با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب 1Q84 (جلد دوم) اثر هاروکی موراکامیoff

کتاب 1Q84 (جلد دوم)

نویسنده:هاروکی موراکامیمترجم:مهدی غبراییویراستار:نغمه نقشین‌پورانتشارات:انتشارات کتاب‌سرای نیکسال انتشار:۱۳۹۶تعداد صفحه‌ها:۳۹۲ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۳.۵از ۲۸ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها۳۹۲ صفحه

دسته‌بندی
رمانمجموعه 1Q84۲ مورد دیگر
معرفی نویسنده
عکس هاروکی موراکامی
هاروکی موراکامی

هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه سال ۱۹۴۹ میلادی در توکیوی ژاپن چشم به جهان گشود. پدر و مادر او، هر دو معلم بودند و در مدارس مختلف، ادبیات ژاپنی تدریس می‌کردند. پدرِ هاروکی از ...

معرفی کتاب 1Q84 (جلد دوم)

کتاب 1Q84 داستانی جذاب و خواندنی در سه جلد از هاروکی موراکامی است که با ترجمه مهدی غبرایی منتشر شده است. داستان بی‌نظیری که از یک دنیای موازی صحبت می‌کند و نامش هم یادآور رمان معروف جورج اورول، ۱۹۸۴ است.

این کتاب که جزء پرفروش‌ترین کتاب‌ها در ژاپن است در همان زمان انتشارش سه میلیون نسخه فروش کرد.

درباره کتاب 1Q84

داستان کتاب 1Q84 در سال ۱۹۸۴ در کشور ژاپن اتفاق می‌افتد. مردی به نام آئو مامه در ترافیک شهر توکیو گیر کرده است اما چون قرار ملاقات خیلی مهمی دارد که باید حتما سروقت به آن برسد از تاکسی پیاده می‌شود. از پله‌های اضطراری آزادراه استفاده می‌کند و بدون اینکه خودش متوجه شود، وارد دنیای موازی با دنیای واقعی می‌شود. او در نگاه دوم متوجه تغییراتی می‌شود. به نظر می‌رسد لباس فرم پلیس‌ها تغییر کرده است و مردمی از یک فرقه را می‌بیند که هیچ چیزی درباره‌شان نشنیده است. بهرحال او موفق می‌شود تا درست به موقع، به قرارش برسد. در یک هتل مردی را به قتل می‌رساند...

از طرف دیگر با نویسنده تازه کاری به نام تنگو آشنا می‌شویم. او کار ویرایش یک رمان نوجوان را پذیرفته است. در همین حال چیزهایی عجیب و غیرعادی را پشت‌سر می‌گذارد. او در کتاب با مردمی از یک فرقه با باورها و آیین هولناک و عجیب آشنا می‌شود و در نهایت وقتی کتاب به موفقیت می‌رسد، به نظرش می‌آید که هرچیزی که در داستان خوانده در دنیای واقعی درحال رخ دادن است...

این داستان شما را به دنیایی می‌برد که در آن با مسائل بسیاری روبه‌رو خواهید شد. مسائلی مانند خشونت، اختلافات خانوادگی و ... . موراکامی به خوبی توانسته است دنیایی را به تصویر بکشد که در آن تمام موضوعاتی که ذهن نویسنده و مردم را در دنیا به خود مشغول کرده است، بازتاب دارد. دنیایی که هرچند فراواقع است و به نظر نمی‌رسد وجود داشته باشد، اما مانند روزگار حال حاضر ما است.

کتاب 1Q84 را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

دوست‌داران آثار موراکامی را به خواندن کتاب 1Q84 دعوت می‌کنیم. این کتاب برای علاقه‌مندان به ادبیات سورئال نیز اثری خواندنی و جذاب است.

درباره هاروکی موراکامی

هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو که یکی از شهرهای ژاپن است، متولد شد. در دوران کودکی، مثل کوبوآبه، تحت تاثیر فرهنگ غربی و ادبیات روسیه بود و با خواندن آثار فرانتس کافکا، گوستاو فلوبر، چارلز دیکنز، کورت وونه‌گات، فیودور داستایوفسکی، ریچارد براتیگان و جک کرواک روزهایش را می‌گذراند. او برای رمان‌ها و داستان‌هایش که به زبان‌های بسیاری هم ترجمه شده و در سراسر دنیا خوانده می‌شوند، جوایز بسیاری مانند جایزه جهانی فانتزی، جایزه بین‌المللی داستان کوتاه فرانک اوکانر، جایزه فرانتس کافکا و جایزه اورشلیم را از آن خود کرده است.

از کتاب‌های مشهور هاروکی موراکامی که به فارسی هم ترجمه شده‌اند، می‌توان به جنگل نروژی، به آواز باد گوش بسپار، تعقیب گوسفند وحشی و کافکا در ساحل اشاره کرد.

