«ذهنآگاهی» واژهای که شاید بارها و بارها شنیده باشید ولی نمیدانید به چه معنایی است و اصلا به چه کارتان میآید. نقد را ول نکنید و نسیه را بچسبید! این جمله تمام مفهوم ذهنآگاهی را برای شما تداعی میکند. زندگی در حال و نه حسرت گذشته و نه استرس آینده. اینها تمام مفهومی است که ذهنآگاهی و تمرینات آن برای شما میسازد. اصلا این واژه از کجا آمده و اولین بار چه کسی به این فکر افتاد که از این راه به انسانها کمک کند. برای پاسخ به این سوالات ابتدا باید بگوییم تیک نات هان یا تیچ نات هان که بود؟
تیک نات هان (Thich Nhat Hanh) در ۱۱ اکتبر ۱۹۲۶ با نام Nguyen Xuan Bao در پایتخت باستانی هو در مرکز ویتنام متولد شد. پدرش یکی از مقامات دولت فرانسه بود. نات هان پنج خواهر و برادر داشت و به همراه مادرش تا پنجسالگی در خانهی مادربزرگش با خانوادهی خود زندگی میکرد.
تیک نات هان، وقتی خیلی کوچک بود یک روز از دیدن نقاشی بودای صلحآمیزِ نشسته بر چمن، احساس خوشی عجیبی به خود گرفت و به فکر فرو رفت. همان سالهای هفتهشت سالگی به همراه بچههای مدرسه سفری کرد که در آن با شخصی روبهرو شد که تنها در کوه زندگی میکرد و گوشهنشین شده بود. آن مرد عقیده داشت که با این کار به آرامش بودا میرسد. نات هان چاهی همان اطراف پیدا کرد و از آب آن نوشید و احساس شعف و خوشی وجودش را فرا گرفت. آن سفر و تجربهای که به دست آورده بود، او را مصمم کرد که راهب بودایی شود. سالها گذشت و بالاخره در ۱۲ سالگی تصمیم گرفت وارد این مسیر شود. اولین مخالفان سد راهش پدرومادرش بودند که اظهار نگرانی کردند؛ ولی وقتی اصرار و تمایل نات هان را دیدند نهایتا به او اجازه دادند که فقط تا سن ۱۶ سالگی این راه را پیش بگیرد. و به این ترتیب اولین آموزشهای تیک نات هان در صومعهای آغاز شد که مربی اصلیاش «استاد ذن» بود. نات هان مبتدی، سه سال در آن صومعه آموزش دید و در همانجا سنتهای ویتنامی ماهایانا و بودیسم تراوادا را یاد گرفت. در همان سالها به خاطر هوش و ذکاوتی که داشت به سه زبان چینی، انگلیسی و فرانسوی مسلط شد.
تیک نات هان پس از پایان تحصیلاتش در سال ۱۹۵۰، در بتکدهی هان کوانگ در سایگون خانهای گرفت و همانجا به عنوان راهب مشغول به کار شد. البته این مسئله مانع از تحصیل او نشد و همچنان به تحصیل در دانشگاه مشغول بود و برای کسب درآمد کتاب و شعر میفروخت.
در سال ۱۹۵۵، تیک نات هان به هو بازگشت و سردبیر بودیسم ویتنامی، انتشارات رسمی انجمن عمومی بوداییان ویتنامی، شد. کمکم با چاپ مقالاتش صداهای مخالف از جانب راهبان ردهبالا بلند شد. زیرا او معتقد بود که سازمانهای مختلف بودایی ویتنام جنوبی باید متحد شوند. در سال ۱۹۵۶، نام او از سوابق معبد حذف شد.
در اواخر سال ۱۹۵۷، تیک نات هان تصمیم گرفت عقبنشینی کند و یک «جامعهی مقاومت» رهبانی تأسیس کند. در این دوره، او در دبیرستان تدریس میکرد و همچنان مینوشت و ایدهی بودیسم یکپارچه و انسانی را ترویج میداد، و البته همواره با مخالفتها و سنگاندازیهای زیادی مواجه میشد.
سرانجام در سال ۱۹۶۰، تیک نات هان پس از آنکه با جنگ مخالفت کرد، از ویتنام اخراج شد و در مدت تبعید، تعداد زیادی صومعه در نقاط مختلف جهان بنا کرد. او در سال ۱۹۶۵ نامهای با عنوان «در جستوجوی دشمن انسان» برای مارتین لوتر کینگ، کشیش باپتیست و فعال مدنی آمریکایی نوشت و در ملاقاتی از او خواست که به صورت شفاف جنگ ویتنام را محکوم کند. به این ترتیب، در سال ۱۹۶۷، کینگ سخنرانی «فراتر از ویتنام: زمانی برای شکستن سکوت» را در کلیسایی در شهر نیویورک ایراد کرد و برای اولین بار علناً دخالت ایالات متحده در ویتنام را زیر سؤال برد.
در اواخر همان سال، مارتین لوتر کینگ، تیک نات هان را برای جایزهی صلح نوبل ۱۹۶۷ نامزد کرد و در مراسمی راجع به تیک هان گفت: «من شخصاً کسی را شایستهتر از این راهب مهربان از ویتنام برای دریافت جایزهی صلح نوبل نمیشناسم. ایدههای او برای صلح اگر اعمال شود، بنای یادبودی برای جهانگرایی، برادری جهانی و بشریت خواهد ساخت.» او همچنین نات هان را «رسول صلح و عدم خشونت» نامید.
