگ و چشمه نیز پیش میرود و با فضای واقعی تابستان در هم میآمیزد. این کتاب میان خبر، خاطره، خیال و سکوت حرکت میکند و تصویری از ذهنی به دست میدهد که میکوشد جهان بیرون و لرزشهای درونی خود را بهطور همزمان ثبت کند.
چرا باید کتاب تابستان ۸۰ را بخوانیم؟
دلایل خواندن کتاب تابستان ۸۰ را میتوان اینطور خلاصه کرد:
این کتاب نشان میدهد که چگونه میتوان خبرهای روز، منظرهی طبیعی و تجربهی شخصی را در یک متن کنار هم قرار داد.
حضور پسربچه و مربی جوان به متن بُعدی عاطفی میبخشد که از خلال مشاهدههای کوچک شکل میگیرد.
بخشهای مربوط به داوید، نهنگ و چشمه فضای کتاب را از ثبت صرف واقعیت فراتر میبرد و لایهای خیالورزانه به آن میافزاید.
این کتاب برای درک پیوند میان آشفتگی جهان و دشواری نوشتن، اثری دقیق و تأملبرانگیز است.
خواننده با شیوهای از نوشتار روبهرو میشود که به باران، دریا و سکوت همان اندازه اهمیت میدهد که به رخدادهای سیاسی.
خواندن کتاب تابستان ۸۰ را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب تابستان ۸۰ به این گروهها پیشنهاد میشود:
علاقهمندان به آثار مارگریت دوراس که میخواهند با وجه تأملی و مشاهدهگرانهی نوشتههای او آشنا شوند.
خوانندگانی که به شخصیتهای کمحرف، موقعیتهای مبهم و متنهای مبتنیبر تماشا و مکث علاقه دارند.
مخاطبانی که دوست دارند حضور سیاست و تاریخ را در کنار جزئیات روزمره دنبال کنند.
کسانی که از فضاهای ساحلی، بارانی و اندوهگین در ادبیات لذت میبرند.
خوانندگانی که به متنهایی دربارهی پیوند طبیعت، خبر و خاطره علاقه دارند.
درباره مارگریت دوراس
مارگریت ژرمن ماری دونادیو، که با نام مارگریت دوراس (Marguerite Duras) شناخته میشود، در ۴ آوریل ۱۹۱۴ در خانوادهای فرانسوی در هندوچین، مستعمرهی پیشین فرانسه (ویتنام امروزی)، به دنیا آمد. خانوادهی او در سال ۱۹۱۸ به شهر پنومپن، پایتخت کامبوج، نقلمکان کردند. پدرش که معلم ریاضی بود، اندکی بعد از بازگشت به فرانسه در اثر بیماری درگذشت و مادرش با وجود مشکلات مالی فراوان، بهتنهایی مسئولیت بزرگکردن فرزندانش را بر عهده گرفت. دوراس دوران کودکی خود را در روستاهای فقیر حاشیهی رود مکونگ گذراند و تجربهی زندگی در میان بومیان، فقر و فقدان پدر بعدها به مهمترین درونمایههای آثارش تبدیل شد.
او در سال ۱۹۲۹ برای ادامهی تحصیل به سایگون رفت و در همانجا دلباختهی جوانی چینی شد. این عشق نافرجام سالها بعد الهامبخش نگارش رمان «عاشق» شد؛ اثری که جایزهی معتبر گنکور را برای او به ارمغان آورد. دوراس در ۱۸سالگی برای تحصیل در رشتهی علوم سیاسی راهی فرانسه شد و در نهایت مدرک کارشناسی حقوق خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرد. او مدتی عضو حزب سوسیالیست فرانسه بود و تا پایان عمر به اندیشههای چپگرایانه وفادار ماند.
مارگریت دوراس با تجربهگرایی در شیوههای روایت و نثر، نقش مهمی در تحول رمان مدرن فرانسه ایفا کرد و از همین رو از او بهعنوان یکی از برجستهترین نویسندگان ادبیات مدرن فرانسه یاد میشود. او در سال ۱۹۸۸ به کما رفت و پس از پنج ماه بهطرزی شگفتانگیز به هوش آمد. دوراس که سالها با اعتیاد به الکل دستوپنجه نرم میکرد، سرانجام به سرطان مری مبتلا شد و در ۳ مارس ۱۹۹۶ درگذشت.
بخشی از کتاب تابستان ۸۰
«بالاخره این هم مقالهنویسی من برای روزنامه لیبراسیون. موضوع آمادهای برای مقاله ندارم، شاید هم نیازی به موضوع نباشد. به گمانم بشود درباره باران نوشت. باران میبارد. از پانزدهِ ژوئن به این طرف مدام میبارد. نوشتن برای روزنامه باید شبیه نوشتن در حال راه رفتنِ توی کوچه باشد. راه میرود آدم، مینویسد، شهر را زیر پا میگذارد. شهر پیموده میشود، تمام میشود، راه رفتن ادامه پیدا میکند. زمان را هم حتی طی میکنیم. تاریخ روز را پشت سر میگذاریم، یک روز تمام. بعد هم شهر طی میشود، تمام میشود. باران میبارد حالا بر دریا، بر جنگل و بیشه و سرپناههای خالی ساحل. سایهبانهای تابستانی حتی بسته را هم برچیدهاند. تنها جنبوجوش در این هکتار هکتار شن و ماسه همین نوجوانانی هستند که به تعطیلات آمدهاند. سنّشان کمتر از بچههای گروههای سالهای پیش به نظر میرسد. گاهی مربیها آزادشان میگذارند در ساحل، لابد برای اینکه دیوانه نشوند. قیلوقالکنان از راه میرسند، زیر باران میدوند، طول ساحل را طی میکنند. فریاد خوشحالی سرمی دهند، ماسههای خیس را به سروکول هم میپاشند. یکساعت بعد وانهاده میمانند. برمیگردانندشان توی سرپناهها، رهاشان میکنند به آواز خواندن: آوازِ قطع درختان غان. یکیشان اما نمیخواند، نگاه میکند. تو بازی نمیکنی؟ میگوید نه. خیلی خوب. نگاهش به آواز خواندن دیگران است. باز ازش میپرسم: تو آواز نمیخوانی؟ میگوید نه. بعد ساکت میماند، میزند زیر گریه. میپرسم: حالا چرا گریه میکنی؟ میگوید که اگر بگوید چرا گریه میکند ممکن است کسی نفهمد، چه فایده که بگوید. بر فراز هتل درُشنوآر باران میبارد. خاکپشتههای درُشنوآر رُسیاند، خاک رُسی از چشمههای زلال به همه جا راه یافته، وجب به وجب پیش میرود، سرازیر میشود به دریا.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب تابستان ۸۰ و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | تابستان ۸۰ |
|---|---|
| عنوان در زبان مبدأ | L ’Ete 80 |
| موضوع | داستان خارجی، خاطرات |
| نویسنده | مارگریت دوراس |
| مترجم | قاسم روبین |
| انتشارات | انتشارات اختران |
| سال انتشار نسخه فیزیکی | ۱۳۹۷/۰۹/۰۱ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۷۸ مگابایت |
| شابک | ۹۷۸۹۶۴۲۰۷۱۹۰۶ |
| تعداد صفحهها | ۱۰۰ صفحه |
| قیمت کتاب | ۵۰۰۰۰ تومان |
نظر شما دربارهٔ این کتاب