با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب صوتی مرشد و مارگریتا اثر میخائیل بولگاکف

دانلود و خرید کتاب صوتی مرشد و مارگریتا

۴٫۰ از ۲۱۶ نظر
۴٫۰ از ۲۱۶ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب صوتی مرشد و مارگریتا  نوشته  میخائیل بولگاکف  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

این کتاب صوتی عضو بی‌نهایت است.

با نصب اپلیکیشن طاقچه می‌توانی به این کتاب و هزاران کتاب صوتی و متنی دیگر در اشتراک بی‌نهایت دسترسی داشته باشی.

این کتاب صوتی عضو بی‌نهایت است.

با نصب اپلیکیشن طاقچه می‌توانی به این کتاب و هزاران کتاب صوتی و متنی دیگر در اشتراک بی‌نهایت دسترسی داشته باشی.

معرفی نویسنده
عکس میخائیل بولگاکف
میخائیل بولگاکف

میخائیل بولگاکف که در سال ۱۸۹۱ در کیف (پایتخت اوکراین)‌ به‌دنیا آمد،‌ دوران کودکی و بالیدنش را در خانواده‌ای بافرهنگ‌ آغاز کرد.‌

پدرش آتاناسیوس بولگاکف، استاد آکادمی ...

معرفی کتاب صوتی مرشد و مارگریتا

کتاب صوتی مرشد و مارگریتا مشهورترین نوشته میخائیل بولگاکف، نویسنده روس است. که با ترجمه روان عباس میلانی و صدای حامد فعال منتشر شده است. کتاب صوتی مرشد و مارگاریتا رمانی انتقادی است به مسکوی زمان زندگی نویسنده. مرشد و مارگاریتا به نظر بسیاری از منتقدین در گروه شاهکارهای ادبی تقسیم بندی می‌شود.

درباره‌ کتاب صوتی مرشد و مارگاریتا

کتاب صوتی مرشد و مارگاریتا رمان هیجان‌انگیزی است که در روسیه روایت می‌شود. کتاب سه بخش دارد. بخش اول که کتاب با آن شروع می‌شود درباره سفر شیطان به شهر مسکو است. در این بخش یک سردبیر و یک شاعر در یک پارک باهم صحبت می‌کنند که فردی به نام ولند به صحبت‌های آنان اضافه می‌شود. آن دو از خدا و شیطان سخن می‌گویند و ولند که خود ابلیس است به میان صحبت‌شان می‌آید و داستان جالبی را می‌سازد.

بخش دوم کتاب درباره‌ به صلیب کشیده شدن عیسی است. بخش دوم کتاب خودش بخشی از نوشته‌های شخصیت مرشد در کتاب است. این قسمت به داستان زندگی پونتیوس پیلاطس، قیصر روم در زمان مصلوب شدن عیسی مسیح اشاره می‌کند.

بخش سوم کتاب، به جریان عشق مرشد و مارگاریتا می‌پردازد. مرشد همان کسی است که کتابی درباره‌ عیسی نوشته است. مارگاریتا معشوقه‌ مرشد است. عشق بین این دو نفر چنان شدت می‌گیرد که مارگاریتا همسرش را ترک می‌کند تا به مرشد بپیوندد. این خطوط داستانی در ابتدا چندان ربطی به هم ندارند اما داستان پیش می‌رود و تمام خط‌های داستانی را به هم می‌رساند.

