
دانلود و خرید کتاب صوتی فروشنده آباژور
معرفی کتاب صوتی فروشنده آباژور
کتاب صوتی فروشندهی آباژور نوشتهی آلن وودمن با ترجمهی سحر مرعشی و گویندگی هاجر رهگذر روایتی است از یک دیدار کوتاه که به تجربهای ماندگار در ذهن راوی تبدیل میشود. در چلهی تابستان و در سکوت تکراری یک روز معمولی، مردی با موهای سفید و تاکسیدوی مشکی و نخنما دم در ظاهر میشود؛ مردی که آباژور میفروشد و گذشتهای عجیب در سیرک حشرات داشته است. شنونده در همان چند دقیقهی گفتوگو میان راوی و این فروشنده، وارد جهانی میشود که در آن مرز میان واقعیت و خیال، خاطره و رؤیا و نمایش و زندگی بههم نزدیک شده است. نشر شرکت توسعه محتوای لحن دیگر این کتاب صوتی را منتشر کرده است و در آن کتاب، تمرکز بر یک موقعیت سادهی روزمره است که بهتدریج لایههای عمیقتری از تنهایی، فراموششدن و دلبستگیهای کوچک انسانی را آشکار میکند. آلن وودمن در این متن کوتاه، از دل یک گفتوگوی ظاهراً ساده دربارهی آباژور و سیرک حشرات، تصویری از آدمهایی ساخته است که در حاشیهی زندگی روزمره، نمایشهای کوچک و شخصی خود را حمل میکنند. کتاب صوتی فروشندهی آباژور با تکیهبر همین فضای صمیمی و جزئیات دقیق، شنونده را به تماشای جهانی دعوت کرده است که در آن یک آباژور، یک آجر سفید و نقاشی چند حشره میتواند معنایی فراتر از یک خرید سادهی دمدر پیدا کند.
درباره کتاب فروشنده ی آباژور
کتاب صوتی فروشندهی آباژور داستانی کوتاه از آلن وودمن است که بر محور یک برخورد ناگهانی و یک گفتوگوی در ظاهر پیشپاافتاده شکل گرفته است. راوی در گرمای تابستان، در خانهای که تلویزیون روشن است و همهچیز عادی بهنظر میرسد، با مردی روبهرو میشود که آباژور میفروشد؛ مردی موقر با موهای سفید، تاکسیدوی مشکی نخنما و دستهایی که جای خود را به چنگکهای فلزی دادهاند. همین جزئیات ظاهری، از همان ابتدا فضایی کمی غریب و متفاوت میسازد. در ادامهی کتاب صوتی فروشندهی آباژور شنونده متوجه میشود که این فروشندهی دورهگرد، پیشتر صاحب یک سیرک حشرات بوده است؛ سیرکی کوچک با صحنهای روی یک میز، چند صندلی محدود برای تماشاگران و برنامههایی مثل مراسم عروسی حشرات، باله، راهرفتن روی بند و مسابقهی واگنسواری. او با حسرت و دقت از کنههایی میگوید که نیروی لازم برای هلدادن واگنها را داشتند و از حشرهای خاص که مثل حیوان خانگی از آن مراقبت میکرد. در ادامهی کتاب صوتی فروشندهی آباژور گفتوگو میان راوی و فروشنده، از سؤالهای ساده دربارهی مدتزمان فروش آباژور و گذشتهی سیرک، به یادآوریهای دردناک و دشوار میرسد. فروشنده از حشرهای میگوید که با زنجیر طلایی کوتاهی بسته میشد و کالسکهی کوچکی را میکشید؛ تنها حشرهای که اجازه داشت از کف دست او تغذیه کند. راوی هم خاطرهای از دیدن سیرک حشرات در گذشته را به یاد میآورد؛ خاطرهای که هیچکس باورش نکرده و سالها در ذهنش پنهان مانده است. در بخشی دیگر، اشارهای به کلیسایی در مکزیک آمده است که راهبهها در آن با بدن حشرات مرده و مواد دورریختنی، مدلهای کوچکی از صحنههای تسلیم میساختند و میفروختند؛ جزئیاتی که فضای داستان را بهسوی ترکیبی از واقعیت، خرافه، هنر و مرگ میبرد. ساختار کتاب صوتی فروشندهی آباژور بر یک خط روایی واحد استوار است و متن در قالب یک صحنهی طولانی گفتوگو و چند تصویر بهیادماندنی پیش میرود؛ از آجر سفید سادهای که روی آن سیرک حشرات نقاشی میشود تا لحظهای که راوی درنهایت آباژور را میخرد و آن را کنار تخت خود میگذارد.