مهدی غبرایی

مهدی غبرایی در سال ۱۳۲۴ در لنگرود در خانواده‌ای پر جمعیت به دنیا آمد. او فرزند محمد غبرایی و فاطمه محمد راسخی است. دوران تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در لنگرود گذراند. در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه تهران در رشته علوم سیاسی لیسانس گرفت. از سال ۱۳۶۰ به‌طور حرفه‌ای به کار ترجمه ادبی پرداخت. برادرانش فرهاد غبرایی و هادی غبرایی نیز مترجمند. مهدی غبرایی تا کنون آثار نویسندگان مشهوری مانند خالد حسینی، ارنست همینگوی، جک لندن، ژوزه ساراماگو و هاروکی موراکامی را به فارسی ترجمه کرده است.

بخشی از کتاب 1Q84 (جلد دوم)

خواب آن زن‌ها سبک است. نه، مطمئنم خودش تصمیم گرفته رفته. پاورچین پایین آمده، آهسته درِ جلو را واکرده و رفته. بعینه می‌بینم. سگ پارس نکرده، چون شب پیش مرده بود. حتی لباس عوض نکرد. لباس‌های روز بعد تمیز و تاشده کنارش بود، اما او با پیژامه رفته. خیال نمی‌کنم پول هم با خودش داشته باشد.»

ابروهای آئومامه بیشتر گره خورد. «تک‌و‌تنها ــــ با پیژامه؟»

بیوه‌زن سر پایین آورد. «بله. آخر یک دختر ده‌ساله ــ تک‌وتنها، با پیژامه، بی‌پول ــــ تو دل شب کجا ممکن است برود؟ با عقل سلیم جور درنمی‌آید. اما به دلیلی که نمی‌دانم برایم چندان عجیب نیست. خدابه‌دور! حتی حس می‌کنم باید همچو اتفاقی می‌افتاد. حتی دنبالش نگشتیم. کاری نمی‌کنم، جز همین‌جور تماشای ماهی قرمزها.»

موقع حرف زدن به تنگ ماهی نگاه کرد. بعد رو کرد به آئومامه.

«می‌دانم جستجویش بیهوده است. رفته جایی دور از دسترس ما.»

بیوه‌زن چانه‌اش را از روی دست برداشت، دست‌ها را روی زانوها گذاشت و نفسی را که مدتی در درون سینه نگه داشته بود، آهسته بیرون داد.

آئومامه پرسید: «ولی چرا باید دست به چنین کاری بزند؟ چرا باید خانه‌ی امن را ترک کند؟ تا زمانی که اینجا می‌ماند از او محافظت می‌شد و جایی هم نداشت که برود.»

«علتش را نمی‌دانم. اما حس می‌کنم مرگ سگ عاملش بوده. سگ را دوست داشت و سگ هم دوستش داشت. دوست خوبی برای هم بودند. مرگ سگ ــــ آن‌هم این‌قدر خونین و درک‌ناپذیر ــــ ضربه‌ی بزرگی به او زد. البته برای همه‌ی اهالی آن خانه ضربه‌ی تکان‌دهنده‌ای بود. اما حالا که فکرش را می‌کنم، شاید مرگ سگ یک‌جور پیام برای سوباسا بوده.»

«پیام؟»

«که نباید اینجا بماند. که می‌دانند اینجا مخفی شده. که باید از اینجا برود. و اگر نرود، شاید بلای بزرگی سر آدم‌های دور و برش در اینجا بیاید.»

انگشت‌های بیوه‌زن روی زانویش خط‌های خیالی می‌کشید. آئومامه منتظر ادامه‌ی حرف‌هایش بود.

«شاید پیام را فهمیده و به پای خودش رفته. مطمئنم به میل خودش نرفته. با اینکه می‌دانسته جایی ندارد، ناچار بوده برود. توی کَتم نمی‌رود که دختر ده‌ساله‌ای را ناچار کنند چنین تصمیمی بگیرد.»

آئومامه دلش می‌خواست دست بیوه‌زن را به‌دست بگیرد، اما خودداری کرد. هنوز حرفی مانده بود.

نظرات کاربران

نفیس
۱۴۰۰/۱۰/۰۴

لطفا جلد دوم و سوم رو هم بذارین تو بینهایت‌

مریم اژدری
۱۴۰۱/۰۴/۱۶

رمانی عجیب با این مضمون که عشق همیشه پیروز است، عشق نیرویی است ماورای زمان و مکان، قدرتی که می تواند هر چیزی را کن فیکون سازد!! اما چرا عجیب؟ علتش به اعتقاد من نوع زاویه نگاه موراکامی است. از طرفی

- بیشتر
محمد مباشر امینی
۱۴۰۱/۰۳/۲۹

کتاب جالبیه. البته من هر 3 جلد رو خوندم و با توجه به این موضوع نظرم رو مینویسم. به نظرم داستان گیرایی داره. شخصیت پردازی جالبی داره و تخیل رو با واقعیت خیلی خوب در کنار هم قرار داده. داستان کشش

- بیشتر
psod
۱۴۰۱/۰۱/۰۴

یکی از کتابهای مورد علاقه من هست بسیار عالیه

jef_raj
۱۴۰۱/۰۵/۲۶

مثل همه داستان های آقای موراکامی جذاب و روان. توصیه میکنم حتماً بخونید. من همیشه توی ذهنم دنیای موازی داشتم و بهش فکر میکردم. حس همذات پنداری خوبی به من دست داد.