کتاب صوتی مرشد و مارگریتا را شايد بتوان از آثار شگفت انگيز ادبيات جهان به حساب آورد. در زمانى كه ادبيات فرمايشى تسمه از گرده ادبيات شوروى كشيده بود و عرصه را بر چهره‌هاى درخشان ادب روسيه شوروى تنگ كرده بود، ميخائيل بولگاكف دوازده سال آخر عمر خود را صرف نوشتن رمانى كرد كه به نظربسيارى از منتقدين با «كلاسيكهاى» تاريخ رمان پهلو مى‌زند و بى‌ترديد در زمره درخشان‌ترين آثار ادب تاريخ روسيه به‌شمار مى‌رود. واضح است كه در فضاى ادبى خفه دوره استالين، اثر بی‌نظیری چون مرشد و مارگريتا حق انتشار نداشت و ۲۵ سال طول كشيد تا بالاخره در سال ۱۹۶۵، حاکمان شوروى، پس از حذف بيست و پنج صفحه از متن كتاب، آن را در تيراژ محدودى چاپ كردند. كتاب با استقبال كم‌نظير مردم شوروى روبه‌رو شد؛ به خاطر تيراژ كم، جلسات قرائت عمومى تشكيل مى‌شد كتاب فوراً به يكى از داغ‌ترين كالاهاى بازار سياه شوروى تبدیل شد.

مرشد و مارگريتا به بسيارى از زبان‌هاى زنده دنيا ترجمه شد و حيرت و تحسين منتقدين را برانگيخت؛ صدها رساله و كتاب و مقاله در باب جوانب گوناگون مرشد و مارگريتا چاپ شد. حتى منتقدين رسمى شوروى هم بالاخره به ارج و اهميت بولگاكف اعتراف كردند و مقالاتى در نقد و ستايش مرشد و مارگريتا و ديگر آثار او نوشتند.

شنیدن کتاب صوتی مرشد و مارگاریتا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی مرشد و مارگاریتا را به تمام علاقه‌مندان به ادبیات داستانی جهان پیشنهاد می‌کنیم.

درباره‌ میخائیل بولگاکف

میخائیل بولگاکف متولد ۱۵ مه ۱۸۹۱ در کی‌یف اوکراین است. او در سال ۱۹۱۶ فارغ التحصیل پزشکی از دانشگاه کی‌یف شد. و برای خدمت به یک روستا‌ فرستاده شد. کتاب یادداشت‌های روزانه‌ یک پزشک جوان از خاطرات همین دوران نوشته شده است. در زمان جنگ‌های داخلی روسیه، بولگاکف به عنوان پزشک در جبهه‌ها خدمت می‌کرد. میخائیل بولگاکف در طول عمر خود سه‌بار ازدواج کرد. بسیاری از منتقدان همسرآخر او، یلنا شیلوفسکی را منبع الهام شخصیت مارگاریتا در کتاب مرشد و مارگاریتا می‌دانند. از میان کتاب‌های مشهور او می‌توان به مرشد و مارگاریتا، قلب سگی، برف سیاه، تخم‌مرغ‌های شوم و دست‌نوشته‌ها نمی‌میرند اشاره کرد.

میخائیل بولگاکف در ۱۰ مارس ۱۹۴۰ به دلیل یک بیماری کبدی درگذشت.

بخشی از کتاب مرشد و مارگریتا

مسافر خارجی، بعد از تأملی که با نگرانی همراه بود، به حرف آمد: «ممکن است بپرسم دلایل اثبات وجود خدا را که حتماً می‌دانید پنج تا هستند، چگونه رد می‌کنید؟» برلیوز با تأسف جواب داد: «افسوس که حتی یکی از این دلایل هم تأیید نشده و مدتها است که انسان آنها را به بایگانی سپرده. حتماً قبول دارید که اثبات عقلی وجود خدا ممکن نیست.»

خارجی هیجان‌زده، گفت: «آفرین! زنده باد! شما دقیقاً همان نظرات ایمانوئل فناناپذیر را در این باره تکرار کردید. ولی چیز عجیب این است که او هر پنج دلیل را از بیخ رد کرد، اما انگار با تمهید دلیل ششم، کوششهای قبلی خود را به باد مسخره گرفت.» سردبیر فاضل، با لبخند رنگ‌باخته‌ای اعتراض کرد: «دلیل کانت هم قانع کننده نیست. بیخود نیست که شیلر دلیل کانت را تنها برای بردگان قانع کننده می‌دانست و اشتراوس هم تنها به مسخره کردن این دلیل اکتفا کرد.» برلیوز در حین صحبت با خود فکر کرد: «این لعنتی کیست؟

