
دانلود و خرید کتاب صوتی چشم بیت لحم
معرفی کتاب صوتی چشم بیت لحم
کتاب صوتی «چشم بیت لحم» نوشتهٔ ابراهیم نصرالله با ترجمهٔ سید حمیدرضا مهاجرانی و روایت معصومه عزیزمحمدی اثری داستانی است که نشر سماوا آن را منتشر کرده است. این کتاب بخشی از سهگانهٔ «ناقوسهای سهگانه» است و به زندگی و مبارزات مردم فلسطین، بهویژه نقش مسیحیان در تاریخ این سرزمین میپردازد. داستان حول محور زندگی «کریمه عبود»، نخستین بانوی عکاس جهان عرب، شکل میگیرد و با نگاهی مستند و روایی، وقایع تاریخی و اجتماعی فلسطین را بازتاب میدهد. نسخهی صوتی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب چشم بیت لحم
«چشم بیت لحم» اثری داستانی و تاریخی است که در قالب رمان روایت میشود و بخشی از مجموعهای سهگانه با عنوان «ناقوسهای سهگانه» بهشمار میآید. ابراهیم نصرالله در این کتاب با تکیهبر مستندات تاریخی و شخصیتهای واقعی، تصویری از زندگی مردم فلسطین در قرن ۲۰ ارائه داده است. تمرکز اصلی داستان بر خانوادهای مسیحی در بیتلحم و بهویژه بر زندگی و دغدغههای «کریمه عبود» است؛ زنی که با عکاسی، هویت و فرهنگ سرزمینش را ثبت میکند و در برابر تحریف تاریخ و هویت فلسطینیان مقاومت نشان میدهد. ساختار کتاب روایی و شخصیتمحور است و با نگاهی عمیق به روابط خانوادگی، تأثیر جنگ و اشغال، و نقش زنان در جامعه فلسطین، مخاطب را با لایههای مختلف تاریخ و فرهنگ این سرزمین آشنا میکند. روایت کتاب با جزئیات احساسی و توصیفهای دقیق، فضای بیتلحم و تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوران را بازآفرینی کرده است.
خلاصه کتاب چشم بیت لحم
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان «چشم بیت لحم» با محوریت زندگی «کریمه عبود» آغاز میشود؛ دختری از خانوادهای مسیحی در بیتلحم که از کودکی شیفتهٔ عکاسی است و با دریافت نخستین دوربینش، دنیای تازهای را تجربه میکند. او در فضایی آکنده از خاطرات تلخ و شیرین خانوادگی، بهویژه مرگ برادرش نجیب، رشد میکند و عکاسی را راهی برای ثبت لحظات و حفظ خاطرات عزیزانش میداند. روایت کتاب، زندگی کریمه را در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی فلسطین دنبال میکند؛ از اشغال سرزمین توسط نیروهای انگلیسی تا مقاومت مردم در برابر تحریف هویت و تاریخشان. کریمه با دوربینش نهتنها زیباییهای زندگی و طبیعت را ثبت میکند، بلکه به مقابله با پروژههای صهیونیستی میپردازد که میکوشند خانههای فلسطینیان را بیساکن جلوه دهند. او با عکسهایش نشان میدهد که این خانهها ساکنان اصیل دارند و تاریخ این سرزمین زنده است. در کنار روایت زندگی کریمه، داستان به فرازونشیبهای خانوادهٔ او، بیماری و رنج برادرانش، و تلاش پدرش اسقفسعید برای حفظ امید و ایمان در دل خانواده میپردازد. کتاب با نگاهی انسانی و جزئینگر، تأثیر جنگ، اشغال و مهاجرت را بر زندگی شخصیتها نشان میدهد و نقش زنان را در حفظ فرهنگ و هویت فلسطینی برجسته میسازد. در نهایت، «چشم بیت لحم» داستان جستوجوی هویت، امید و مقاومت در دل تاریکیهاست، بیآنکه پایان ماجرا را افشا کند.
چرا باید کتاب چشم بیت لحم را بشنویم؟
این کتاب با روایت زندگی یک زن عکاس فلسطینی، تصویری ملموس از تاریخ، فرهنگ و مقاومت مردم فلسطین ارائه میدهد. «چشم بیت لحم» با تکیهبر واقعیتهای تاریخی و شخصیتهای واقعی، به مخاطب امکان میدهد تا از زاویهای متفاوت با تحولات اجتماعی و سیاسی این سرزمین آشنا شود. روایت داستانی و جزئینگر کتاب، تجربهٔ زیستن در شرایط اشغال و مبارزه برای حفظ هویت را بهگونهای به تصویر میکشد که کمتر در آثار دیگر دیده میشود. شنیدن این کتاب فرصتی است برای آشنایی با نقش زنان در تاریخ فلسطین و تأمل بر قدرت هنر و عکاسی در ثبت حقیقت و مقابله با تحریف تاریخ.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب برای علاقهمندان به رمانهای تاریخی، دوستداران ادبیات معاصر عرب، پژوهشگران حوزهٔ فلسطین و کسانی که دغدغهٔ هویت، مقاومت و نقش زنان در تاریخ را دارند، مناسب است. همچنین برای کسانی که به دنبال روایتهایی انسانی از زندگی در شرایط اشغال و بحران هستند، شنیدن این اثر پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب چشم بیت لحم
«کریمه نمیتوانست توی صورت آنانی که دوستشان داشت نگاه کند چون هميشه ترس از آن داشت که مبادا آنها را هم از دست بدهد. هرچند کریمه با داداش کوچولویاش: نجیب، دو سال اختلاف سن داشت اما در چشم و دلش بهصورت یک موجود استثنایی جلوه میکرد. انگار زیباترین هدیهای بود که دنیا آن را فقط و فقط به او داده. وقتی مرگ نجیب را از دستش گرفت حس کرد چیزی را از او دزدیدهاند که فقط مال خودش و نه حتی مال مادرش بوده. چون نالههایی که مادرش در سوگ مرگ نجیب سر میداد به مراتب کمتر از زاری و شیونهای کریمه بود که مثل زلزلهای بنیانکن روح و روانش را بر سرش آوار میکرد. نالههایی که در سینهاش سریده بودند و او نه راه گریزی از آنها داشت و نه گزیری. تنها چیزی که به شکل ناگهانی گم شدهاش را به او برمیگرداند همان عکس خانوادگیای بود که توی آن مادرش نجیب را در آغوش گرفته بود. کریمه خیلی خوب به یاد میآورد آن روز عکاس به او که به نجیب چشم دوخته بود میگفت به دوربین نگاه کند. وقتی مجبور شد به عدسی دوربین چشم بدوزد با دست راستش دست چپ نجیب را گرفت طوری که انگار وظیفهٔ چشم دوختن به نجیب را به دستش سپرد و به او مأموریت داد او بپید تا مبادا یکباره گم شود.»
زمان
۵ ساعت و ۳۳ دقیقه
حجم
۷۶۳٫۸ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد
زمان
۵ ساعت و ۳۳ دقیقه
حجم
۷۶۳٫۸ مگابایت
قابلیت انتقال
دارد