خلاصه داستان فروشنده ی آباژور
در کتاب صوتی فروشندهی آباژور داستان از جایی آغاز میشود که راوی در گرمای چلهی تابستان، در خانهای با درِ باز و تلویزیون روشن، با زنگ در و حضور مردی غریبه روبهرو میشود. مردی با موهای سفید، تاکسیدوی مشکی کهنه و دستهایی که بهجای انگشتان، چنگکهای فلزی دارد. او آباژور میفروشد و با یکی از چنگکها، آباژوری را از گاریاش بلند میکند و پیشنهاد فروش میدهد. راوی از آباژور خوشش نمیآید اما بهجای ردکردن سادهی پیشنهاد، سعی میکند سر صحبت را باز کند و از او دربارهی کارش بپرسد. فروشنده در پاسخ، گذشتهی خود را آشکار میکند: ۱۵ سال پیش در نمایشگاههای بزرگ، سیرک حشرات داشته است. او با جزئیات از صحنهی کوچک روی میز، صندلیهای محدود تماشاگران و برنامههای متنوع سیرک میگوید؛ از مراسم عروسی یک حشرهی کوچولو تا دوچرخهسواری حشرهی دیگر، سکانس باله، راهرفتن روی بند و مسابقهی واگنسواری. تأکید میکند که رمز موفقیتش در استفاده از کنهها بوده است؛ حشرههایی که نیروی لازم برای فشار و هلدادن با پاهای عقب خود را داشتهاند و میتوانستند تا هزار نمایش در روز اجرا کنند. او حتی از عادت خود میگوید که در پایان نمایش، آستینها را بالا میزده و بازیگرها را به «شام» دعوت میکرد. راوی در میانهی این گفتوگو، خاطرهای شخصی را به یاد میآورد: زمانی سیرک حشراتی دیده که هیچکس حرفش را باور نکرده است. او سالها این تجربه را در دل نگه داشته اما حالا با شنیدن روایت فروشنده، احساس میکند کسی پیدا شده که میتواند آن تصویر را تأیید کند. در خلال صحبتها، راوی از جایی در مکزیک میگوید که کلیسا از هنر حشرات حمایت کرده است و راهبهها با بدن حشرات مرده و مواد دورریختنی، مدلهای کوچکی از صحنههای تسلیم میساختند و میفروختند؛ اشارهای که فضای گفتوگو را از یک خاطرهی شخصی به جهانی بزرگتر از آیینها و نمایشها پیوند میدهد. فروشنده سپس از حشرهای خاص حرف میزند که مثل حیوان خانگی از آن مراقبت میکرده است؛ تنها حشرهای که اجازه داشته از کف دست او تغذیه کند. او آن حشره را با زنجیر طلایی کوتاهی میبسته و کالسکهی کوچکی از طلا را به آن وصل میکرده تا بکشد. یادآوری این حشره برایش دشوار است و ابتدا از ادامهی صحبت سر باز میزند. بعد از مکثی کوتاه، یکی از آجرهای سفید ساده را برمیدارد، خودکاری را در چنگک فلزیاش جا میدهد و شروع میکند به کشیدن تمام سیرک حشرات روی آجر: مراسم عروسی، راهرفتن روی بند، باله، مسابقهی واگنسواری و در پایان، همان حشرهی خانگی با زنجیر طلا که روی کف دست نشسته است. تصویری که روی آجر شکل میگیرد، برای راوی توضیحی عینی از چیزی است که سالها در ذهنش مانده بوده است. در پایان این مواجهه، راوی هرچند در ابتدا از آباژور خوشش نیامده بود، اما درنهایت آن را میخرد. بعد از مدتی تلاش میکند برای دیگران توضیح دهد که چرا چنین آباژوری خریده است اما توضیحدادن این تجربه برایش دشوار میشود. درنهایت آباژور را کنار تختخواب خود میگذارد و در اتاق را میبندد؛ گویی این شیء ساده به یادگاری شخصی از دیداری کوتاه، سیرکی فراموششده و حشرهای تبدیل شده است که حالا فقط در حافظهی او و روی آجر نقاشیشده زنده مانده است.