روسی را از کجا این قدر خوب می‌داند؟» ایوان نیکولاییچ یکباره و به طور غیرمنتظره‌ای فریاد زد: «کانت را باید بخاطر تمهید این دلیل بازداشت و به سه سال زندان در جزایر سولووکی محکوم کرد.» برلیوز، خجالت‌زده، هیسی کرد: «ایوان!» ولی این پیشنهاد که کانت را کت‌بسته به بازداشتگاه بفرستند، نه تنها برای خارجی تعجب‌آور نبود بلکه در حقیقت آن را بسیار پسندید. در حالیکه چشم چپ سبزش برق می‌زد، رو به برلیوز کرد و گفت: «درست است، دقیقاً ! بازداشتگاه درست همان جایی است که به درد کانت می‌خورد! آن روز هم، در موقع صرف صبحانه من همین را به او گفتم: پروفسور، می‌بخشید، ولی تئوری شما فایده‌ای ندارد. شاید هوشمندانه باشد، ولی کاملا نامفهوم است. مردم به شما خواهند خندید.»

چشمان برلیوز از تعجب گرد شد و با خود فکر کرد: «موقع صرف صبحانه... به کانت؟ این مزخرفات دیگر چیست؟»

ولی خارجی، بی‌اعتنا به شگفت‌زدگی برلیوز، به شاعر رو کرد و ادامه داد: «ولی فرستادن او به سولووکی اصلا میسر نیست، چون از صد سال پیش تا به حال در جایی بسیار دور از سولووکی زندگی کرده. و به شما اطمینان می‌دهم که بازگرداندن او مطلقاً مقدور نیست.» شاعر با تندی گفت: «چه حیف شد!» مرد ناشناس که چشمهایش برق می‌زد، موافقت کرد و ادامه داد: «واقعاً حیف شد! ولی سؤالی که ناراحتم کرده این است که اگر خدا نباشد، چه کسی حاکم بر سرنوشت انسان است و به جهان نظم می‌دهد؟»

بزدومنی با عصبانیت در پاسخ این سؤال کاملا بی‌معنی گفت: «انسان خودش بر سرنوشت خودش حاکم است.»

خارجی به آرامی جواب داد: «ببخشید، ولی برای آنکه بتوان حاکم بود باید حداقل برای دوره معقولی از آینده، برنامه دقیقی در دست داشت. پس جسارتاً می‌پرسم که انسان چطور می‌تواند بر سرنوشت خود حاکم باشد در حالیکه نه تنها قادر به تدوین برنامه‌ای برای مدتی به کوتاهی مثلا هزار سال نیست بلکه حتی قدرت پیش‌بینی سرنوشت فردای خود را هم ندارد؟» در اینجا خارجی به برلیوز رو کرد و گفت: «مثلا تصور کنید قرار می‌شد شما به زندگی خود و دیگران نظم بدهید و داشتید کم‌کم به این کار علاقه‌مند می‌شدید که ناگهان... شما... او... او... دچار سکته قلبی خفیفی می‌شد.» در اینجا خارجی از ته دل خندید، مثل اینکه موضوع سکته قلبی برایش جالب بود. «بله، سکته قلبی.» خارجی این عبارت را به صدای بلند تکرار می‌کرد و مثل گربه‌ای می‌خندید: «و این، پایان کار شما به عنوان یک ناظم خواهد بود. دیگر سرنوشت هیچ‌کس جز خودتان برایتان اهمیت نخواهد داشت. خویشاوندانتان هم از آن به بعد به شما دروغ خواهند گفت. وقتی که اوضاع را در هم بر هم می‌بینید، به متخصص و بعد به یک شارلاتان و بالاخره شاید به یک فالگیر رجوع می‌کنید. حتماً قبول دارید که یکی از دیگری بی‌فایده‌تر از آب در خواهد آمد. پایان قضیه یک تراژدی است: مردی که گمان می‌کرد نقشی تعیین‌کننده دارد یکباره به جسدی بی‌حرکت در یک جعبه چوبی تبدیل می‌شود و دیگران هم که او را از آن پس بیفایده می‌پندارند، می‌سوزانندش.

