«توهم عزیز» نوشته کینگزلی آمیس(۱۹۹۵-۱۹۲۲)، نویسنده انگلیسی است. روزنامهی تایمز در سال ۲۰۰۸ او را جزو پنجاه نویسنده برتر انگلیسیزبان معرفی کرد.
او در این کتاب به نقد ساختار اجتماعی حاکم میپردازد. کینگزلی، جامعهای را توصیف میکند که هیچکس، حتا یک شاعر برجسته نیز ناگزیر است سالها میل باطنی خود را مکتوم نگاه دارد و صرفا زمانی که به آزادی واقعی میرسد، واقعیتها را با صراحت برای هواداراناش شرح میدهد.
در بریدهای از کتاب میخوانیم:
«شعر برای تمام بعدازظهر در ذهن سو باقی ماند و بهتدریج کم رنگتر شد و بعد، هم بهعنوان شعر و هم بهعنوان ملقمهیی از چیزهای کمتر قابل تعریف درآمد: یک تکه از الهامی شخصی که ممکن است در هرجایی بین سرگذشتنامهیی کوتاه، اما عمیق هبوط کند و بهعنوان یک حالت از دسترفته ثبت شود. سو، فردا صبح به ناچار آن را تایپ کرد و خودش را مجبور کرد تا آنرا با دید بهتری نسبت به آنچه که قبلا به خودش قبولانده بود و شعرهای پاتر را میخوانده، بخواند.
احتمالا این آشنایی بود که موضوع را برای او دردسرساز میکرد و این در عوض دلیل دلپذیری برای موفقیت پاتر با منتقدین و عموم مردم بود؛ او به روشی مینوشت که مدرن بهنظر میآمد یا به دور بعد جورجیایی تعلق داشت، اما با مقداری تلاش میشد آن را به چیز سنتی بیضرری یا حتا رمانتیک تاویل کرد، و رضایت شخصی خواننده در روش پاتر از طریق ابهام واضح و آشکار، میتواند به علاقه به شاعر و شعر به آسانی تغییر شکل دهد.»
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب توهم عزیز و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
یک داستان درباره یک شاعر بزرگ.جنونی که هم الهام بخش شاعر است و هم تهدید کننده جانش..
۰
🆀🅴🆄
مطمئن نیستم.
۱۳۹۹/۰۲/۰۹
کتاب حالبی بود نویسنده به شیوه جالبی خواننده رو درگیر داستان میکنه و خواننده همراه شخصیتهای داستان منتظر اتفاق و یا هدف شاعر می مونه و خیلی غیر منتظره داستانو تموم میکنه یکی از جمله هاش جالب بود همیشه اونی...بیشتر
تصور میکنم این ناشی از خودبینی من بوده، اما خب جالبه. احساس میکنم تونستم انتقامم رو از مردمی که در این سالها مرا جلو بردند و چاپلوسیام رو کردن تا تمام این سالها رو تلف کنم، بگیرم.
سیدآرمین عقیلی
۱
من شعر مینویسم تا برای همیشه زنده بمونم.
سیدآرمین عقیلی
۱
یکبار سعی کردم که شعرم رو ننویسم، اما اتفاقی که بعد از اون افتاد، این بود که اون رو فراموش کردم و دوباره اون احساس بد به سراغم اومد؛ بنابراین تنها نتیجهیی که داشت این بود که من یه شاعر کوتاهمدت بودم.
سیدآرمین عقیلی
۰
هیچوقت هیچکاری جز شعرگفتن انجام نمیدم. در نتیجه اگه شعرهام خوب نیستن، پس زندگیم حروم شده.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
یک داستان درباره یک شاعر بزرگ.جنونی که هم الهام بخش شاعر است و هم تهدید کننده جانش..
کتاب حالبی بود نویسنده به شیوه جالبی خواننده رو درگیر داستان میکنه و خواننده همراه شخصیتهای داستان منتظر اتفاق و یا هدف شاعر می مونه و خیلی غیر منتظره داستانو تموم میکنه یکی از جمله هاش جالب بود همیشه اونی...بیشتر