تیک نات هان بیش از ۱۳۰ کتاب در طول حیات خود منتشر کرد که بیش از صدتای آن به زبان انگلیسی نوشته شده بود و تا ژانویهی ۲۰۱۹ بالغ بر پنج میلیون نسخه از این آثار در سراسر جهان به فروش رفت. در طول تبعید طولانی او، کتابهایش اغلب به ویتنام قاچاق میشد. در سال ۲۰۰۵، پس از سالها تبعید، به او اجازه دادند به کشورش بازگردد.
تیک نات هان در ۲۲ ژانویهی ۲۰۲۲، در ۹۵سالگی، در اثر عوارض ناشی از سکتهی مغزی سال ۲۰۱۵، در محل اقامت خود در معبد «تو هیو» چشم از جهان فروبست؛ و گروههای مختلف بودایی در داخل و خارج از ویتنام مراسم سوگواری گستردهای برای وی ترتیب دادند.
تیک نات هان نویسندهی بسیار فعالی بود و آثار تأثیرگذار زیادی از خود به جا گذاشت.
نویسنده در کتاب «هنر برقراری ارتباط» معتقد است که روابط ما غذای روحمان هستند و همانطور که به غذای جسم توجه میکنیم، باید به ارتباطات انسانی خود نیز توجه کنیم. تیک نات هان در این کتاب مهارت ارتباط مؤثر را آموزش میدهد، به طوری که پس از مطالعهی این کتاب خواهیم دانست که چطور به طرف مقابل خود گوش فرادهیم و طوری منظور خود را بیان کنیم که از کلام ما درک کاملی داشته باشد.
کتاب «نیلوفر و مرداب» نحوهی مدیریت رنجها را به ما میآموزد. مسئلهی حائز اهمیتی که شاید حتی در کودکی هم میشد آموزش داد. نات هان به همین مسئله اشاره میکند و میگوید انسانهای درگیر مشکلات نمیتوانند تمرکزی برای یادگیری داشته باشند یا زندگی خود را مدیریت کنند. بنابراین مهم است که نحوهی رفتار درست در برابر رنجها را بیاموزند. یادگیری این مهارت باعث میشود از تعداد رنجهای موجود کاسته شده و شادی واقعی پدیدار شود.
باور تیک نات هان این است که ریشهی تمامی مشکلات بشر از جمله اضطراب و ناآرامی ناشی از «ترس از مرگ» است. نات هان در «کتاب ترس: خرد لازم برای عبور از طوفانها» ریشهها را تشخیص داده و پیشنهادهایی برای عبور از این ترسها ارائه داده است. به این ترتیب، میتوان با مطالعهی این کتاب به بهترین شیوهها برای رهایی از ترسها دست یافت. ترسهایی که ریشهی بسیاری از ناملایمات در زندگی هر شخص است.
تیک نات هان در سال ۱۹۶۷ نامزد جایزهی صلح نوبل شد، اما شیوهی درخواست مارتین لوتر کینگ برای نامزدی وی، دستورالعملهای این کمیته را نقض کرد. از این رو جایزهای به این نویسندهی فعال و صلحطلب داده شد.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
تقریبا نصف کتابوخوندم وبرداشتی که تااینجاازکتاب داشتم اینه که مواظب باشید چه غذایی به ذهن وروحتون میدید[ هر چیزی که مصرف میکنیم یا ما را بهبود میبخشد یا مسموم میکند] درموردتمرکز حواس صحبت میکنه که چطور خودمونوازقضاوت دورکنیم ودرلحظه حال باشیم...بیشتر
کتاب، درمورد نحوه ارتباط با خودمون هست که شاید بلد نباشیم. کسایی که مدیتیشن کردند با جملات این کتاب آشنایی دارند و کسایی هم که نکردند براشون مفیده چون قدم به قدم توضیح میده. صدای گوینده و موسیقی متن عالیه. اگر کلافه اید...بیشتر
نفس بکشید و با خودتون ارتباط بگیرید ... بیشتر درمورد مدیتیشن بود
چقدرخوبه عایل صوتی دارد کاش تموم کتابهاتون فایل صوتی داشت.
بنظر من تیچ نات هان تفکر خوب و جالبی در مورد زندگی داره و تحت تاثیر فلسفه بودیسم و تفکرات رواقی بسیار روی درون و آگاهی از حال و ذهن آگاهی تاکید داره. اما کتاب های نویسنده به طور عجیبی...بیشتر
تا حالا کتابی رو خوندین یا گوش دادین صرفا بخاطر اینکه تموم شه؟ خب من فقط ب همین علت گوش دادم چون نمیتونم کتابی رو که شروع می کنم نصفه ولش کنم. حیف وقت واقعا، تو این ۴ ساعت و نیم...بیشتر
بیشتر شبیه جادوگری بود تا مطالب علمی
محتوای کتاب بیشتر به سبک آیین ها نوشته شده مثل بودا،شینتو و سایر آیین ها که ...(بماند) مثل توصیه نامه می مونه، اگر در چهارچوب یه گروه اجرا بشه،احساس تعلق ایجاد میکنه،هم به متن و هم به گروه یه چیزی مثل چهار اثر برای من...بیشتر
همه باید این کتاب را چند بار بخوانند
نویسنده درکش رو از برقراری ارتباط درست با خودمان و دیگران به اشتراک گذاشته. مطمئنا متن کتاب می تونست کمی بهتر باشه.
مطالب کاربردی وکلیدی خوبی مطرح شد
ربطب به برقراری ارتباط نداشت اصا!
کتاب خوب و پرمحتوایی است
عالی، گوینده بسیار دلنشین صحبت میکند
در کل میتونم بگم یکی از کتابهای متوسط تیک نات هان بود. خوب بود . خیلی مطلب جدیدی برای گفتن نداشت