«گاهی از این بدتر هم می‌شود: مردی تصمیم می‌گیرد که به کیسلوودسک برود،» ــ در اینجا خارجی به برلیوز خیره شد ــ «حتماً فکر می‌کنید مسأله مهمی نیست ولی او نمی‌تواند برود، چون بی‌هیچ علت و دلیلی، یکباره از جا کنده می‌شود و پرت می‌شود زیر قطار. طبعاً معتقد نیستید که خود او طراح این برنامه بوده؟ آیا به حقیقت نزدیکتر نیست اگر بگوییم شخص کاملا متفاوتی سرنوشت او را به دست داشت؟» شلیک خنده خوف‌انگیز خارجی بلند شد.

نظرات کاربران

Alone.E.
۱۴۰۰/۰۳/۲۱

گویندگی حامد فعال خیلی خوبه ، داستان هم کشش خوبی داره

Khashayar
۱۴۰۰/۰۵/۰۲

داستان ۵ از ۵. بدون شک از شاهکارهای ادبیات هست. کمدی درامی پر کشش و عظیم. راوی ۵ از ۵. گویندگی عالی و کم نقص بود. شخصیت پردازی و صداسازی دلنشین و سرعت خواندن و مکث های مناسب. بسیار تجربه

- بیشتر
امیلی در نیومون
۱۴۰۰/۰۸/۲۹

کتاب گویندگی و ترجمه‌ی بی نقصی داشت. مطابق ادبیات کلاسیک روس توصیفات دقیق و جزییات زیادی توی کتاب آورده شده که اگر با این ادبیات آشنایی نداشته باشین ممکنه براتون خسته کننده باشه. چندتا داستان به طور موازی روایت میشه. یکی

- بیشتر
Firoozeh Kia
۱۴۰۰/۰۳/۲۵

گوینده ۲۰ واقعا هنرمند

|قافیه باران|
۱۴۰۱/۰۲/۰۹

یک داستان سوررئال که حاوی جزییات بسیار زیاد و توصیفات خیلی دقیق هست به طوری که خیلی از مطالب بعد از شنیدن در ذهنم نمانده. داستان کشش بالایی برای من داشت و هرشب قبل از خواب مشتاقانه سراغ ادامه ماجرا

- بیشتر
Hanieh Mohamadi
۱۴۰۰/۱۲/۱۳

بسیار داستان فوق العاده ای بود و بسیار پرکشش، نویسنده با زبردستی زیاد داستان ها و شخصیت ها رو به هم پیوند داده بود، گویندگی بسیار عالی بود و باعث شد بیشتر از کتاب لذت ببرم

blue sky
۱۴۰۰/۰۹/۱۹

هیچوقت کتابی رو انقدر زود تموم نکردم و انقدر ازینکه تموم شد دلگرفته نشدم. واقعا دوست داشتنی بود. خوانش هم بسیار عالی.

بهناز دانشی
۱۴۰۰/۰۷/۲۶

موضوع و متن کتاب و گویندگی جناب فعال همگی عالی بودن، این کتابو باید حداقل دوبار خوند، بسیار لذت بردم. مخصوصا از تعدد شخصیتها که خیلی خوب توسط گوینده محترم تصویرسازی شده بود.

euler
۱۴۰۰/۰۵/۰۳

از خواندن این کتاب لذت بردم، کتابی هست که همیشه به دیگران پیشنهاد می کنم.

mahaaa
۱۴۰۰/۱۰/۰۲

به سبک رئالیسم جادویی که مورد علاقه من نیست .ولی کتاب قابل تامله .روایت اقای فعال درخشان و عالی

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
شابکundefined
زمان۲۰ ساعت و ۰۱ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۸۳۸٫۶ مگابایت
زمان۲۰ ساعت و ۰۱ دقیقه
قابلیت انتقالندارد
حجم۸۳۸٫۶ مگابایت