چرا باید کتاب فروشنده ی آباژور را بشنویم؟
کتاب صوتی فروشندهی آباژور نمونهای از داستانی است که با کمترین عناصر بیرونی، جهانی پر از تصویر و حس میسازد. شنونده در طول این متن کوتاه، با یک موقعیت سادهی دمدر روبهرو است اما بهتدریج متوجه میشود که پشت این گفتوگوی معمولی، لایههایی از تنهایی، فراموششدن و دلبستگی به موجودات کوچک و نادیدهگرفتهشده پنهان است. آلن وودمن در این کتاب صوتی، از سیرک حشرات، آجر سفید، زنجیر طلا و آباژور بهعنوان نشانههایی استفاده کرده است که هرکدام میتوانند معنایی تازه برای شنونده بسازند. شنیدن کتاب صوتی فروشندهی آباژور فرصتی است برای همراهشدن با دو شخصیت که هر دو تجربهای مشترک اما نادیدهگرفتهشده را حمل میکنند؛ راوی که سالها خاطرهی سیرک حشرات را در دل نگه داشته و فروشندهای که گذشتهی نمایشی خود را از دست داده است. این کتاب صوتی بهگونهای به موضوعاتی مثل حافظه، شرم از باورنشدن یک تجربه، و تلاش برای ثبت دوبارهی چیزی ازدسترفته نزدیک شده است. نقاشی سیرک روی آجر، خرید آباژور و نگهداشتن آن کنار تخت، همه به شنونده نشان میدهد که چگونه یک دیدار کوتاه میتواند به نقطهای مهم در زندگی درونی یک انسان تبدیل شود. برای کسانی که به فضاهای مینیمال، گفتوگوهای پرجزئیات و شخصیتهایی با گذشتههای عجیب علاقهمند هستند، کتاب صوتی فروشندهی آباژور میتواند تجربهای متفاوت باشد. این متن بدون آنکه مستقیم شعار بدهد، به ارزش چیزهای کوچک، نمایشهای فراموششده و موجودات ریز و نادیدهمانده اشاره کرده است و نشان میدهد چگونه یک آباژور میتواند حامل داستانی طولانیتر از خودش باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی فروشندهی آباژور به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه و فضاهای جمعوجور علاقه دارند و از تمرکز بر یک گفتوگوی محدود لذت میبرند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به جهانهای عجیب و جزئیات غیرمعمول مثل سیرک حشرات، اشیای بهظاهر ساده و خاطرات فراموششده کنجکاو هستند. به علاقهمندان ادبیات معاصر، داستانهای شخصیتمحور و شنوندههایی که دوست دارند از دل یک موقعیت روزمره به لایههای عاطفی و ذهنی عمیقتر برسند نیز پیشنهاد میشود که این کتاب صوتی را تجربه کنند.
زمان
۵ دقیقه
حجم
۴٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۵ دقیقه
حجم
۴٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
قابلیت انتقال
ندارد