Banafsheh Partovi
۱۴۰۱/۰۳/۰۵

کتاب ارزشمندی بود برای من ، و باعث شد بخوام آثار بیشتری از موراکامی را بخونم، این کتاب ترجمه ی خوبی داشت.

Faeqe Mousavi Khatat
۱۴۰۱/۰۱/۱۲

چرا از بینهایت برش داشتین؟ تازه میخواستم بخونمش...

fariba_marjan😍
۱۴۰۰/۱۰/۲۶

دوست داشتید از نقد این اثر از پیج ما در اینستاگرام دیدن کنید BOOKLIMBO

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۳۴)
دنیا انگار حس بهتری دارد از اینکه در جهتی خلاف میل آدم برود.
Soh Bat
شاید بشود همه‌ی خدایان جهان را یک جا جمع کرد، با این حال نمی‌شود سلاح‌های اتمی را برچید، یا تروریسم را ریشه‌کن کرد
Soh Bat
انگار که بخواهد دور خلاء مرگبار درونش نرده‌ای بکشد، شخصیت گرمی را که داشت ساخته بود. اما اگر آن پوسته‌ی زینتی را که دور خویشتن خویش ساخته بود می‌کَندی، فقط ورطه‌ی نیستی و عطش سیری‌ناپذیری را که همراه آن بود می‌یافتی. هرچند کوشیده بود از یادش ببرد، نیستی گهگاه رو در رویش می‌شد ــــ در بعدازظهری بی‌پناه و بارانی، یا سپیده‌دمی که از کابوسی از خواب می‌پرید. در چنین لحظاتی فقط می‌خواست یکی پناهش دهد، هرکسی.
نازنین بنایی
حقیقت اغلب همراه با درد شدید است و تقریباً هیچ‌کس دنبال حقایق دردناک نیست. آنچه مردم نیاز دارند، داستان‌های قشنگ تسکین‌دهنده است که باعث شود احساس کنند زندگی‌شان معنایی دارد.
Soh Bat
«آنجا که نور هست، باید سایه هم باشد؛ و آنجا که سایه هست، نور هم هست. سایه بی نور نیست و نور بی سایه. کارل یونگ در یکی از کتاب‌هایش درباره‌ی ‘سایه’ گفت: «هر قدر که مثبتیم، پست هم هستیم... هرچه بیشتر بکوشیم خوب و معرکه و کامل باشیم ‘سایه’ بیشتر اراده‌ی معینی بر سیاه بودن و پستی و ویرانگر بودن را می‌گستراند.... حقیقت این است که اگر کسی بیش از ظرفیتش برای کمال تلاش کند، ‘سایه’ به دوزخ سقوط می‌کند و ابلیس می‌شود. چون از دید طبیعت و حقیقت فراتر از خود رفتن مثل فروتر از خود بودن گناه است. »
me
اگر چیزی را بی توضیح نفهمی، با توضیح هم نمی‌فهمی.
FMG
دنیا انگار حس بهتری دارد از اینکه در جهتی خلاف میل آدم برود.
FMG
سرآخر می‌فهمد این شهر گربه‌ها نیست. این جایی است که قرار است در آن گم شود. اینجا به این دنیا تعلق ندارد و مخصوصاً برای او آماده شده. و قطار دیگر تا ابد در این ایستگاه نخواهد ایستاد تا او را به دنیای اصلیش برگرداند.
شرقی غمگین
پس از جدایی از فرقه پا به دنیای واقعی گذاشته بودند. اما تا آنجا که تنگو می‌دید، هیچ‌کدامشان نتوانسته بودند با دنیای تازه اخت شوند. به علت اینکه در جامعه‌ی تنگ و بسته بار آمده بودند، فهم و پذیرش قواعد دنیای وسیع‌تر برایشان مشکل بود. بیشتر وقت‌ها به قضاوت خود اعتماد نداشتند و آخرش سردرگم می‌شدند. از ترک راه و روش اجدادی آزادی به‌دست آورده بود، اما در عین حال همیشه شک داشتند که تصمیمشان درست بوده باشد.
Eli N
«ببین بعد از جنگ سرِ تیمسار توجو چه آمد. وقتی ارتش امریکا برای بازداشتش آمد، او با فشار دهانه‌ی تپانچه خواست به قلب خود تیر بزند و ماشه را فشرد، اما گلوله خطا رفت و شکمش را مجروح کرد، بی‌آنکه او را بکشد. اینجا با یک سرباز حرفه‌یی عالی‌مقام روبه‌رو هستی، فکرش را بکن که همچو آدمی نمی‌دانست چطور خود را با تپانچه بکشد! او را یکراست بردند بیمارستان، یک تیم پزشکی امریکایی به بهترین نحو مداوایش کردند؛ حالش که خوب شد، محاکمه‌اش کردند و دارش زدند! مرگ هولناکی است. آخرین لحظات شخص خیلی مهم است. به دنیا آمدن دست خودت نیست، مردن که هست.»
باران ریزوندی